شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

خداوند متعال در آیه ۱۷۶ سوره دوم (بقره) فرموده است: «نوشته شد بر شما که چون مرگ یکى از شما فرا رسد، اگر مالى دارد، وصیت کند براى پدر و مادر و نزدیکان خویش به نیکى و این حقى است بر پرهیزکاران.» پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: هر کس بدون وصیت بمیرد، به مرگى همچون مرگ دوره جاهلى مرده است‏[۱].

و همان حضرت فرموده‏اند: سزاوار نیست بر مؤمن که هیچ شبى بخوابد مگر اینکه وصیت نامه‏اش زیر سرش باشد[۲].

و فرموده‏اند: وصیت موجب اتمام کم و کاستى زکات است‏[۳].

و فرموده‏اند: هر کس به هنگام مرگ وصیتى پسندیده نکند، موجب کاستى در مردانگى و خرد اوست‏[۴].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است: هر کس وصیت کند و در آن حیف و ستمى روا ندارد، چنان است که آن مال را در زندگى خویش در راه خدا صدقه داده باشد و براى من تفاوتى نیست در آنکه به وارثان خود زیانى برسانم یا آن مال را از ایشان دزدیده باشم‏[۵].

امام صادق فرموده است: وصیت، حقى است بر هر مسلمان‏[۶].

و همان حضرت فرموده است: هیچ مرده‏یى را مرگ فرا نمى‏رسد مگر اینکه خداوند چشم و گوش و عقل او را در مورد وصیت به او بر مى‏گرداند که بفهمد آیا وصیت کرده است یا نه و این همان راحتى‏یى است که به آن راحتى مرگ مى‏گویند و آن حق هر مسلمان است‏[۷].

باز همان حضرت فرموده‏اند: هر کس به هنگام مرگ، براى خویشاوندانى که ارث نمى‏برند، وصیت نکند، سرانجامش به گناه پایان مى‏پذیرد[۸].

پیامبر فرموده‏اند: هر کس به هنگام مرگ، وصیت پسندیده نکند، موجب کاستى در مروت و خرد اوست.

گفته شد: اى رسول خدا! چگونه باید وصیت کرد؟ فرمودند: چون مرگش فرا رسد و مردم پیش او جمع شوند، بگوید: پروردگارا! اى پدید آورنده آسمانها و زمین! اى آگاه آشکار و نهان! اى مهربان به دوست و دشمن! پروردگارا! من در این جهان به پیشگاه تو عهد و اقرار مى‏کنم و گواهى مى‏دهم که خدایى جز تو نیست یگانه‏یى که تو را شریک و انبازى نیست و محمد بنده و فرستاده تو است و همانا که بهشت و دوزخ حق است و حساب و برانگیختن و میزان و قدر حق است و قرآن چنان است که تو فرو فرستاده‏اى و تو خود، خداى حق و آشکارى. خداوند به محمد (صلّى الله علیه و آله) بهترین پاداش را دهاد! و به محمد و آل او بهترین تحیت را عنایت فرماید. پروردگارا! اى ساز و برگ من به هنگام گرفتارى، و اى یاور من به هنگام سختى، و اى ولى نعمت من! تو که خداى من و خداى پدر و نیاکان منى، مرا لحظه‏یى به خود وامگذار که اگر یک چشم بر هم زدن مرا به خودم واگذارى، به بدى نزدیک و از نیکى دور مى‏شو خدایا! انیس وحشت من در گورم باش و این عهد مرا روزى که تو را دیدار مى‏کنم به من ارزانى فرماى. سپس به نیازهاى خود وصیت کند.

این وصیت، همان است که در آیه ۹۱ سوره نوزدهم (مریم) آمده و فرموده است: «مالک نمى‏باشند شفاعت را، مگر کسى که بگیرد از نزد خداى بخشنده عهد و پیمانى را.» و این عهد و پیمان میت است و وصیت بر هر مسلمانى حق است و لازم است که این را حفظ و به این عمل کند.

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) مى‏گوید: این گونه وصیت کردن را پیامبر (صلّى الله علیه و آله) به من آموختند و فرمودند: جبریل (علیه السّلام) به من آموزش داد[۹].

یکى از این دو بزرگوار (پیامبر یا على) گفته‏اند که خداوند فرموده است: اى آدمى زاده! سه نعمت به تو ارزانى داشتم، نخست آنکه، چندان از معایب تو چشم پوشى کردم که اگر افراد خانواده‏ات آن عیبها را مى‏دانستند، تو را به خاک نمى‏سپردند، و بر تو مال بخشیدم، آنگاه از تو چیزى به وام خواستم و خیرى پیش نفرستادى، و براى تو در هنگام مرگ در مورد یک سوم مالت اختیار قرار دادم، باز هم خیرى انجام ندادى و پیش نفرستادى‏[۱۰].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) ضمن وصیت خود به على (علیه السّلام) چنین فرمودند:

اى على! تو را در باره خودت به خصالى سفارش مى‏کنم که باید آن را حفظ و عمل کنى (و سپس فرمودند: خدایا! خود او را یارى فرماى)، نخست راستى است و هرگز نباید از دهانت دروغى بیرون آید. دوم پارسایى و هرگز به خیانت گستاخى مکن. سوم بیم از خداوند متعال آنچنان که گویى او را مى‏بینى. چهارم بسیار گریستن براى خدا که در قبال هر قطره اشک براى تو هزار خانه در بهشت ساخته مى‏شود.

پنجم آنکه، مال و جان خود را فداى دین خویش کنى. ششم آنکه سنت مرا در نماز و روزه و صدقات من عمل کنى، یعنى پنجاه و یک رکعت در شبانروز نماز بگزارى (واجب و نافله) و از هر ماه سه روز، روزه بگیرى، پنجشنبه اول و آخر هر ماه و چهارشنبه وسط آن را، اما در مورد صدقه دادن باید چندان کوشش کنى که با خود بگویى‏

گویا اسراف کردم و حال آنکه اسراف نکرده‏اى. آنگاه سه بار فرمودند: بر تو باد به خواندن نماز شب و سه بار فرمودند: بر تو باد به خواندن نماز ظهر و بر تو باد که در همه حال قرآن تلاوت کنى، و در نمازهایت دستهایت را مقابل چهره‏ات بلند کن و قنوت بخوان، و بر تو باد که به هنگام هر وضو گرفتن، مسواک بزنى و بر تو باد مواظبت به انجام اخلاق پسندیده و دورى کردن از اخلاق نکوهیده و اگر چنین نکردى، کسى جز خویشتن را سرزنش می کنى‏[۱۱].

[۱] . به نقل از المقنعه شیخ مفید، ص ۱۰۲، در وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳۵۲، آمده است.

[۲] . به نقل از المقنعه شیخ مفید، ص ۱۰۲، در وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳۵۲، آمده است.

[۳] . تهذیب، شیخ طوسى، ج ۲، ص ۳۸۲،

[۴] . فروع کافى، ج ۲، ص ۲۳۴،

[۵] . تهذیب، ج ۲، ص ۳۸۲ و ۳۸۳،

[۶] . تهذیب، ج ۲، ص ۳۸۲ و ۳۸۳،

[۷] . تهذیب، ج ۲، ص ۳۸۲ و ۳۸۳،

[۸] . مجموعه این روایات با ذکر اسناد، در مبحث وصیت وسائل الشیعه، آمده است.

[۹] . با ذکر اسناد از فروع کافى و تهذیب و استبصار در وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳۵۹، آمده است.

[۱۰] . خصال، ج ۱، ص ۶۷،

[۱۱] . به نقل از روضه کافى، در بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۶۸، آمده است.