پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام عسکری(ع) »

وضعیت فرهنگی و سیاسی شیعیان در آستانه ولادت امام زمان وحیات امام عسکری(ع)

 

اشاره:

در عصر هر امامی از امامان معصوم (علیهم‌السلام) شیعیان در شرایط متفاوتی قرار می گرفتند. علت آن وجود و سیاستهای حاکمان عباسی و اموی بود.  آستانه ولادت امام زمان(عج‌الله فرجه) دارای شرایط خاصی بود. زیرا در این زمان حکام عباسی فشارهای سختی را علیه شیعیان اعمال می کردند. این نوشته وضعیت فرهنگی و سیاسی شیعیان را در این عصر بازگو نموده است.

آشنایی با اوضاع فرهنگی و سیاسی شیعیان در هنگام تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) نخست می طلبد که به عنوان مقدمه نگاهی هر چند کوتاه به وضعیت دوران حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) داشته باشیم.

دوران امامت آن حضرت هم زمان با خلافت سه نفر از عباسیان بود که به ترتیب عبارتنداز:

  1. المعتز بالله. ۲. المهتدی بالله. ۳. المعتمد بالله.(۱)

حاکمان عباسی از هر طریق ممکن آن حضرت را زیرنظر داشته و کنترل می کردند، آنان شنیده بودند که امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه ) فرزند امام عسکری (علیه‌السلام) است، از این رو می کوشیدند به آن حضرت دسترسی پیدا کرده و او را به قتل برسانند. به همین جهت امام عسکری (علیه‌السلام) ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را مخفی کرده و غیر از خواص آن حضرت دیگران افتخار زیارت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) را پیدا نکردند.(۲)

فشار و اختناق سیاسی چنان بالا می گیرد که امام (علیه‌السلام) به ناچار باید هفته ای دوبار روزهای دوشنبه و پنج شنبه در دارالخلافه حضور پیدا کند.(۳) معتزّ عباسی به قدری از نفوذ ابو محمد العسکری (علیه‌السلام) نگران بود که به تحت نظر داشتن آن امام بسنده نکرد و حضرت را با ابوهاشم جعفری و عدّه ای از طالبیون زندانی کرد.(۴)

ستم عباسیان تنها به ابومحمد عسکری (علیه‌السلام) محدود نمی شد، آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت هم از هیچ کوششی دریغ نکرده و مانع هرگونه حرکت اعم از فرهنگی و سیاسی و غیره برای شیعیان بودند، علّت آن هم این بود که مبادا فضائل آن حضرت معلوم شود و در نتیجه مردم از بنی عباس فاصله بگیرند و احیاناً علیه آنان به قیام و مبارزه برخیزند. برای روشن شدن مطلب، بحث را در دو بخش جداگانه دنبال می کنیم:

۱. وضعیت سیاسی شیعیان.

۲. وضعیت فرهنگی شیعیان.

بخش اول

 وضعیت سیاسی شیعیان انواع فشارهای سیاسی در این مقطع از زمان در موارد زیر قابل پیگیری است:

الف) زندانیان و متواریان شیعه. از جمله زندانیان، ابوهاشم جعفری است، وی چنین می گوید: در نامه ای از ناراحتی های زندان به امام ابومحمد (علیه‌السلام) شکایت کردم. در جواب به من نوشت: امروز در منزل خود نمازخواهی خواند.(۵)

وی در مورد دیگری اظهار کرده است: با امام عسکری (علیه‌السلام) در مجلس مهتدی بن واثق بودیم. حضرت به من فرمود:

این جنایت کار قصد کرده که امشب با مشیت خدا بازی کند (کنایه از این که اراده کرده است که ما را بکشد) ولی عمر او کفاف نمی دهد و به زودی صاحب فرزندی خواهم شد.

فردای آن شب ترک ها به او حمله کرده و او را به قتل رساندند و خدا ما را به سلامت نگاه داشت.(۶)

همو نیز چنین می گوید: من با گروهی در زندان بودیم که ابومحمد (علیه‌السلام) را نیز به زندان آوردند، مأمور مراقب آن حضرت صالح بن وصیف بود، یکی از هم زندانی ها مردی جمحی بود که ادعا می کرد علوی است. امام (علیه‌السلام) به ما توجّه کرده و فرمود:

اگر نبود درمیان شما کسی که از شما نیست به شما اطلاع می دادم که چه موقعی خداوند وسیله نجات شما را فراهم خواهد کرد.

امام با این کلام به آن مرد اشاره کرد، او از جمع ما بیرون رفت. امام فرمود:

این مرد از شما نیست، از او برحذر باشید، در بین لباس های خود نوشته ای دارد که همه گفته ها و ناگفته های شما را برای خلیفه منعکس کرده است.

یکی از زندانیان به سراغ او رفت و لباس هایش را بازرسی کرد و آن نوشته را پیدا کرد، او نوشته بود که این جمع قصد دارند زندان را سوراخ کرده و فرار کنند.(۷)

نکته قابل توجّه در این روایت تاریخی این است که اختناق و فشار سیاسی به حدی رسیده بود که شیعیان در زندان هم از دست مأموران اطلاعاتی خلیفه در امان نبودند و مذاکرات آنان در محیط زندان هم به حکومت گزارش می شد.

حضرت عبدالعظیم حسنی یکی از متواریان شیعه است، احمد بن محمد بن خالد برقی می گوید: عبدالعظیم حسنی از دست حکومت فرار کرد و وارد ری شد و در منزل یکی از شیعیان در سردابی ساکن شد، در همان سرداب خدا را عبادت می کرد، روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده داری و تهجّد می گذراند، مخفیانه از آن جا بیرون می شد و قبری را که امروز مقابل قبر خود اوست زیارت می کرد.. تنها محل امن برای او همان سرداب بود.(۸)

ب) دشمنی با شیعه. فشارهای گوناگونی که در مدت کوتاه امامت حضرت عسگری (علیه‌السلام) بر شیعیان وارد شده صفحات تاریخ را پر کرده است، موارد ذیل نمونه هایی از آن است.

۱. علی بن محمد بن زیاد می گوید: توقیعی از امام ابومحمد (علیه‌السلام) (به این مضمون) به دستم رسید: کنج عزلت پیشه کن و خانه نشین باش چونکه فتنه ای در انتظار توست…

دیری نگذشت که به سبب سخن چینیجعفر بن محمد تحت تعقیب قرار گرفته و جایزه صدهزار درهمی برای کسی که مرا پیدا کند تعیین شد.(۹)

۲. یکی از شیعیان نامه ای به حضور آن حضرت فرستادکه شنیده ام مهتدی، شیعیان شما را تهدید کرده و گفته است: آنان را از روی زمین بر می دارم. امام (علیه‌السلام) در جواب نوشت:

عمر او کوتاه تر از آن است که بتواند تهدیدش را عملی کند، از امروز تا پنج روز بشمار، او روز ششم با ذلت و خواری کشته می شود.(۱۰)

ج) شهدای شیعه: آمار شیعیان و علویانی که در این مقطع از تاریخ به دست عباسیان به فیض شهادت نائل شده اند کم نیست، از جمله:

۱. موسی بن عبدالله بن موسی: از نوادگان امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) است، او مردی عالم و نیکوکار بود و از جمله راویان به شمار می رفت، در سال ۲۵۶ در زباله توسط سعید بن حاجب به وسیله زهر به شهادت رسید، سعید سر او را جدا کرد و برای مهتدی عباسی برد.(۱۱)

۲. جعفر بن اسحاق بن موسی بن جعفر بن صادق (علیهم السلام) : سعید حاجب، او را در بصره به شهادت رساند و در همان جا دفن شد. وی در روز شهادت سیاسی و دو سال داشت.(۱۲)

بخش دوّم

 وضعیت فرهنگی شیعیان علی رغم همه محدودیت ها و شدت عملی که عباسیان برای منزوی کردن امام (علیه‌السلام) و شیعیان به کار گرفته و فشارهای مختلف سیاسی که از ناحیه آنان بر شیعه وارد شد، گروهی از دانشمندان و راویانی که از خرمن فضیلت و دریای بی کران علوم آن حضرت بهره گرفته و برخی از آنان صاحب تألیفاتی در فنون مختلف بوده و احادیثی را از امام (علیه‌السلام) نقل کرده اند، از جمله آنان عبارتند از:

۱. احمد بن ابراهیم بن اسماعیل: کاتب، ندیم، بزرگ اهل لغت و از موجّه ترین آنان است، او یکی از اصحاب خاص امام هادی و امام عسکری علیهما السلام است تألیفاتی دارد که به عنوان نمونه از کتاب های زیر می توان نام برد: أسماء الجبال و المیاه والأودیه. اشعار ابن مرّه بن همام. و نوادر الاعراب.(۱۳)

۲. داود بن قاسم : او همان ابوهاشم جعفری است، که از فرزانگان اسلام و یکی از شاخص ترین چهره های عقیدتی به شمار می رود، در نزد ائمه اطهارعلیهم السلام دارای منزلتی خاص است. وی حضرت رضا و جواد و هادی و عسکری و صاحب الامر صلوات الله علیهم اجمعین را ملاقات کرده و از همه آنان روایت دارد. مردی پارسا، عابد و عالم و عامل بود، کسی از خاندان ابوطالب در آن دوران از جهت علو نسب همتای او نبود.(۱۴)

۳. عبدالله بن الحسین القطربلی: از او از اصحاب خاص حضرت امام ابومحمد العسکری (علیه‌السلام) است و از چهره های سرشناس ادب به شمار می رود و کتابی در تاریخ دارد.(۱۵)

۴. فضل بن شاذان: وی از جهت ثمره کار و تألیف کتاب در صف مقدم علمای زمان خود بوده و در فنون مختلف دارای تألیف است. بعضی گفته اند: داری یکصد و شصت کتاب است،(۱۶) برخی از تألیفات او مورد رضایت امام ابومحمد العسکری (علیه‌السلام) قرار گرفته و امام عمل به آن را روا شمرده و فرموده است: هذا صحیح ینبغی أن یعمل به . این کتاب صحیح است و سزاوار است که به آن عمل شود.(۱۷)

در موردی دیگر به یکی از کتاب های وی نظر افکنده و برای او طلب مغفرت کرد و فرمود: أغبط اهل خراسان بمکان الفضل بن شاذان و کونه بین أظهرهم؛ خوشحالم که فضل بن شاذان با آن مقام در میان مردم خراسان است.(۱۸)

برشمردن دیگر شاگردان امام عسگری (علیه‌السلام) و چهره های علمی و فرهنگی شیعه از گردونه و حوصله این نوشته خارج است و به همین اندازه اکتفا می شود. از آنچه که بیان شد این نتیجه به دست می آید:

با همه سخت گیری هایی که بنی عباس نسبت به امام عسکری (علیه‌السلام) و شیعیان آن حضرت روا داشتند نتوانستند به مقصود شوم خود که همان منتشر نشدن فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و معارف و فرهنگ ناب اسلام بود، نائل شوند و هرکدام از شاگردان آن حضرت بعد از بهره گیری و خوشه چینی از خرمن علوم آن امام (علیه‌السلام) در گوشه ای از جهان اسلام مشعلی پرفروغ برای نشر اندیشه و معارف اهل بیت علیهم السلام به شمار می آمدند، آنان همچون ستارگانی در آسمان تشیع می درخشیدند و شیعیان را در ظلمت ستم و گمراهی عباسیان که قصد کرده بودند روز روشن را همانند شب تاریک جلوه دهند، راهنمایی می کردند.

پی نوشت:

  1. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، مؤسسه تحقیقاتی امام صادق (علیه‌السلام)، چاپ اول، ۱۳۷۲ش، ص ۶۱۶.
  2. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنی هاشم، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۴۱۲. شیخ مفید، الارشاد (مصنفات الشیخ المفید ج ۱۱)، المؤتمر العالمی لألفقیه الشیخ المفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۶. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، انتشارات علامه، ج ۴، ص ۴۲۲.
  3. طوسی، محمد بن الحسن، کتاب الفقیه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق، ص ۲۱۵.
  4. الطبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، قم، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ج ۲، ص ۱۴۰.
  5. اعلام الوری،پیشین ، ج ۲ ، ص۱۴۰. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵، ج۱، ص۵۰۸، ح۱۰. مسعودی، علی بن الحسینی، اثبات الوصیه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۹ق، ص۲۶۳ . الطوسی محمد بن علی المعروف بابن حمزه، الثاقب فی المناقب، من اعلام القرن السادس، قم، مؤسسه انصاریان، ۱۴۱۲ق، ص۵۷۶، ح۱۰.
  6. الراوندی، قطب الدین، الحائج و الجرائح، قم، مؤسسه الامام المهدی (عج)، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۳۲ ، ح۹. اثبات الوصیه، ص ۲۶۸.
  7. الطوسی، محمد بن علی المعروف به: ابن حمزه، الثاقب فی المناقب، من اعلام القرن السادس، قم، مؤسسه انصاریان، چاپ دوّم، ۱۴۱۲ق، ص۵۷۷، ح۱۱.
  8. نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص ۶۶ ، ش ۶۵۱.
  9. اربلی، همان، ج ۲، ص ۴۱۷.
  10. مسعودی، همان، ص ۲۶۵، کلینی، همان، ج۱، ص ۵۱۰، ح ۱۶. اربلی، همان، ج ۲، ص ۴۱۴.
  11. ابن فندق، علی بن ابی القاسم بن زید البیهقی، لباب الأنساب، قم، مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۱۹. ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبین، قم، مؤسسه دارالکتاب، چاپ دوّم، ص۴۳۸ـ۴۳۷. المسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب، بیروت، دارالمعرفه، ج ۴، ص ۱۸۱.
  12. ابن فندق، همان، ص ۴۱۹. ابوالافرج الاصفهانی، همان، ص ۴۳۷.
  13. نجاشی، همان، ج ۱، ص ۲۳۷، ش ۲۲۸.
  14. القمی، عباس، الکنی و الالقاب، تهران، منشورات مکتبه الصدر، چاپ پنجم، ۱۳۶۸ش، ج ۱، ص ۱۷۴.
  15. نجاشی، همان، ج ۲، ص ۳۶، ش ۶۰۶.
  16. طوسی، محمد بن الحسن، اختیار معرفه الرجال (رجال الکشی)، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۲۲.
  17. طوسی، اختیار معرفه الرجال، همان، ص ۸۱۸.
  18. همان، ص ۸۲۰.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.