نقش الگوهای رفتاری در سبک زندگی اسلامی

يكي از روش‌های تربيتی، روش ارايه الگو است. در اين روش انسان‌های پاک، موفق و كامل به عنوان نمونه معرفي میشوند و ديگران می‌توانند از رفتار آنها سرمشق گرفته و مثل آنها شوند.

در روان شناسی به اين مسأله توجه شده که انسان احتياج به الگوي رفتار و نمونه عمل دارد. اين مطلب به تجربه نيز ثابت شده است و مي‌بينيم که هر انساني به دنبال الگو مي‌گردد و در پي شخصيت ممتازي است که به او دل بندد و ارادت بورزد. وجود الگوهاي رفتار و شخصيت‌هاي نمونه و مربي، نقش بسيار مهمي در سازندگي انسان‌ها دارد. انسان به طور فطري، نيازمند راهنماست.

هدف اساسي و نهايي تمام پيامبران، تربيت صحيح انسان‌ها براي تکامل و سعادت ابدي است. در اين مسير يکي از روش‌هاي اساسي و راه‌کارهاي عملي، پرورش و تربيت از طريق الگوهاست. با مراجعه به قرآن کريم و روايات وارده از ائمه‌ هدي عليهم السلام مشاهده مي‌شود که به تربيت انسان از اين طريق بسيار تأکيد شده است.

خداوند متعال نسبت به نقش الگو در پرورش انسان‌ها تأکيد ويژه‌اي دارد و در قرآن کريم در موارد متعدد، پيامبران، انسان‌هاي صالح و امت‌ها را به عنوان اسوه و نمونه معرفي کرده است، چنانچه درباره‌ پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله مي‌فرمايد:

لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَ‌سُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْ‌جُو اللَّـهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ‌ وَذَكَرَ‌ اللَّـهَ كَثِيرً‌ا؛

براى شما در (سيره‌) رسول خدا سرمشقى نيكوست، (البتّه) براى كسانى كه به خدا و روز قيامت اميد دارند و خدا را بسيار ياد مى‌كنند. (1)

اهل‌ بيت عليهم السلام به تصريح قرآن کريم داراي مقام عصمت بوده و از هرگونه آلودگي پاک و پيراسته مي باشند:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا؛

خداوند فقط مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد. (2)

منظور از تأسي و الگو قرار دادن، حالتي است که انسان، از هر جهت به مقتدايش اقتداي تام و تمام کند. ائمه هدي عليهم السلام تمام شرايط الگو بودن و مقتدا بودن را دارا مي‌باشند و عقل حکم مي‌کند انسان دنباله رو کساني باشد که به گواهي تاريخ و اعتراف دوست و دشمن گوي سبقت را در ميدان کمالات و فضايل و خوبي از همه ربوده‌اند و همه‌ خوبان، پاکان و صاحبان کمال، ريزه خوار سفره خصال نيکوي آنها مي‌باشند. راهبراني که با علم خداداد و لدني کاملا با پيچ و خم راه سعادت آشنايند و خود اين راه را تا آخر پيموده اند و با علم و قدرت الهي، توانايي دستگيري و راهنمايي رهروان اين راه را دارند.

در الگوگيري، حضور يا عدم حضور افراد چندان مهم نيست؛ بلكه چه بسا كساني كه در گذشته‌اي دور زندگي مي‌كردند، بهتر از بسياري از مصاحبان بتوانند الگو واقع شوند. گذشت زمان هم چيزي را عوض نمي‌كند؛ زيرا محور اصلي در الگوگيري، اصول كلي تربيتي و ارزش‌هاي اخلاقي است كه با مرور زمان، پوسيده و كهنه نمي‌شود. چنانچه مقام معظم رهبري در اين باره مي‌فرمايند:

من معتقدم که براى جوان مسلمان، به خصوص مسلمانى كه با زندگى ائمّه اطهار عليهم السلام و خاندان پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله و مسلمانان صدر اسلام آشنايى داشته باشد، پيدا كردن الگو مشكل نيست و الگو هم كم نيست. البته در زمان خودمان هم الگو داريم. امام راحل الگوست. اين جوانان بسيجى ما الگو هستند؛ هم كسانى كه شهيد شدند و هم كسانى كه امروز زنده‌اند. البته طبيعت انسان اين‌ گونه است كه درباره‌ كسانى كه رفته‌اند و شهيد شده‌اند، راحت‌تر حرف مي‌زند. ببينيد چه الگوهايى مى‌شود پيدا كرد. (3)

امروزه سردمداران نظام هاي استکباري جهت دست يافتن به اهداف سياسي، اقتصادي و فرهنگي استعماري خود از طريق به کارگرفتن تمام امکانات تبليغي به معرفي الگوهاي دروغيني مي‌پردازند که جز به فساد و تباهي کشاندن نيروهاي خلاق ساير جوامع و يا حداقل سرگرم ساختن قشرهاي تأثيرگذار اين جوامع به کارهاي غير مفيد و غيرلازم نتيجه‌اي در پي ندارند. آنان اغلب از اين راه به همواره ساختن زمينه اجراي نقشه‌هاي شوم خود مي‌پردازند تا از طريق مشغول ساختن قشرهاي سرنوشت ساز ساير جوامع، خود در عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي زمام امور آنان را در دست بگيرند.

حاکمان نظام‌هاي سرمايه‌داري در راستاي تکميل نيت پليد خويش، به موازات معرفي الگوهاي دروغين و تبليغ و ترويج آنها، شخصيت‌هاي برجسته ساير جوامع را که بهترين مصداق الگوهاي برتر هستند، از طرق مخلتف از ديدرس افراد جامعه خارج مي‌سازند.

اين کار را گاهي از طريق تخريب ارزش‌هاي بومي و اعتقادات پذيرفته شده مردم جامعه يا ترور شخصيت افراد برجسته و الگو انجام مي‌دهند. در نتيجه، اندک اندک اقشار مختلف، به ويژه قشر جوان جوامع تحت تأثير تبليغات استعمارگران به اين الگوهاي دروغين گرايش پيدا کرده و به تدريج از اصول و ارزش‌هاي فکري و فرهنگي خود فاصله مي‌گيرند و پس از اندک زماني تمام دستاوردهاي فرهنگي و فکري اين گونه جوامع در مقابل فرهنگ مهاجم استکبار جهاني رنگ مي‌بازد و زمينه‌ استيلاي همه جانبه‌ استکبار جهاني تحقق پيدا مي‌کند.

امروز هوشياري در برابر توطئه‌هاي شوم دشمنان از يک سو و معرفي اسوه‌هاي حقيقي که ائمه هدي عليهم السلام والاترين مصاديق آن هستند از سوي ديگر، وظيفه‌اي است که بر عهده هر انسان مومن و متعهد است. اهميت اين موضوع آن‌جايي خودنمايي مي‌کند که عدم وجود مصداق‌ها و الگوهاي روشن و مناسب در سبک زندگي، مي‌تواند ورود سبک زندگي بيگانه و در نتيجه تغيير سبک زندگي انسان را در پي داشته باشد. يعني وقتي شخصي نمي‌تواند نيازهايش را در چارچوب سبک زندگي اسلامي برطرف سازد، به سوي سبک زندگي غربي سوق پيدا مي‌کند.

هر جامعه‌اي بايد براي حفظ هويت بومي و فرهنگ اصيل خود، شيوه و سلوک متناسب با اعتقادات مردمي و باورهاي ديني را ترويج نمايد و روش زندگي بومي و سبک حيات خاص خود را در بين مردم دروني سازد تا از تهاجم فرهنگ و ارزش‌هاي بيگانه جلوگيري نمايد.

اقتدا و تاسي به الگوهاي رفتاري امري است که در نهاد انسانها به طور غريزي و فطري وجود دارد و هر فرد و جامعه‌اي نيز در پي آن است که با يافتن الگوهايي بتواند با سرمشق قرار دادن آنها راه سعادت و کمال را بپيمايد.

هر چند همگي تلاش مي‌کنند که در اين راه بهترين گزينه را انتخاب نمايند؛ ولي گاه به علت نا آشنايي با معيارهاي درست و مناسب در اين انتخاب سرنوشت ساز به خطا مي‌روند. از اين رو هر جامعه‌اي مي‌کوشد تا براي قشرهاي مختلف خود الگوهاي مناسب بپرورد و آينده خود را زنده کند. بسياري از جوامع به علت نفوذ الگوهاي نا مناسب به فساد و تباهي کشيده شده‌اند. جامعه اسلامي ما نيز از اين خطر بزرگ ايمن نمانده هر روز شاهد هجوم بي امان الگوها، مدها و هزاران ويروس فرهنگي ديگر است.(4)

ائمه هدي عليهم السلام نه تنها الگو و نمونه يک انسان کاملند که هر يک از آن بزرگواران بسته به شرايط زمان و مکان، الگويي از صفات بارز انساني‌اند، در مکتب اهل بيت عليهم السلام انتخاب الگوي صحيح مترادف با آموختن دانش است. چنانچه مولاي متقيان علي عليه السلام مي‌فرمايند:

کسي که عبرت مي‌آموزد، آگاهي مي‌يابد و آن که آگاهي يابد مي‌فهمد و آن که بفهمد دانش آموخته است. (5)

آن حضرت در کلامي ديگر الگوها را بسيار و الگوپذيران را اندک مي‌شمارند و اشاره مي‌کنند که :

مؤمن با چشم عبرت و الگوگيري به دنيا مي‌نگرد. (6)

در عبارتي ديگر آن امام همام اهميت اتخاذ الگوي مناسبت در زندگي را چنين بيان مي‌نمايند:

خوشا به حال آن کس که خود را کوچک مي‌شمارد، کسب و کار او پاکيزه است و جانش پاک، اخلاقش نيکوست و مازاد مصرف زندگي را در راه خدا بخشش مي‌کند. زبان را از زياده گويي باز مي‌دارد و آزار او به مردم نمي‌رسد. (7)

امروزه براي انسان‌هايي که ايمان در زندگي آنها نقش دارد، معارف ناب اهل بيت عليهم السلام الگوهايي کامل از بصيرت، واقع‌نگري، خودشناسي، خودسازي، روابط فردي و اجتماعي، محبت، صفا و صميميت، دانش، ادب، انديشه، سعه صدر، گشاده‌رويي، اعتدال، پشتکار، تلاش، پاکدامني و هزاران صفات الهي ديگر ارائه مي‌دهد؛ الگوهايي که تا ابد ماندگار خواهد بود و چراغي است فرا روي آنها که طالب حقيقت و کمال‌ هستند.

الگوهايي که در هر زمان و در هر مکان قابل ارائه‌اند. پس بر ماست که طبق سفارش قرآن کريم الگوهاي واقعي را شناسايي کرده به آنها تأسي نماييم و از هر گونه هتک و تعرض به آنها پاسداري کنيم تا جامعه‌اي ايده آل و آرماني داشته باشيم.

نويسنده: سيد اميرحسين کامرانی راد

پي‌نوشت‌ها:

1. احزاب/21.

2. احزاب/33.

3. بيانات امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي)، 77/2/7.

4. سيد حسين اسحاقي، جام عبرت، ص194.

5. نهج البلاغه، حکمت 208.

6. همان، حکمت 367.

7. همان، حکمت 123.

 منبع: پايگاه الگوها