وفات على بن محمد سمرى، آخرين نايب برگزيده امام زمان(عج)15 شعبان

 حضرت مهدى حجت بن الحسن(ع)، دوازدهمين و آخرين امام شيعيان، به امر پروردگار و مشيت الهى، عمرى طولانى پيدا كرد و هم چنان زنده است، تا زمانى كه خداوند سبحان وى را مأمور قيام بزرگ و تشكيل حكومت سراسرى اسلامى نمايد و به دست تواناى او، قسط و عدل را در سراسر زمين برقرار و يكتاپرستى و عبوديت را فراگير نمايد.

امام زمان(ع) از آغاز زندگى خود، در حالت غيبت به سر مى برد و از منظر عموم مردم به دور است، اگر چه او در ميان مردم است و شاهد و ناظر كردار و رفتار آنان است.

آن حضرت دو نوع غيبت دارد كه به غيبت صغرى و غيبت كبرى معروف شده است.(1)

در ايام غيبت صغرى از سوى نايبان منصوب خويش با شيعيان در ارتباط بود. پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع) در هشتم ربيع الاول سال 260 قمرى، تا پانزدهم شعبان سال 329 قمرى، به مدت 69 سال، غيبت صغراى آن حضرت، ادامه يافت كه با محاسبه ايام غيبت آن حضرت در حيات پدرش امام حسن عسكرى(ع) به مدت 74 سال خواهد شد و در اين مدت چهار تن از شخصيت هاى معروف و ممتاز شيعه به ترتيب، امر نيابت آن حضرت را بر عهده داشتند و واسطه مستقيم آن حضرت با شيعيان و عموم مردم بودند.

اين چهار شخصيت بزرگوار كه به “نواب اربعه” و “سفراى امام زمان(ع)” معروف گرديده اند، عبارتند از:

1- عثمان بن سعيد عمروى، از هشتم ربيع الاول سال 260 تا حدود سال 265 قمرى.(2)

2- محمد بن عثمان بن سعيد عمروى، از زمان وفات پدرش در حدود سال 265 تا آخر جمادى الآخره سال 304 قمرى.

3- حسين بن روح نوبختى، از زمان وفات محمد بن عثمان در جمادى الآخر سال 304 تا شعبان سال 326 قمرى.

4- على بن محمد سمرى، از زمان وفات حسين بن روح نوبختى در شعبان سال 326 تا 15 شعبان سال 329 قمرى.(3)

مدت نيابت على بن محمد سمرى، نسبت به سه نايب خاص ديگر، كمتر بود و تنها سه سال ادامه يافت، با اين كه نيابت عثمان بن سعيد، نخستين نايب امام زمان(ع) حداقل پنج سال و نيابت فرزندش محمد بن عثمان، به مدت چهل سال و نيابت حسين بن روح نوبختى به مدت بيست و دو سال به طول انجاميد.

شيخ صدوق(ره) از “حسن بن احمد مكتب” روايت كرد: در آن سالى كه ابوالحسن على بن محمد سمرى وفات يافت، من در بغداد بودم و چند روز پيش از وفاتش به محضرش شرفياب شدم. وى درآن روز، توقيعى از امام زمان(ع) بيرون آورد و براى مردم قرائت كرد. متن آن نامه مبارك چنين بود: بسم الله الرّحمن الرّحيم. يا على بن محمد السمري! أعظم الله أجر اخوانك فيك، فانّك مَيّتٌ ما بينك و بين ستّه أيام، فاجمع أمرك و لا تُوصِ الى أحدٍ فيقوم مقامك بعد وفاتك، فقد وقعت الغيبه التّامّه فلا ظهور الاّ بعد اذن الله تعالى ذكرُهُ و ذلك بعد طول الأمد و قسوه القلوب و امتلاءِ الأرضِ جوراً و سيأتى مِن شيعتى مَن يَدّعى المشاهده، ألا فمن ادّعى المشاهده قبل خروج السّفيانى و الصّيحه فهو كذّابٌ مُفترٍ، و لا حول و لا قوّه الاّ بالله العليّ العظيم.

يعنى: بنام خدواند بخشاينده مهربان. اى على بن محمد سمري! خداوند متعال به براداران دينى ات پاداشى عظيم درازدست دادنت، كرامت فرمايد. به درستى كه تو از امروز تا شش روز ديگر وفات خواهى يافت. پس خود را آماده ساز ولى به كسى وصيت (به نيابت) مكن كه قائم مقام تو، پس از وفاتت گردد. چه اين كه غيبت بزرگ آغاز گرديده است و مرا ظهورى نخواهد بود، مگر به اذن خداوند منان. ظهور من آن قدر به درازا خواهد كشيد، كه دل ها را قساوت فراگيرد و زمين از جور و ستم لبريز گردد و به زودى كسانى از شيعيانم مى آيند و ادعاى مشاهده و ديدنم را مى نمايند. آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج سفيانى و رسيدن صيحه آسمانى، ادعاى مشاهده و ديدن مرا نمايد، دروغگو و افترا زننده است.

حسن بن احمد گفت: ما اين توقيع شريف را نوشته و نسخه بردارى كرديم و از نزد على بن محمد سمرى بيرون رفتيم و شش روز ديگر، مجدداً به محضرش شرفياب شديم؛ ديديم وى در حال جان دادن است. در آن حال، يكى از هم نشينان از او پرسيد: وصى تو پس از وفاتت كيست؟

وى به آرامى پاسخ داد: لله أمر هو بالغه و قضي؛ خدا را امرى است كه خود آن را به بلوغ و اتمام خواهد رسانيد.

اين جمله را گفت و روح از بدنش به رياض جنان پرواز كرد.(4)

بدين سان با وفات على بن محمد سمرى، غيبت صغراى امام زمان(ع) به پايان رسيد و غيبت كبراى آن حضرت آغاز گرديد و از آن زمان تا كنون، آن حضرت نماينده و نايب خاصى تعيين نكرده است و شيعيان را به وكلاى عام و مراجع تقليد عظام ارجاع داده است. در يكى از توقيعات شريفه آن حضرت به محمد بن عثمان عمروى آمده است: و أمّا الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواه حديثنا، فانّهم حجّتى عليكم و أنا حجّه الله عليهم.(5)

درباره تاريخ وفات على بن محمد سمرى، برخى پانزدهم شعبان سال 328 و برخى ديگر 15 شعبان سال 329 قمرى را ذكر كرده اند.(6)

1– الارشاد (شيخ مفيد)، ص 673؛ الغيبه (محمد بن ابراهيم نعمانى)، ص 170
2- تاريخ الغيبه الصغرى (سيد محمد صدر)، ج1، ص 404
3- مدينه المعاجز (سيد هاشم بحرانى)، ج 8، ص 8؛ بحارالانوار (علامه مجلسى)، ج 15، ص 15 و ص 366؛ منتهى الآمال، ج2، ص 503؛ زندگانى چهارده معصوم (ترجمه اعلام الورى امين الاسلام طبرسى)، ص 570؛ الاحتجاج (شيخ طبرسى)، ج2، ص 286و ص 296؛ تاج المواليد (علامه طبرسى)، ص 142
4- الغيبه، ص 394؛ كتاب الاربعين (شيخ ماحوزى)، ص 229؛ منتهى الآمال، ج2، ص 508؛ تاج المواليد، ص 145
5- منتهى الآمال، ج2، ص 509
6- نك: الخرائج و الجرائح (قطب الدين راوندى)، ج3، ص 1128؛ الاحتجاج، ج2، ص 296؛ الغيبه (شيخ طوسى)، ص 394؛ منتهى الآمال، ج2، ص 509؛ كشف المحجه (سيد بن طاووس)، ص 159؛ مدينه المعاجز، ج 8، ص 8؛ بحارالانوار، ج 15، ص 366