ورود امام رضا علیه السلام به ایران عامل گسترش شیعه در ایران

پس از آن‌كه مأمون بر برادرش امین پیروز شد و با توجّه به علاقه‎ی مردم ایران به علویان، مأمون از موقعیت استفاده كرد و اقدام به دعوت امام رضا علیه السلام نمود؛ چون یكی از نخستین مراكز تشیع در ایران خراسان بود، كه پس از استیلای بنی‌ عباس بر بنی ‌امیه و تسلط بر خراسان، مردم به طرف آنها رفتند و فكر می ‌كردند بین علوی و عباسی از بنی ‌هاشم فرقی نیست، امّا بعد از ورود امام رضا علیه السلام به این منطقه، تشیع واقعی و اعتقادی گسترش پیدا كرد.[1]

امام رضا علیه السلام از لحظه‎ حركت از مدینه تا مرو، در طول مسیر از روش‌های گوناگون جهت شناساندن شیعه اقدام می ‌كردند، رجا بن ابی ‎الضحاك كه مأموریت آوردن امام را بر عهده داشتند می‌گویند: امام در هیچ شهری فرود نمی ‌آمد، مگر این‌كه مردم به سراغ او می‌آمدند و مسائل دینی و اعتقادی خویش را می ‌پرسیدند. امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدرانش، به حضرت علی علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  می ‌رساند كه این بهترین روش معرفی مكتب تشیع و خنثی كننده توطئه ‌هایی بود كه شیعه را خارج از دین می ‌دانستند: نمونه‎ بارز آن، حدیث سلسلة الذهب بود كه در جمع مردم نیشابور این گونه ایراد فرمودند: از پدرانم، از پیامبر، از خداوند باری تعالی كه فرمود: «لا اله الا الله، قلعه‎ محكم من است هر آن كس داخل آن شود، از عذاب ایمن است. بعد با كمی تأمل فرمودند: این مطلب شروطی دارد كه از جمله آن شرایط، پذیرش ولایت من (اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) است. امام علیه السلام با این بیان، شیعه‎ واقعی و اعتقادی را معرفی نمودند و محبت مردم به علویان را جهت‌ دار كردند.[2]

در هنگام ورود، امام حتّی در دربار مأمون ـ كه از ایشان تقاضای خواندن خطبه كردند ـ نیز به معرفی ولایت خود و ائمه علیهم السلام پرداختند و فرمودند: ما به واسطه‏‎ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر شما حق داریم و شما هم از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر ما ذی‌حق هستید، زمانی كه شما حق ما را ادا كردید ما هم بر خود لازم می ‌دانیم كه حق شما را به جای آوریم، پس در زمینه‎ حق شما حق ما هم باید ادا گردد.[3]

یكی دیگر از كارهایی كه به واسطه‎ی آن حضرت، مكتب شیعه معرفی و استدلال‌های مخالفین ابطال می‌گشت، مجالس مناظره‌ای بود كه مأمون برای امام تشكیل داده و تمام آنها به نفع امام رضا علیه السلام خاتمه می ‌یافت، شاید منظور مأمون از این كار، محكوم كردن امام بود، از این رو می ‌بینیم بعد از استقبال مردم از این گونه جلسات، مأمون دستور داد مردم را از در خانه‎ امام دور كنند، تا مبادا شیعه واقعی به مردم معرفی گردد.[4]

مجموعه‎ نامه‌هایی كه امام به افراد مختلف در توضیح مبانی تشیع می ‌نوشتند، از قبیل: تبیین جایگاه اهل‌بیت در كتاب خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسائل اختلافی با اهل سنّت مانند، ایمان ابوطالب به دین اسلام، توضیح مصداق شیعه‎ واقعی مراد از اولوالامر در قرآن، عامل مؤثری در گسترش فكر شیعی و استحكام پایه ‌های تشیع اعتقادی در نقاطی زیادی از کشور ایران شد.[5]

[1] .  محمد حسین مظفر، ترجمه‎ی دكتر سید محمد باقر حجتی، نشر فرهنگ اسلامی، چ اوّل، 1368.

[2] . رسول جعفریان، تاریخ تشیع ایران، تا قرن هفتم، ص 54.

[3] . دامغانی، تاریخ انتشارات تشیع در ایران، نشر علامه، چ اول، 1350.

[4] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 169ـ 173.

[5] . رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، تا قرن هفتم، ص 8 ـ 157.