ويژگي هاي حكومت مهدوي(عج) (3)

يا مي خوانيم: ” فيفتح علي يديه مشارق الارض و مغاربها”[1]؛ خداوند به دست امام زمان شرق و غرب عالم را فتح مي كند. و مي خوانيم:
“ويصير سلطاناً عليها “[2] يعني امام مهدي سلطان ارض است و بر كل كره زمين حكومت خواهد كرد و آخرين روايت در اين بخش اينكه :
” . . . اذا تناهت الامور الي صاحب هذا الامر رفع الله تبارك و تعالي له كل منخفض من الارض و خفض له كل مرتفع حتي تكون الدنيا عنده بمنزله راحه فايكم لو كانت في راحته شعره لم يبصرها “. [3]
هنگامي كه امور و كارهاي جهان به صاحب اين امر (امام زمان) برسد و به او منتهي شود، خداوند هر نقطه پستي از زمين را براي او بالا مي آورد و هر نقطه مرتفع را پست مي كند (پيداست كه مراد اين نيست كه زمين مسطح مي شود و از كروي بودن در مي آيد، بلكه با امكانات قوي علمي و صنعتي همه جهان را زير پوشش و در معرض ديد امام زمان قرار مي گيرد.) تا آنجا كه كل دنيا به مثابه كف دست انسان مي شود، آنگاه كدام يك از شما اگر مويي در كف دست + باشد آنرا نمي بينيد؟! (امام _ عليه السلام _ هم كل دنيا را مي بيند و از همه اطراف و اكناف جهان با خبر است و گرنه حكومت عادلانه بر همه زواياي ارض ممكن نيست.)
باري بسياري از جنگها و لشگركشيها و افساد در ارض و اهلاك حرث و نسل مربوط به حكومتهاي ستمگر است كه براي رسيدن به قدرت بيشتر به يكديگر مي تازند و رقيب را قلع و قمع مي كنند و انسانها را نابود مي كنند و تاريخ، كشور گشايان و جلادان و آدم كشان فراواني به خود ديده است و وقتي بساط حكومتها بر چيده شد و يك حكومت مركزي در كل دنيا بود با آن مردان نيرومند و آهنين اراده و كل هستي هم در معرض ديد حاكم مركزي بود و دقيقاً بر همه جا نظارت و اشراف داشت و در همه جا عدل و انصاف را مراعات نمود ديگر وجهي براي نزاع و فتنه و فساد و قتل و غارت وجود ندارد. جامعه بشري در كمال امنيت و آسايش به بندگي خدا و كوشش و تلاش مي پردازد.
6. از نظر قضايي:
در روايات مي خوانيم : ” فـيحكـم بين اهل التوراه بالاتوراه و بين اهل انجيل بلانجيل و بين اهل الزبور بالزبور و بين اهل الفرقان بالفرقان “[4]؛ يعني آن قاضي عادل و دادگستر در ميان پيروان تورات (يهوديان) بر اساس كتاب آسماني خود آنها يعني تورات (تورات اصيل) قضاوت مي كند و در ميان پيروان زبور طبق همان كتاب حكم مي كند، و در ميان پيروان فرقان (قرآن) نيز طبق قرآن حكم و قضاوت مي نمايد و از آنجا كه اين قضاوت صد در صد عادلانه است همه پيروان اديان از آن راضي هستند و سيره جد بزرگوارش امام علي _ عليه السلام _ را دنبال مي كند كه فرمود : ” لو كسرت لي الوساده لحكمت بين اهل التوراه بتوراتهم و بين اهل الزبور بزبورهم و بين اهل الفرقان بفرقانهم “.[5]
و نيز مي خوانيم: ” اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع في ايامه الجور . . . وردّ كلّ حق الي اهله “[6] ؛ حكم و قضاوت امام مهدي عادلانه خواهد بود، جور و ظلم و نامردي در ايام حكومت حضرت رخت بر مي بندد، هر حق به اهل آن باز مي گردد و مي خوانيم: ” و حكم بين الناس به حكم داود و حكم محمد _ صل الله عيه و آله و سلم _ “[7] ؛ امام زمان در ميان مردم چونان داود نبي _ صل الله عليه و آله و سلم _ و حضرت محمد _ صل الله عليه و آله و سلم _ حكم و قضاوت خواهد نمود، حكم داودي اين است كه قرآن مي گويد:
” يا داود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق و لا تتبع آلهوي فيضلك عن سبيل الله ” [8] ؛ حكم و قضاء بايد به حق و عادلانه باشد، حكم محمدي _ صل الله عليه و آله و سلم _ اين است كه : ” و ان حكمت فاحكم بينهم بالقسط ” [9] ؛ قضاوت بايد به قسط و عدل باشد. ” فاحكم بينهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم . . . “.[10] ؛ قضاوت بايد بر اساس احكام آلهي و ما انزل الله باشد. و در محاكم قضائي دنيا چنين قضاوت عادلانه اي يا اصلاً نيست يا بسيار كمرنگ است و نتها در گوشه اي از عالم تا حدودي كه مقدور است اين قضاوت صورت مي گيرد و در حكومت عدل مهدي در كل جهان قضاوت بر اساس احكام آلهي و عادلانه خواهد بود و به احدي كمترين ستمي نمي شود.
7. عدالت اجتماعي
مقدمه : از شاخصهاي بسيار مهم و بر جسته در حكومت جهاني امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) اقامه قسط و عدل به معناي وسيع كلمه است و در اين باره بيشترين روايت را داريم كه حدود يك صد و سي روايت باشد[11] ؛ قرآن كريم قيام به قسط و عدل را يكي از اهداف بعثت انبياء دانسته و براي آن اصالت قائل شده است: ” لقد ارسلنا رسلانا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط “[12] ؛ براي بشر قرن بيستم و قرون و اعصار بعدي عدالت و دادگستري از نان شب واجب تر و مهمتر است، بشر از بي عدالتي و شئون مختلف زندگي رنج مي برد، پيكره جامعه بشري از اين زاويه بيمار است و هر روز هم بر بيماريهاي آن افزوده تر شود تا آنجا كه جهان پر از ظلم و جور و بي عدالتي و شر گردد كه به دنبال آن عدل جهاني در همه ابعادش بروز و ظهور مي كند و تا بي عدالتي و ستم كل جهان را در همه ابعادش فرا نگيرد، بشر آمادگي پذيرش عدل مطلق را ندارد، مگر نه اين است كه امام علي _ عليه السلام _ قرباني عدالت گرديد (قتل في محراب عبادته لشده عدله) و امروزه زمينه پذيرش عدل جهاني روز به روز مهياتر شود، بشر متمدن و آگاه امروز از بي عدالتي اقتصادي و مالي رنج مي برد در گوشه اي از عالم بر قدرت آمريكا با بيست در صد امكانات و نفوس، هشتاد درصد سرمايه جهان را مي بلعد و در ساير نقاط عالم هزاران هزار انسان از قحطي و گرسنگي با مرگ دست به گريبانند، انسانها از بي عدالتي قضائي و تبعيضات رنج مي برند، از بي عدالتي اجتماعي رنج مي برد، امام مهدي كه بيايد كل زمين را عدل و داد فرا مي گيرد آن هم در تمام ابعادش عدالت را پياده مي كند و تمام مظاهر عدل در جهان پياده مي شود، عدل اقتصادي، عدل سياسي، عدل قضائي، عدل اجتماعي و . . . وگرنه عدل جهان ناقص خواهد بود.
با حفظ اين مقدمه مي گوئيم: يكي از ابعاد عدالت، عدل اجتماعي است و در اين رابطه رواياتي را مرور مي كنيم:
” . . . و وضع ميزان العدل بين الناس فلا يظلم احد احداً “[13] ؛ ترازوي عدالت را در ميان همه انسانها مي نهد و در سر تاسر جهان هيچ انساني به ديگري ستم نخواهد كرد، (امام عصر همه ستگران كوچك و بزرگ را سر جاي خود خواهد نشاند و اين زشت ترين پديده را كه همواره در طول تاريخ گلوي بشريت را فشرده، دفن خواهد كرد.)
“. . .و عدل في الرعيّه “[14] ؛ او در ميان همه رعايايش عدالت مي ورزد، عدل او عمومي است.
” . . . و يعدل في خلق الرحمن البرّ منهم و الفاجر “[15] ؛ او در ميان همه بندگان خدا عدالت را پياده مي كند و به عدل رفتار مي كند چه نيكان و چه افراد فاسق و فاجر ( عدالت او به طور يكسان در حق خوب و بد اجرا مي گدد.)
” . . . حتي لايري اثر من الظلم “[16] ؛ در اجراي عدالت تا آنجا پيش مي رود كه در هيچ گوشه دنيا اثر و نشانه اي از ظلم نماند و ديده نشود. (فاتحه ظلم را مي خواند و آن را از صفحه زمين محو مي كند.)
“…يطهر الارض من كل جور و ظلم>[17]؛ او سراسر گيتي را از هر گونه جور و ستمي پاكسازي مي كند.
امام باقر _ عليه السلام _ در ذيل آيه ي : ” اعلموا ان الله يحيي الارض بعد موتها “[18] ؛ فرمود: منظور از مرگ زمين، جور ظلم و ستم در آن است و امام زمان _ عليه السلام _ زمين را به وسيله عدالت زنده مي گرداند پس از آنكه با جور مرده باشد.[19]
8. عدالت اقتصادي
از نقاط بسيار برجسته در حكومت جهاني امام مهدي عدالت اقتصادي است، ثروت به طور عادلانه در ميان مردم تقسيم مي شود و هر كس از آن سهم خويش را دريافت مي كند ابتدا رواياتي در اين باب: ” . . . و يقسم المال صحاحاً ” [20] ؛ امام عصر اموال را به طور صحيح در ميان مردم تقسيم مي كند. ” . . . و يقسم المال بالسويه “[21] ؛ او مال را به طور مساوي در ميان مردم تقسيم مي كند.
” . . . يقسم الامال صحاحاً فقال رجل ما صحاحاً ؟ قال : بالسويه بين الناس [22] اذا قام قائمنا قسّم بالسويه و عد في الرعيه “[23] ” . . . يجمع اليه اموال الدنيا من بطن الارض و ظهرها فيقول لناس : تعالوا الي ما قطعتم فيه الارحام و سفكتم فيه الدما الحرام و ركبتم فيه ما حرم الله، فيعطي شيئاً لم يعطه احد كان قبله “[24] ؛ تمام اموار دنيا از دل زمين (منابع و اموال زير زميني و گنجها) و روي زمين نزد امام _ عليه السلام _ جمع مي شود .
آنگاه حضرت خطاب به مردم مي فرمايد: اينها همان چيز هايي هستند كه به خاطر آن قطع رحم كرديد، خون يكديگر را به زمين ريختيد، محرمات آلهي را براي رسيدن به آن مرتكب شديد، اينك بياييد و از اين اموال آنچه مي خواهيد براي خود برداريد و به قدري به اشخاص عطا مي كند كه احدي قبل از امام عصر (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) چنيني اعطائي نداشته است.
” . . . اذا قام قائمنا اضمحلّت القطائع فلا قطائع ” [25] وقتي قائم ما خاندان قيام كند همه قطايع مضمحل و نابود مي گردد و قطايعي نخواهد بود. (قطايع عبارت است از زمينهاي مرغوبي كه سلاطين و مستكبران و طاغوتها آنها را به زور از صاحبانش گرفته و به تيوّل خويش درآورده اند.

[1] . بحار الانوار، ج 51، ص 146 .
[2] . منتخب الائر، ص 292 .
[3] . بحار الانوار، ج 52، ص 328 .
[4] . بحار الانوار، ج 51، ص 29 .
[5] . كشف المراد، ص 385، چاپ جامعه مدرسين حوزه علميه قم .
[6] . بحار الانوار، ج 52، ص 338 .
[7] . بحار الانوار، ج 52، ص 338 .
[8] . ص، 26 .
[9] . مائده، 42 .
[10] . مائده، 48 .
[11] . منتخب الاثر ن ص 478 .
[12] . حديد، 25 .
[13] . بحار الانوار، ج 52، ص 322 .
[14] . بحار الانوار، ج 52، ص 351 .
[15] . بحار الانوار، ج 51، ص 29 .
[16] . بحار الانوار، ج 52، ص 470 .
[17] . بحار الانوار، ج 51، ص 145 .
[18] . حديد، 17 .
[19] . نور الثقلين، ج 5، ص 243 .
[20] . بحار الانوارن ج 51، ص 81 .
[21] . بحار الانوار، ج 51 ص 84 .
[22] . بحار الانوار، ج 51، ص 92 .
[23] . بحار الانوار، ج 52، ص 351 .
[24] . بحار الانوار، ج 52، ص 351 .
[25] . بحار، ج 52، ص 309 .

منبع :علي محمدي خراساني- مجموعه مقالات(1)بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي(عج)، ص433