نام پيامبر و پنج تن آل عبا در انجيل و تورات

 پیش از بیان اینکه اسامی اهل بیت در تورات و زبور وجود داشته یا خیر توجه به اين مقدمه لازم است كه از ديدگاه قرآن، خداوند حضرت موسي را براي هدايت مردم زمان خود فرستاد و كتاب تورات را به عنوان وحي بر آن حضرت نازل كرد. چنان كه مي فرمايد: «و به ياد آريد هنگامي را كه به موسي كتاب و وسيله ي تشخيص (حق از باطل) را داديم، باشدتا هدايت شويد»[1] و همچنين حضرت عيسي پيامبري الهي بود كه خداوند وي را براي هدايت انسان ها فرستاده و كتاب انجيل را به عنوان وحي الهي بر آن حضرت نازل كرده بود، چنان كه در قرآن مي خوانيم «و به دنبال آنها (پيامبران پيشين) عيسي بن مريم را فرستاديم در حالي كه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود تصديق داشت و انجيل را به او داديم كه در آن هدايت و نور بود …»[2] در اين دو كتاب به بعثت رسول اكرم يعني حضرت محمد ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ بشارت داده شده بود و چنان كه قرآن مي فرمايذ: «و (به ياد آوريد) هنگامي را كه عيسي بن مريم گفت: «اي بني اسرائيل من فرستاده خدا به سوي شما هستم در حالي كه تصديق كننده كتابي كه قبل از من فرستاده شده (تورات) مي­باشم و بشارت دهنده به رسولي هستم كه بعد از من مي آيد و نام او احمد است …»[3]

حال سوال اين است كه آيا كتاب تورات و انجيل به همان شكلي كه نازل شده باقي مانده است؟ جواب اين است كه تقريباً بيشتر محققين يهودي و مسيحي و همه علماي مسلمان متفق­اند كه كتاب تورات تحريف شده است و تورات كنوني پس از اسارت بابلي و در دوره كاهنان (يعني 500 سال قبل از ميلاد و قرن ها بعد از وفات حضرت موسي) تأليف شده است[4] و قرآن نيز مي فرمايد يهوديان « … كلمات را از موردش تحريف مي كنند …»[5] و «پس واي بر آن ها كه كتاب را با دست خود مي نويسند، سپس مي گويند: اين از طرف خداست تا آن را به بهاي كمي بفروشند …»[6]

در مورد انجيل هم مسلمانان معتقدند كه انجيل نازل شده بر حضرت عيسي از بين رفته و مسيحيان نيز اعتقاد دارند كه اصلاً كتابي بر حضرت عيسي نازل نشده چون وي خود وحي مجسم و كلمة الله است و انجيل هاي چهارگانه موجود كه از ميان نزديك به صد انجيل انتخاب شده اند، تأليف حواريان و يا شاگردان حواريان حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ مي باشند.[7]

با توجه به مقدمه فوق كه دال بر تحريف تورات و از بين رفتن انجيل مي­باشد و اين امر مورد تأييد محققان يهودي و مسيحي است نبايد انتظار داشت كه نام های پيامبر اسلام ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ به صورت صريح در تورات و اناجيل موجود ، وجود داشته باشد. ولی در عین حال كلمات و جمله هايي وجود دارد كه بر بعثت و ظهور پيامبر اسلام ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ دلالت مي­كند و يهوديان و مسيحيان توجيهي براي انكار آنها ندارند و اگر در ظاهر منكر اين دلالت ها هستند، ريشه اي جز لجاجت و دشمني با مسلمانان ندارد و ما براي روشن شدن مطلب به ذكر چند نمونه اكتفا مي­كنيم.

  1. در تورات مي­گويد: وقتي حضرت ابراهيم در مورد حضرت اسماعيل دعا كرد خداوند فرمود « … اما در مورد اسماعيل نيز تقاضاي تو را اجابت نمودم و او را بركت خواهم داد و نسل او را چنان زياد خواهم كرد كه قوم بزرگي از او به وجود آيد. دوازده امير از ميان فرزندان او بر خواهند خاست.»[8] مسلماً دوازده امير كه در ترجمه هاي ديگر، به امام نيز ترجمه شده مصداقي جز امامان دوازده گانه كه همگي از اولاد اسماعيل هستند وجود ندارد و هيچ كس نه از يهوديان نه از غير يهوديان نتوانسته اند مصداق ديگري ذكر كنند.[9]
  2. بنا به گفته بشارات عهدين در كتاب ادريس آمده كه حضرت آدم پرسيد: «پروردگارا اين انوار با عظمت و جلال كيانند. خطاب رسيد اينها اشرف مخلوقات من و واسطه بين من و ساير آفريدگانند. اگر اينها نبودند من ترا نمي آفريدم و نه آسمان و نه زمين و نه بهشت و نه جهنم و نه آفتاب و نه ماه را، عرض كردم پروردگارا نام اينها چيست؟ خطاب رسيد به ساق عرش بنگر چون نگريستم ديدم اين پنج نام مبارك نوشته شده: پارقليطا (محمد) ايليا (علي) طيطه (فاطمه) شِبّر (حسن) شُبّير (حسين).[10]
  3. در انجيل برنابا مي نويسد: «چون آدم و حوا از بهشت بيرون شدند، مشاهده كردند كه بالاي دروازه ي بهشت نوشته اند: «لا اله الّا الله محمد رسول الله.»[11]
  4. در انجيل يوحنا از قول حضرت عيسي نقل شده كه گفت: «ليكن من راست مي گويم به شما كه شما را مفيد است كه اگر من نروم پارقليط نزد شما نخواهد آمد. اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.»[12]

كلمه پارقليط (سرياني) ترجمه از اصل يوناني «پريكليطوس» است كه به معني بسيار ستوده و بي نهايت نامدار است و در عربي به محمد و احمد ترجمه مي شود.[13]

  1. هم چنين در انجيل برنابا ذكر شده كه «راست مي­گويم كه پسر ابراهيم همان اسماعيل بود كه واجب است كه از نسل او بيايد مسيا (حضرت محمد) كه ابراهيم به او وعده داده شده بود كه همه قبائل زمين از او بركت يابند.»[14]

با اين كه اين اشارات به نام پيامبر اسلام ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين در تورات و انجيل هاي موجود وجود دارد ولي علماي مسيحيت و يهوديت از قبول آنها سرباز مي­زنند. خداوند در قرآن مي­فرمايد: «كساني كه كتاب آسماني به آنان داده ايم، او (پيامبر اسلام ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ) را چون فرزندان خود مي شناسند (ولي) جمعي از آنان حق را آگاهانه كتمان مي كنند.»[15]

البته در طول تاريخ عده زيادي از مسيحيان و يهوديان به دليل وجود همين اشارت ها، به دين اسلام گرويده و از مسيحيت يا يهوديت اعراض كرده اند كه به عنوان نمونه مي­توان به دانشمند مسيحي به نام «فرامارينو» اشاره كرد كه روزي به دليل صميميتي كه با پاپ داشت توانست به همراه وي وارد كتابخانه خصوصي و اتيكان شود و در همين فرصت اتفاقاً به انجيل برنابا دسترسي پيدا كرد و بعد از مطالعه آن نه تنها مسلمان شد بلكه اين كتاب را به جهان معرفي كرد[16] و بدين ترتيب كتابي كه قرن ها از ديد ديگران مخفي نگه داشته شده بود شناخته شد و نشان داد كه بزرگان مسيحيت با وجود علم به واقعيت نه تنها از قبول آن امتناع مي­كنند بلكه از آگاهي يافتن ديگران نيز جلوگيري مي كنند.[17]

در اين زمينه هم چنين مي توان به محمد صادق فخر الاسلام هم اشاره كرد كه البته اين اسم را بعد از قبول اسلام و تشرف به مذهب شيعه براي خود انتخاب كرده است وي كتاب هاي متعددي در مورد اسلام، مسيحيت و ساير اديان تأليف كرده كه مي توان به كتاب «انيس الاعلام» و «افتخار اسلام بر ساير اديان» اشاره كرد.

منبع: نرم افزار پاسخ2 مرکز مطالعات و پاسخگوی به شبهات

[1] . بقره/53 و انعام/91.

[2] . مائده/46.

[3] . صف/6.

[4] . ر.ك: سليماني اردستاني، عبدالرحيم، يهوديت، ص 191.

[5] . مائده/13.

[6] . بقره/79.

[7] . ر.ك: ميشل توماس، كلام مسيحي، ترجمه حسين توفيقي، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ  اول، 1377ش، ص 43 تا 50.

[8] . كتاب پيدايش (كتاب اول تورات) 17 / 20.

[9] . ر.ك: صادقي، محمد، بشارات عهدين، تهران، ناشر دارالكتب الاسلاميه، ص 213.

[10] . همان، ص 230.

[11] . انجيل برنابا، 41 / 33.

[12] . انجيل يوحنا، 16 / 7 و 8.

[13] . بشارات عهدين، ص 222.

[14] . برنابا، 208 / 7، بشارات عهدين، ص 214.

[15] . بقره/146.

[16] . ر.ك: معرفي اجمالي انجيل برنابا تأليف حسين توفيقي انتشارات در راه حق.

[17] . ر.ك: كلام مسيحي، ص 53.