ويژگي هاي حكومت مهدوي(عج) (5)

” ولايبقي في الارض خراب الا يعمر “[1]؛ در روي كره زمين هيچ نقطه خراب و ويراني نمي ماند مگر آنكه حضرت آنجا را آباد و معمور سازد.
” . . . حتي تمشي المرأه بين العراق الي الشام لا تضع قد ميها الا علي النبات “[2]؛ بقدري آباداني فراوان مي شود كه زني از سرزمين عراق تا شام پياده اگر طي طريق كند در تمام مسير روي سبزيها و نباتات گام بر مي دارد و زمين خشك و بايري نخواهد ديد. حال اگر مقايسه كوچكي انجام شود عظمت آباداني در آن عصر روشن مي شود: تنها در گوشه اي از عالم يعني جمهوري اسلامي ايران كه اين همه سرزمينهاي كوير و بي آب و علف وجود دارد اگر بخواهيم گوشه هايي را كوير زدايي كنيم چقدر با مشكلات روبرو هستيم و سآلها طول مي كشد و چه بسا توفيق چنداني هم نيابيم، ولي در زمان حكومت امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ كل كره زمين آباد مي شود و كوير زدائي مي گردد و سرزمين موات و بايري نخواهد ماند و اين واقعاً رويا و آرزوي هر انساني است كه انشاء الله در آن عصر جامعه عمل خواهد پوشيد.
11. امنيت عمومي
مقدمه: امنيت از امن و امان به معناي سلامتي است و ريشه اصلي آن سكون و آرامش خاطر است و در اهميت آن همين بس كه ابراهيم خليل _ عليه السلام _ وقتي درباره مكه دعا مي كند مي گويد: ” رب اجعل هذا بلداً آمناً “[3]؛ يا مي گويد: ” رب اجعل هذا البلد آمناً ” [4]؛ خدايا شهر مكه را شهر امني قرار ده، و خداوند دعاي او را مستجاب كرده و مي فرمايد: ” و من دخله كان امناً ” [5]؛ و نيز در اهميت امنيت اين بس كه وقتي روز قيامت فرشتگاه به بهشتيان مي گويند : بفرماييد وارد بهشت و به آنان خوش آمد مي گويند، مي گويند : ” ادخلـوها بسلام آمنين “[6]؛ يعني داخل اين باغها شويد با سلامت و امنيت، سلامت از هرگونه رنج و بيماري و ناراحتي و امنيت از هر گونه خطر، و پس از بشارت سلامت و امنيت، سلامت از هرگونه رنج و بيماري و ناراحتي و امنيت از هر گونه خطر و پس از بشارت سلامت و امنيت سخن از شسته شدن كينه ها از سينه ها و بر طرف شدن صفات زشت و ناپسندي همچون حسد و خيانت و مانند آن است كه روح اخوت و برادري را به هم مي زند، و نيز سخن از حذف تشريفات غلط و امتيازات نابجا است كه آرامش فكر و جان را در هم مي ريزد و نكته مهم اين است كه سلامت و امنيت نه تنها سر آغاز نعمتهاي بهشتي است بلكه پايه و اساس هر نعمتي است و بدون آن دو هيچ نعمتي قابل بهره گيري نيست و مع الاسف به تعبير معروف ” نعمتان مجهولتان الصحه و الامان ” همين دو نعمت معمولاً مورد غفلت انسان واقع مي شود و تا انسان از نعمت سلامتي بر خوردار است قدر نمي داند و نيز تا از نعمت امنيت برخوردار است قدر دان نيست. با حفظ اين مقدمه يكي از جهات بسيار مهمي كه در جامعه جهاني امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) خيلي روي آن تأكيد شده همين مسآله امنيت است، در آن زمان امنيت از جميع جهات در حد اعلا تأمين است: امنيت مالي، امنيت جاني، امنيت آبرويي، امنيت فكري و فرهنگي، امنيت اقتصادي، امنيت اعتقادي، امنيت نظامي، امنيت روحي و رواني، امنيت اجتماعي و . . . آرامش خاطر بر آن جامعه حكم فرما است و مرزهاي امنيت انسانها مورد تهديد واقع نمي شود در كمال آرامش وصلح و صفا به زندگي انساني مشغول هستند و قرآن وقتي سخن از حكومت صالحان مطرح مي كند و مي فرمايد:
خداوند به كساني كه از شما ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند وعده مي دهد كه آنها را قطعاً خليفه روي زمين خواهد كرد، همان گونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين و آئيني را كه براي آنها پسنديده پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل مي كند، آن چنان كه تنها مرا مي پرستند و چيزي را براي من شريك نخواهد ساخت.[7]
در اين آيه تأكيد بسيار سخن از تبديل خوف مومنان و نگراني آنان به امنيت است كه در سايه حكومت و خلافت صالحان اين امنيت مطلق تأمين مي شود، البته امنيت هدف نيست بلكه مقدمه اي است براي اينكه انسانها با خاطري آسوده خداي يكتا را بپرستند و هيچ چيز را شريك او در عبادت قرار ندهند و در اين باره روايات عجيبي در باب جامعه جهاني امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) وارد شده كه ذيلاً فرازهايي را نقل مي كنيم:
خدا در حديث قدسي مي فرمايد:
در آن زمان امنيت را بر روي زمين مي افكنم، و هيچ چيزي به چيز ديگر ضرر نمي رساند و هيچ چيزي از چيز ديگر نمي ترسد تا آنجا كه حشرات و چهار پايان در ميان مردم حركت مي كنند و هيچ كدام به ديگري آسيب نمي رساند و ستم گزنده ها را مي برم، و حالت تعصب و هجمه و درندگي را از درندگان سلب مي كنم.[8]
امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) فرماندهان و اميرانش را به همه بلاد گيل مي دارد و به آنها امر مي كند كه در ميان مردم به عدالت رفتار كنند و در آن زمان گوسفند و گرگ يكجا مشغول چرا مي شوند، و كودكان و مارها و عقربها كنارهم بازي مي كنند و به يكديگر آسيبي نمي رسانند، و تمام شر و بدي مي رود و تمام خير و نيكي ماندگار مي شود.[9] حال اينگونه تعبيرات كنايه از كمال امنيت و عدالت و عهد حضرت است كه انسانهاي گرگ صفت در كنار انسانهاي مظلوم و آرام و بي ضرر، زندگي مي كنند و حالت سبعيت و درندگي از انسانها سلب مي شود و كسي در صدد اضرار به ديگران نيست و ممكن است اين تعابير به ظاهرش باقي باشد و واقعاً در آن عصر گرگ و ميش كنار هم زندگي كنند، كودكان و مارها با يكديگر بازي كنند و . . . كه اين خيلي عجيب است و براي خيلي ها ممكن است باورش سنگين باشد ولي از قدرت خداوند و ولايت تكويني حضرت مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) و از تلاشهاي علمي دانشمندان براي اهلي كردن وحوش و . . . اين امور بعيد نيست و شايد نمونه كوچكي از آن را مربوط به زمان حضرت نوح بدانيم كه از هر حيواني يك جفت سوار كشتي نمود و همه در كنار هم زندگي كردند بدون اين كه به يكديگر آسيب برسانند و به هر حال اصل وجود امنيت و آرامش خاطر در جميع جهات مسلم است.
هنوز در دنيا امنيت مالي وجود ندارد و علي الدوام اخبار سرقتهاي بزرگ و كوچك در جرايد نوشته مي شوند امنيت جاني وجود ندارد و ممكن است در جوامع پيشرفته اي مثل آمريكا هم هفت تير بدستي به مدرسه اي حمله كند و عده اي را به خاك و خون بكشد، امنيت عرضي نيست و انسانهاي خائني هستند كه به ناموس ديگران به چشم خيانت مي نگرند و . . . باري غنا و بي نيازي، عدالت همه جانبه، امينت خاطر از هر جهت، عمران و آباداني و . . . اركان يك زندگي سالم و انساني است و حد اعلاي آن بدور از هر كم و كاستي در آن زمان بروز و ظهور خواهد كرد، هنوز بشر از گزند بيانها و قلمهاي مسموم و كفر آلود و شرك آميز و شبه افكن و . . . در امان نيست، مرزهاي عقيده و ايمان او امن نيست، مرز فكر و انديشه امن نيست، شياطين جن و انس در كمين هستند و تيرهاي صد شعبه مسموم و زهرآگين خود را به قلب افكار و انديشه ها و عقايد انسانها نشانه ميروند و پاسداران مرزهاي عقيدتي و ديني در سنگرند و با كمال جديت مراقب اوضاع هستند و نگرانند از اينكه مبادا نسل جوان گرفتار نابساماني فكري و اعتقادي شوند و . . . و امنيت جامع و كامل در آن عصر است و ما در انتظار رويت آن روزيم.
12. حاكم محبوب القلوب
از ويژگيهاي منحصر به فرد حكومت جهاني امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) آن است كه همه موجودات اعم از زنده ها و مردگان، ذوي العقول و غيره ذوي العقول، آسمانيان و زمينيان و در يك كلام خالق و مخلوق او را دوست دارند و به حكومت او راضي و خشنود مي شوند و لا اقل در مورد انسانها اين نكته مسلم است كه عمل كرد (در جزوه نا مفهوم بود) و اقامه قسط و عدل جهاني باعث مي شود تا همه از حضرت راضي باشند و به حضرت عشق بورزند، و روايات در اين باب فراوان است كه براي نمونه مواردي را مي آوريم:
” . . . يرضي بخلافته اهل السماوات اهل الارض و الطير في الجو “[10] ساكنان آسمانها و زمين و پرندگان هوا همگي به خلافت و حكومت حضرت مهدي راضي مي شوند (و با طيب نفس آنرا را مي پذيرند و بدان گردن مي نهند و از آن اطاعت مي كنند نه اين كه اكراه و اجبار و زور سرنيزه در ظاهر آنها را وادار به كردنش نمايد.) هيچ مرده اي باقي نمي ماند مگر اينكه آن خوشحالي در قلب او داخل مي شود و در جهان برزخ و خانه هاي قبرشان به ديدار يكديگر رفته و به يكديگر مژده مي دهند كه قائم آل محمد قيام كرده است. (آري آنها در جهان برزخ زنده اند و از اوضاع احوال اين جهان مطلع اند ولي ما از آنها اطلاعي نداريم.)[11]
” . . . يرضي عنه ساكن السماء و ساكن الارض “[12] ؛ ساكن آسمان و ساكن زمين از او خشنود مي شوند.
” . . . يفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطير و الوحوش و الاحياتان في البحر “[13]؛ ساكنان آسمان و زمين و پرندگان و حيوانات وحشي، ماهيان دريا همه و همه به آن حضرت فرحناك وخوشحال مي شوند. (و با جان و دل حكومتش را مي پذيرند و از فرمانش اطاعت مي نمايند.)
باري در امر حكومت اگر رابطه زور و قدرت و سر نيزه بود و دعا يا از ترس جان و مال و آبرويشان در برابر حاكم خم و راست شوند كه ارزشي ندارد و فضيلتي نيست، زيرا در جهان وحش و حيوانات جنگلي هم ضعيفتر از قويتر مي ترسد و در برابر او تسليم مي سود ولي اگر رابطه عشق و محبت و صفا و وفا ميان آنها حاكم بود اين ارزش دارد. حكومت بر جانها و قلبها مهم است و گرنه حكومت بر ابدان با سر نيزه هم ميسر است و يكي از تفاوهتهاي عمده حكومتهاي آلهي (حكومت انبياء، ائمه، اولياء آلهي) با حكومتهاي طاغوتي و استكباري در همين است.

[1] . منتخب الاثر، ص 482 .
[2] . بحار الانوار، ج 52، ص 316 .
[3] . بقره، 126 .
[4] . ابراهيم، 35 .
[5] . آل عمران 97 .
[6] . حجر، 45 و 46 .
[7] . نور، 55 .
[8] . بحار الانوار، ج 52، ص 384 .
[9] . منتخب الاثر، ص 475 .
[10] . بحار الانوار، ج 51، ص 91 .
[11] . بحار الانوار، ج 51، ص 35 .
[12] . بحار الانوار، ج 51، ص 74 و 104 .
[13] . منتخب الاثر، ص 472 .

منبع :علي محمدي خراساني- مجموعه مقالات(1)بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي(عج)، ص433