url12121

نفوذ سیاسى و موقعیت اجتماعى امام جواد علیه السلام

اولین اقدامى که معتصم انجام داد احضار امام به بغداد بود. امام جواد(علیه السلام) در محرم سال۲۲۰ هجرى یعنى در همان سالى که به شهادت رسیدند وارد بغداد شدند.[۱]

موقعیت سیاسى، نفوذ اجتماعى و فعالیتهاى گسترده امام جواد(علیه السلام) از نظر معتصم و دست اندرکاران حکومت او پنهان نبود از این رو خلیفه عباسى، پس از استقرار در مسند خلافت و فراغت از امر بیعت مردم، بلافاصله به سراغ حضرت جواد(علیه السلام) رفت و در صدد کنترل ایشان برآمد.

معتصم به ظاهر امام(علیه السلام) را اکرام و تعظیم کرد و هدایایى براى ایشان وام الفضل فرستاد.[۲] ولى در نهان کینه آن حضرت را به دل داشت و در انتظار فرصتى بود تا همان نقشه اى را درباره ایشان پیاده کند که برادرش، مأمون، نسبت به امام رضا(علیه السلام) پیاده کرده بود. اما یکى کارهایى که خلیفه معدوم کرده بود این بود که عهد بسته بود که امام در آرامش به سر برد، همچنین ایشان محل احترام و تعظیم ملت اسلام بودند به خاطر همین معتصم وحشت کرده بود که مبادا توطئه اى علیه حکومت بوجود آورد.[۳]

نفوذ سیاسى و موقعیت اجتماعى پیشواى نهم(علیه السلام) در میان اقشار جامعه تنها در حد مردم عادى محدود نمى شد بلکه دل برخى از دولتمردان را نیز تسخیر کرده، آنان را دلباخته حاکم اصلى اسلامى و پیشواى واقعى مسلمانان ساخته بود.

امام جواد (علیه السلام) شاگردان زیادى را تربیت کرد که هریک استوانه اى عظیم در جهان فرهنگ و ستاره اى درخشان در آسمان علم و دانش مى باشند. در دوران ایشان مکتب تشیع علاوه بر نقل احادیث نیاز به فهم و استنباط دقیق و متعهدانه از «کتاب» و «سنت» داشت تا محتواى حقیقى را از این دو منبع کشف و حکم واقعى را ارائه نماید. به علاوه در این مرحله به علوم عقلى هم اهمیت داده مى شد؛ زیرا مباحث فلاسفى رونق خاصى یافته بود. از این رو امام جواد(علیه السلام) با استفاده از این روش به شبهات اعتقادى پاسخ مى گفت.

همچنین تفسیر قرآن کریم از دیگر فعالیتهاى امام محمد تقی(علیه السلام) بود آن هم در زمانى که از قرآن مجید برداشتهاى مختلفى مى شد و علماى دربارى براى خوشایند ستمگران آن را تفسیر به رأى مى کردند. حضرت در بسیارى از سخنان خود به آیات قرآن استشهاد مى کردند. تا مسلمانان از طریق علماى دربارى به خطا و اشتباه نیافتند و معارف قرآن را آنچنان که هست بیاموزند. امام جواد(علیه السلام) با فرقه هاى منحرف و افکار باطل برخورد داشت و شیعیان را در اتخاذ موضوع صحیح در برابر آنان راهنمایى کرد.

درخواست معتصم براى آمدن امام به بغداد، نمى توانست بى توجه به جنبه هاى سیاسى قضیه باشد. دشمنى عباسیان با آل علی(علیه السلام) به ویژه امام شیعیان که در آن زمان جمعیت بسیارى مستقلاً از آنان پیروى مى کردند، و نیز فراخوانى ایشان به بغداد و رحلت آن حضرت در همان سال در بغداد، همگى نشانه اى به شهادت آن بزرگوار به دست عاملان معتصم عباسى مى باشد.[۴]

دستگاه خلافت قبل از آن هم در پى مسموم کردن امام(علیه السلام) برآمد اما تا آن زمان موفق به اجراى نقشه شوم خود نگشته بود.[۵]

معتصم پس از چند بار عدم موفقیت این بار کسى را براى اجراى این توطئه انتخاب کرد که یقین داشت به وسیله او به هدف پلید خود مى رسد و او مأمور و جاسوس ویژه دستگاه خلافت در اندرون خانه امام(علیه السلام) یعنى «ام الفضل»، دختر مأمون بود.

وقتى از سوى معتصم با دستیارى «جعفر بن مأمون» این مأموریت به او پیشنهاد شد، پذیرفت چه آنکه آنها نقطه ضعف او را مى دانستند و ام الفضل از ابتداى زندگى با آن حضرت ناراضى بود. زیرا که زندگى اى که او با آن خو گرفته بود با زندگى حضرت تناسبى نداشت.[۶]

ام الفضل زهر دریافتى از معتصم را در انگور قرار داد و خدمت امام جواد(علیه السلام) آورد و آن حضرت را مسموم ساخت. هرچند او پس از این که امام(علیه السلام) را از انگورها خورد (به ظاهر) پشیمان شد و شروع به گریه کرد اما به منظور پلید آنان جامه عمل پوشاند.[۷]

امام(علیه السلام) در آخر ذیقعده سال۲۲۰ هجرى، در حالى که۲۵ سال از عمر پربرکتشان مى گذشت به شهادت رسیدند و پیکر پاک ایشان در کنار جد بزرگوارشان حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) در قبرستان قریش در بغداد به خاک سپرده شدند.[۸]

بارگاه ملکوتى این پیشواى معصوم(علیهما السلام) هم اکنون به «کاظمین» معروف است و زیارتگاه و کعبه آمال شیفتگان حق و دوستداران مکتب امامت و ولایت است.درود خدا و فرشتگان و مؤمنان بر آنان باد.

منبع:سایت امام جواد (ع)

پی نوشتها:

[۱] . سید محمد حسینى، همان، ص۲۰۹ ؛ به نقل از مناقب، ج۴، ص۳۸۴ ؛ شیخ مفید احضار امام(علیه السلام) و شهادت را سال۲۲۵ ه. ذکر کرده است. رک: محمد بن محمد نعمان، مفید، الارشاد، ج۲، ص۴۱۰.

[۲] . محمدباقر، مجلسى، بحارالانوار، ج۵۰، ص۸.

[۳] . جواد، فاضل، معصومین چهارگانه، تهران، چاپخانه على اکبر علمى، ۱۳۳۸، ص۲۰۰.

[۴] . رسول جعفریان، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ج۲، ص۱۲۱.

[۵] . رک: سید محمد، حسینى شاهرودى، زندگانى امام جواد(علیه السلام)، ص۱۲۵؛ به نقل از مدینه المعاجز، ص۵۳۴، به نقل از حیاه اولى النهى، ص۱۶۸.

[۶] . رک: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج۵۰، ص۸۳.

[۷] . همان، ص۱۷.

[۸] . سید محمد، حسینى شاهرودى، زندگانى امام جواد(علیه السلام)، به نقل از دلائل الامامه، ص۲۰۸ ؛ مناقب، ج۴، ص۳۷۹.