«نیروانا» و«تناسخ» به جای معاد و قیامت در آیین بودیسم

آیین بودیسم به جای معاد به تناسخ ارواح در ابدان دیگر اعتقاد دارند. اصول عقاید و كلیات آئین بودا به طور واضح و بی پیرایه در دست نیست و جاهای مبهم و تاریكی در این آئین به چشم می خورد، از جمله از آن موارد مبهم، همین مسالۀ زندگی پس از مرگ است، آنچه از اصول چهارگانۀ اكتشافی بودا بر می آید، این است كه وجود و هستی بطور كلی از خالق گرفته تا مخلوق سراسر رنج و گرفتاری است و راه نجات، منحصر در كشتن آرزوها و تمنیات و امیال و قطع از وجود است. اگر فردی از طریق ریاضت و درونگرائی و تفكر، خود را از شر وجود خلاص نكند به یك نوع تولد جدید مداوم كه عبارت از تناسخ و انتقال روح از جسمی به جسم دیگر است، مبتلا خواهد شد. ولی چنانچه میل به زندگی و حیات را از راه ریاضت و معرفت در خود كشته و نابود سازد. در این صورت راه نجات را پیدا كرده و پس از مرگ به (نیروانا) واصل خواهد شد. پس طبق بیان گذشته مردم یا اهل ریاضت هستند كه در این صورت پس از مرگ به (نیروانا) پیوسته و در آن عالم نیستی خاموش می گردند. یا علاقمند به زندگی و دارای امیال و آرزوهای مختلف هستند كه در این صورت آن قدر بایستی رنج وجود را از مجرای تناسخ تحمل كنند تا تصفیه شده و راه نجات پیدا كنند.[1]

بنابراین در آئین بودا تناسخ و نیروانا با هم به جای قیامت مطرح می باشند.  تناسخ عبارت است از تعلق گرفتن روح آدمی بعد از مرگ به كالبد انسان دیگر یا حیوان یا نبات یا جامدات. كه این عقیده در اكثر ادیان هندوئی به چشم می خورد.

نیروانا در اصطلاح آنها به معنای خاموش شدن است. یعنی بر اثر ریاضت انسان به نیستی مطلق می رسد.[2] اما اینكه نیروانا یك امر وجودی است یا عدمی محض مورد اختلاف است.

بنابراین در آئین بودا اعتقاد به بهشت و جهنم و حساب اعمال و جزای آن نیست، حتی كارهای نیك هم برای پاداش اعمال نیست، بلكه تمام دستورات و فرمانها در این آئین صرفا برای تهذیب نفس و تزكیۀ روح و رسیدن به مقام نیروانا، یعنی نجات از رنجهاست.[3] چنانچه بودا خطاب به شاگردان خود گفته: ای شاگردان من، من جایگاهی سراغ دارم كه در آنجا از خاك و آب و نور و هوا خبری نیست نه این جهان است و نه آن جهان، آنجائیكه كه من وصفش می كنم، عبارت است از پایان وجود.[4] رسیدن به نیروانا هدف بودائیان است،‌نیروانا یعنی آزادی از سلسلۀ علل پیدایش و رنج جهان، كمال مطلوبی كه بر اثر طرق هشت گانۀ بودائی تحقق می پذیرد، نیروانا یعنی مقامی كه تغییر ناپذیر است.[5]

حالا بعد از این بیان در باره تناسخ و نیروانا چند سوال باید از سوی بودائیان پاسخ داده شوند:

چه دلیل قابل قبولی بر تناسخ وجود دارد؟

در تناسخ روحی که با مرگ از بدن انسان خارج شده و به بدن انسان دیگر یا حیوان و نبات داخل می شود مخلوق کیست و چگونه به وجود می آید؟

آیا داخل شدن روح انسان به بدن حیوان یا نبات، مستلزم تغییر ماهیت و ذات انسان نیست؟ چگونه ممکن است که یک انسان به نبات یا حیوان تبدیل شود؟

با پذیرش تناسخ نباید توالد و تناسلی وجود داشته باشد ، بلکه با اولین روحی که بعد از تناسخ پی در پی به نیروانا می رسد وجود روح دیگری چگونه قابل توجیه است؟ آیا لازمه تناسخ این نیست که خلقت انسان از همان آغاز باید متوقف می گردید و نفوس انسان نباید به تدریج افزوده می شد؟

چه دلیل و برهان عقلی بر نیروانا که برای نجات از تناسخ و عذاب های دنیایی قرار داده شده وجود دارد؟

آیا با مردن، از عذاب های دنیایی نجات حاصل نمی شود؟ کسی که می میرد عذاب دنیایی او را تهدید نمی کند پس نیروانا از کدام رنج انسان را نجات می دهد؟ چه دلیلی بر معدوم شدن روح انسان که در نیروانا مطرح است وجود دارد؟ در حالی که تزکیه و ریاضت نفس باید روح انسان را تقویت کند نه اینکه آن را از بین ببرد؟

پی نوشت ها:

[1] . قربانی، زین العابدین، بسوی جهان ابدی، ص 35-55، ج 1 و 2، شفق، 1363 ش.

[2] . توفیقی، حسین، آشنائی با ادیان بزرگ، ص 40، سازمان مطالعه و تدوین كتب انسانی، 1380 ش.

[3] . قربانی، زین العابدین، بسوی جهان ابدی، ص 35-55، ج 1 و 2، شفق، 1363 ش.

[4] . میهن پور، محمد، بودا چه می گوید؟ ص 271، بی نا، 1340ش، تهران.

[5] . بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، ص 180، ناشر، چشمه، 1380 ش، تهران.