خانواده شیعی » ازدواج » همسرداری »

واکنش رایج افراد به خیانت همسر خود چگونه است؟

خیانت به همسر، باعث می‌شود که افراد، ضربات روحی بزرگی بخورند؛ البته واکنش‌ها با هم متفاوت‌اند ولی اکثرا اول انکار می‌کنند و نمی‌توانند آن را باور کنند.

واکنش‌های رایج افراد به خیانت همسرانشان

زمانی که فردی نسبت به خیانت همسرش آگاه می‌شود، دچار تنش شده و تاثیر منفی شدیدی بر فرد و رابطه ی زناشویی آن‌ها وارد می‌شود. و در آن زمان، واکنش‌های هیجانی منفی شدیدی از خود نشان می‌دهند و به دنبال علت خیانت می‌گردند.

می‌توان گفت واکنش‌های هیجانی که فرد به دنبال پیمان‌شکنی همسر تجربه می‌کند، مشابه واکنش‌هایی است که بیماران در شنیدن خبر مبتلا شدن به بیماری بدخیم و یا فوت یکی از عزیزانشان از خود نشان می‌دهند.

انکار، شوکه شدن ریا، خشم و افسردگی و در آخر پذیرش، واکنش‌هایی است که ممکن است از خود نشان دهند.

شوک و انکار

شنیدن و رو به رو شدن با مسئله پیمان شکنی، برای بسیاری از زوجین شوک‌برانگیز است؛ البته نشانه‌هایی مهم است که میزان آسیب را تخمین می‌زند. کسانی که روابط زناشویی خوبی دارند و نسبت به وفاداری همسرشان ایمان دارند، شوک شدیدتری را تجربه می‌کنند. می‌توان گفت واکنش شوک با انکار اغلب همراه می‌شود.

به طور مثال: می‌گویند: نه! دروغ است … او این کار را نمی‌کند؛ غیرممکن است…. اما با گذشت زمان، انکار و تردید کمرنگ می‌شود و فرد قبول می‌کند که همسرش، پیمان‌شکنی کرده است. به ندرت پیش می‌آید در این مرحله فرد به مشاوره خیانت زناشویی مراجعه کند و این مرحله می‌تواند با فرافکنی همراه باشد (تحریف واقعیت و بی‌توجهی در فردی که از دفاع انکار استفاده می‌کند شایع است).

خشم

می‌توان گفت بروز خشم، از واکنش‌های معمول است. در این مرحله، فرد، دیگر انکار را پشت سر گذاشته است و مطمئن شده است که همسرش خیانت کرده است. افکاری که خشم را در فرد ایجاد می‌کند می‌تواند مثل موارد زیر باشد:

رفتارش غیرمنصفانه بوده است. او قدر من را ندانسته است و مزد زحمات مرا داد، بی‌جنبه است، این زندگی و احساسات من برایش مهم نبود، مرا احمق و ساده فرض کرده بود، من برای او کم بودم او مرا پیش همه تحقیر کرده است، او زندگی مشترکمان را خراب کرده است.

از دفاع‌ها و خطاهای شناختی در این مرحله می‌تواند فرافکنی، برچسب زدن، بزرگنمایی، پیش بینی منفی و ذهن خوانی باشد.

و گاهی ممکن است فرد به دلیل اعتماد بی‌اندازه و غفلت از نشانه‌های شک برانگیز خشمگین شود و خودش را هم سرزنش کند. احساس خشم می‌تواند یا احساس‌هایی مثل آزردگی، نفرت و خصومت استرس و اضطراب از آینده یا ترس از رهاشدگی و افسردگی همراه باشد.

افسردگی

افسردگی معمولا به دنبال خشم صورت می‌گیرد و در واقع می‌توان گفت لایه زیرین خشم را تشکیل می‌دهد. احساس‌هایی که با افسردگی همراه می‌شود، احساس فقدان یا از دست دادن همراه است یعنی فرد احساس می‌کند و درک می‌کند که چیزهایی را در رابطه‌اش از دست داده است (مثل اعتماد، احساس کفایت و شایستگی، ارزشمندی، جذابیت و شکسته شدن احساسات).

افسردگی با نشانه‌هایی مانند خلق افسرده، لذت نبردن از کارهایی که لذتبخش بوده است، کاهش تمرکز و توجه، تحریک‌پذیری بالا، احساس عذاب وجدان، گناه و بی‌ارزشی و علائمی مثل کاهش و یا افزایش اشتها و بهم خوردن میزان خواب و احساس ضعفی که در فرد ایجاد می‌شود نسبت به ناتوانی برای بهبود اوضاع و ناامیدی برای تغییر شرایط و فرد کم کم به سمت خودکشی ممکن است سوق پیدا کند.

افت عملکرد

یکی دیگر از نشانه‌های آن، افت عملکرد روزانه در مسائل شغلی و روابط اجتماعی است.

نکته مهم توجه داشته باشید فرد آسیب دیده، مراحل و احساسات منفی زیادی را تجربه کرده است که در آن زمان برای اعتماد و امنیت روانی از دست رفته خود، باید سوگواری کنند و علاوه بر گریستن، درد و دل کردن با یک همراه و دوست یا یک مشاور، می‌تواند به افراد کمک کند تا این مرحله را پشت سر بگذارند. این مدت می‌تواند چند هفته تا چند ماه طول بکشد و اگر فرد بتواند از یک فرد مثل دکتر روانشناس و مشاوره کمک بگیرد، می‌تواند با تجربه کردن تنش کمتر، به مرحله پذیرش برسد.

نویسنده: دکتر ندا رحیمی متخصص روانشناسی
منبع: بخش سبک زندگی نمناک