وقايع ظهور حضرت مهدي(عج)(2)

اين ميراث از پيامبراني كه قبلاً مي‌زيسته‌اند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رسيد. پس از وفات پيامبر گرامي نيز اين مجموعه به علاوه ميراث‌هاي شخص رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به خليفه شرعي آن بزرگوار يعني حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السّلام) و پس از ايشان به حضرت امام حسن مجتبي (عليه السّلام) و به همين ترتيب به امام پس از وي … و سرانجام به خاتم الاوصياء دوازدهمين جانشين يعني حضرت امام مهدي منتظر (عليه السّلام) رسيده است. هم اكنون نيز نزد ايشان موجود است و تا روز ظهورشان آنها را حفظ خواهند نمود.
مي‌پرسيد:نقش اين ميراث‌ها درظهور امام (عليه السّلام) چيست؟
پاسخ آن است كه : اين ميراث‌ها بيانگر اولويت حضرت مهدي (عليه السّلام) از ديگر مردم نسبت به انبياء و اوصيا است و اينكه آن بزرگوار ادامه رسالت الهي انبياء عظام مي‌باشند از آنها بهره‌هاي ديگري نيز گرفته مي‌شود. ذيلاً برخي روايات را در اين مورد بررسي مي‌نمائيم :
1. حضرت امام باقر (عليه السّلام) فرمودند:« وقتي كه قائم ظهور نمايد، پرچم رسول الله (صلي الله عليه و آله) و خاتم سليمان و سنگ و عصاي موسي را آشكار خواهد نمود.»[1]
از امام صادق (عليه السّلام) در حديثي كه ازايشان درباره پرچم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روايت گرديده چنين آمده است:«… جبرئيل آن را روز بدر آورد… رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آن پرچم را در روز بدر برافراشت آنگاه آن را پيچيد و به علي (عليه السّلام) داد. آن پرچم نزد علي (عليه السّلام) بود تا آنكه روز بصره پيش آمد. در روز بصره (يعني جنگ جمل) اميرالمؤمنين (عليه السّلام) آن را باز كرد و خداوند وي را با آن پرچم پيروز فرمود آنگاه آن را در هم پيچيد و هم اكنون نزد ماست.آن را كسي نمي‌گشايد تا آنكه قائم قيام كند وقتي قيام نمود آن را باز مي‌كند»[2]
اما خاتم سليمان، درباره‌اش چنين روايت شده كه وقتي آن را دردست مي‌‌كرد خداي متعال براي وي باد و پرندگان و فرشتگان را مسخّر مي‌فرمود. اما سنگ وعصاي موسي، خداي تعالي مي‌فرمايد:«آن هنگام كه موسي براي قومش از خدا آب خواست به وي گفتيم با عصاي خود به سنگ بزن پس از آن دوازده چشمه جوشيدن گرفت هريك از مردم آبشخور خود را مي‌دانستند.»[3]
خداي سبحان چنين مي‌فرمايد:« به موسي وحي كرديم كه عصاي خود را بيفكن ناگهان به بلعيدن آنچه كه آنان به دروغ ساخته بودند پرداخت»[4]
حضرت امام صادق (عليه السّلام) فرمود:« عصاي موسي چوب درخت ياس بود از درخت‌هاي بهشتي وقتي موسي به سوي مَديَن مي‌رفت جبرئيل آن را برايش آورد.»[5]
حضرت امام باقر (عليه السّلام) مي‌فرمايد:« وقتي كه قائم خروج كند… با خود سنگ موسي بن عمران را ـ كه صخره‌اي به قدر بار شتر و بس سنگين است ـ حمل نمايد در هيچ منزلي فرود نمي‌آيد، مگر آنكه چشمه‌ها برايش جوشيدن گيرد.» [6]
امام صادق (عليه السّلام) به يعقوب بن شعيب فرمودند:«مي‌خواهي پيراهن قائم را ـ كه با آن قيام مي‌كندـ به تو نشان دهم؟» عرض كرد: آري، آن حضرت صندوقچه‌اي را خواستند آن را باز كرده پيراهني از كرباس از آن بيرون كشيدند. سرآستين چپ پيراهن خونين بود سپس فرمودند:«اين پيراهن رسول الله (صلي الله عليه و آله) است همان كه در روزي كه دندانهاي پيامبر شكست[7] برتن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بود قائم با همين پيراهن قيام مي‌كند.»
يعقوب بن شعيب مي‌گويد:«خون را بوسيدم و آن را بر چهره نهادم حضرت آن راپيچيدند و دستور بردن آن را دادند.»[8]
2. حضرت امام صادق (عليه السّلام) به مفضّل بن عمر فرمودند:« آيا مي‌داني پيراهن يوسف چه بود؟ (مفضل گويد:) عرض كردم: خير. فرمود: زماني كه براي ابراهيم (عليه السّلام) آتش افروخته شد،جبرئيل برايش پيراهني آورد و به تن او پوشاند و وجود اين پيراهن باعث شد كه گرما و سرما به او آسيب نرساند. وقتي كه مرگش رسيد آن را در بازوبندي قرار داده بر(بازوي) اسحاق آويخت، اسحاق نيزآن را بر (بازوي) يعقوب و او آن را و قتي يوسف متولد گرديد بر (بازوي) او آويخت و در بازوي يوسف بود تا اينكه كار وي آن گونه شد. هنگامي كه يوسف (عليه السّلام) آن را از آن بازوبند بيرون آورد يعقوب بويش را استشمام نمود و اين سخن خداوند است كه «من بوي يوسف را استشمام مي‌كنم، اگركه مرا تخطئه ننماييد»پس آن پيراهن از بهشت بود.
عرض كردم: فدايت شوم ! اين پيراهن به نزد چه كسي رفت؟ فرمود: نزد اهلش. آن پيراهن وقتي كه قائم قيام كند با وي خواهد بود. سپس فرمود: هر پيامبري كه عملي يا چيز ديگري به ارث نهاد به آل محمد ـ عليهم السّلام ـ رسيد. [9]
3. حضرت صادق (عليه السّلام) مي‌فرمايد:«… بر تن او پيراهن رسول خدا(صلي الله عليه و آله) است؛همان پيراهني كه در روز احد با پيامبر بود. دستارش«سحاب» و زره رسول خدا «سابغه»[10] و شمشيرپيامبر (صلي الله عليه و آله) «ذوالفقار» نيز همراهش خواهد بود.»[11]
حضرت باقر (عليه السّلام) چنين فرمودند:« عصاي موسي از آنِ آدم بود كه به شعيب رسيد، سپس به موسي بن عمران و اكنون نزد ماست، به تازگي آن را ديدم، عصائي است سبز رنگ به همان شكلي كه از درخت بريده شد. اگر از آن بخواهندكه سخن گويد زبان به سخن مي‌گشايد آن را براي قائم ما (عليه السّلام) آماده‌اش كرده‌اند و هركاري كه موسي با آن عصا انجام مي‌داد، انجام دهد، عصا نيز هر چه به وي امر شود انجام مي‌دهد و هر وقت او را بيفكنند با زبانش آنچه را كه دشمن ساخته است خواهد بلعيد.[12]
اقدامات حضرت مهدي (عليه السّلام) در مكه مكرمه :
در پي انجام بيعت براي حضرت مهدي (عليه السّلام) ، امام (عليه السّلام) پس ازآنكه حكومت سابق سقوط كرد و نابود شدـ بساط حكومت را در مكه مي‌گسترانند و بر مراكز قدرت تسلط مي‌يابند. در آن روز دولت وقت توان آن را كه در برابر حضرت مهدي (عليه السّلام) مقاومت كند ندارد و از برخي از احاديث استفاده مي‌شود كه مكه تسليم مي‌گردد و آن حضرت به طو ركامل بر آن شهر استيلا مي‌يابند. در آن شهر حضرت مهدي (عليه السّلام) به انجام كارهائي اقدام مي‌فرمايند كه برخي از آنها را ـ كه دراحاديث ذكرشده است ـ ذيلاً يادآور مي‌گرديم.
1. برگرداندن مسجدالحرام به صورت اوليه:
حضرت امام صادق (عليه السّلام) مي‌فرمايند:«زماني كه قائم قيام كند ساختمان مسجد الحرام را خراب مي‌كند تا به صورت اوليه برگردد. مقام را نيز به محلي كه قبلا ً بوده برمي‌گرداند.»[13]
مسجد الحرام پس از وفات رسول خدا(صلي الله عليه و آله) تاكنون مرتباً وسعت يافته مساحت‌هاي فراواني از تمام جوانب به آن اضافه گرديده است ولي با وجود آن هنوز به اندازه قبلي ـ كه حضرت ابراهيم (عليه السّلام) ساخته بود نرسيده‌ است زيرا كه اساس قديم آن از «حَزْوَرَه»[14]بوده كه اكنون در «مسعي» بين صفا و مروه قرار دارد.
از حضرت امام صادق (عليه السّلام) درباره اضافاتي كه در مسجدالحرام واقع شده است سؤال كردند كه آيا جزء مسجد است يا نه؟ آن حضرت پاسخ فرمودند:« آري … آنان هنوز آن را به اندازه مسجدي كه ابراهيم و اسماعيل ـ عليهماالسّلام ـ ساخته بودند نرسانده‌اند.»[15] و نيز حضرت فرمودند:«خطّ ابراهيم (عليه السّلام) درمكه بين حَزْوَرَه تا مسعي است. اندازه خط كشيدن ابراهيم (عليه السّلام) همان است .»[16]
وقتي حضرت مهدي (عليه السّلام) ظاهر شوند، ديوار محيط بر مسجدالحرام امروزي را خراب كرده ديوار تازه‌اي بر پايه ديوار نخستين مي‌سازند و اين باعث سهولت طواف خواهد شد؛ به ويژه آنكه تعداد حاجيان در زمان ظهور حضرت به دهها ميليون نفر خواهد رسيد.
2. برگرداندن مقام ابراهيم به جايگاه نخست:
قبلاً گفتيم كه حضرت صادق (عليه السّلام) فرمودند:« زماني كه قائم قيام نمايد… مقام ابراهيم را به همان محلي كه بوده است برمي‌گرداند.»
مقام ابراهيم سنگي است كه حضرت ابراهيم خليل الرّحمان ـ وقتي كه خانه كعبه را بنا مي‌فرمودـ برآن سنگ ‌ايستاد. اين مقام در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مجاور كعبه بود. وقتي عمربن خطاب زمامدار شد، مقام ابراهيم را از مكانش منتقل ساخت و محلّش را تغيير داد.
زماني كه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السّلام) زمام حكومت را پس از كشته شدن عثمان به دست گرفت، تصميم گرفت كه هر زياده و بدعتي را از دين بردارد و همه چيز را به همان صورتي كه در زمان رسول خدا(صلي الله عليه و آله) بود برگرداند. از آن جمله مقام را به جاي نخستينش در مجاورت كعبه برگرداند؛ ولي منافقان و دشمنان آن حضرت ـ كه در برابر هر نوع قدم اصلاحي آن حضرت مي‌ايستادندـ قيام كردند؛ لذا مولا (عليه السّلام) بهترآن ديدندكه با توجه به مسائل مهم‌تر، قضيه را تا زمان ديگر مسكوت نهند. اين بود كه مقام ابراهيم تا امروز در غير محلّ خود باقي مانده است.
ازجمله اقداماتي كه حضرت در مكه انجام مي‌دهند، برگرداندن مقام ابراهيم به محل اول آن در جواركعبه مكرمه است. اين مطلب نيز براي تسهيل طواف حجّاج انجام مي‌پذيرد؛ زيرا در آن صورت طواف بين ركن و مقام واجب نخواهد بود بلكه طواف گرد خانه فقط كفايت مي‌كند و هر قدركه حجاج به هنگام طواف از خانه كعبه دور شوند مانعي نخواهد داشت.

پی نوشتها:

[1] . غيبت نعماني،باب 13 ، حديث 28 .
[2] . همان باب 19 حديث 2
[3] . سوره بقره، آيه 60
[4] . سوره اعراف، آيه 117
[5] . غيبت نعماني باب 13 ،حديث 27
[6] . همان ، حديث 29
[7] . دندانهاي آن حضرت روز جنگ احد شكست.
[8] . غيبت نعماني،باب 13 ، حديث 42
[9] . (بحار الانوار ج52، ص 327 ـ328 به نقل از كمال الدين و نيز علل الشرايع باب 45 ،ج2 )
[10] . از مطالب جالبي كه مورخان گفته‌اند اين است: تمام اشيائي كه مربوط به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي‌گرديد داراي نام خاصي بود؛ مثلاً عصاي ايشان به نام «ممشوق» و يكي از دستارها به نان «سحاب» و شتر ماده‌شان به نام «عضباء » ناميده مي‌شد .
[11] . غيبت نعماني، باب 19 ، حديث 2
[12] . كمال الدين ، ج2 ، باب 58 ، حديث 28
[13] . ارشاد
[14] . حزوره اسم محلي بين صفا و مروه و جزء مسعي است .
[15] . كافي (ج4 ص 526 =كتاب الحج باب فضل الصلاه في المسجدالحرام و … ج8)
[16] . همان (ج4 ، ص210 = كتاب الحج باب حج ابراهيم و اسماعيل و … ج12 و تهذيب الاحكام ج5 ، ص454 ، ج231 ، دو توضيح لازم است؛ اول اين كه مؤلف فقيد نشاني اين حديث را باب فضل الصلاه آورده‌اند اما در آنجا به جاي خط، حق آمده است ثانياً هم ايشان رحمهُ الله ـ خطَّ ابراهيمُ ضبط كرده‌اند كه حالت اضافي صحيح تر مي‌نمايد: خطُُّ ابراهيمَ ) معناي جمله چنين است :پس مسجد قسمتي است كه ابرا هيم آن را مشخص ساخت .

منبع :سيد محمد كاظم قزويني ـ امام مهدي از ولادت تا ظهور، ص524