نقد و بررسی ادیان و فرق » زرتشت و باستان گرایی »

ناکارآمدی باستان گرایی

اشاره:

آیا شعار کلی «اندیشه و گفتار و کردار نیک» کارایی لازم را در ابعاد فردی و اجتماعی انسان دارد؟ و آیا رسوم کهن باستانی در زمان ما قادر به حل مشکلات امروز جامعه خواهد بود؟عده ای به این شعار خیلی افتخار می کنند  و پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را ابزاری برای تبلیغ مرام خود قرار داده اند. در نوشته به ناکارآمدی این شعار اشاره شده است.

 

سوال اصلی این است که آیا این شعار از گذشته دور برای انسان های خواهان دیانت و انسانیت مطرح نبوده است؟ و آیا اساسا خود انسان ها درک نمی کنند که اندیشه خوب، گفتار خوب و کردار خوب برای تداوم حیات فردی و اجتماعی آنان مفید است؟ و آیا با بیان کلی این سه عبارت فطرت پسند بدون ذکر مصادیق آن می توان یک جامعه را در ابعاد مختلف اداره کرد؟ به عنوان نمونه همه می دانند که هر چیزی خوبش، خوب است. اگر پزشکی تنها بگوید: غذای خوب بخورید، آیا به او نخواهند گفت: این را که همه می دانند. پزشک باید بگوید: که منظورش از غذای خوب چیست؟ زمانی این سخن ارزش پیدا می کند که توضیح دهد، هر شخصی در هر سن و سال چه چیزی بخورد؟ هنگام بیماری چه چیزی بخورد و از چه چیزهایی پرهیز کند؟ مقدار تغذیه از سبزیجات و میوه جات ولبنیات و گوشت چقدر باشد؟ و… بنابراین زمانی این اندیشه هدایتگر بشر خواهد بود و توان اداره جامعه را در تمامی ابعاد آن دارد که مشخص کند چه اندیشه، و چه گفتار و چه کرداری نیک و خوب است و مصادیق آن را تعیین کند؟

می گویند: تشخیص رفتارهای خوب و بد اندیشه ها و گفتارهای خوب و بد به عهده خود انسان ها گذاشته شده است و هرکس به عقل خودش مراجعه کند می تواند خوب و بد و مصادیق آن را تشخیص دهد و بدان عمل کند. اما این سخن هم کامل و جوابگو نیست، زیرا انسان ها بدترین کارهای خود را توجیه عقلی می کنند وحتی جنایت کارترین انسان ها کارهای خود را عاقلانه و نیکو می دانستند. بنابراین اندیشه ای که تمامی ابعاد و زوایای آن به گونه ای جامع و مانع تبیین نشده باشد، توان اداره فرد و جامعه را ندارد. حال در این راستا برخی رسوم کهن و باستانی را نیز به آن اضافه کنید، باز هم مشکلی حل نخواهد شد. و صرفا پرداختن به این رسوم قدیمی و احیای آن، گره ای از گره ها باز نخواهد شد و راهکاری برای نیازهای واقعی حال حاضر ارائه نخواهد شد.

اسلام ناب به این سه شعار مقدس پندارنیک، گفتار نیک و کردار نیک فراوان سفارش کرده است. اما تفاوت اساسی آن با مدعیان شعاری این است که در اسلام برای هر یک از این سه عرصه، مصادیق فراوانی در آیات و روایات تعیین گردیده است. به گونه ای که برای پیروان آن تشخیص مصادیق هرکدام به سهولت امکان پذیر است و هرکسی برای تعیین مصداق به عقل خود مراجعه نمی کند.

استاد شهید مرتضی مطهری (ره) در این زمینه می گوید: گفتارنیک، کردار نیک و پندار نیک، که تعلیمات نشد. اصلا کوچک ترین حرفی که در دنیا وجود دارد این است. چون به قدری کلی است که اصلا هیچ معنایی را در بر ندارد، مفهومی ندارد. هرکسی حرف خودش را نیک می داند، هرکسی نوع کردارش را نیک می داند، و همین طور در مورد پندار نیک، فکر نیک، هر یک از مسلک هایی که در دنیا وجود دارد، مثلا دنیای سرمایه داری، یک سلسله حرف ها و یک سری کارها و یک سلسله فکرها را می گوید: این ها خوب است. دنیای کمونیست روش دیگری را عرضه می دارد. او هم می گوید: حرف نیک این است که من می گویم. آن مسلکی می تواند در دنیا مسلک شمرده شود که به گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک قناعت نکند. بلکه بگوید: گفتار نیک و بعد بگوید: گفتار نیک این است. گفتار خوب را مشخص کند و همین طور کردار نیک و پندار نیک. (مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۹۹)

بنابراین اسلام ناب که آخرین دین جامع هدایت و تکامل انسان در این دنیا می باشد، نه تنها سفارش به اندیشه، گفتار و کردار نیک کرده است، بلکه به نیکوتر و نیکوترین نیز دعوت کرده است. قرآن کریم در سوره اسراء آیه ۵۳ می فرماید: «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن» به بندگان من بگو سخنی بگویند که نیکوترین باشد. و یا در سوره ملک آیه ۲ می فرماید: «الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا» آن کس که مرگ و زندگی را بیافرید تا بیازماید شما را که کدامتان کردار نیک تر دارید.

امام علی (ع) می فرماید: «عود نفسک حسن النیه و جمیل المقصد» خویشتن را به داشتن نیت نیکو و قصد زیبا عادت بده! (غررالحکم، ح ۶۲۳۶)

ر.ک به: راه راستی، سید حسن فاطمی، صص ۸۲-۸۴

منبع: کیهان