فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

نقد مدخل تاریخ شرق اسلامى+

اشاره:

با آنکه درباره تاریخ اسلام، بسیارى از دانشمندان قلمفرسایى کرده اند؛ اما هنوز بسیارى از زوایاى آن ناشناخته است.۱ صاحب نظران بى غرضى باید در زمینه تاریخ اسلامى تفحص و تحقیق کنند و نتایج مطالعات خویش را در اختیار پژوهندگان حقیقت قرار دهند. با آنکه مسأله تاریخ و تاریخ نویسى در صدر اسلام حائز کمال اهمیت بوده است؛ اما متأسفانه در قرون معاصرـ که دوران خواب آلودگى و عقب ماندگى مسلمانان به حساب آمده ـ کار عمده اى انجام نشده است. ۲

 پاره اى از مستشرقان، که عمدتاً با انگیزه هاى نه صرفاً علمى و تحقیقى بلکه توأم با اغراض استعمارى، در تاریخ اسلام، ایران و خاورمیانه به تحقیق پرداخته اند آثار فراوانى از خود به یادگار گذاشته اند؛ به علاوه افرادى را از کشورهاى تحت سلطه پرورش داده اندتا همگام با تفکر استشراق بر یافته هاى آنان صحّه گذارند. ۳

باید توجّه داشت که غرض ورزى مورخان اروپایى صرفاً ناشى از مخالفت با اسلام و مسلمانان نیست، بلکه تسویه حسابهاى ملى و تحریک احساسات عامه براى مقاصد سیاسى نیز در آن نهفته است.۴ اما دشمنى با اسلام و پیامبر مکرم آن، خود جایگاه خاصى دارد و عناد و دشمنى به حدّى رسیده بود که طى چند قرن اروپاییان را واداشت تا درباره محمد (ص) و اسلام ، افسانه هاى مغرضانه با فتند که هیچ در خور ذکر نیست. ۵

(کمتر مسیحى با صداقتى در عصر اعتقاد مى توانست با یک بى طرفى همراه با خونسردى به مردى ]مانند پیامبر اسلام[ بنگرد که مذهبش به دیده وى کاریکاتورى کفرآمیز از کیش خود او بوده و پیروان آن، مسیحیگرى را در زادگاه و مرکز رشد آغازینش از میان برده بودند).۶

آنچه اروپاییان را از برخورد صحیح با وقایع تــــــاریخى بازمى دارد، تصور اروپایى او از تاریخ و تاریخ جهانى است و اینکه تاریخ، فقط تاریخ اروپاست.۷ و این تعصّبات بى جا، به همراه دشمنى با اسلام، آن چنان کرده است که اروپاییان اگرچه آثار و تحقیقات ارزشمندى را از خود به یادگار گذاشته اند اما در عین ارزشمندى، لازم است مورد نقد و بررسى دقیق قرار گیرند تا مسلمانان ژرف اندیش و پژوهشگر، با استفاده از منابع اصیل و اسلامى سره را از ناسره بازشناسند؛ زیرا غرض ورزى مستشرقین با دیانت اسلام، کار را به جایى رسانده است که عده اى را متقاعد کرده که اصولاً کار مستشرق، بدون بغض با اسلام نوشته نشده است.

(همگى مستشرقین در ارتکاب این جنایت همدست و هم داستانند و تفاوت ایشان ـ اگر تفاوتى باشد ـ تنها در اندازه جنایت است چنانکه تعصّب و دشمنى بعضى از ایشان درباره اسلام از دیگران بیشتر است ولى وصفى که بر همگى ایشان صدق مى کند این است که ایشان بطور کلى از نظر اصولى دشمن اسلام اند). ۸

کتاب (مدخل تاریخ شرق اسلامى) نوشته (ژان سواژه) بیش از دو هزار منبع خارجى را درباره شرق اسلامى معرفى کرده است که خود نشانگر ابعاد وسیع تحقیقات شرق شناسان و نیز بیانگر وسعت تحقیق و تتبّع نویسنده آن است کـــــــه در زمینه هاى مختلف تاریخ به معرفى منابع و مآخذ پرداخته است. نویسنده در سه بخش: منابع تاریخ اسلامى، ابزار تحقیق و آثار عمومى و کتابشناسى تاریخى و در ۲۵ فصل به مطالعه بخش وسیعى از جهان اسلام مى پردازد و ضمن بیان تاریخچه کوتاهى از سیر تحقیقات در آن زمینه به اظهار نظر مى پردازد و منابع مختلفى را براى محققان ذکر مى کند و در کیفیت آنها به داورى مى نشیند.

آنچه در یک نگاه، محقق مسلمان، اعم از ایرانى و غیــر ایرانى را هشدار مى دهد این است که در اثر غفلت، چه بسیار منابع غنى و تاریخى، ناشناخته مانده در حالى که مستشرقان بخوبى از کم و کیف آنان اطلاع پیدا کرده اند و جهت انجام مقاصد خویش مورد مطالعه و مداقّه قرار داده اند. و نیز به جاى اینکه مسلمانان، خود در زمینه مختلف علوم اسلامى ـ بویژه تاریخ ـ به تحقیق و تتبع بپردازند، ناچار، باید جیره خوار آنان باشند.

درباره اصل کتـــــاب و عمق و محتــــواى آن و داوریهاى نویسنده، گرچه مى توان سخن گفت اما به لحاظ اینکه وى به عنوان یک محقق و کتابشناس، صرفاً منبع معرفى کرده ـ اگرچه در بسیارى از موارد درباره کیفیت منابع اظهار نظر نموده است ـ در این مقال سخنى نشاید گفت؛ بویژه آنکه خود به اهمیت کار تحقیق و بى نظرى و بى طرفى محقق عنایت دارد و در مقدمه کتاب به آن تصریح کرده است:

(در مطالعه تاریخ باید به صحّت و دقّت و مهمتر از همه به سنجش منتقدانه توجه داشت. مورّخى که حاضر نیست آنچه را که درستى آن مشخّص نشده بپذیرد و یقین را با حدس نمى آمیزد الزاماً داراى دو مشخصّه زیر است: عفّت فکرى و دید انتقادى نسبت به کار خویش و نسبت به حقیقت).۹

با عنایت به جمله فوق، آنچه قابل توجه است این است که به فرض اینکه تلاش نویسنده کتاب به عنوان یک تاریخ شناس اسلامى نسبت به آنچه را فهمیده است با حقیقتى که خود مدافع آن است، منطبق باشد ولى آیا همه نویسندگانى که او معرفى کرده است با دیدى حقیقت جو و کاوشگر به مسائل تاریخ اسلامى نگریسته اند و از منابع دست اول تاریخى براى کشف حقیقت استفاده نموده اند و او به عنوان یک منبع شناس تاریخ اسلامى در تبیین این مسأله چقدر تلاش نموده است. ۱۰

اما در مورد ترجمه کتاب، با اذعان بر روانى و رعایت اصول نقطه گذارى و مسائل کتابشناختى توسط مترجم، نکاتى قابل توجه است که به اختصار به ذکر آن مى پردازم:

۱ـ در واقع، مخاطبین عمومى ترجمه این کتــابشناختى شرق اسلامى، علاوه بر محققان، عموم دانشجویان و علاقه مندان به مسائل تاریخى که آشنا به زبان خارجى نیستند، هم هست؛ زیرا آن کس که به زبان بیگانه ـ بویژه انگلیسى یا فرانسه ـ آشنا باشد خود مى تواند از متن اصلى کتاب، بویژه آن قسمت که اختصاصاً کتاب معرفى مى کند، استفاده نماید. بنابراین بسیار بجا بود چنانچه اطلاعات بیشترى در زمینه هاى مختلف تــاریخى دربـــاره مطالب عرضه شده چه در متن و یا به صورت زیرنویس یا اشکال دیگر، مى آمد که خود مى توانست بر غنا و اهمیت کتاب براى ناآشنایان به زبانهاى خارجى و عموم کسانى که از متن ترجمه استفاده مى کنند، بیفزاید. دست کم، معّرفى شخصیت نویسنده (ژان سواژه)، میزان مطالعات و تحقیقات او در زمینه مسائل اسلامى و خاورمیانه و نیز دیدگاهها و گرایشهاى فکرى و ذهنى او مى توانست بسیار مفید باشد. این مطلب در مورد (کلود کاهن) که کار استاد خویش را تکمیل کرده است نیز صدق مى کند. ناگفته نماند که نویسنده از شخصیتهاى برجسته بوده و دو جلد کتـاب تحت عنوان یادواره وى تألیف شده که مترجم محترم هم در پـایـان مقدمه آن را ذکر کرده است. ۱۱

۲ـ از آنجا که آقاى دکترمحقق، همسر مترجم محترم است که هم مشوق و راهنماى وى در این ترجمه و هم قبلاً سرپرست بنیاد دائره المعارف تشیع بوده که طبعاً باید مدافع حریم تشیع و دفاع از غرض ورزیها و تعصّبات ناروا باشند و نیز از ناشر این کتاب (مرکز نشر دانشگاهى) که مبـعوث شوراى عالى انقلاب فرهنگى است انتظار مى رفت که دست کم در مقدمه و یا با زیرنویسهاى روشن کننده، خوانندگان و استفاده کنندگان از این منابع را به نحوى راهنمایى و ارشاد کنند؛ بویژه آنکه این کتاب توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ با معیارهایى که دارند ـ به عنوان کتاب سال ۱۳۶۷ شناخته مى شود. ممکن است چنین گفته شود که این کتاب صرفاً یک کتاب مرجع است و کتابهاى دیگر را جهت مطالعه محققان و پژوهشگران معرفى مى کند که با توجه به توضیحات بالا و ویژگیهاى مترجم، ناشر و انتخاب کننده آن به عنوان کتــــاب ســال در جمهورى اسلامى،طبعاً این انتظار، انتظار بى جایى نیست و هرگز با روح آزاد اندیشى و تحقیق ـ البته نه به آن معنا و مفهومى که مستشرقان در نظر داشته اند ـ منافات ندارد. بعلاوه، همانگونه که گفته شد، نویسنده علاوه بر معرفى کتب، خود ابراز عقیده هم نموده است. اینک جهت مزید اطلاع به بعضى نکات اشاره مى شود:

* در صفحه ۹۲ نویسنده در مورد دائرهالمعارف اسلام چنین مى نویسد: (دائره المعارف اسلام در میـان آثـــار مرجع در این زمینه از کلیه مراجع برتر است).

گرچه نویسنده سخن به حقى گفته است و از وى هیچ گونه انتظارى نیست؛ اما از پژوهشگران مسلمان ایرانى انتظار مى رفت که در پاورقیها به نکات هشداردهنده ، اشاره مى کردند تا موجب مزید استفاده خوانندگان فارسى زبان مى گشت. در بخش اول طرح تدوین دائره المعارف تشیع، در مورد دائره المعارف اسلام مى نویسد:

(اکثر مقالات دائره المعارف اسلام به قلم مستشرقان غربى است اگرچه محققان و نویسندگان اسلامى نیز، بویژه در ویرایش دوم با این دائره المعارف همکارى داشته اند. دائره المعـــارف اسلام بى گـــــمان اثرى محققــــــانه و ارزشمند و روشمند است ولى حسن آن نباید ما را گمراه کند و عیوب آن که اندک هم نیست بر ما پوشیده بماند. عیب و نقص این دائره المعارف بویژه آنجا که به دین اسلام و اصول اعتقادى آن ارتباط مى یابد آشکارتر است و به شائبه غرض آلوده است. لغزشهاى جزئى و کلى از انتخاب عناوین و تفصیل و اجمال آنها تا صحّت مطالب و ارقام و سنوات و اسامى و ارجاعات در سراسر دائره المعارف اسلام به چشم مى خورد که از ضعف و نقص تحقیق حکایت مى کند. اما نقص عمده این دائره المعارف، نادیده گرفتن مذهب تشیع و ایران در آن است) .۱۲

و یا در کتاب طرح دائره المعارف بزرگ اسلامى چنین آمده است:

(نقش غرض ورزیهاى سیاسى را نیز نمى توان نادیده گرفت. برخى از خاورشناسان در خدمت وزارت مستعمرات کشور خویش قرار داشته اند و نوشته هاى آنــان نیز از اغراض مستعمراتى خالى نبوده است. در سراپاى دائره المعارف اسلام شواهد بسیارى که بر غرض ورزى دلالت دارد بچشم مى خورد و هر چه آن را دقیقتر بررسى مى کنیم، این شواهد آشکارتر و برجسته تر مى گردد). ۱۳

همان طور که ذکر شد، در این مقال بر آن نیستیم که از نویسنده کتاب ـ که خود یک خاورشناس است ـ انتقادى کنیم و انتظارى داشته باشیم؛ بلکه سخن در این است که مترجم و یا نـــاشر، دست کم براى راهنمـــایى بیشتر مطالعه کنندگـــان این کتاب، که کتاب برگزیده سال در عصر جمهورى اسلامى است، آنان را به این نکته رهنمون سازند که خود بنگرند و غثّ و سمین را بازشناسند و تذکـّر دهند که اگرچـــه غربیــان در بسیارى از زمینه ها ـ از جهت شناخت تاریخ و جغرافیا ـ از ما جلوترند؛ اما این مطلب به این معنا نیست که آنــان همواره از سرچشمه زلال حقایق بهره گرفته باشند و چه بسا به عمد یا به سهو، حقایق تاریخى را کتمان و یا تحریف نموده اند که باید از نو مورد مدّاقه قرار گیرد. ۱۴

البته از انصاف نباید گذشت که شخص نویسنده در بعضى موارد به پژوهندگان مورد خطاب خویش، که طبعاً باید همکاران مستشرق و یا مورّخ او باشند، توصیه کرده است که دست از تحقیق و تتبّع برندارند. او درباره دائره المعارف اسلام چنین ادامه مى دهد:

(البته این اثر هر چند هم که استحقاق تعریف داشته باشد، با این حال باز هم نمى تواند به تنهایى پاسخگوى کلیه نیازها باشد. مراجع متعدّد دیگرى باید تدوین شود و هنوز براى اینکه این گونه آثار در دسترس قرار بگیرد دقّت بیشترى لازم است). ۱۵

نمونه هاى دیگرى هم وجود دارد که اگرچـــه ممکن است آن را صد درصد غرض آلود به حساب نیاوریم ولى دست کم ایجاز و اختصــار آن و عدم توضیحات نویسنده و نیز مترجم و ناشــر، آن را غـــرض آلـــود نموده است؛

از جمله:

* در فصل پانزدهم در شرح حال حضرت محمد ـ ص ، نویسنده نظرات خویش را بیان مى دارد و مى گوید: (محمد (ص) بر خلاف بیشتر بنیانگذاران ادیان از یک شخصیت تاریخى واقعى برخوردار است ولى این به آن معنا نیست که از پیامبر شرح حال قابل اعتمادى در دست است). ۱۶ و یا در مورد پیامبر و قرآن چنین مى گوید: (تحقیقات غربى در مورد آغاز اسلام تنها به شخصیت و آثار محمد (ص) محدود نشده است بلکه تأثیر مذاهب مجاور بر محمد (ص) نیز همواره مورد توجه بوده ا ست! در مورد روابط محمد ـ ص ـ با یهودیان و تأثیر آنها بر او مى توان به آثار زیر مراجعه کرد: (گایگر، آنچه محمد از یهود اختیار کرده است ) و یا (در حال حاضر تحقیق درباره مطالبى که در قرآن کریم آمده است و دقیقاً از متون دیگر اقتباس شده است چندان مطرح نیست)! ۱۷

از آنجا که این کتاب به عنوان یک مرجع تاریخ اسلامى محسوب مى شود و دائماً مورد رجوع پژوهشگران خواهد بود چنانچه یک مقدمه جامع و مانعى با اشاره به همه ٌ ظرایف و لطایفى که در کار تحقیقات اسلام شناسى و خاورشناسى وجود دارد نوشته و متذّکر مى شد که پژوهشگران خود باید بدون هیچ گونه تعصّبى در نوشته هاى مستشرقان ـ بویژه آن قسمت از نوشته ها که در مسائل اسلامى است ـ تحقیق کنند، بسیار بجا و پسندیده بود. و یا دست کم همانند ویرایشِ جدیدِ تاریخِ تمدن ویل دورانت که توسط سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى انجام گرفت ـ عمل مى شد. که هم پاورقى دارد و هم در آخر هر فصل، مترجمان و ویراستـــاران تذّکـــرات لازم ولو مختصر را داده اند و اشتباهات نویسندگان را بازگو کرده اند. ۱۸

۳ـ نکته اى که حقـــاً از مترجم و یا نـــاشر محترم انتظار مى رفت توجه به سوابق کار کتابشناختى در جهان اسلام و ایران بویژه در زمینه تاریخ اسلامى است. البته از کتاب کتابشناختى تاریخ علوم اسلامى دکتر نصر که بگذریم ـ که در آن از کتـــاب ژان سواژه هم نــام برده است ـ ۱۹ به کتاب پر ارج ( تاریخ ایران بعد از اسلام) آقاى دکتر زرین کوب باید اشاره کرد که در بخش مقدماتى کتاب در ۱۷۱ صفحه بحث بسیار جالبى درباره مآخذ تاریخ اسلام دارد که در زمینه هاى مختلف بر حسب موضوع، اظهارنظرى دقیق نموده و منابعى را معرفى کرده است .

۴ـ از آنجا که تألیف کتاب به بیش از ۲۰ سال قبل بر مى گردد مناسب بود که در پاورقیها منابع جدید افزوده مى شد و چنانچه درباره قوت و ضعف منابع اظهارنظرى صورت نمى گیرد ـ که طبعاً کار مشکل و وقت گیرى است ـ ذکر اینکه کدامیک از کتابها به فارسى یا احیاناً عربى ترجمه شده است، مى توانست خدمتى دیگر به عالم پژوهش باشد. امید است که پژوهشگران بویژه در زمینه علوم تاریخ و تاریخ اسلامى به این مهم دست یازند و نه تنها به نقد آثار غربیان و مستشرقان که با معرفى مورخان گذشته اسلامى و اضافه نمودن منابع تازه، بر غناى این کتاب بیفزایند.

۵ـ با آنکه نویسنده در همه مسائل اظهارنظر مى کند و به معرفى منابع مى پردازد و از شخصیتهاى اسلامى نام مى برد؛ اما گویى نوعى گزینش انجــام داده است کــه منطق آن بر مــا کاملاً روشن نیست؛ چــــرا کـــه فى المثل در بحث حدیث اهل تسنن فقط به ذکر صحیح بخارى اکتفا مى کند و یا از شخصیتهاى بزرگى در عالم اسلام و تشیع چون: ابن ابى الحدید، نجاشى، شیخ طوسى، خواجه نصیر طوسى، علامه مجلسى، امین العاملى و… نامى نمى برد و نیز از نویسنده معروف انگلیسى به نام (جان ریون پورت) صاحب کتاب (عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن) (که توسط مرحوم غلامرضا سعیدى ترجمه شده است) یادى نمى کند. و نیز از گوستاولوبون، ولتر و توماس کارلایل و دیگران نامى برده نشده است.

و اما از دیدگاه کتابشناختى و صفحه آرایى با عنایت به اینکه مترجم محترم در علوم کتابدارى صاحبنظر است تذکّرات زیر به نظر این جانب ضرورى مى رسد:

۱٫ از آنجا که حدود ۱۴۷ صفحه کتاب صرفاً به معرفى فهرست کتاب به زبانهاى اروپایى اختصاص یافته است و حدود ۲۱۸۸ مدخل در این باره است که این تعداد صفحه نسبت به کل صفحات متن چیزى حدود ۱ یعنى (۱۴۷) و نسبت به کل متن بیش از ۱ یعنى (۱۴۷) و نسبت به متن ترجمه شده به فارسى چیزى کمتر از ۱ یعنى (۱۴۷) است؛ بهتر بود که فهرست پایان هر فصل با حروفى ریزتر و در دو ستون و صرفاً آغاز مدخل و تاریخ نشر ذکر مى شد. در عوض در پایان کتاب مجموعه کامل کتابشناسى همه کتابها به ترتیب الفبایى نویسنده و یا عنوان کتابها مى آمد تا علاقه مندان سریعتر بتوانند کتابها را پیدا کنند. و نام کتابهاى تکرارى هم فقط یک بار مى آمد.

۲ . ذکر تاریخ طبع کتابها در متن فارسى، اگرچه بى ضرر است اما از آنجا که پژوهنده فارسى زبان ما، احتمالاً به دنبال کشف تاریخ تألیف کتابهاى ذکر شده نیست و نویسنده هم سیر تاریخى و توالى انتشار را در مدّ نظر نداشته است و بعلاوه این تاریخ نشر در پایان هر فصل آمده است، بهتر بود که ذکر آن به یکى از دو جا، اکتفا مى شد.

۳ . از آنجا که نام بسیارى از کتابهاى عربى و احیاناً فارسى، در ترجمه آورده شده و نیز عناوین همه کتابها ـ چه آنهایى که ترجمه شده و یا نشده است ـ به فارسى برگردانده شده ؛ بسیار بجا بود که در پایان کتاب، فهرست عناوین فارسى مى آمد و تفکیکهاى احتمالى نسبى بر آنچه به عربى و یا به فارسى ترجمه شده و یا عناوینى که مترجم برگزیده است صورت مى گرفت؛ تا بر غناى کتاب افزوده مى شد.

۴ . فهرست اعلامى که در پایان آمده است کامل نیست و نواقصى در آن مشاهده مى شود؛ مثلاً اگر کسى به دنبال (طولونیان) ( حسن باسر) و یا (کارره) باشد، از روى فهرست نمى تواند آنها را پیدا کند.

سهوالقلمهاى دیگرى هم هست از جمله محمد جواد مشکور، در فهرست محمد جعفر مشکور آمده و یا (واسیلیو) در فهرست در بعضى صفحات واسیلیوف در جاى دیگر (واسیلیو) چاپ شده است و یا فیلیپ حتى، در فهرست اعلام، فیلیپ. پ ک آمده که متناسب فهرست اعلام انگلیسى است.

۵ ـ در نظام ارجاعى آخر کتاب اگر دقت بیشترى شود جا دارد. در حالى که جرجى زیدان و طه حسین که به همین صورت بیشتر مشهورند به زیدان، جرجى، و حسین، طه ارجاع داده شد، بى مورد نبود اگر از معرى، ابوالعلاء و اصفهانى، ابوالفرج و … ارجاعاتى صورت مى گرفت.

پی نوشت:

۱ ـ مدخل تاریخ شرق اسلامى. ژان سواژه. ص ۹۲٫ مراجع متعدّد دیگرى باید تدوین شود و هنوز براى اینکه این گونه آثار در دسترس قرار گیرد دقت بیشترى لازم است … .
۲ ـ تاریخ ایران بعد از اسلام. عبدالحسین زرین کوب. ص ۸ : کثرت تألیفات مورخان قرن دوم و سوم مـــایه حیـــرت است … .
۳ ـ نشریه حوزه، ۲۹، دى و آذر ۶۷؛ تاریخنگارى استعمارى: تاریخنگارى را در عصر جدید دو نوع مى شمارد: تاریخنگارى استعمارى محلّى و تاریخنگارى استعمارى خارجى که آن را مساوى استشراق مى داند و در نوع اول آن هدف استعمــــار پرورش عده اى دیلمـــاج و مدّاحــــان بى شخصیت و هویت بوده است… و نیز نقد حال آقاى مهاجرانى در اطلاعات ۶۷/۱۱/۲۹٫
۴ ـ تاریخ در ترازو، درباره تاریخنگرى و تاریخنگارى. عبدالحسین زرین کوب. ص ۱۰۳: در تمام اروپا، تعدادى تاریخنویسان پیدا شدند که تاریخ را وسیله اى شناختند جهت تسویه حسابهاى ملّى یا تحریک احساسات عامه براى مقاصد سیاسى ….
۵ ـ همان . ص ۲۳: طى چند قرن اروپاییها را واداشت تا در باره محمّد ( ص ) و اسلام، افسانه هاى مغرضـــــانه با فتند که هیچ درخــــور ذکر نیست؛ بسیــــارى از مورخان اروپا، هر جا در میان احوال محمد (ص) به تأویل یا تفسیرى دست یابند که متضمّن ایراد یا اعتراض بر وى باشد آن را بر هر تأویل دیگر ترجیح مى دهند … .
۶ ـ نخستین رویاروییهاى اندیشه گران ایران. دکتر حائرى. ص ۵۳٫
۷ ـ تاریخ در ترازو. عبدالحسین زرین کوب. ص ۲۷: اما ذکر این نکته هم در اینجا لازم است که آنچه مورخ امروز اروپایى را از نیل به یک ارزیابى بالنسبه عینى درباره تاریخ جهانى بازمى دارد شاید نیز تصور اروپایى است از تاریخ ـ از تاریخ جهانى … تصورى که در تاریخ جهانى دارد بر این فرض مبتنى است که فقط شامل تاریخ اروپاست.
۸ ـ محاکمه گلد زیهر صهیونیست. محمد غرالى. ترجمه صدر بلاغى. ص۱۴٫
۹ ـ مدخل تاریخ شرق اسلامى. ژان سواژه. ص۳٫
۱۰ ـ یادنامه علاّمه امینى، ص ۵۰۴ به نقل از (امام الصادق و المذاهب الأربعه): به گفته مصطفى السباعى مستشرقین مآخذ خویش را خودسرانه انتخاب مى کنند؛ مثلاً کتب ادبى را در فن (تاریخ حدیث) سند قرار مى دهند و کتب تاریخ را مآخذ فقه به حساب مى آورند و چیزى را که (دمیرى) در (حیاه الحیوان) نقل کرده است صحیح قلمداد مى کنند. در حالى که مطلبى را که مالک در (الموطأ) آورده است تکذیب مى نمایند.
۱۱ ـ المستشرقون. نجیب العقیقى. ص ۹ ـ ۲۶۷٫
۱۲ ـ طرح دائره المعارف تشیع، ص ۳۰ و نیز یادنامه علاّمه امینى، ص ۵ ـ ۵۰۴: و نیز در این میان، زیان شیعه، از دیگر فرقــــه هاى اســـلامى بسى بیشتر است؛ زیرا در مورد ،شیعه، مآخذ موثق چندانى در اختیار محققان بیگانه نیست، چنانکه ادوارد براون مى گوید: هنوز در هیچیک از زبانهاى اروپایى، تألیف مشروح و کافى و قابل وثوق درباره مذهب شیعه نداریم. و با این وصف همواره درباره شیعه نظر داده شده است و مسـائل ابطال شده اى مانند مسأله عبدا … سبا را همواره به رخ کشیده اند.
۱۳ ـ طرح دائرهالمعارف بزرگ اسلامى.ص ۳۸٫
۱۴ ـ همان.ص ۳۶٫
۱۵ ـ مدخل تاریخ شرق اسلامى. ص ۹۲٫
۱۶ ـ همان.ص ۱۹۷٫
۱۷ ـ همان.ص ۲۰۲٫
۱۸ ـ تاریخ تمدن ویل دورانت. ج ۴٫ ص ۲۲۲ ـ ۲۴۰ .
۱۹ ـ تاریخ علوم اسلامى. حسین نصر.
۲۰ ـ تاریخ ایران بعد از اسلام. عبدالحسین زرین کوب.
منبع:آئینه پژوهش ـ شماره ۸

غلامرضا فدائى عراقى