ويژگي هاي حكومت مهدوي(عج) (1)

در اين مقآله نگاهي گذرا به ابعاد و زاواياي گوناگون زندگي اجتماعي در جامعه نبوي امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) داريم و از آنجا كه اين مسآله نقلي و مستند به خبرهاي آسماني و وحي است (و گرنه بر اساس محاسبات ديگر، آينده بشريت تاريك است) طبعاً با استفاده از آيات و روايات بايد مورد مطالعه قرار گيرد و نگارنده در اين مقاله از همين زاويه، وضع دنيا در عصر امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) را ترسيم نموده است:
1. از نظر اعتقادي و ديني
در جامعه امام زماني اثري از شرك و كفر و الحاد و زندقه و بت پرستي وجود نخواهد داشت و همانطوري كه بزرگترين دشمن معنويت و عقيده و به ماوراء طبيعت، يعني مركز ماديت و ماترياليسم، شوروي سابق از هم فرو پاشيد و نابود شد، كل مكتبهاي كفر و شرك نابود خواهد شد در سراسر عالم شعار توحيد طنين انداز خواهد شد و جوامع بشري به خداي يگانه ايمان خواهند آورد و تنها او را خواهند پرستيد، بشريت به يمن حكومت امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) گمشده واقعي خويش را خواهد يافت، و به او كه كمال مطلق هستي است عشق خواهد ورزيد و در برابر او كرنش خواهد نمود، همه يك خدا را مي پرستند، همه يك كتاب دارند (قرآن) به يك قبله نماز مي گذارند (كعبه)، شعار كل دنيا اذان خواهد بود، شيطان و ايادي او كوبيده مي شوند و رهزني نخواهند كرد.
دوباره زمين مرده به نور ايمان و حيات معنوي و مادي زنده خواهد شد، بتها در هم كوبيده مي شوند، صليب هاي دروغين شكسته خواهد شد و عيساي مسيح فرو خواهد آمد و به امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) اقتدا خواهد نمود و آن روز كوس رسوائي كليسا نواخته خواهد شد. اينك بيان آيات و رواياتي در اين رابطه:
” آنگاه كه قائم (آل محمد) قيام كند در جهان كافري نخواهد ماند “[1]
_ امام باقر _ عليه السلام _ در تفسير آيه : اعلموا ان الله يحي الارض بعد موتها [2] فرمود : منظور از مرگ اهل زمين كفر آنها است و الكافر ميت[3] كافر مرده است (هر چند داراي حيات ظاهري و مادي باشد ولي مرده متحرك است.)
_ ويكسر الصليب4؛ در آن زمان صليب ها شكسته مي شود و دروغ هزاران سآله مسحيت تحريف شده برملا مي گردد.
خداوند در شب معراج به رسول اكرم _ صل الله عليه و آله وسلم _ فرمود:
توسط قائم شما خاندان زمين را از ياد خودم و تسبيح و تقديس خويش آباد خواهم كرد، همگان مرا تسبيح گفته (و از عيوب و نقايص تنزيه خواهند كرد.) شعار لا آله الاالله و الله اكبر و الحمدلله ورد زبان همگان خواهد شد و به وسيله او زمين را از لوث وجود دشمنانم پاك خواهم گردانيد.[4]
_ . . . لا تبقي في الارض بقعه عبد فيها غير الله الا عبد الله فيها[5] بر روي زمين نقطه اي نخواهد ماند كه در آن مدتي غير خدا پرستش شده مگر انيكه خدا در آن پرستش خواهد شد. (بتخانه ها تبديل به مراكز عبادت الله مي شوند.)
3. رشد و تكامل عقول و انديشه ها
از جنبه ي فكر و انديشه، بشر در عصر حكومت جهاني امام زمان (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) خردمند و خرد ورز و خود پيشه و خرد مدار مي شود، عقول انسانها رشد و كمال پيدا مي كند، قبل از بيان رواياتي در اين باره، مناسب است خردمند را از زبان امام هفتم _ عليه السلام _ در خطابش به هشام بشناسيم: هر چيزي نشانه اي دارد و نشان خردمند تفكر و انديشه است، هر چيزي مركب راهواري دارد و مركب را هوار خردمند تواضع است.
خردمند كسي است كه حلال، او را از شكر خدا باز ندارد و حرام، بر صبر او غلبه نكند (در برابر حرامها بردبار باشد .) خردمند كسي است كه عمل كم از او پذيرفته و دو چندان مي شود . خردمندان در دنيا زهد پيشه كرده و به دنيا و زخارف آن بي اعتنا و به آخرت راغب و متمايل هستند. خردمند هر سخني نگويد، نزد هر كس حرف نزند، از هر كسي تقاضا نكند، هر وعده اي ندهد، بيش از حد استحقاق و استعداد خويش خواهان نيست، خردمند دروغ نمي گويد هر چند در آن هواي نفس او باشد، خردمند دورويي و نفاق ندارد، خرد چراغ روح است، خردمند خدا شناس است، در ميان بندگان بالاتر از عقل چيزي تقسيم نشده، خواب انسان خردمند برتر از بيداري انسان بي خرد است، خداوند هيچ پيامبري را بر نيانگيخت مگر آنكه عاقل و خردمند بود و خود او بالاتر از همه كوشش كوشش كنندگان بود. با خردمندان حشر و نشر داشته باش و از بي خردان چونان درندگان خطر ناك فرار كن و . . .[6]
و اما روايات: ” . . . اذا قام قائمنا وضع يده علي روس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم “.[7]
و در حديثي وضع الله يده . . . دارد، به هر حال در حكومت جهاني امام مهدي (عجل الله تعالي و فرجه الشريف) دست خود حضرت كه يدالله است بالاي سر انسانها است يا دست خدا بر سر بندگان است كه آن هم ممكن است به معناي حقيقي كلمه باشد كه خداوند مستقيماً دست قدرت خويش را بر سر بندگان مي نهد و خردهاي آنان را جمع و متمركز مي سازد و به كمال بلوغ انساني مي رسند. و وقتي در جامعه اي خردمندي حاكم شد شيطان منزوي مي شود، هواهاي نفساني مهار مي شود، بساط گناه برچيده مي شود، جامعه عاقل گرد گناه نمي گردد، مفاسد اجتماعي از ميان مي رود، اگر هم براي فردي لغزشي پيش آيد بلافاصله متنبه شده و استغفار مي نمايد : همه براي يكديگر ناصح امين هستند، خير خواه ديگران مي باشند، ستم به ديگران و به خويشتن نمي نمايند، در مسير خسران و خذلان گام نمي نهند و راه سعادت و عزّت داري مي پيمايند، و . . .
سئوال : آيا جوامع پيشرفته صنعتي و كشورهاي اروپايي و امريكايي عاقل نيستند كه آن همه مفاسد و فجايع و گناهان بسيار بزرگ در آنها پيدا مي شود ؟
جواب : جوامع صنعتي هوش و استعدادشان زياد شده، دانش و تجربه آنها بالا آمده و در سايه تيز هوشي و سخت كوشي و پايمردي در مسائل گوناگون علمي و فني و صنعت و تكنولوژي به اعماق درياها سفر كرده و تا اوج آسمانها به پرواز در آمده اند و جداً در اين زمينه پيشرفتهاي شگرفي پيدا كرده و ارمغانهاي بزرگي براي بشريت آورده اند، از جهان اتمها و موجودات ذره بيني تا جهان كهكشانها و سحابي ها را كه ميليونها سال نوري با زمين فاصله دارند در زير سيطره و نفوذ علمي خويش در آورده و به تاخت و تاز در عرصه فضاي بيكران جهان مشغول مي باشند، در دانش طب پيشرفتهاي عظيمي كرده اند و امروزه در دنيا پيوند اعضاء به صورت امر رايج در آمده است و . . . ولي عقل و خرد آنها بالا نيامده و رشد نكرده و شكوفا نشده و از قوه به فعليت در نيامده است اگر عقل بالا مي آمد كه گناه نمي كردند، ستم و تبعيض و فساد اخلاقي در آنجا رواج نداشت.
امام خردمندان جهان حضرت صادق آل محمد _ صل الله عليه و آله و سلم _ مي فرمايد:
” العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان؛ عقل آن است كه انسان به وسيله او خدا را بپرستد و بهشت جاودان را كسب كند “.
راوي پرسيد: پس آنچه در معاويه بود چيست؟ حضرت فرمود: ” تلك الفكري، تلك الشيطنه و هي شبيهه بالعقل و ليست بعقل “.[8]
يعني معاويه هوش بالائي داشت و باهوش شيطنت ميكرد. مردم معاويه را باهوش تر و سياستمدارتر از امام علي _ عليه السلام _ مي دانستند و لذا امام در خطبه اي مي فرمايد:
” والله ما معاويه بأدهي مني، و لكنه يغدر و يفجر و لو لا كراهيه الغدر لكنت من ادهي الناس، ولكن كل غدره فجره، و كل فجره كفره و لكل غادرٍ لواء يعرف به يوم القيامه، و الله ما استغفل بالمكيده و لا استغمز بالشديده “. [9]
ترجمه: سوگند به خدا، معاويه از من سياستمدارتر نيست، اما او نيرنگ مي زند و مرتكب انواع گناه مي شود اگر نيرنگ ناپسند و ناشايسته نبود من سياستمدار ترين مردم بودم، ولي هر نيرنگي گناه است، و هر گناهي يك نوع كفر است، در قيامت هر غدّار و مكّاري پرچم خاصي دارد كه به آن وسيله شناخته مي شود . به خدا سوگند من با كيد و مكر اغفال نمي شوم و در روياروئي با شديدان ناتوان نمي گردم.
باري عقل حجت خدا است، عقل در رديف انبياء و امامان است، امام كاظم _ عليه السلام _ خطاب به هشام فرمود :
” اي هشام ! خداوند در ميان مردم دو حجت دارد: 1_ حجت ظاهري كه عبارت است از پيامبران و امامان _ عليه السلام _ 2_ حجت باطني و دروني كه عقل باشد،”[10] همانطور كه پيامبران هرگز به گناه دعوت نمي كنند عقل هم هرگز به گناه دعوت نمي كند، عقل جز به راستي و درستي و پاكي و حسن نيت دعوت ندارد، دنياي امروز عقل را كوبيده و هوش و دانش به حد اعلا رسيده است، حاكم بر دنياي صنعت هوش است اختراعات همه مال هوش است، علم مربوط به هوش و استعداد است، آري اگر در كنار اينها عامل باشند دانش و هوش را در مجراي صحيح انساني به كار مي گيرند . به عنوان مثال بشر به وسيله دانش، رودخانه ها را مهار مي كند، سد مي سازد، درياچه درست مي كند، كانال مي زند و هزاران هكتار از اراضي موات و بي حاصل را احياء مي كند، ولي همين دانش است كه به فرمان بشر به هنگام جنگ اين سد را منفجر مي كند هزاران انسان و حيوان و باغ و مزرعه طعمه سيلاب مي شود، سد ساختن علم است، ويران كردن سد نيز علم است، علم چونان شمشير دو دم است كه اگر به دست اهلش قرار گيرد در جهت قطع اعضاء فاسد به كار مي رود تا سلامتي ديگر اعضاء تأمين شود ولي اگر به دست نا اهلان بيفتد صد بار از شمشير برنده در كف زنگيِ مست خطرناكتر خواهد بود.
[1] . تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 27 .
[2] . حديد، 17 .
[3] . تفسير نور الثقلينن ج 5، ص 242 و بحاد الانوار، ج 51، ص 54 .4 . بحار الانوار، ج 51، ص 61 .
[4] . همان، ج 51، ص 61 .
[5] . بحار الانوار، ج 51، ص 66.
[6] . تحف العقول، ص 275 _ 295 .
[7] . بحار الانوار، ج 52، ص 328 و 336 .
[8] . اصول كافي، ج 1، ص 16.
[9] . نهج البلاغه صبحي صالح، خطبه 200، ص 318.
[10] . تحف العقول، ص 285 .
منبع :علي محمدي خراساني- مجموعه مقالات(1)بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي(عج)، ص433