پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام کاظم(ع) »

وضعیت مالى و معیشتى امام موسى کاظم (ع)

از جمله مباحث قابل توجه در زندگانى امام کاظم(علیه السلام)، شناخت وضعیت اقتصادى و معیشتى ایشان مى‏ باشد؛ پرداختن به این موضوع که آیا آن حضرت در وضعیت اقتصادى مطلوب و مناسب به سر مى‏برد یا در فقر و تنگ‏دستی، و یا وضع زندگى متوسط و معمولى داشت؟

برخى معتقدند: امام کاظم (علیه السلام) در دوران امامتش زندگى فقیرانه‏اى داشتند و وضع اقتصادى سختى را تحمل مى‏کردند.۳۱ براى این ادعا، چند شاهد و دلیل تاریخى ذکر شده‏اند:

۱. تحریم اقتصادى از سوى دستگاه خلافت براى زمین‏گیر کردن امام (علیه السلام)

خلفاى معاصر امام، به ویژه منصور و هارون، به طور آشکار، امام را از بسیارى از حقوق و مزایاى اقتصادى و مالى محروم کرده بودند. براى نمونه، زمانى که هارون در سفرى که به مدینه داشت، براى جلب نظر مردم به همه هدایایى داد، اما امام و خانواده علویان و شیعیان را از این هدایا محروم کرد. هنگامى که مأمون علت آن را پرسید، جواب شنید که فقر او نزد من محبوب‏تر از غناى اوست. اگر به این مرد پول بدهم، هیچ تضمینى ندارم که فردا با صدهزار شمشیرزن از شیعیان و موالیانش علیه من قیام نکند.۳۲

اساسا یکى از بهانه‏ هاى هارون بر دشمنى و قتل امام کاظم (علیه السلام) جلوگیرى از قدرت مالى آن حضرت بود. هارون از اقتدار مالى امام در هراس بود و از دریافت خمس و زکات و وجوهات شرعى توسط امام غضبناک.

۲. عائله پرشمار از خانواده و فرزندان و موالى

امام کاظم (علیه السلام) سرپرستی فرزندان و عائله متعددى را به عهده داشت. طبق نقل شیخ مفید، آن حضرت ۳۷ فرزند داشت.۳۳ طبیعتا تأمین این عائله پرشمار فشار مالى و اقتصادى زیادى بر آن حضرت وارد مى‏ساخت.

۳. رهبرى فکرى و معنوى جامعه و مبارزات سیاسى

امام عهده‏ دار رهبری فکرى و معنوى جامعه اسلامى بود. تفسیر و تبیین احکام و معارف شریعت، پاسخ‏گویى به مسائل فکری، مبارزه با جریانات منحرف و تربیت شاگردان و شیعیان مخلص بر عهده امام بود. این وظایف خطیر، بخشى از ساعات عمر شریف آن حضرت را به خود اختصاص مى‏داد. علاوه بر این، امام به دلیل مبارزات سیاسى و مخالفت با حاکمان، همواره در حال تبعید و حبس و زندان بود و از این شهر به آن شهر منتقل مى‏شد. امام بارها از سوی خلفاى عبّاسى احضار شد و همواره تحت فشار سیاسى و اجتماعى بود. بنابراین، نمى‏توانست آن‏گونه که مناسب است، به وضع اقتصادى خود سر و سامان دهد. این امر تا حدودى موجب فقر و تنگ‏دستى امام بود. آنچه ذکر شد دلایل کسانى است که معتقد به فقر امام کاظم (علیه السلام) هستند اما این موارد گرچه موانعى جدّى بر زندگى اقتصادى امام کاظم (علیه السلام) به شمار مى‏رفتند. اما به نظر مى‏رسد این موارد نمى‏توانستند امام را به فقر و تهى‏دستى بکشانند. هیچ شاهد تاریخى فقیر بودن امام را تأیید نمى‏کند؛ زیرا «فقیر» یعنى کسى که براى تأمین نیازهاى مادى خود به دیگران محتاج است؛ کسى که توان اداره خود و خانواده خود را ندارد. هیچ روایت و گزارش تاریخى وجود ندارد که نشان دهد امام براى تأمین نیازهاى مالى و اقتصادى خود از دیگران کمک گرفته باشد.

علاوه بر این، شواهدی در دست هستند که نشان مى‏دهند امام از تمکّن و قدرت مالى برخوردار بود و زندگی متوسط و معمولى داشت، نه زندگى فقیرانه و سرشار از محرومیت:

۱. صاحب املاک ، مزارع و زمین‏هاى کشاورزی

امام صاحب املاک، مزارع و زمین‏هاى کشاورزى بود. این مزارع، که عمدتا در اطراف مدینه بودند، به شخص امام تعلّق داشتند و ـ همان‏گونه که پیشتر گذشت ـ امام در کنار غلامان و فرزندان و کارگرانش به کار مشغول بود.

فرزند امام مى‏گوید: در صبح سردى براى سرزدن به زمینى که امام در منطقه سایه داشت، همراه امام حرکت کردیم… .۳۴

معتب در ضمن روایتی نقل مى‏کند که امام در باغ خود مشغول چیدن خرما بود… .۳۵

در روایت دیگرى آمده است که آن حضرت کفن خود را براى زن مؤمنى به نام شطیطه فرستاد و فرمود:

 این کفن را از پنبه‏ هاى مزرعه خودمان تهیه کرده‏ایم… .۳۶

امام زمینى کشاورزى در منطقه یسیریه داشت که آن را به فرزندش، احمد، که مردى بزرگوار و با شخصیت بود، هدیه کرد.۳۷

اسماعیل، فرزند موسی بن جعفر(علیه السلام)، مى ‏گوید:

پدرم با فرزندان خود از مدینه به سوى برخى از املاک خود بیرون رفت. اسماعیل مى‏گوید: ما در آنجا بودیم و با احمدبن موسی(علیه السلام) بیست تن از خدم و حشم پدرم بودند که اگر احمد برمى‏ خاست آنان با او برمى‏ خاستند و اگر احمد مى ‏نشست آنان نیز با او مى ‏نشستند.۳۸

سند معتبر دیگرى نشان مى‏دهد: امام صاحب زمین‏ها و مزارع کشاورزى بود. موقوفه آن حضرت در کتاب‏های تاریخى ثبت شده است که به قسمتى از آن اشاره مى‏کنیم:

«این است آنچه موسى بن جعفر وقف نمود که مشتمل است بر همه زمین خود که در فلان مکان واقع است (نام آن ذکر نشده) و حدود زمین فلان است که به طور کلی، درخت‏هاى خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب، پستى و بلندی، عرض و طول، میدان جلوباغ، نهرهاى کوچک و بزرگ، مرغزارها، آباد و خراب همه را وقف نموده است. متولّى وقف درآمد آن را پس از کسر کردن مخارج مزرعه و سى عدد درخت خرما براى فقراى آبادى میان فرزندان موسى تقسیم کند؛ براى هر مرد دو برابر زن. چنانچه یکى از دختران موسى ازدواج کند، سهمى در این صدقه ندارد… .۳۹

نمونه دیگرى از تمکّن مالى امام، تعداد غلامان آن امام مى‏باشد. در روایتی، حضرت در پاسخ به هارون که پرسیده بود: چه تعداد جیره‏خوار داری؟ فرمود: بیش از پانصد نفر که بیشتر آن‏ها موالى و غلامان هستند.۴۰

على ‏بن ابى حمزه مى‏گوید: تعداد سى نفر غلام حبشى براى آن حضرت خریدارى شد و امام براى آن‏ها مقرّرى و حقوق تعیین کرد.۴۱

علاوه بر این، تمام همسران آن حضرت کنیزانى بودند که وى خریدارى نموده بود؛ از جمله مادر امام رضا(علیه السلام) که کنیزى بود که امام آن را از تاجر مغربى خرید.۴۲

بنابراین، خرید و نگه‏دارى غلامان و سپس آزاد کردن تعداد بى‏شمارى از غلامان توسط امام کاظم (علیه السلام) خود قرینه‏اى بر تمکّن مالى آن حضرت است.

۲. کمک‏ها و بخشش‏هاى مالى حضرت

: از جمله فصول درخشان زندگى امام کاظم(علیه السلام)، کمک‏ها و بخشش‏هاى مالى ایشان به فقرا و نیازمندان و درماندگان است. کمک‏ها و بخشش‏هاى آن امام شامل حال دوستان و دشمنان آن حضرت مى‏شد و در عصر خود، ضرب‏المثل بود. مورّخان هدیه معمولى آن حضرت را حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ دینار ذکر کرده‏اند.۴۳

۳. اجتناب امام از فقیر نشان دادن خود

:نکته دیگرى که مى‏تواند در شناخت وضعیت اقتصادى و معیشتى امام کمک کند، سیره و روش امام در مصرف است ـ که در بخش‏هاى بعدى این مقاله به آن خواهیم پرداخت. امام در انتخاب نوع لباس، غذا، منزل و مرکب، همواره جانب اعتدال را نگه مى‏داشتند و دیگران را نیز به اعتدال و میانه‏ روى در مصرف سفارش مى‏کردند. امام هیچ گاه خود را فقیر نشان نمى‏داد و به شیعیان خود سفارش مى‏کرد تا با وضعیت مناسب و متعارفى در جامعه ظاهر شوند و خود را مقابل دشمن کوچک و حقیر و فقیر نشان ندهند.

آری، امام زندگى ساده و زاهدانه‏اى داشت، اما زهد امام هرگز به معناى فقر او نبود. امام هیچ‏گاه به ثروت‏اندوزى و انباشت سرمایه و اسراف و تجمّل نپرداخت. هر چه داشت خالصانه بین فقرا و نیازمندان انفاق مى‏کرد. امام بیش از آنکه به خود و رفاه و آسایش خویش فکر کند، در فکر محرومان و مستمندان بود و با توان مالى خود سعى در یارى رساندن به ایشان داشت. امام ـ به معناى دقیق کلمه ـ زاهد بود و زهد را امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) چنین معنا کرد:

«الزهدُ کلّهُ بینَ کلمتَینِ مِن القرآنِ،

 قال‏اللّه سبحانه:

 لِکَیلا تأسوا عَلى ما فَاتکم و لاتَفرحُوا بِما آتاکُم وَ مَن لَم یَأسَ علَى الماضى و لم یَفرح بالآتى فقد اَخذ الزهدَ بِطرفَیه».۴۴

از این‏رو، وقتى امام به دستور هارون به زندان افکنده شد، خدا را سپاس مى‏گفت که فرصت و موقعیت مناسبى براى عبادت و مناجات با خدا یافته است و از اینکه دنیا را از دست داده، نگران و پریشان نیست.

پى‏نوشت‏ها:

۳۱ ـ علی قائمی، در مکتب اسوه ولایت، تهران، امیری، ۱۳۷۶، ص ۲۴۷.

۳۲ ـ محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۴۸، ص۱۳۱.

۳۳ ـ شیخ مفید، پیشین، ص ۲۴۴.

۳۴ ـ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد (تاریخ مدینهالاسلام)، بیروت، دارالعرب الاسلامی، ۱۴۲۲ق، ج ۱۵، ص۱۷.

۳۵ ـ محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۴۸، ص۱۱۵.

۳۶ ـ همان، ص۷۳.

۳۷ ـ على‏بن عیسى اربلی، کشف الغمه فى معرفه الائمّه، قم، شریف رضی، ۱۴۲۱ق، ج ۲، ص۷۶۵.

۳۸ ـ شیخ مفید، پیشین، ج ۲، ص۲۴۵.

۳۹ ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل‏الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ق، ج ۳، ص۳۱۴.

۴۰ ـ شیخ صدوق، پیشین، ص۷۳.

۴۱ ـ قطب‏الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام المهدی، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص۳۱۲.

۴۲ ـ عائده عبدالمنعم طالب، الامام موسى الکاظم فى محفهالتاریخ، بیروت، دارالرسول الاسلام، ۱۴۲۱ق، ص۳۱.

۴۳ ـ علی بن عیسى اربلی، پیشین، ج ۲، ص ۷۵۸.

۴۴ ـ نهج‏البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.