نامه عبيدالله بن زياد به عمر بن سعد 7 محرم

نامه عبيدالله بن زياد به عمر بن سعد مبني بر سختگيري بر امام حسين عليه ‌السلام

پس از آن كه عمر بن سعد وارد كربلا گرديد، پيكي به نزد امام حسين عليه‌السلام فرستاد و از آن حضرت پرسش كرد كه به چه منظوري به اين ديار روي آورده است و امام حسين عليه‌السلام در پاسخش فرمود:

آمدن من به اين سرزمين به خاطر دعوت همشهري‌هاي شما بوده است كه با ارسال هزاران‌ نامه، مرا به سوي خود خواندند. هم اينك اگر از ادامه حركت من ناخرسنديد، من اصراري بر آن ندارم و حاضرم برگردم.

عمر بن سعد پس از دريافت پاسخ امام حسين عليه‌السلام دلگرم و به ايجاد صلح و سازش اميدوار گرديد. از آن پس ميان امام حسين عليه‌السلام و عمر بن سعد، پيام‌هاي ديگري نيز مبادله و موجب فروكش كردن حساسيت‌هاي ابتدايي و كاستن خصومت طرفين شد.

اما عبيدالله بن زياد، عامل يزيد بن معاويه در كوفه كه بر جريان كربلا و نحوه رفتار عمر بن سعد با امام حسين عليه‌السلام إشراف و نظارت داشت، حاضر به مصالحه و پايان ماجرا بدون خونريزي نبود و تلاش مي‌كرد كه اين أمر را سخت‌تر و حادتر نمايد. بدين جهت، در هفتم محرم سال 61 هجري نامه‌اي براي عمر بن سعد نوشت و به وي دستور داد كه بر امام حسين عليه‌السلام سخت گيرد و ميان وي و آب فرات حايل گردد و نگذارد كه آن حضرت و يارانش از رود فرات استفاده كنند تا در فشار قرار گرفته و تسليم گردند.

عمر بن سعد كه به خاطر دلبستگي به حكومت رِي حاضر به انجام هر كاري شده بود، فرمان عبيدالله را بي‌درنگ به اجرا درآورد و عمرو بن حجاج زبيدي را با پانصد سواره نظام، موكل آب فرات نمود تا از دسترسي ياران امام حسين‌ عليه‌السلام به شريعه فرات جلوگيري نمايد. سپاهيان عمر بن سعد از روز هفتم محرم با شدت تمام از آب فرات مراقبت كرده و مانع دستيابي ياران امام حسين عليه‌السلام به آن شدند.

وليكن عليرغم سخت‌گيري و تلاش پي‌گير آنان، ياران امام حسين عليه‌السلام تا شب عاشورا از تاريكي شب استفاده كرده و خود را به رود فرات رسانيده و آب خيمه‌ها را تامين مي‌كردند. حضرت عباس بن علي عليه‌السلام كه در دليري، غيرت و وفاداري، ضرب‌المثل دوستان و دشمنان بود در آبرساني خيمه‌ها پيش گام و بسيار كوشا بود.(1)

پي نوشت
(1). نك: الارشاد (شيخ مفيد)، ص 434؛ بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج 44، ص 315 و ص 389؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج 2، ص 226 و منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج 1، ص 335.