نقد و بررسی ادیان و فرق » الحاد و بی دینی »

هواپرستی از عوامل بی دینی از دیدگاه قرآن

اشاره:

پیروی از هوای نفس و وسوسه های شیطان، یکی از انحرافات فکری و عملی انسان است. غرق شدن افراد در شهوت پرستی و هوی پرستی، موجب اعراض و تنفر از خدا و دین و همه معنویات می شود. غرق شدن در شهوات پست حیوانی به هر گونه احساسی تعالی – اعم از تعالی مذهبی یا اخلاقی یا عملی یا هنری – منافات دارد. همه آنها را می میراند. در این مقاله به این مطلب از دیدگاه قرآن پرداخته شده است.

 

آدم شهوت پرست، نه تنها نمی تواند احساسات عالی مذهبی را در خود بپروراند؛ احساس عزت و شرافت و سیادت را نیز از دست می دهد؛ احساس شهامت و شجاعت و فداکاری را نیز فراموش می کند. آن که اسیر شهوت است، جاذبه های معنوی اعم از دینی و اخلاقی و علمی و هنری، کمتر در او تاثیر دارد(۱).

هوی پرستی و پیروی از خواهش های نفس، نقش پررنگی در عدم گرایش انسان به معنویت و دین ایفا می کند.قرآن کریم در آیات متعددی به این واقعیت اشاره نموده است:

افرایت من اتخذ الهه هواه واضله الله علی علم و ختم علی سمعه و قبله و جعل علی بصره غشاوه فمن یهدیه من بعد الله افلا تذکرون(۲)؛

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داد و خداوند او را با آگاهی (به این که شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده افکند، با این حال چه کسی می تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟آیا متذکر نمی شوید؟

کلما جاء هم رسول بما لا تهوی انفسهم فریقا کذبوا و فریقا یقتلون و حسبوا الا تکون فتنه فعموا و صموا(۳)؛

هر زمان پیامبر بر خلاف هوس ها و تمایلات آنها می آمد، گروهی را تکذیب می کردند و جمعی را می کشتند و گمان می کردند مجازاتی در کار نخواهد بود لذا (از دیدن حق و شنیدن سخنان حق) نابینا و کر شدند.

و منهم من یستمع الیک حتی اذا خرجوا من عندک قالوا للذین اوتو العلم ماذا قال انفا اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم و اتبعوا اهواءهم(۴)؛

گروهی از آنان به سخنان گوش فرا می دهند؛ اما همگی که از نزد تو خارج می شوند، به کسانی که خداوند به آنهاعلم و دانش بخشنده (از روی استهزا) می گویند: این مرد (پیامبر) الان چه گفت؟آنها کسانی هستند که خداوند بر قلبهایشان مهر نهاده و از هوای نفسشان پیروی کرده اند.

هوی به معنی تمایل نفس به شهوت است و گفته شده که در اصل، به معنای سقوط از بلندی گرفته شده است؛ زیرا سبب می شود انسان سقوط کند و در دنیا گرفتار انواع مصائب و در آخرت گرفتار آتش دورزخ شود و جهنم را از این حیث هاویه گفته اند که قعر آن به قدری پایین است که حساب ندارد.بعضی برای این واژه، دو معنی ذکر کرده اند؛ بالا بردن و ساقط کردن و گاهی ترکیبی از هر دو را ذکر کرده اند (بالا بردن و سپس فروفکندن)(۵.

به هر حال، آیه اول درباره کسانی است که هوای نفس را معبود خود گرفته و هرچه دارند در پای آن قربانی می کنند و آیه دوم، درباره یهودیان لجوج است که هر وقت پیامبر الهی دستوراتی بر هوای خلاف نفس آنها می آوردند، در برابر آنها مخالفت کرده، دست به تکذیب و کشتن پیامبران می زدند و آیه سوم، وصف حال عده ای از منافقان کور دل است که در برابر پیامبر و سخنان او چنان بر خوردی داشتند.

این سه آیه، همگی رابطه هواپرستی را از دست دادن قدرت تشخیص به وضوح نشان می دهد و بیان می کند هواپرستی مانع ترک حقیقت است.وقتی علاقه افراطی چیزی تمام وجود انسان را به خود جلب کند، جز آن نمی بیند و به غیر آن نمی اندیشد.این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معرف است که:

«حبک للشی ء یعمی و یصم(۶)؛ علاقه تو به چیزی، چشم را کور و گوش را کر می کند.»

و امیر مومنان (علیه السلام) نیز می فرماید:

«ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنتان: اتباع الهوی و طول الامل.فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الاخره»(۷.

ای مردم! همانا بر شما از دو چیز بیشتر می ترسم؛ از خواهش نفس پیروی کردن و آرزوی دراز در رس پروردن که پیروی خواهش نفس آدمی را از راه حق باز می دارد و آرزوی دراز، آخرت را به فراموشی می سپارد.

پس از آن که در غیاب موسی (علیه السلام) سامری قوم او را گمراه کرد.موسی (علیه السلام) آن گاه که از کور طور بر می گردد و آن صحنه ها را می بیند، با اعتراض به سامری می گوید: ای سامری! این چه کار و فتنه بزرگی است انجام دادی!

«قال بصرت بمالم یبصروا… و کذلک سولت لی نفسی (۸)؛ گفت: من چیزی دیدم که آنها ندیدند…. و نفس من بدین سان (این کار را) در نظرم بیار است.»

بدین ترتیب سامری اعتراف می کند که به دلیل فریب کاری نفس، به بت پرستی و اعراض از دین موسی آلوده شد.

داستان و بلعم باعور که اسم اعظم.دانست، ولی به فرعون متمایل شد و در حق موسی و اصحابش نفرین کرد(۹)، نیز نمونه دیگری از سرانجام هواپرستی است.قرآن در این باره می فرماید:

و اتل علیهم نبا الذی اتیناه ایاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین و لو شئنا لرفعناه بها ولکنه اخلد الی الارض و اتبع هواه(۱۰)؛ و بر آنان خبر آن کس (بعلم باعورا) را برخوان که آیت ها خویش (برخی از کرامات یا اجابت دعا) را به وی دادیم و او از آنها بیرون رفت.پس شیطان در پی او افتاد تا از گمراهان گشت و اگر می خواستیم هر آینه او را بد آنها( آن آیت ها) (به جایگاهی بلند) بر می داشتیم؛ ولیکن او به زمین (دنیا و مال و جاه آن) چسبید و کام و خواهش دل خود را پیروی کرد.

پی نوشت:

۱. انسان و سرنوشت، ص ۱۰۸.

۲. جائیه (۴۵) آیه ۲۳.

۳. مائده (۵) آیات ۷۰ – ۷۱.

۴. محمد (۴۷) آیه ۱۶.

۵. راغب، مفردات، ماده هوی.

۶. محمد تقی مجلسی، روضه المتقین، ج ۱۳، ص ۲۱،

۷. نهج البلاغه، خطبه ۴۲، ص ۴۰.

۸. طه (۲۰) آیات ۹۵ – ۹۶.

۹. نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۰۲.

۱۰. اعراف (۶۷) آیات ۱۷۵ – ۱۷۶.

منبع: عوامل و ریشه های دین گریزی

نویسنده : علی شکوهی