ورود عبدالرحمن بن ملجم مرادي به كوفه

ورود عبدالرحمن بن ملجم مرادی به کوفه۲۰ شعبان

ورود عبدالرحمن بن ملجم مرادی به کوفه
پس از پایان جنگ نهروان و شکست سنگین خوارج نهروان به دست سپاهیان حضرت علی علیه‌السلام، تعداد اندکی از بازماندگان خوارج از صحنه نبرد گریخته و به دیار گوناگون پراکنده گردیدند. عده‌ای از آنان به مکه گریخته و در پناه خانه أمن الهی مأوا گرفتند و هر از گاهی جلسه‌ای تشکیل داده و درباره ادامه حیات ننگین خویش و دسیسه بر ضد خلافت امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام به گفتگو و رایزنی می‌پرداختند. تا این که در نشستی، سه تن از آنان سوگند خورده و هم‌پیمان شدند تا سه زمامدار مهم عصر یعنی امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، معاویه بن ابی‌سفیان و عمرو بن عاص را از میان بردارند و حکومت اسلامی را به شورای مسلمانان واگذارند.

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، کشتن امام علی علیه‌السلام را بر عهده گرفت و حجاج بن عبیدالله صریمی معروف به برکه بن عبیدالله کشتن معاویه را و عمرو بن بکر کشتن عمرو بن عاص را در یک شب و در یک ساعت مقرر بر عهده گرفتند و برای عملی ساختن هدفشان راهی کوفه، شام و مصر شدند.(۱)

عبدالرحمن بن ملجم مرادی در بیستم شعبان سال ۴۰ قمری وارد کوفه گردید و در خانه اشعث بن قیس کندی سکونت یافت(۲) و با راهنمایی‌های وی با دختری بنام قطام بنت علقمه، آشنا و دلباخته زیبایی‌های منحصر به فرد وی گردید و از او خواستگاری نمود. قطام پذیرش ازدواج وی را موکول به کشتن امام علی علیه‌السلام نمود. زیرا پدر و برادرانش در نبرد نهروان به دست سپاهیان امام علی علیه‌السلام کشته شده بودند و از این بابت، وی کینه امیرمؤمنان علیه‌السلام را در دل پرورانده و در کمین انتقام نشسته بود.

به هر روی عبدالرحمن بن ملجم مرادی به مدت یک ماه در کوفه اقامت نمود و راه‌های ترور امام علی علیه‌السلام را بررسی و در شب موعود یعنی شب ۱۹ رمضان، نیت پلیدش را عملی کرد و به هنگام نماز صبح، ضربت سختی بر فرق مبارک امام علی علیه‌السلام در محراب مسجد اعظم کوفه وارد گردانید.(۳)

بر اثر آن ضربت شیطانی، امام علی علیه‌السلام در شب ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری قمری به لقاءالله پیوست و تمامی دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام و عدالت‌جویان و حق‌گرایان را در ماتم نشانید.

پی نوشتها:
(۱). أنساب الاشراف/ ترجمه امیرالمؤمنین علیه‌السلام – (احمد بن یحیی بلاذری)، ص ۳۸۹؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج ۱، ص ۱۶۹.
(۲). نهج السعاده (محمودی)، ج ۲، ص ۷۰۸.
(۳). أنساب الاشراف، ص ۳۸۹؛ منتهی الآمال، ج ۱، ص ۱۶۸؛ الارشاد (شیخ مفید)، ص ۲۰.