فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

نقدى جدید بر کتاب تاریخ الادب العربى-

اشاره:

به تازگى ناشران فعالى در کشور امارات متحده عربى پا گرفته و با شرکت در بازارهاى جهانى کتاب به تدریج فعالانه وارد رقابت در عرصه چاپ و نشر شده اند. یکى از این ناشران که امسال به نمایشگاه بین المللى کتاب تهران آمده بود، المجمع الثقافى یا Cultural Foundation است. در بین آثارى که آورده بود، کتابى نظرم را جلب کرد. عنوان این اثر تصحیح اخطاء بروکلمان فی تاریخ الادب العربی، نوشته عبدالله محمد الحبشى بود.

 

اهمیت کتاب بروکلمان و تأثیرگذارى آن در پژوهش هاى اسلامى ایجاب مى کرد که عده اى، ضعف ها و خطایاى آن را برشمارند و تا آنجایى که خبر داریم، این اولین کتاب مستقل در نقد تاریخ الادب العربی است.

قبل از توضیح و گزارش نقد آقاى الحبشى، توصیفى از خود کتاب بروکلمان عرضه مى شود، آنگاه به سراغ الحبشى مى روم.

گزارش تاریخ ادبیات عرب

این اثر، تاریخ علوم اسلامى و فرهنگ عرب و اسلام از دوره جاهلیت تا اواسط سده بیستم میلادى در مناطق مختلف مسلمان نشین به زبان المانى است.

نام نویسنده کارل بروکلمان۱ (۱۹۵۶ـ ۱۸۶۸م) خاورشناس آلمانى است. وى در شهر روستوک۲ متولد شد. از دوره دبیرستان علاقه مند به مطالعات شرقى بود و آموختن زبان هاى آرامى و سریانى را از همان دوره آغاز کرد.

در چند دانشگاه آلمان از جمله استراسبورگ نزد کسانى همچون نولدکه به تحصیل درس هاى شرق شناسى پرداخت. زیر نظر نولدکه، پژوهشى درباره رابطه الکامل ابن اثیر و تاریخ طبرى در ۱۸۹۰م انجام داد و به دریافت جایزه نایل گردید. پس از فراغت از تحصیل به استادى چند رشته از مطالعات شرقى در دانشگاه هاى آلمان دست یافت.

وى به یازده زبان شرقى مانند عربى، سریانى، عبرى، آشورى، فارسى میانه، فارسى نوین، ترکى و قبطى آشنا بود. نیز زبان هاى یونانى، لاتین، ایتالیایى، فرانسه، اسپانیولى و انگلیسى را مى دانست. آثار زیادى درباره موضوعات مختلف تألیف کرد. سبک نگارش او عمدتاً دائرهالمعارفى و مستندنگارى است.۳

وى در هر سه زمینه تألیف، ترجمه و تصحیح آثار اسلامى فعال بود. مقالات بسیارى در دائرهالمعارف اسلام (لیدن) نوشت، و کتاب هایى مانند الکامل ابن اثیر را به چاپ رساند.۴ کثرت آثار او، برخى را به فهرست سازى از آثارش ترغیب کرده است.۵

مسافرت هایى به استانبول و برخى از سرزمین هاى اسلامى دیگر به منظور آشنایى با آداب، زبان، فرهنگ و کیش مسلمانان داشت.۶

پیش از بروکلمان، پژوهش هاى فراوانى توسط خاورشناسان در زمینه مسائل مختلف اسلام و مسلمانان انجام یافته بود. اما بروکلمان با استفاده از همه آنها، یعنى فهرست ها، متون تحلیلى و ترجمه هایى که غربى ها تدوین کرده بودند، اثرى برتر و جامع تر تألیف کرد. النجار بعضى از منابع بروکلمان را در مقدمه ترجمه عربى معرفى کرده است.۷ به ویژه استشراق آلمانى، تجربه هاى فراوانى در زمینه هاى مختلف فرهنگ اسلامى کسب کرده بود و این پیش زمینه خوبى براى بروکلمان بود.

غیر از این پژوهش ها، آثارى هم در خصوص تاریخ ادبیات عرب و تاریخ فرهنگ مسلمانان در اروپا منتشر شده بود. یوسف فون هامر پورگشتال۸ (۱۷۷۴ـ۱۸۵۶)، خاورشناس اتریشى، اولین کسى است که به تألیف تاریخ ادبیات۹ پرداخت.

بروکلمان در مقدمه به برخى پژوهش هاى متفرقه مانند کارهاى گلدزیهر در علوم حدیث اشاره و چگونگى استفاده خود را از آنها بیان مى کند. غیر از خاورشناسان، نویسندگان عرب مانند مصطفى صادق الرافعى نویسنده کتاب تاریخ آداب العرب۱۰ در این زمینه قلم زده بودند. بروکلمان از اینها نیز بهره برده است.۱۱

با وجود آن همه آثار، این کتاب به عنوان مهم ترین دائرهالمعارف میراث علمى عرب در دوره اسلامى شناخته شده است. زیرا داراى اسلوب و روش علمى، دقت، تبویب و نظام بندى منطقى و دیگر مشخصات منحصر به فرد است.۱۲ از این رو همچون دائرهالمعارف و مرجع بزرگى است که پژوهشگران از آن بى نیاز نیستند.

تاریخ ادبیات عرب در واقع یک دوره تاریخ تمدن اسلام و مسلمانان نیز هست. البته روش نویسنده این گونه است که به جاى طرح مباحث کلى و نظرى تمدن اسلامى، به مصادیق و موارد آن یعنى علوم و دانشمندان پرداخته است.

بروکلمان پس از اتمام معجم سریانى (۱۸۹۵) و سفر ترکیه (۱۹۸۵ـ۱۹۸۶) ضرورت تألیف کتاب مرجع درباره تاریخ فرهنگ عرب در دوره اسلامى را به طورى که بتواند راهنماى پژوهشگران باشد بیش از پیش احساس کرد.۱۳ در واقع هدف بروکلمان از تألیف این کتاب، اطلاع رسانى در مورد منابع به ویژه کتاب هاى خطى در عرصه علوم مختلف عربى و مسلمانان و عرضه آدرس هاى آنها در کتابخانه ها به منظور دستیابى آسان تر پژوهشگران به آنها است.

داورى برخى این است که از حیث کثرت تتبع و گردآورى مآخذ، تاریخ ادبیات عرب انصافاً ارزنده و جالب است.۱۴ اما نباید از اشتباهات آن غفلت شود. براى نمونه کتاب بشارهالمصطفى را از آثار محمد بن جریر بن یزید طبرى پنداشته، در حالى که از محمد بن على بن رستم طبرى (از علماى امامیه) است.۱۵ نیز جواد على برخى برداشت ها و مطالب بروکلمان را برنمى تابد و نقدهایى دارد.۱۶

ساختار و تبویب کتاب:

سرفصل هاى اصلى آن، هفت دوره زمانى است؛ یعنى تاریخ فرهنگ عرب را به دوره هاى زیر تقسیم کرده و مطالبى ذیل هر فصل آورده است:

۱. پیش از اسلام یا جاهلیت؛

۲. دوره رسالت؛

۳. دوره بنى امیه؛

۴. از ۷۵۰ (یا ۱۳۲ق، سال سقوط دولت اموى و روى کار آمدن عباسیان) تا ۱۲۵۸م (یا ۶۵۶ق یعنى سال سقوط بنى عباس به دست مغول)؛

۵. از حمله مغول تا سال ۱۵۱۷م (سقوط دولت ممالیک و فتح سوریه توسط سلطان سلیم اول)

۶. از ۱۵۱۷ تا ۱۷۹۸ (حمله ناپلئون به مصر)؛

۷. دوره جدید (از حمله ناپلئون تا اواسط سده بیستم).

هر دوره به چند منطقه جغرافیایى تقسیم و ذیل هر منطقه، علوم مختلف و ذیل علوم مختلف، دانشمندان را براساس تاریخ وفات آورده است. بنابراین هر دوره تقسیم چهارگانه دارد. به عبارت دیگر از معیارهاى تاریخى، علمى و جغرافیایى در کنار یکدیگر براى طبقه بندى مطالب تاریخ فرهنگ استفاده کرده است.

البته دوره هاى اول و دوم، تقسیم هاى مزبور را ندارد. دوره چهارم، به دو دوره متمایز زیر تقسیم شده است:

الف. ۱۳۲ تا ۴۰۰ق یا دوره قدیمى شکوفایى فرهنگ در عصر عباسى.

ب. ۴۰۱ تا ۶۵۶ق یا دوره جدید شکوفایى فرهنگ.

از نظر دیگر، بروکلمان تاریخ فرهنگ عرب را به دو دوره متمایز تقسیم مى کند: دوره میراث اصیل عرب و دوره اختلاط فرهنگى عرب با دیگر ملت ها. دوره اول شامل عصر جاهلیت تا امویان و دوره دوم از عصر عباسیان آغاز به بعد است.

کتاب بروکلمان نه همانند Whos Who متداول در غرب و نه همانند طبقات و تراجم نگارى ها متعارف در بین مسلمانان و نه مثل فهرست هاى ابن ندیم و طوسى و نه کتابنامه هایى همچون کشف الظنون است. بلکه ترکیبى از همه اینها در قالبى جدید است.

در عنوان کتاب، ادبیات (Litteratur) آمده است. ادبیات دو کاربرد دارد: یکى در مورد نثر و شعر و دوم در معنایى وسیع تر، بر حیات فکرى و فرهنگ مکتوب اطلاق مى شود. کاربرد دوم در غرب متداول تر است. بروکلمان ادبیات را به معناى دوم استعمال کرده است.۱۷ النجار معتقد است این کلمه در فرهنگ آلمانى به معناى میراث علمى مدون، کتب و مراجع علمى است.۱۸ از این رو قلمرو علمى این اثر، فرهنگ اسلامى است. البته نمى توان گفت همه علوم موجود در فرهنگ اسلامى را تفحص کرده ولى مهم ترین آنها را تحقیق کرده است. علومى که در این کتاب مورد تحقیق قرار گرفته عبارتند از: عقاید، علوم، حدیث، علوم قرآن، فقه، تصوف، شعر، نثر، تاریخ محلى، انساب، رجال، تاریخ دولت ها، لغت شناسى، تاریخ، تفسیر، فلسفه، ریاضیات، فلک و تنجیم، دائرهالمعارف ها، طب، سیاست و مدیریت، جغرافیا و سفرنامه نویسى، علوم طبیعى، هندسه، سحر و دیگر علوم غریبه، موسیقى، تجارت، شطرنج، و دیگر بازى ها و سرگرمى ها، کشاورزى، جنگ، دامپزشکى و کیمیا.

کتاب هایى نظیر تاریخ ادبیات عرب از حنا الفاخورى،۱۹ فقط به ادبیات در معناى اخص آن یعنى شعر و نثر پرداخته اند. از این رو قلمرو آنها تمام فرهنگ نیست.

قلمرو جغرافیاى

مورد پژوهش او همه جهان اسلام از هندوستان تا اندلس است. از این رو اطلاعات مفیدى درباره ایران، افغانستان، آسیاى میانه و ترکیه عرضه مى کند.

به دلیل استفاده مؤلف از فهرست هاى مخطوطات، مى توان گفت این کتاب، اطلاعات یک دوره فهارس دستنوشته ها را در خود جاى داده است. عناوین فهرست هاى مخطوطات به ۱۶۸ عنوان مى رسد. البته از منابع دیگر چاپى و حتى مقالات نیز به فراوانى استفاده کرده است.۲۰

مؤلف فقط گردآورنده اطلاعات نبوده بلکه براساس باورها و نظرات خاص براى مثال به تألیف پرداخته است. بروکلمان معتقد است اسلام در سبک و اسلوب شعرى و ادبى تحولى ایجاد نکرد و تا پایان دوره امویان، شعرا به همان روش دوره جاهلیت پیش مى رفتند. از این رو از دوره جاهلیت تا دوره امویان از این نظر شباهت وجود دارد. اما در دوره عباسیان تحولاتى پدید آمد.۲۱

بروکلمان ذیل هر علم، مهم ترین نویسندگان را معرفى کرده است. شیوه او این گونه است که ابتدا نام اشهر را به عنوان مدخل و پس از نام کامل و زندگى نامه کوتاهى مشتمل بر نام، نسب، سال ولادت و وفات و فعالیت هاى علمى او را عرضه مى کند. پس از آن مصادر زندگینامه او را فهرست، آنگاه آثارش را معرفى مى کند. اگر آثار خطى باشد، پراکندگى آن را در کتابخانه اى مختلف نشان مى دهد.

گاهى کتاب هاى منحول و مشکوک را معین کرده است. اما توضیحات تحلیلى و توضیحى در این مورد ندارد. اطلاعات بروکلمان درباره ترجمه ها، شرح ها، مختصرها، حاشیه ها و تهذیب هاى برخى کتب، راهنمایى خوبى براى پژوهشگران است.

براى آشنایى با سبک بروکلمان (مدخل القونوى) تحلیل مى شود. ابتدا نام کامل او را به این صورت ثبت کرده است: علاءالدین ابوالحسن على بن اسماعیل بن یوسف القونوى. در همین جا به تاریخ تولد وى و زادگاه او اشاره مى کند. به دنبال آن مى نویسد:

در ۶۹۳ق/۱۲۹۴م به دمشق آمد و در مدرسه اقبالیه استاد شد. در ۷۰۰ق، استادى در مسجد طولونى را به دست آورد. در پى آن دیگر مناصب، مشاغل و فعالیت هاى او را توضیح داده و در پایان این بخش به وفات وى اشاره مى کند.

بخش دوم زیر عنوان منابع زندگینامه او چندین کتاب کهن عربى و یک منبع لاتین آورده است، مثلاً چنین نوشته است: طبقات الشافعیه للسبکى ۶/۱۴۴.

بخش سوم اختصاص به آثار قونوى دارد. چهار کتاب براى وى برشمرده است. آدرس دو عنوان از آن چهار کتاب را به فهرست هاى مخطوطات ارجاع مى دهد.

از جمله انتقادهایى که در مورد این اثر گفته اند: بروکلمان با تکیه بر فهارس مخطوطات، اطلاعات دستنوشته ها را آورده است. از این رو چون بسیارى از نسخه ها فهرست نشده بود، در این کتاب یادى از آنها نشده است. این نقص بزرگى براى این کتاب است.

چند کتاب درباره تاریخ ادبیات ایران منتشر شده که در مقایسه با کتاب بروکلمان، پژوهش حجیم ذبیح الله صفا۲۲ به آن نزدیک تر است. شباهت هاى این دو کتاب یکى در کاربرد واژه ادبیات در معناى اعم آن و دوم ساختار اصلى کتاب یعنى تبویب آن است. صفا مانند بروکلمان، دانشمندان را همراه با آثار آنها معرفى کرده است.

تاریخ ادبیات عرب در دو جلد اصلى در ۱۹۰۱م چاپ شد و دو جلد متمم آن هم در ۱۹۳۶م چاپ شد.

Geschichte der arabischen Literature، Ied، ۲Bands، Berlin، ۱۸۹۸-۱۹۰۲، ۲ed.، Leiden، Brill، ۱۹۳۷-۱۹۴۹، ix + 676 + xiv+686s.

بروکلمان از زمان نشر چاپ اول کتاب تاریخ ادبیات عرب (۱۹۰۲ـ ۱۸۹۸م) اصلاح، توضیح و تکمیل آن را به مدت چهل سال ادامه داد. همه تغییرات را در دو جلد قطور گردآورى کرد که یکى در ۱۹۳۷ و دیگرى در ۱۹۳۸ از سوى بریل در لیدن هلند زیر عنوان پیوست تکمیلى تاریخ ادبیات عرب منتشر شد.۲۳

نظر بدوى در مورد پیوست دو جلدى این است که بهتر بود این تکمله ها و اضافات در متن اصلى اعمال مى شد و در واقع متن اصلى از نو تدوین مى گردید. زیرا خوانندگان براى استفاده با مشکلات عدید مواجه خواهند شد. خود بروکلمان هم معتقد به بازنگارى بود اما ناشر، شرط هایى به میان آورده بود که انجام آنها از سوى بروکلمان ناممکن بود.

بروکلمان پیوست دیگرى را در یک جلد در ۱۹۴۲ منتشر کرد. این جلد سوم مستدرک ها بود. ویژگى مهم این پیوست پرداختن به موضوع جدید و بدون سابقه در متن اصلى یعنى تاریخ ادبیات عربى نوین از ۱۸۸۲ (سال اشغال مصر از سوى انگلستان) تا عصر حاضر است. در این جلد علاوه بر ذکر سرفصل هاى کتاب ها به محتوا و مضامین فصل هاى در منابع، همچنین به داورى درباره زبان و سبک نگارش نیز پرداخته است. در صورتى که جلدهاى متن و پیوست یک این گونه نبود.

مشخصات این مستدرک ها بدین قرار است:

Supplement، ۳Bands، Leiden، Brill، ۱۹۳۷-۱۹۴۲، Xvii+ 973، Xvii+1045، X+1326s.

برگردان عربى این کتاب به پیشنهاد اداره فرهنگى دانشگاه الدول العربیه و به سرپرستى دکتر عبدالحلیم النجار آغاز شد. تا زمان وفات النجار سه جزء آن بین سال هاى ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۲ ترجمه شد. پس از او سید یعقوب بکر و رمضان عبدالتواب سرپرستى ترجمه بقیه اجزاء را به درخواست سازمان عربى تربیت و فرهنگ و علوم۲۴ بر عهده گرفتند. جزء۴ و ۵ و ۶ بین ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۷ ترجمه شد و پروژه متوقف گردید. مجدداً همان سازمان از محمود فهمى حجازى تقاضاى ادامه کار را نمود. ولى آقایان محمد عونى عبدالرؤوف، محمد حمدى زقزوق، غریب محمد غریب، عمر صابر عبدالجلیل، سعید حسن البحیرى و حسن محمود اسماعیل را به کار گرفت. بالاخره ترجمه کتاب در ده قسمت بین سال هاى ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ مجدداً منتشر شد.

ترجمه عربى داراى این مشخصات است: تاریخ الادب العربى، ترجمه محمود فهمى حجازى و دیگران، ده مجلد، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۳م.

جلد اول مشتمل بر مقدمه هایى از مسارع حسن الراوى مدیر سازمان عربى تربیت و فرهنگ و علوم، محیى الدین صابر مدیر سابق همان سازمان و محمود فهمى حجازى سرپرست گروه مترجمان است.

مترجمان خود را ملتزم به رعایت تبویت بروکلمان ندیده و دخل و تصرفات و اضافاتى داشتند.۲۵ بیوگرافى مترجمان در مقدمه جلد اول آمده است.

فهرست هاى این کتاب توسط دریه الحطیب، در چهار جزء با مشخصات زیر چاپ شده است.

الفهارس العربیه للکتاب تاریخ الادب العربى، حلب، معهد التراث العلمى العربى، ۱۴۰۴ـ۱۴۱۱ق/ ۱۹۸۴ـ۱۹۹۱م.

این فهرست شامل اعلام، کتب، مجلات، مقالات، اماکن و مراجع است البته آشفتگى هایى در آن وجود دارد و پژوهشگران به راحتى نمى توانند از آن استفاده کنند.

نقد و بررسى

پس از گذشت حدود نیم سده از فوت بروکلمان (درگذشت ۱۹۵۶م) و پس از گذشت حدود یک سده از چاپ کتاب تاریخ ادبیات عرب، نقد آقاى حبشى منتشر شد. با این که کتاب بروکلمان مرجع در بسیارى از تحقیقات اسلامى است و صدها پژوهشگر از آن بهره برده اند. چاپ اول این نقد به ۱۹۹۷ باز مى گردد. پس از چاپ اول و استقبال از آن و تمام شدن نسخه ها در بازار، آقاى حبشى به چاپ دوم اقدام کرد. البته تفاوت هایى بین این دو چاپ هست و برخى تعدیل، کم یا زیادها انجام یافته است.

آقاى حبشى مدعى است اصل آلمانى و ترجمه عربى را مطالعه کرده و اشکالات آنها را استخراج نموده است. در مقدمه علت هاى مشکلات و ضعف هاى کتاب بروکلمان را در چند نکته دانسته است:

کثرت اطلاعات و بزرگى دامنه موضوع، یعنى بررسى تاریخ چهارده قرن فرهنگ مسلمانان، به ویژه اینکه، پژوهش و تألیف آن را فردى نه گروهى انجام داده است.

دلیل دیگر کثرت خطاهاى بروکلمان، غیر عرب بودن او و بیگانگى از فرهنگ عربى ـ اسلامى به ویژه عدم تخصص در نسخه شناسى است.

آقاى حبشى معتقد است به دلیل اقدمیت اثر بروکلمان بر بسیارى از آثار مشابه، خطاهاى او به آثار بعدى منتقل شده است. از این رو بسیارى از خطاها تکثیر شده اند.

البته همه خطاها از جانب بروکلمان نیست و برخى توسط مترجمان عربى وارد شده است؛ به ویژه در ضبط و ثبت نام ها وضع حادتر است. زیرا بروکلمان نام هاى عربى را به آلمانى نوشته است و مترجمان مجدداً به عربى برگردانده اند و به دلیل تشابه برخى حروف مثل حاء و عین یا ضاد و طاء در حروف آلمانى، مترجمان اشتباه افتاده اند.

مطابق احصاء و بررسى آقاى حبشى، خطاهاى جزءهاى اول تا ششم بسیار کم است. زیرا مترجمان، با دقت به متون اصلى مراجعه کرده اند. اما متأسفانه غلط هاى چاپ و سقط صفحات و افتادگى مطالب دیده مى شود. در مجموع حدود ۲۰۰۰ اشتباه پژوهشى و غلط چاپى و ترجمه اى یافته است.

شیوه حبشى این گونه است که خطاى کتاب بروکلمان را ابتدا آورده و دنبال آن مطلب صحیح را متذکر شده است. ایشان فقط به اشکالات جزئى مانند خطا در نام نویسنده یا عنوان کتاب پرداخته، ولى به اشکالات ساختارى موجود در تاریخ الادب العربى توجهى نکرده است.

چند سالى که ناشران ایرانى درصدد انتشار کتاب بروکلمان در ایران بوده اند، ولى غیر از چاپ ناقص سه جزء آن در سال هاى دور هنوز عملى نشده است؛ اما گویا جدیداً ناشرى تصمیم به چاپ آن گرفته است. امید است پیش از چاپ، اغلاط و مشکلاتى که توسط آقاى حبشى و دیگران مطرح شده، اصلاح شود.

پی نوشت:

۱. Carl Brockelman
۲. Rostock
۳. ر.ک: المستشرقون، عقیقى، ج۲، ص۷۷۸ و ۷۸۲.
۴. براى اطلاعات بیشتر نگاه کنید به: موسوعه المستشرقین، عبدالرحمن بدوى، مدخل بروکلمان، المستشرقون، عقیقى، ج۲، ص۷۷۷ به بعد؛ ترجمه تاریخ الادب العربى؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۳، ص۲۶۵ـ۲۶۷؛ خاورشناسان، ابوالقاسم سحاب؛ (حیاه کارل بروکلمان و اعماله)، محمود فهمى حجازى، مقدمه جلد اول؛
“Autobiography”، Oriens، No 27 and 28 (1981)؛ Johann Fuck، “Carl Brockelmann”، ZDMG، Bd.108، ۱۹۵۸، p.1-13.
۵. ر.ک: موسوعه المستشرقین، عبدالرحمن بدوى، مدخل بروکلمان.
۶. نقد آثار خاورشناسان، حسینى طباطبایى، ص۳۲.
۷. تاریخ الادب العربى، ج۱، ص۳۱ـ ۳۵.
۸. Josef von Hammer-Purgstall.
۹. مشخصات کتابشناختى:
Literaturgeschichte der Araber، wien، ۱۸۵۰.
۱۰. قاهره، ۱۸۹۳م.
۱۱. فهرست این آثار را بروکلمان در مقدمه معرفى کرده است.
۱۲. مقدمه تاریخ الادب العربى، ج۱، ص۶، ۲۹.
۱۳. مقدمه النجار بر تاریخ الادب العربى، ج۱، ص۱۷.
۱۴. نقد آثار خاورشناسان، حسینى طباطبایى، ص۳۵.
۱۵. همان.
۱۶. ر.ک: المفصل فى تاریخ العرب قبل الاسلام، جواد على، ج۱، ص۷۹ و جاهاى دیگر این کتاب.
۱۷. موسوعه المصادر والمراجع، عبدالرحمن عطیه، ص۳۴.
۱۸. مقدمه تاریخ الادب العربى، ج۱، ص۱۷.
۱۹. این کتاب توسط عبدالمحمد آیتى به فارسى برگردانده و با این مشخصات چاپ شد: تاریخ ادبیات زبان عربى، تهران، توس، ۱۳۷۴، چاپ سوم.
۲۰. موسوعه المصادر والمراجع، عبدالرحمن عطیه، ص۳۶.
۲۱. تاریخ الادب العربى، ج۱، ص۹۵.
۲۲. تاریخ ادبیات در ایران، چاپ سیزدهم، تهران، انتشارات فردوس، ۱۳۷۲.
۲۳. موسوعه المستشرقین، عبدالرحمن بدوى.
۲۴. المنظمه العربیه للتربیه والثقافه والعلوم.
۲۵. موسوعه المصادر والمراجع، عطیه، ص۳۴ـ ۳۵.
منبع:آئینه پژوهش ؛شماره ۸۶

محمد نورى