نفی تكلّف، ظاهرسازى و سجع در دعا

 دعاكننده بايد حالت زارى و تضرّع داشته باشد و اين امر با سجع ‏گويى مناسبت ندارد. دربارۀ قول خداوند متعال كه: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ‏» گفته‏ اند مقصود خودنمايى در به كار بردن سجع است.

در عدّة الدّاعى آمده است: از جمله شرائط دعا اين است كه حرام يا قطع رحم يا چيزى را كه متضمّن كمى حيا و سوء ادب باشد درخواست نكند، وى مى‏ گويد: مفسّران دربارۀ قول خداوند متعال: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً» گفته ‏اند مراد با خشوع و تذلّل و پنهانى دعا كردن است. و «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»‏ بدين معناست كه در دعا از حدّ تجاوز نشود. مثلا دعاكننده مقام پيامبران را از خدا نخواهد. امير مؤمنان علیه السلام  فرموده است: «اى دعاكننده چيزى را كه انجام نشدنى و يا حلال نيست درخواست مكن». و نيز فرموده است: «هر كس بيش از مقدار خود درخواست كند مستحقّ محروميّت است.»[1]

در خبر آمده است: «بزودى گروهى خواهند آمد كه در دعا و وضوء از حدّ تجاوز مى ‏كنند.»[2] برخى از بزرگان گفته‏ اند: با زبان ذلّت و خوارى دعا كن نه با فصاحت و زبان آورى. گفته مى‏ شود: دعاى عالمان و ابدال از هفت كلمه تجاوز نمى‏ كند و يا كمتر از آن است، و گواه اين مطلب آخر سوره بقره است. خداوند در هيچ جا خبر نداده كه دعاى بندگانش از اين اندازه بيشتر بوده است.[3]

منظور از سجع كلام مصنوع و متكلّفانه است، چه اين نوع سخن با تذلّل و تضرع مناسبت ندارد، و گرنه در دعاهاى مأثور از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم كلمات هم ‏وزن فراوان است ليكن متكلّفانه نيست، مانند قول آن حضرت: «أسألك الأمن يوم الوعيد، و الجنّة يوم الخلود مع المقرّبين الشّهود، و الرّكع السّجود، و الموفين بالعهود، انّك رحيم و دود، و أنت تفعل ما تريد»[4] و نظاير اين‏ها. بنابراين در این گونه دعاها بايد به دعاهاى مأثور بسنده كرد و يا با زبان تضرّع بدون سجع و تكلّف از خدا درخواست و مسألت كرد، زيرا آنچه محبوب مى‏ باشد زارى و تضرّع است.[5]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2.

[1] . عدّة الداعي ، ص 110.

[2] . سنن ابن ماجه، شماره 3864؛ ابو داود، ج 1، ص 22.

[3] . راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2، ص404.

[4] .صحيح ترمذى، ج 12، ص 303 در حديثى طولانى.

[5]. فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى، راه روشن: ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء، ج2،ص 404،  آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى – مشهد مقدس (ايران)، چ 1، 1372 ش.