خانواده شیعی » خانواده » آسیبها و طلاق »

نقش خانواده در بزهکاری

اهمیت دادن به مساله بزهکاری به قدری مهم است که همه‌ی کشورهای جهان به آن توجهی خاص دارند. آمارهای منتشر شده حاکی از آن است که با وجود بهبود وضع زندگی از نظر معیشتی و خدمات بهداشتی در جهان میزان جرایم ارتکابی جوانان با سرعت بیشتری رو به افزایش است و در هر جامعه‌ای نیز تنوع آن با جامعه‌ی دیگر فرق دارد. در ایران حدود ۳۰ نوع بزه رایج است، که برخی از آنها عبارتند از: غیبت از مدرسه، دروغگویی مداوم، خیانت در امانت، فرار از خانه، مزاحمت، ولگردی و گدایی و …. .

در میان کودکان بزهکار علایم دزدی، نافرمانی، گریز از مدرسه، ولگردی و معاشرت با افراد ناباب دیده می‌شود و خانواده‌هایشان عمدتا دچار ازهم‌پاشیدگی، الکلیسم، لاقیدی نسبت به مذهب و فقدان نظم و انضباط هستند. غالب بزهکاران دچار بیماری(( هیستری)) هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که ۷۰ درصد آنها دچار ناراحتی‌های روانی هستند.عوامل زیادی در بزهکاری نقش دارند که ما در این قسمت به عوامل خانودگی که جزو مهمترین عوامل هستند اشاره خواهیم کرد.

عوامل خانوادگی:

محققان و دانشمندان به این حقیقت دست یافته‌اند که خانواده‌ها از عوامل جرم در جامعه هستند که موجبات ارتکاب جرم را در جامعه فراهم می‌سازند و جرم شناسان نیز تایید می‌کنند که خانواده از مهمترین کانون‌های آموزش بزهکاری اطفال به شمار می‌رود. به قول دورکیم، جرم پدیده‌ای طبیعی ناشی از عوامل استثنایی است که در ساخت اجتماع و فرهنگ خاص آن وجود دارد.

بر این اساس عواملی که در ساخت اجتماع و فرهنگ آن یعنی خانواده وجود دارد عبارتند از:

۱- تبعیض:

تجربه نشان داده است که تبعیض در خانواده و توجه بیشتر به برخی از فرزندان و توجه کمتر نسبت به برخی دیگر، سبب ایجاد عقده کهتری و زمینه ساز به وجود آمدن نفرت و بدبینی در کودک و نوجوان و حتی جوان می‌شود. هم‌چشمی و رقابت موجود در خانواده تاثیر مخرب فراوانی در روحیه کودکان به جای می‌گذارد و موجب آن می‌شود که فرزندان خانواده از طرف اولیا با یکدیگر مقایسه شوند و این مقایسه دارای پیامدهای ناخوشایندی است که یکی از آنها ایجاد حس کهتری است.

۲- خشونت:

درگیری اولیای خانواده با یکدیگر به وجود آوردن صحنه‌های خشونت آمیز، پیامدهای ناگواری را برای کودکان و نوجوانان دربر دارد. به نظر روانشناسان زمینه اصلی خیانت‌ها و خشونت‌ها در جامعه، اعمال خشونت‌آمیز و تنبه‌های بدنی است که والدین در منزل انجام می‌دهند، زیرا مشاهد‌ه‌ی صحنه‌های ناگوار از طرف فرزندان در خانواده‌ها عقده‌های روانی را در آنها شکل می‌دهد.

۳- لوس کردن و توجه بیش از حد والدین:

توجه بیش از حد به بعضی یا همه‌ی فرزندان باعث می‌شود آن‌ها از چنین وضعیتی سوء استفاده کنند و از دیگران در بیرون از خانواده چنین رفتارهایی را توقع داشته ‌باشند. ((دکتر اوستاس چر)) اظهار می‌دارند که محبت بیش از اندازه، همان اثر و و نتیجه را دارد که بی مهری و یا کهتری می‌تواند در بر داشته باشد.

سن والدین: اولیا هنگامی که پا به سن می‌گذارند، از نظر فعالیت‌های مختلف مانند دوره‌ی جوانی پر انرژی نیستند و لذا در واکنش‌های انعکاسی ضروری دچار ضعف‌هایی می‌شوند و نمی‌توانند وظایفی را که از نظر تربیت فرزندشان بر عهده دارند بخوبی انجام دهند.

عقب‌ماندگی خانوادگی:

بعضی از خانواده‌های ایتام و همچنین خانواده‌هایی که سیر قهقرایی را طی می کنند و نمی‌توانند خود را با وضعیت جدید و اجتماعی وفق دهند فرزندانشان را بدبین، غیراجتماعی و بالاخره عصیانگر بار آورده و به جامعه تحویل می‌دهند.

۴- از دست دادن والدین:

چه به صورت یتیم شدن باشد و چه به صورت طلاق و داشتن خواهران و برادران ناتنی و داشتن نامادری و در هر حال کم توجهی به نوجوانان از عوامل ناسازگاری است که که زمینه را برای ناکامی و ولگردی، عقب افتادگی در مدرسه و اجتماع فراهم ‌می‌کند و باعث می شود در مواقعی که نیاز به تغییراتی در مسکن، وسایل و لوازم زندگی، زناشویی خود یا خواهر و برادرش می‌شود به وجود می‌اید فرد توان تامین و انجام آن را نداشته باشد. لذا به تناسب اهمیت مسایل و با توجه به شرایط فرد مجبور می‌شود، به بزهکاری روی آورد، خصوصا اگر پدر و مادر وی اقدام به ازدواج مجدد کنند شرایط جدیدی به وجود می‌آید که ارتکاب نوجوانان را به بزهکاری را تشدید می‌کند. یکی از جرم شناسان فرانسوی به نام (( ژان شازال)) می‌گوید: عواملی مانند مدیریت و اعمال قدرت تربیتی ناسالم در خانواده، شرایط ناگوار محل سکونت، از هم‌پاشیدگی خانواده سبب می‌شود که فرد نقطه اتکایی خارج از خانه بیابد.

عدم حضور والدین در خانواده:

نقشی که اولیای خانواده خصوصا مادر در تربیت عاطفی و روانی کودکان و نوجوانان دارد بر هیچ کسی پوشیده نیست، لذا در صورت وجود خلا و عدم حضور هریک از والدین در محیط خانواده، باعث بروز مشکلات تربیتی برای سایر سایر افراد خانواده خصوصا نوجوانان وجوانان خواهد شد.

۵- بی سوادی:

تنها داشتن سواد خواندن و نوشتن و حساب کردن کافی نیست، بلکه باید به کودک و نوجوان اجتماعی شدن و توجه به قوانین نیز آموخته شود. عدم اطلاعات کافی از قوانین و مقررات اجتماعی در بروز اینگونه انحرافات تاثیر گذارند.

چون خانواده اساسی‌ترین نهاد اجتماعی است که اولین رکن رشد و پرورش به شمار می‌رود، به همین دلیل هرگونه اختلالی در خانواده کودکان، نوجوانان، جوانان نیز رسوخ می‌کند و موجبات انحراف آنها را از قوانین و مقررات فراهم می‌سازد.

منبع: .aja.ir