وقايع ظهور حضرت مهدي(عج)(4)

شرح اين مطلب را در فصل آيند بيان خواهيم داشت.
فرود عيسي بن مريم از آسمان:
نزول پيامبر بزرگ خدا يعني عيسي بن مريم (عليهماالسّلام) از آسمان به هنگام قيام حضرت مهدي (عليه السّلام) از حقايق ثابت نزد همه مسلمانان است، با همه اختلافاتي كه در روش‌ها و مذاهب دارند و از اموري است كه به هيچ وجه نمي‌توان درباره آن شكّ و مجادله نمود.
شايد تنها حكمت در نزول آن پيامبر بزرگ به هنگام قيام حضرت بقية الله الاعظم(عليه السّلام) تقويت جبهه امام عصر و اعتراف و تصديق به اين مطلب باشد كه آن امام هُمام و بزرگوار، حق است و در آن ترديدي نتوان داشت؛ به ويژه پس از اقتداء آن حضرت به ولي عصر ارواحنا فداه درنماز؛ كه به زودي خواهيم دانست.
نزول حضرت مسيح به زمين از عجيب ترين عجائب و مهم‌ترين حوادث و عظيم‌ترين نشانه‌ها و بزرگ‌ترين دلايل محسوب مي‌شود. آيا شگفت نيست كه انساني در زمين زندگي مي‌كرده، سپس به آسمان بالا رفته باشد و در آنجا بيش از هزارو نهصد سال زندگي نموده مجدداً به زمين بازگردد؟! با توجه به اينكه اين انسان از ديگران به امتيازات زير ممتاز مي‌گردد: اولاً اينكه، پيامبري از پيامبران خدا و از اولوالعزم است
ثانياً، صاحب شريعت و كتاب آسماني مي‌باشد، هر چند پس از وي دست تحريف و زشتكاري به شريعتش راه يافته است.
ثالثاً، بدون پدر آفريده شده است.
رابعاً، امت وي امروز حدود يك ميليارد نفرند و در بين پيروان او پادشاهان و اميران و رؤسايِِ جمهور و غير آنان از همه طبقات وجود دارند.
خامساً، ميليون‌ها تصوير و مجسمه او در كليساها و مدارس نصب و بر گردن پيروانش آويخته و در خانه‌ها و محلات موجود است. علاوه بر آن، ترسايان عقايدي منحرف نسبت به حضرت عيسي بن مريم دارند؛ برخي از آنان معتقدند كه او پسر خدا است و گروهي وي را خدا مي‌دانند… و خدا بزرگتر است ازآن چه كه كافران و مشركان گويند.
به هر حال حضرت عيسي روح الله نزد همه مسيحيان مقدس است و بديهي است كه ديگر ملل و اديان نيز نسبت به اين شخصيت خود را به ناداني نمي‌زنند.
به همين ترتيب، مسلمانان به پيروي از قرآن كريم ـ كه حضرت عيسي مسيح (عليه السّلام) را چند جا به پاكي و بزرگي ياد كرده است ـ آن حضرت را از نظرعقيده در جايگاه سزاوارش مي‌شناسند. نظر به اهميت اين حقيقت (نزول حضرت عيسي (عليه السّلام) از آسمان) احاديث فراوان و متواتري را مي‌توان يافت كه به اين معني تصريح نموده‌اند. اگر به منابع حديثي مراجعه نمائيم، بسياري از دانشمندان و حافظان اهل تسنّن و ائمه حديث را مي‌يابيم كه نزول حضرت عيسي بن مريم را از آسمان به هنگام قيام حضرت مهدي (عليه السّلام) ذكرنموده‌اند؛ گو آنكه برخي نخواسته‌اند به صراحت به اين حقيقت اعتراف كنند و حديث را دستكاري و اول و آخرش را حذف كرده‌اند يا به خاطر اهدافي ـ كه خداي متعال مي‌داند ـ با الفاظ حديث بازي نموده‌اند.
ابن بخاري است ـ كه نزد اهل تسنن ا زائمه حديث مي‌باشد و كتاب او را در رأس كتاب‌هاي صحيح مي‌دانندـ كه اقتداء حضرت عيسي مسيح (عليه السّلام) را به حضرت بقية الله الاعظم ذكر مي‌كند ولي با رعايت اجمال و ابهام؛ اين گونه از ابو هريره نقل است كه گويد: رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند:
« چگونه خواهيد بود آن هنگام كه فرزند مريم در ميان شما فرود آيد و امام شما از خودتان باشد؟»[1]
حديث فوق را مسلم در «صحيح» خود [2]و ديلمي در كتاب خود به نام«فردوس الاخبار» (درحرف كاف) و احمد بن حنبل در«مسند» خود نقل كرده‌اند. [3]
نعيم بن حمّاد، استاد بخاري در حديث، نزول حضرت عيسي مسيح (عليه السّلام) از آسمان را ذكر مي‌نمايد ولي به نام حضرت مهدي (عليه السّلام) تصريح نمي‌كند! وي حديث را به اسناد خود ازكعب اين گونه نقل مي‌كند:
«عيسي مسيح كنار پل سفيد در دمشق شرقي، وقت سحر فرود مي‌آيد. ابري او را حمل مي‌كند. دو دست خود را بر شانه دو فرشته نهاده دو پارچه سراسري در بردارد؛ يكي از آنها را بركمر بسته و ديگري را بردوش افكنده است. وقتي سر خود را خم مي‌كند عرق از سر او مانند مرواريد قطره قطره مي‌چكد. يهود نزد او آمده گويند: ما ياران توييم.
گويد: دروغ مي‌گوييد. پس از آن مسيحيان نزد او مي‌آيند و به او مي‌گويند: ما ياران توييم. گويد: دروغ مي‌گوئيد. ياران من مهاجرانند؛ باقيمانده ياران حماسه. به مجمع مسلمانان ـ آنجا كه هستند مي‌آيدـ مي‌يابد كه خليفه آنان با آنان نماز مي‌گزارد وقتي مسيح او را مي‌بيند عقب مي‌ايستد آن خليفه به وي گويد: اي مسيح الله، با ما نماز بگزار. حضرت عيسي مسيح گويد: نه، تو با يارانت نماز بگزار، خداوند از تو خشنود است. من وزير برانگيخته شده‌ام نه امير.
پس خليفه مهاجران يك نماز دو ركعتي با آنان مي‌گزارد، درحالي كه فرزند مريم در ميان آنها است …»[4]
نعيم بن حمّاد حديث ديگري را ازحُذيفه بن يمان از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي‌كند. در اين حديث مشخّص مي‌شود كه (نعيم بن حمّاد) چگونه با الفاظ حديث بازي مي‌كند. او مي‌گويد:«حضرت عيسي فرود مي‌آيد. مردم به او خوشامد مي‌گويند و از فرود آمدنش خوشحال مي‌شوند. چرا كه آمدن او راست بودن حديث رسول الله (صلي الله عليه و آله) است آن گاه به مؤذّن گويد: براي نماز، اقامه بگو مردم گويند: پيشاپيش ما نماز بگزار. وي گويد: به سوي امام خود برويد تا با شما نماز بگزارد؛ او خوب امامي است پس امامشان با آنان نماز مي‌گزارد و حضرت عيسي هم با آنان در نماز خواندن همراهي مي‌كند.»[5]
ديديدكه چگونه با اين احاديث به شدّت بازي كرده به نام حضرت مهدي (عليه السّلام) تصريح نكرده‌اند؛ گاهي از ايشان به نام «امامتان» و زماني به نام «خليفه آنان» و در برخي كتاب‌ها «اميرآنان» تعبير گرديده است. درعين حال برخي از دانشمندان آنان ـ آنها كه عقيده‌شان بر(حريت) قلم‌هايشان سبقت نگرفته است ـ اين حديث را بدون دستكاري و تحريف نقل نموده‌اند ذيلاً برخي ازآن احاديث نقل مي‌شود:
از ابو سعيد خدري نقل است كه مي‌گويد: رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند:«از ماست آن كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي‌خواند.»[6]
حُذيفه بن يمان از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) چنين نقل مي‌كند:« وقتي عيسي بن مريم فرود مي‌آيد، مهدي (عليه السّلام) به وي ـ كه گويي از موي سرش آب مي‌چكدـ[7] روي مي‌كند و مي‌گويد: پيش آي و با مردم نماز بگزار. عيسي بن مريم گويد: نماز براي تو به پا شده است. پس حضرت عيسي پشت سر مردي از فرزندان من نماز مي‌گزارد. وقتي نماز خوانده شد، عيسي برمي‌خيزد. تا آن كه در مقام مي‌نشيند و با وي بيعت مي‌نمايد.»[8]
از عبدالله بن عباس نقل شده است كه گويد: رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند:«سوگند به آن كس كه مرا به حق به عنوان بشير مبعوث فرمود، اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد خداي تعالي آن روز را آن قدرطولاني مي‌فرمايد تا در آن روز فرزندم حضرت مهدي (عليه السّلام) ظهور كند پس عيسي بن مريم (عليه السّلام) فرود آمده پشت سر او نماز مي‌گزارد.»[9]
حضرت اميرالمؤمنين (عليه السّلام) در داستان دجال مي‌فرمايند:«… حضرت مهدي (عليه السّلام) داخل بيت المقدس شده به عنوان امام جماعت بر مردم نماز مي‌گزارد. وقتي روز جمعه شود و نماز اقامه شود، عيسي بن مريم (عليه السّلام) با دو جامه درخشان قرمز فرود مي‌آيد؛ گويي كه از سر او روغن مي‌چكد موهاي سراو صاف، چهره‌اش زيبا و شبيه ترين خلق خدا به پدرتان ابراهيم خليل الرحمان است. حضرت مهدي (عليه السّلام) عيسي (عليه السّلام) را مي‌بيند و به عيسي مي‌گويد اي فرزند بتول با مردم نماز بگزار.[10] عيسي گويد: نماز براي تو به پا شده است. پس مهدي (عليه السّلام) پيش آمده با مردم نماز مي‌گزارد و عيسي در پشت سر او نماز گزارده با وي بيعت مي‌نمايد.»
اكنون برخي از آنچه را علماء عامّه پيرامون فرود آمدن حضرت عيسي (عليه السّلام) به هنگام قيام حضرت مهدي (عليه السّلام) گفته‌اند ذكر مي‌نمائيم:
آلوسي گويد:[11] «مشهور آن است كه او ـ يعني حضرت عيسي (عليه السّلام) در دمشق نازل مي‌شود و مردم در حال گزاردن نماز صبح‌اند. امام ـ كه حضرت مهدي (عليه السّلام) باشد ـ عقب مي‌ايستد اما عيسي (عليه السّلام) وي را پيش مي‌دارد و پشت سر او نماز مي‌خواند و مي‌گويد: نماز براي تو بر پا شده است.»
سيوطي دركتاب الحاوي علي الفتاوي (ج2، ص167)ـ در رد كسي كه نماز خواندن حضرت عيسي را به امامت مهدي (عليه السّلام) انكار مي‌كندـ ‌گويد:«اين از عجيب‌ترين عجائب است؛ چرا كه نماز گزاردن حضرت عيسي (عليه السّلام) پشت سر حضرت مهدي (عليه السّلام) در احاديث صحيحي كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) خبر داده‌اند مطلب ثابتي است و او راستگوي تصديق شده‌اي است كه خبر وي خلاف نخواهد شد.»
سپس برخي از آنچه را كه در اين زمينه روايت گرديده است ذكر مي‌نمايد. خواننده گرامي، آنچه گذشت برخي از احاديث و مصادر آنها از كتب عامّه و سخنان دانشمندان ايشان در موضوع نزول عيسي بن مريم از آسمان به هنگام قيام حضرت مهدي (عليه السّلام) بود.

پی نوشتها:

[1] . صحيح بخاري، چاپ الميمنيه مصر، 1312 ق، باب نزول عيسي بن مريم ،ج2، ص 158
[2] . صحيح مسلم، كتاب الايمان، باب نزول عيسي بن مريم ، ج2 ص500 .
[3] . مسند احمد حنبل،چاپ الميمنيه، مصر، 1313ق، ج2 ص336، نورالابصار شبلنجي، مصر، 1384 ه.ق ص170 ، عقد الدرر، باب دهم،ص 229 به نقل از صحيح بخاري و صحيح مسلم.
[4] . الملاحم و الفِتن، سيد بن طاووس،باب 187، ص83
[5] . همان، ص 84.
[6] . عقد الدرر،باب دهم، ص230؛ ينابيع المودة، حافظ ابونعيم نيز آن را در دو كتاب خويش :اربعين و حليّة الاولياء نقل مي‌كند.
[7] . يعني موي سر او مي‌درخشد گويي كه آن را روغن آلود كرده است يا آنكه با آب شسته است.
[8] . عقد الدرر، ص230ـ 229 و پس از ذكر حديث گويد: حافظ ابو نعيم درمناقب المهدي و طبَراني در معجم خود حديث را نقل كرده‌اند.
[9] . فرائدالسّمطين، ج2، ص312.
[10] . بتول زني را گويند كه خون حيض و نفاس نمي‌بيند، بانو مريم مادر عيسي (عليه السّلام) چنانكه در احاديث آمده است طاهره بود و خون نمي‌ديد.
[11] . در كتاب خود، روح المعاني، ج25 ، ص95 در تفسير آيه 59 از سوره زخرف.

منبع :سيد محمد كاظم قزويني ـ امام مهدي از ولادت تا ظهور، ص524