نوروز از ديدگاه اسلام

رضا باقي زاده پلامي1

يا مقلّب القلوب و الابصار

يا مدبر الليل و النهار

يا محوّل الحول و الاحوال

حوّل حالنا الي احسن الحال

در معارف اسلامي آمده هر روزي که در آن گناه صورت نگيرد عيد است چنان که امام صادق عليه السلام مي فرمايد: کل يوم لا يعصي اللّه فيه فهو يوم عيد2

اما در طول سال چند عيد وجود دارد که از آداب و ويژگي خاصي برخوردارند مهم ترين آنها اعياد غدير، فطر و قربان است، که آثار و برکات زيادي دارند روز ولادت پيامبر مکرم اسلام صلي اللّه عليه وآله و ائمه اطهار عليهم السلام نيز از اعياد مهم اسلامي به شمار مي آيند. عيد نوروز که با تحويل سال و چرخيدن يک دور کامل زمين به گرد خورشيد شروع مي شود، از جمله اعيادي است که جنبه ملي داشته و تاريخ پيدايش آن قبل از اسلام است. اين عيد با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأييد ضمني اسلام قرار گرفت در روايات نيز آمده است که روزي براي حضرت علي عليه السلام هديه نوروزي آوردند، فرمودند اين چيست؟ گفتند: اي اميرالمؤمنين، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براي ما نوروز قرار بدهيد.3

امام صادق عليه السلام درباره اين عيد فرموده اند:

… و هيچ نوروزي نيست که ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ما است.4

امام خميني قدس سره در يکي از پيام هاي نوروزي مي فرمايد: اين عيد هر چند يک عيد اسلامي نيست، ولي اسلام آن را نفي نکرده است.5

مرحوم محمد حسين کاشف الغطاء در جواب اين سؤال که اعتقاد شيعه و روش شما درباره روز اول سال نوروز چيست؟ چنين نوشتند: نوروز مقتضاي جهان است در بشر و حيوان و جماد، بلکه در آسمان و زمين و هوا و فضا؛ و بر اين اساس رواياتي از اهل بيت عليهم السلام درباره نوروز به ما رسيده که عيد گرفتن را تأييد کرده اند و نيز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند و… .6

در اين مقال بر آنيم تا درباره دعاي تحويل سال به چهار نکته اشاره کنيم:

نکته اول: تعريف و حالات قلب

واژه قلب 132 مرتبه در قرآن آمده است و در دو معني استعمال مي شود: 1. عضوي که در سمت چپ بدن قرار گرفته و خون را تصفيه و به همه بدن پمپاژ مي کند. 2. روح و نفس که هدايت کننده همه اعضاء و جوارح بدن است. قلبي که در دعاي مذکور آمده از نوع دوم، است که داراي حالات مختلف بد و خوب مي باشد:

حالات خوب قلب

1. قلب سليم و پاک؛ علي عليه السلام مي فرمايد: خداوند وقتي نسبت به بنده اي اراده خير کند قلب سليم روزي او مي گرداند.7

2. قلب مطمئنه؛ قرآن مي فرمايد: اَلا بذکر اللّه تَطمئن القلوب8، همانا با ياد خداوند دل ها آرام مي گيرد.

3. قلب نوراني؛ از رسول خدا صلي اللّه عليه وآله در مورد شرح صدر سؤال شد که چيست؟ فرمود نوري است که خداوند در قلب مؤمن قرار مي دهد و به وسيله آن سينه اش وسعت مي يابد.9

حالات بد قلب

1. قساوت قلب؛ اين حالت همراه با بي تفاوتي نسبت به احکام خداوند به وجود مي آيد، قرآن مي فرمايد: و جعلنا قلوبهم قاسية10، دل هاشان را سخت گردانيديم.

2. کور شدن قلب؛ شرّالعمي عمي القلب؛ بدترين کوري، کوري قلب است.

3. انحراف قلب؛ قرآن مي فرمايد: فلمَا زاغوا ازاغ اللّه قُلُوبهم11، باز چون از حق روي گردانيدند خدا هم دل هاي بي نورشان را از سعادت و اقبال بگردانيد.

4. مريض شدن قلب؛ قرآن مي فرمايد: في قلوبهم مرض12، دل هاي آنها منافقين بيمار است.

در چنين حالاتي بايد گفت که قلب مرده است.

عواملي براي به وجود آمدن حالات بد و منفي در قلب وجود دارد که به برخي از آنها اشاره مي شود:

1. گناه؛ در مناجات مي خوانيم و امات قلبي عظيم جنايتي13 اي خدا گناهان بزرگ، دل مرا ميرانده است در روايتي پيامبر اکرم اسلام صلي اللّه عليه وآله مي فرمايد: گناه بر روي گناه قلب انسان را مي ميراند.14

2. دلبستگي به دنيا؛ حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: و اماتت الدنيا قلبه15، دنيا قلب او را ميرانده است.

امام صادق عليه السلام نيز قلب سالم را قلبي مي دانند که از دنيا دوستي سالم باشد.16

3.پرخوري؛ از پيامبر مکرم اسلام صلي اللّه عليه وآله نقل شده است که فرمودند: با خوردن آب و غذاي فراوان دل را نميرانيد، چون دل مانند کشتزار است که اگر آب فراوان به آن داده شود مي ميرد.17

عواملي نيز براي به وجود آمدن حالات خوب در قلب وجود دارد، از جمله:

1. توبه از گناه؛ حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: توبه دلها را پاکيزه مي کند و گناه را مي شويد.18

2. انجام عبادت از قبيل نماز و روزه؛

3. ياد مرگ؛

4. قرآن خواندن؛

پيامبر مکرم اسلام صلي اللّه عليه وآله مي فرمايند: قلب ها زنگار مي بندند. مانند زنگ زدن آهني که آب به آن برسد. گفته شد جلاي اين گونه قلب ها به چه وسيله اي ممکن است؟ فرمودند: زياد ياد کردن مرگ و خواندن قرآن.19

5. ياد خدا؛ حضرت علي عليه السلام خطاب به فرزندشان فرمودند: تو را سفارش مي کنم به اين که قلب خود را با ياد خدا آباد کني.20

6. شنيدن موعظه؛ حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: قلب خود را به وسيله موعظه زنده کن.21

7. کم خوردن؛ پيامبر اکرم اسلام صلي اللّه عليه وآله مي فرمايند: هر که خوراکش کم باشد بدنش سالم و دلش پاک مي گردد.22

8. هم نشيني با اهل معرفت؛ حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: ديدار اهل معرفت آباداني قلب است.23

9. هم نشيني با عاقلان؛ حضرت علي عليه السلام در جاي ديگري مي فرمايند: آباداني قلب ها در هم نشيني عاقلان است.24

نکته دوم: چرا بايد هنگام تحويل سال دعا کنيم؟

از آنجا که با سپري شدن زمستان و ورود فصل بهار، طبيعت از حالت مردگي بيرون آمده و به سمت سرسبزي پيش مي رود، ما هم از حالت مردگي بيرون بياييم و از خدا بخواهيم که حال ما را بهترين حالات قرار بدهد.

نکته سوم: بهترين حال کدام است؟

صلاح و فساد انسان بستگي به قلب او دارد، اگر قلب و تمام وجود انسان متوجه خدا باشد، اين بهترين حال براي او است که در اين صورت مي گويند قلبش زنده است.

از جمله نشانه هاي آن اين است:

1. رحم او زياد بوده و به فکر ديگران است؛ لذا اگر مشکلي را از يک انسان مشاهده کرد، بي تفاوت از کنار آن نمي گذرد، بلکه در حد توان جهت رفع آن کوشش مي کند.

2. اشک چشم او زياد است؛ مثلاً با شنيدن مصايب اهل بيت عليهم السلام اشک او سرازير مي شود.

3. از شب اول قبر مي ترسد؛ لذا تلاش مي کند خود را آماده نمايد.

نکته چهارم: وظيفه ما

هنگام تحويل سال و آداب عيد

در ايام عيد وظايفي داريم که رعايت آنها سبب رشد و تعالي ما مي شود که در اينجا به برخي از آن وظايف اشاره مي کنيم:

1. خواندن نيايش تحويل سال؛با نو شدن طبيعت، از صميم دل اين ندا را برآوريم که: يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الي احسن الحال اي قلب کننده قلب ها و چشم ها؛ اي تدبير کننده شب و روز اي متحول کننده حالات، حال ما را به بهترين حالات متحوّل کن.

2. پوشيدن لباس تميز؛ امام صادق عليه السلام فرمودند: هنگامي که نوروز آمد، غسل کن و پاکيزه ترين لباس هاي خود را بپوش و با خوش بوترين عطرها خود را معطر ساز.25

3. گشايش در زندگي خانواده؛ برخي سخنان اهل بيت عليهم السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشايش در زندگي در ايّام عيد فرا خوانده تا خاطره اي شيرين و به ياد ماندني براي اهل خانه به جاي ماند و حالت جشن و شادي پيدا کند. روزي شهاب به امام صادق عليه السلام عرض کرد: حق زن بر شوهرش چيست؟ حضرت فرمودند: …هر ميوه اي که مردم از آن مي خورند، بايد به اهل خانه خود بخوراند و خوراکي را که مخصوص ايام عيد است و در غير ايام به آنها نمي رساند، در ايام عيد براي آنان تهيه کند.26

4. روزه گرفتن و برپايي نماز؛ امام ششم عليه السلام فرمودند: چه خوب است که در اين روز روزه دار باشيم.27 دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاي مخصوص اين روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.

5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنيم که وارد بهار شده ايم و بايد از اين دگرگوني طبيعت درس عبرت بگيريم.

6. ديد و بازديد؛ از ديگر آداب عيد نوروز، ديدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهي از شادي ها و اندوه هاي آنان است. معصوم عليه السلام در اين باره مي فرمايد: اين روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همديگر را ملاقات مي کنند تا …28 ديدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزيز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در اين ايام، داراي اهميت فوق العاده اي مي باشد.

7. بررسي اعمال گذشته؛ بررسي کنيم که يک سال را چگونه سپري کرديم و محاسبه اي انجام دهيم که چه قدر گناه کرده ايم، آبروي چند نفر را برديم و چقدر کار خير انجام داده ايم؟ اگر اوصاف زشتي در ما هست، در رفع آنها بکوشيم و اگر کارهاي خيري انجام داده ايم، کوشش کنيم که در آينده مداومت داشته باشد.

8. کينه ها را از دل برکنيم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنيم و همراه با باران بهاري زنگار کينه هاي گذشته را از دل برکنيم و سعي کنيم اين قدرت روحي را در برابر افردي که با آنها دشمني داريم، بيشتر کنيم و محبت آنها را در قلب خود ايجاد کنيم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدي کرده باشند.

9. با کساني که کدورت داريم آشتي کنيم؛ مؤمن بايد سعي کند جلوي کدورت ها را بگيرد و اين ايام فرصت خوبي براي زدودن کدورت هاست، لذا آشتي با آنها خدا را خشنود و پشت شيطان را به خاک ماليده و بنده خدا را خوشحال مي کند.

10. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتي حضرت امام رضا عليه السلام از اهميت والايي برخوردار است.

11. رسيدگي به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادي خودمان شريک نمائيم.

12. دوري از اسراف؛ از جمله اموري که توجه بدان لازم و ضروري مي باشد، اين است که در مهماني دادن و پذيرايي، از اسراف جلوگيري کنيم و بدانيم کمال ما در ولخرجي و سفره هاي رنگين آن چناني نيست.

پينوشت ها:
1 عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي آشتيان
2 نهج البلاغه، حکمت 428.
3 من لايحضره الفقيه، ج 3، (ص) 191.
4 بحارالانوار، ج 14.
5 اطلاعات، تاريخ 27/12/74.
6 مجله فرهنگ جهاد، شماره 6، (ص) 49.
7 غررالحکم
8 سوره رعد، آيه 28.
9 مجمع البيان، ج4، ص363.
10 سوره مائده، آيه 13.
11 سوره صف، آيه 5.
12 سوره بقره، آيه 10.
13 مناجات خمسه عشر.
14 مجموعه ورام، ج 7، (ص) 118.
15 نهج البلاغه، خطبه 85.
16 نور الثقلين، ج 4، (ص) 58.
17 مستدرک الوسايل، ج 3.
18 غرر الحکم.
19 کنز العمال، خبر 42130.
20 نهج البلاغه، نامه 31.
21 همان، نامه 31.
22 مجموعه ورام، ج 2، (ص) 229.
23 غرر الحکم.
24 نهج البلاغه، نامه 31.
25 الميزان، ج 20، (ص) 144.
26 وسايل الشيعه، ج 15، (ص) 249.
27 ميزان الحکمه، ج 7، (ص) 133.
28 همان، ص131.
منبع: افق حوزه ، 24 اسفند 1387 – شماره 222