ويژگي هاي حكومت مهدوي(عج) (4)

اين بود رواياتي چند در رابطه با عدل اقتصادي كه از شاخه هاي اساسي عدل در دنيا است، ثروت براي همه، زندگي براي همه رفاه براي همه و در عصر امام مهـدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) اين عدل و حد اعلا پياده مي شود اما منظور از مال كدام است؟ آيا امام زمان اموال شخصي حلال مردم را از صاحبانش مي گيرد و در ميان آحاد انسانها تقسيم مي كند؟ و مالكيت فردي و شخصي را الغاء مي كند؟ هرگز و قطعاً مراد اين نيست زيرا اسلام مالكيت فردي را امضاء كرده و براي اموال خصوصي مردم احترام قائل شده و حرمت مال او را مثل حرمت خون او دانسته و همانطور كه ريختن خون مسلمان حرام است، بردن و گرفتن مال مسلمان هم با بودن طيب نفس او حرام است و معقول نيست كه امام _ عليه السلام _ به مردم اعلان كند هر چه از داراي داريد بياوريد و بايد ميان همه تقسيم شود كه هزار و يك تالي فاسد دارد و مدت دهها سال كمونيستم در جهان شعار الغاء مالكيت خصوصي و فردي داد و مالكيت را دولتي عمومي و اشتراكي دانست و ديديم كه چگونه فرو پاشيد و نابود شد. پس منظور چيست؟ منظور اموال عمومي است از منابع زير زمين و اخماس و زكوات و . . . كه بيت الامال مسلمين است و در اختيار امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) است ولي در آن زمان به قدري بيت المال سرشار از اموال عمومي است و خزانه هاي دنيا در دست امام زمان است كه هر چه بدهد پايان ندارد و اينها را در ميان مردم تقسيم مي كند و به طور مساوي به اشخاص مي دهد و علي القاعده بايد غير از اجرت و مزد و حقوق افراد و اشخاص و كاركنان مراكز مختلف باشد كه آن بر حسب استحقاق به افراد داده مي شود و يك فرد متخصص با يك فرد عادي و بي سواد يكسان نخواهد بود و گرنه افراد رغبت به كار نمي كنند و اين طرز حقوق دادن كه عدالت نيست بلكه ظلم است زيرا با قابليتهاي مختلف اگر مزاياي مادي يكسان باشد ظلم است و عدل آن است كه استحقاقها مراعات شود و هر صاحب حقي به حقش برسد تا تلاشها و كوششها حرمت نهاده شود. بلكه منظور از اموال، اموال عمومي و بيت المال است و علاوه بر پرداخت حقوق و استحقاقها به همه انسانها به طور مساوي تقسيم مي شود و مال همه است، البته اگر ثروت بيت الامال محدود باشد باز عدالت ايجاب مي كند كه به مناطق محرومتر، زود تر و بيشتر رسيدگي شود ولي با فرض اينكه در آن زمان ثروت دنيا در اختيار امام مهدي است و كم نمي آورد لذا تقسيم بالسويه در اين بخش قابل قبول است.
و در حديثي آمده : ” ويفيض المال فيضا ” [1] ؛ يعني اموال در زمان امام زمان فيضات دارد و مثل چشمه مي جوشد و پايان ندارد. كه بترسيم و اولويت ها را رعايت كنيم.
9. بي نيازي عمومي
در حكومت جهاني امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) همه انسانها از لحاظ زندگي اقتصادي بي نياز مي شوند و همگان در رفاه خواهند بود، بددخت و گرسنه و بي خانمان نخواهد بود، هيچكس ديگران را استثمار نمي كند و از آنها بهره كشي نمي كند و در اين باب روايات فراواني وجود دارد:
” . . . يتنعم امتي في زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط البر و الفاجر “[2] ؛ امت من در زمان امام مهدي آن قدر از نعمتهاي آلهي برخوردار باشند كه هرگز نظير آن را در عالم متنعم نشده اند و اين نعمتها فقط براي نيكان نيست بلكه نيك و بد همه از اين نعمتهاي بي پايان و خان گسترده مهدوي استفاده مي كنند.
” . . . و يجعل الله الغني في قلوب هذه الامه ” [3] ؛ در آن زمان خداوند غنا و بي نيازي را در دلها اين
امت قرار مي دهد، و قلباً احساس بي نيازي مي كنند.
” . . . و المال يومئذٍ كدوس يقوم الرجل فيقول يا مهدي اعطني، فيقول: خذ [4] ” ؛ يعني اموال در زمان امام زمان كدوس (مجمع طعام و هر آنچه از دراهم وي دنانير كه يكجا جمع شود) است يعني كوه كوه درهم و دينار و طعام و خوراكي وجود دارد و در اختيار امام زمان است و مردي بر مي خيزد و مي گويد: يا مهدي به من كمك كن، امام مي فرمايد: بگير، و اصلاً سخن از مبلغ و عدد نيست يعني هر چه بخواهيد به او مي دهد تا خود احساس بي نيازي كند و بگويد : بس است.
خداوند در زمان امام عصر (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) دلهاي امت پيامبر _ صل الله عله و آله و سلم _ را از غنا و بي نيازي مالامال مي كند و عدالت امام مهدي همه امت را فرا مي گيرد تا آنجا كه حضرت به شخصي امر مي كند كه در ميان مردم اعلان كند (وطبعاً اين اعلان در يك مسجد يا مكان خاص نيست بلكه از طريق رسانه هاي عمومي و شبكه سراسري دنيا اعلان مي كند.) چه كسي نياز مالي دارد؟ از ميان همه انسانها تنها يك نفر مراجعه مي كند و مي گويد: من، امام مي فرمايد : برو نزد خزانه دار و به او بگو : مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) تو را امر مي كند كه به من مبلغي بپردازي (سخن از وام و قرض دادن نيست بلكه عطاهاي مجاني و بلاعوض است.) و خزانه دار مي گويد : دامنت را پهن كن و آنقدر به او مي كند كه وي پشيمان مي شود و مي گويد : من نياز مالي ندارم و نمي خواهم، ولي خزانه دار پس نمي گيرد و قبول نمي كند و مي گويد: ما آنچه كه عطا كرديم باز پس نمي گيريم. [5]
“. . . فيجي ء الرجل فيقول : يا مهدي أعطني أعطني فيحثي له في ثوبه ما استطاع ان يحمله[6]”
مردي خدمت امام عصر مي رسد و مي گويد: اي مهدي به من كمك كن، به دستور امام تا آنجا كه مي تواند حمل كند به او درهم و دينار مي دهند. (يعني حد و مرزي ندارد و ظاهراً اينها غير از آن تقسيمي بالسويه و اضافه بر آن است كه در خزانه وجود دارد و هر كس هر چه بخواهد به او مي دهند، البته شرايط به گونه اي است كه اينگونه مراجعه كنندگان انگشت شمار مي باشند و مثل اين زمانها نيست كه اگر اعلان شود فلانجا فلان ماده غذائي را ارزان مي دهند يا مجاني تقسيم مي كنند و مردم بشنوند چه غوغائي مي شود و قيامتي به پا مي كنند و چه بسا عده زيادي زير دست و پا له شوند و وقتي اين مقايسات انجام مي شود عظمت ثروتهاي عمومي در آن زمان معلوم مي شود).
“…يعطي المال بغير عددٍ…”[7] ؛ بدون حساب كتاب و شمارش مال را عطا مي كند و به افراد مي دهد.
“…يطلب الرجل منكم من يصله بمآله و يأخذ من زكاته لايوجد احد يقبل منه ذلك استغني الناس بما رزقهم آله من فضله”[8]؛ هر چه انسان مي گردد كه كسي را پيدا كند و زكات اموالش را به او بدهد كسي را نمي يابد و فقير و مسكيني پيدا نمي شود چرا كه همگان به واسطه آنچه خداوند از فضل خويش به آنها روزي كرده، بي نياز مي باشند و نيازمندي نيست كه زكات قبول كند.
“…ولا يجد الرجل منكم يومئذً موضعاً لصدقته و لالبره لشمول الغني جميع المومنين”.[9]
و آن روزگار مردي از شما مي خواهد صدقه بدهد، نيكي كند (و به كسي كمك مالي كند) ولي كسي را نمي يابد چرا كه غنا و بي نيازي همه مومنان را فرا گرفته است.
باري آرزوي بشر از دير باز اين بوده كه روزي فقر و بدبختي را از جامعه خودشان ريشه كن كنند و همه آحاد مردم ثروتمند باشند، زندگي شرافتمندانه اي داشته باشند، و اين آرزوي ديرينه در زمان بقيه الله جامه عمل مي پوشد و همگان بي نياز مي شوند و زندگي مرفه و خوش و خرمي پيدا مي كنند، و بدهكاري شرمنده طلبكار نمي شود، هيچ مردي شرمنده اهل و عيال نمي گردد، هيچ رئيس اداره و كارخانه شرمنده كاركنانش نمي شود و . . .
10. عمران و آبادي
در حكومت جهاني امام عصر (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) همه نقاط زمين آباد و سر سبز و مالامال از محصول مي شود و معادن زير زميني استخراج مي شود و زمين روئيدنيهايش را مي روياند و آسمان قطرات بارانش را فرو مي فرستد و از زمين و آسمان نعمت ريزش مي كند و وفور نعمت است و نقطه اي خالي از عمران نخواهد ماند. اينك روايات :
” و يخرج له الارض افلاذ كبدها “[10]؛ زمين قطعه هاي كبدش را بيرون مي آورد.
” . . . ويرسل السماء عليهم مدراراً و لاتدخر الارض شيئاً من نباتها ” [11]؛ آسمان بارانش را مثل ناودان فرو مي فرستد و زمين همه روئدنيهايش را بيرون مي آورد و هيچ نباتي را ذخيره و احتكار نمي كند.
” . . . تنزل له السماء قطرها و تخرج له الارض بذرها “[12]؛ آسمان قطراتش را براي امام مهدي نازل مي كند (و بر سرزمينهاي او مي بارد) و زمين بذرش را خارج مي سازد. تا آنجا وفور نعمتها مي شود كه زندگان آرزو مي كنند كه اي كاش مردگان بودند و اين همه نعمت را مي ديدند: ” يتمني الاحياء الأموات “[13]؛ و زمين با ميل و رغبت كليد هاي در گنجهايش را به امام مي دهد تسليم مي كند: ” و تلقي اليه مسلماً مقاليدها ” [14]؛ در آن روز زمين گنجهاي پنهانش را هويدا مي كند و بركاتش را نمايان مي سازد[15] ؛ ” و انزل بركات من السماء و الارض وتزهر الارض بحسن نباتها و تخرج كل ثمارها و انواع طيبها “[16]؛ در آن روزگار بركات از آسمان و زمين فرو مي بارد و زمين با بهترين روئيدنيهايش گلباران مي شود و همه ثمراتش و انواع گياهان خوشبويش را خارج مي كند (و اين منبع عظيم و تمام نشدني ثروت، در اختيار امام مهدي قرار مي گيرد و آسمان از باريدن مضايقه نمي كند و زمين از روياندن دريغ نمي كند .) ” و تزيد المياه في دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اكلها و تستخرج الكنوز “[17]؛ در دولت امام مهدي آبها فراوان و نهرها امتداد مي يابد و زمين خوردنيهايش را دو چندان ظاهر مي كند و همه گنجهاي پنهان استخراج مي شود.

[1] . بحار الانوار، ج 51، ص 80 .
[2] . بحار الانوار، ج 51، ص 78 .
[3] . بحار الانوار، ج 51، ص 84 .
[4] . بحار، ج 51، ص 88 .
[5] . بحار الانوار، ج 51، ص 92 .
[6] . بحار الانوار، ج 51، ص 104 .
[7] . بحار الانوار، ج 51، ص 105 .
[8] . بحار الانوار، ج 52، ص 337 .
[9] . بحار الانوار، ج 52، ص 338 .
[10] . بحار الانوار، ج 51، ص 68 .
[11] . بحار الانوار، ج 51، ص 78 .
[12] . بحار الانوار، ج 51، ص 74 .
[13] . بحار الانوار، ج 51، ص 104 .
[14] . بحار الانوار، ج 52، ص 338 .
[15] . بحار الانوار، ج 52، ص 385 .
[16] . منتخب الاثر، ص 472 .
[17] . منتخب الاثر، ص 472 .

منبع :علي محمدي خراساني- مجموعه مقالات(1)بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي(عج)، ص433