شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » فضائل و رذائل »

وبال ظلم‏.

اشاره:

خداوند متعال در آیه ۴۳ سوره چهاردهم (ابراهیم) فرموده است: «و خدا را از آنچه ستمگران مى‏کنند غافل مپندار». و در آخرین آیه سوره بیست و ششم (شعراء) فرموده است: «و به زودى آنان که ستم مى‏کنند خواهند دانست به کدام بازگشت گاهى بازمى‏گردند»[۱]. پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: سه خصلت است که در هر کس باشد، ایمانش کامل‏ است، نخست آن کس که چون راضى و خشنود شد، رضایتش او را در گناه و باطل وارد نکند. دوم آن کس که خشم، او را از حق بیرون نبرد. سوم آن کس که چون قدرت یافت، چیزى را که از او نیست به دیگران نبخشد (براى چیزى که به او ارتباط ندارد خشم نگیرد)[۲].

  روایات در باره ظلم

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: من براى افراد این امت که حق ما را بشناسند، آرزوى رستگارى و نجات دارم مگر براى هر یک از این سه گروه، همنشین پادشاه ستمگر، و کسى که از هواى نفس پیروى مى‏کند، و آن کس که آشکارا تبهکارى و بدى مى‏کند[۳].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: عادل‏ترین مردم آن است که براى مردم همان چیزى را خوش بدارد که براى خود خوش مى‏دارد و همان چیز را ناخوش بدارد که براى خود ناخوش مى‏دارد، و سرکش‏ترین مردم کسى است که غیر از قاتل خود را بکشد و غیر زننده خود را بزند.

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است: چون مرگ پدرم، امام سجاد، فرا رسید مرا به سینه خود فشرد و فرمود: اى پسرکم! تو را سفارش مى‏کنم به آنچه پدرم هنگام شهادت خویش به من سفارش فرمود و گفت که امیر المؤمنین هم به ایشان سفارش فرموده است و آن سفارش این بود که اى پسرم! پرهیز کنید و بر حذر باشید از ستم کردن نسبت به کسى که نصرت دهنده‏یى غیر از خدا بر تو نمى‏یابد[۴].

امام صادق فرموده است: هر کس عهده‏دار کارى از کارهاى مردم گردد و عدالت کند و در خانه خود را گشوده دارد و پرده‏اش را کنار زند (حاجب نداشته باشد) و در کار مردم بنگرد، بر خداوند متعال است که روز قیامت از بیم در امانش دارد و او را به بهشت درآورد، و نیز فرموده است: چون خداوند به رعیتى اراده خیر فرماید، براى آنان پادشاهى مهربان و وزیرى دادگر برمى‏گمارد[۵].

امام باقر فرموده است: ظلم سه گونه است، ظلمى که خداى آن را مى‏آمرزد و ظلمى که خداى آن را نمى‏آمرزد و ظلمى که خداوند آن را رها نمى‏فرماید. آن ستمى که خداوند آن را مى‏آمرزد، شرک آوردن به خداوند است و آن ستمى که خداوند آن را نمى‏آمرزد، ستمى است که آدمى نسبت به خود در روابط خودش و خداى خودش معمول مى‏دارد، و آن ستمى که خداوند آن را رها نمى‏فرماید وامهاى میان مردم با یک دیگر است. و همان حضرت فرموده است: آنچه که مظلوم از دین ظالم بدست مى‏آورد، بیشتر از آن است که ظالم از دنیاى او مى‏گیرد[۶].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: عیسى بن مریم (علیهما السّلام) براى سخنرانى میان بنى اسرائیل برخاست و فرمود: اى بنى اسرائیل! حکمت را به جاهلان و نااهلان میاموزید که به آن ستم مى‏کنید و آن را از اهل دانش باز مدارید که به آنان ستم مى‏کنید و هیچ ستمکارى را بر ستمش یارى مدهید که فضل خود را باطل مى‏کنید[۷].

امام صادق فرموده است: چون بر کسى ستم شود و شروع به نفرین بر ستمگر کند، خداى جل جلاله به او مى‏فرماید: این جا، کس دیگرى هم هست که بر تو نفرین مى‏کند و مى‏پندارد که تو بر او ستم کرده‏اى. اکنون اگر مى‏خواهى، نفرین تو و نفرین او را برآورده کنم و اگر مى‏خواهى، در باره هر دو به تأخیر اندازم و عفو من شما را فرا گیرد.

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است: ستم بر بندگان چه بد توشه‏یى براى آخرت است و روز مظلوم بر ظالم، سخت‏تر از روز ظالم بر مظلوم است. براى مردم ستمگر سه نشانه است، نخست اینکه از کسى که از او برتر است (خدا و پیامبر و ائمه) با ارتکاب معصیت و گناه سرپیچى مى‏کند. دوم آنکه به زیر دستان خود با چیرگى ستم مى‏کند. سوم آنکه ستمکاران را پشتیبانى مى‏کند[۸].

از امیر المؤمنین على (علیه السّلام) پرسیده شد: آیا دادگرى برتر است یا بخشندگى؟

فرمودند: دادگرى همه کارها را به جاى خود قرار مى‏دهد و بخشندگى و سخاوت آنها را از جهت خود بیرون مى‏برد. دادگرى، رهبرى همگانى و بخشندگى، عرضى خاص است و دادگرى برتر و شریف‏تر است. از بى‏انصافى بر حذر باش که منجر به آوارگى مى‏شود و ستم، به درگیرى و شمشیر بر روى یک دیگر کشیدن مى‏انجامد[۹].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: از ستم بر حذر باشید که دلهایتان را ویران مى‏کند[۱۰].

و همان حضرت فرموده‏اند: محبوب‏ترین مردم، روز قیامت، در پیشگاه خداوند، کسى است که امام عادل باشد و مجلس او از همگان به خداوند نزدیک‏تر است. و مبغوض‏تر و سخت عذاب‏تر از همگان در پیشگاه خداوند، پیشواى ستمگر است.

و فرموده‏اند: هر کس صبح کند و همت به ستم بر کسى نبندد، گناهان کوچک او بخشیده مى‏شود[۱۱].

شاعر چنین سروده است:

«براى هر فرماندهى و ولایتى ناچار عزل خواهد بود و گردش روزگار بستن و گشودن است و بهترین روشى که در روزگاران براى والى باقى مى‏ماند، احسان و دادگرى است.»

پی نوشت:

[۱] . براى اطلاع بیشتر از آیات قرآن، به بحث مستوفاى مرحوم علامه مجلسى، در بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۰۵، مراجعه شود. م.

[۲] . ضمن حدیث مفصلى، در خصال صدوق، ج ۱، ص ۱۲۴، چاپ آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۳] . در خصال صدوق، همان چاپ، ج ۱، ص ۵۹، آمده است. م.

[۴] . امالى، صدوق، ص ۱۱۰٫ م.

[۵] . امالى، صدوق، ص ۱۴۸، و به نقل از آن در بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۴۰، آمده است. م.

[۶] . به نقل از امالى صدوق، ص ۱۵۳، در بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۱۱، آمده است. م.

[۷] . بخشى از آن در معانى الاخبار، ص ۲۵۳، و تمام آن به نقل از امالى صدوق، در بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۲۸۶، آمده است. م.

[۸] . نهج البلاغه، ج ۲، ص ۱۸۶، چاپ عمده. م.

[۹] . نهج البلاغه، چاپ مرحوم فیض الاسلام. م.

[۱۰] . به نقل از صحیفه الرضا در بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۱۵، آمده است. م.

[۱۱] . اصول کافى، ج ۲، ص ۳۲۵، م.