موسى بن حسن بن عامر اشعرى قمى‏

ولادت
در خانه حسن بن عامر قمى كودكى پاى به عرصه هستى نهاد كه نام او را موسى، برگزيدند. لقب معروفش  اشعرى – چون در قم متولد شد و زيست، به قمى هم اشتهار يافت – و كنيه او ابوالحسن است. تاريخ دقيق  ولادت اين راوى برجسته، ذكر نشده است و از اين رو نمى توان در اين زمينه اظهارنظر قطعى نمود. با اين همه،  با توجه به برخى قرائن، شايد بتوان حدس زد كه آن بزرگوار در اوايل نيمه اول سده سوم هجرى به دنيا آمده است؛  از جمله قرائن مذكور، اين است كه يكى از استادان روايتى او، محمد بن حسن بن ابى الخطّاب، يكى از  برجسته ترين محدثان شيعه، است كه او به گفته نجاشى در سال 262 رخ به نقاب خاك كشيد. طبعاً موسى بن  حسين، كه از خرمن دانش او بهره مند مى شد، در سن و سالى بوده كه توانسته است براى گردآورى روايات تلاش  كند.
خاندان
در اين كه پدر موسى از خاندان اشعرى است محل ترديد نيست؛ امّا اطلاعات قابل اعتمادى كه بتوان بر آن اساس،  پى به شخصيت او برد، در دست نداريم. جدّ موسى بن حسن بن عامر، جناب عمران بن عبداللّه بن سعد اشعرى  قمى است. عمران از چهره هاى درخشان اين خاندان است كه درجه ايمان و باور عميق و آگاهانه اين بزرگوار  به منزلت و جايگاه رفيع امامان معصوم، از اين نقل تاريخى روشن مى شود:
كشّى از يكى از مردم كوفه نقل مى كند كه من در مِنا بودم. ناگهان عمران قمى آمد؛ در حالى كه با او چند خيمه  براى مردان و زنان بود. آن خيمه ها را نزديك خيمه گاه حضرت امام صادق  (عليه السلام)   به پا كرد، تا اين كه امام صادق    (عليه السلام)   با اهل و عيال خويش آمدند. حضرت فرمود: اين خيمه از كيست؟ گفتند: اين خيمه ها را عمران بن عبداللّه  قمى، براى شما نصب كرده است. حضرت از مركب خود، پياده شد و به خادم فرمود: عمران بن عبداللّه را  بخوان! زمانى كه آمد، به حضرت عرض كرد: جانم به فدايت! اين ها خيمه هايى است كه برايتان به پا كرده ام.  حضرت فرمود: قيمت آن ها چقدر است؟ عمران در پاسخ گفت: جانم به فدايت! كرباسِ خيمه ها را خودم مخصوصاً  براى شما بافته ام و من دوست دارم كه اين ها را به عنوان هديه از من قبول فرماييد. در اين هنگام امام دست عمران  را گرفت و فرمود: از خداوند مى خواهم كه بر محمد و آل محمد درود فرستد و سايه رحمت و لطف خود را شامل  حال شما و خانواده ات بفرمايد در روزى كه سايه اى نيست، مگر سايه لطف خدا .
روزى عمران به محضر امام صادق  (عليه السلام)   رسيد. حضرت با او بسيار صميمى برخورد كرد. چون از خدمت امام  رفت، پرسيدند: او چه كسى بود؟ فرمود: او از اهل بيت نجيب(يعنى از خاندان اشعرى قمى) است. هيچ ستمگرى  اراده بدى به شهر قم نمى كند، مگر اين كه خداوند او را هلاك مى كند .
سرچشمه هاى دريافت
موسى بن حسن اشعرى قمى، چون در خانواده اى رشد يافت كه نور اخبار اهل بيت  (عليه السلام)   در آن مى تابيد، پس طبيعى  است كه اين كودك از محبت و ايمان به آنان بى نصيب نماند. همين عامل باعث شد كه او نيز راه پدرانش را پيشه  خود سازد و با بهره گيرى از محضر بزرگان حديث، با علوم و اخبار امامان آشنا شود.
شمار استادان او را در كتاب هاى تراجم راويان تقريباً 25 نفر نوشته اند كه جمعى از آنان از چهره هاى شاخص و  صاحب نام عالمان شيعه اند. در اين جا به نام پاره اى از آن ها اشاره مى كنيم:
1 سندى بن محمد: نام حقيقى او ابان و كنيه اش ابوبشر و پسر خواهر صفوان بن يحيى  است. او روايتگرى موجّه  و بزرگوار و مورد اطمينان دانشوران رجال است؛
2 سليمان الجعفرى: او نيز از برجسته ترين و موجّه ترين ياران امام كاظم و امام رضا  (عليه السلام)   است و حَسَب و نَسَب  او به جناب جعفر بن ابى طالب منتهى مى شود و بدين جهت به  جعفرى  اشتهار دارد. به نظر مى رسد كه او از  طرف مادر به رسول اكرم (ص) و حضرت على  (عليه السلام)   مى رسد؛ چون در حديثى است كه امام موسى بن جعفر  (عليه السلام)    به او فرمود: اى سليمان! آيا تو فرزند رسول اللّه هستى؟ گفت: آرى. فرمود: تو فرزند على هستى؟ عرض كرد:  بله. فرمود: تو پسر جعفر هستى؟ گفت: بله. تا اين كه امام فرمود: به خدا سوگند! با اين كه تو از لحاظ دودمان،  منزلت رفيعى دارى، ولى اگر پيرو اهل بيت نمى بودى و ولايت ما را نمى داشتى، اين حسب و نسب برايت هيچ  گونه سودى نداشت.
3 ابوالحسن نهدى
4 ايوب بن نوح
5 عباس بن معروف قمى
6 محمد بن حسين بن ابى الخطاب
7 محمد بن  عبدالحميد
8 فضل بن عامر
9 هيثم بن مسروق
10 حسن بن حسين لؤلؤى.
شاگردان
موسى بن حسن اشعرى پس از اين كه تحت تعليم و تربيت استادان فراوانى قرار گرفت، خود به تعليم و تربيت  شاگردانى چند همت گماشت. گر چه تعداد شاگردان او انگشت شمار است، اما همان تعداد، از بزرگان حديث و فقه  به شمار مى آيند. آن ها عبارتند از:
1 سعد بن عبداللّه اشعرى قمى
2 محمد بن عبداللّه بن جعفر حميرى قمى
3  محمد بن يحيى  عطّار قمى.
اثر ماندگار
حسن بن موسى  اشعرى قمى، تنها به تربيت شاگرد بسنده نكرد، بلكه او براى اين كه اندوخته هاى خويش را به  آيندگان برساند، به تأليف كتاب نيز اقدام ورزيد. چندين كتاب حديث در باب هاى گوناگون از اين محدّث به يادگار  مانده است.  نجاشى، اين برترين رجال شناس شيعه، در اين باره چنين مى نگارد:  حسن بن موسى 30 كتاب تصنيف كرد كه از  آن ها است: كتاب الطلاق؛ كتاب الوصايا؛ كتاب الفضائل؛ كتاب النصائل؛ كتاب الرحمه؛ كتاب الصلوة؛ كتاب  الزكوة؛ كتاب الحج؛ كتاب الصيام؛ كتاب يوم و ليله و كتاب الطبّ.شيخ طوسى نيز در فهرست مى گويد:  له كتاب الحج .اين كتاب ها نزد مؤلفان كتب اربعه شيعه موجود بوده و جناب نجاشى هنگام تأليف اثر گرانقدر خود، به آن ها  دسترسى داشته است؛ ولى بر اثر گذشت زمان در طى قرن ها، از ميان رفته است.
يك نكته
بر اساس برآوردى كه از تاريخ تولّد اين محدث فرزانه به دست آمد، او در روزگار حيات دو امام معصوم، يعنى  حضرت امام هادى و حضرت امام عسكرى  (عليهما السلام)   ، زندگى مى كرد و بايد مانند محدثان ديگر جزو ياران آنان  محسوب مى شد؛ ولى گويا ايشان به حضور آنان نرسيده است؛ زيرا بزرگان تراجم نويس، در اين كه او از اصحاب  امام باشد سكوت كرده اند؛ بلكه شيخ طوسى در كتاب رجال خود، اين محدّث قمى را در شمار محدثانى ذكر مى كند  كه بدون واسطه، از امامان نقل حديث نكرده اند.
منزلت والا
يكى از بهترين روش ها براى شناخت راوى، توجه به سخنان ديگران درباره او است؛ به خصوص كه در اين  عصر دستمان از منابع دست اول كوتاه است و شناسايى راويان، بدون توجه به سخنان بزرگان، به راحتى مقدور  نخواهد بود. بنابراين مناسب است كه سخن برخى بزرگان را درباره اين راوى مورد توجه قرار دهيم.
سخن دقيق و سنجيده نجاشى درباره موسى بن حسن قمى چنين است:  ثقةٌ عينٌ جليلٌ؛ او محدثى مورد اطمينان،  برجسته و بزرگوار است . اين سخن نجاشى، پايه سخن تمام رجال شناسان شيعى تا عصر ما قرار گرفته و  هر كس به گونه اى به اين مضمون اشاره كرده است؛ همانند علّامه حلى، مؤلف وسائل الشيعه، علّامه ممقانى و  ديگران.
مدرس و رجالى توانمند آية اللّه جعفر سبحانى(حفظه اللّه) در اين باره مى نگارد:  او يكى از فقهاى شيعه، محدّث  بزرگوار، موجّه و برجسته و داراى تصانيف فراوان است . سخن آيةاللّه سبحانى گوياى اين معنى است كه  موسى بن حسن، علاوه بر اين كه از بزرگان محدثان بوده، در عرصه فقاهت نيز فقيه توانايى بوده است. همچنين  كلمه  عين  كه در عبارت نجاشى آمده، نشاندهنده موقعيّت ارزشمند و برجسته او در معارف دينى و حديث است.
آداب زيارت حضرت امام حسين  (عليه السلام)
با واسطه از امام جعفر صادق  (عليه السلام)   نقل مى كند: آن بزرگوار به يكى از ياران خود فرمود: هنگامى كه به زيارت  امام حسين  (عليه السلام)   مى روى، اوّل خداوند عالم را ستايش كن و بر رسول اكرم درود و سلام فرست و بسيار كوشش  كن. سپس بگو:  سلام اللّه و سلام ملائكته فيما تروح و تغدو الزاكيات الطاهرات لك و عليك و سلام اللّه و سلام  ملائكته المقرّبين… . در ادامه حديث، آن حضرت روش زيارت امام حسين  (عليه السلام)   و اعمال و دعاهايى كه هنگام  زيارت بايد خوانده شود، براى راوى بيان مى فرمايد.
چگونگى نماز جماعت
با واسطه روايت مى كند از ايّوب بن نوح كه گفت: از امام صادق  (عليه السلام)   درباره مردى پرسيدم كه به مسجد مى رود تا  نماز جماعت بخواند؛ اما مى بيند كه صف هاى نماز پُر است و جاى ايستادن در داخل صف ها نيست. لذا در آخر  صف ها به تنهايى به نماز جماعت مى ايستد؛ آيا اين عمل جايز است؟ حضرت در پاسخ فرمود: بله، اشكال  ندارد.
نماز خواندن با مُشك
روايت مى كند كه مردى از امام موسى بن جعفر  (عليه السلام)   پرسيد: هنگام نماز خواندن، كيسه مشك(ماده خوشبويى است  كه از ناف آهو به دست مى آيد) در جيب يا در لباسم است؛ نماز چه صورت دارد؟ فرمود: اشكالى ندارد.
وفات
موسى  بن حسن اشعرى قمى، پس از عمرى تلاش در راه حفظ و گسترش معارف اهل بيت، عاقبت به جوار  رحمت الهى پر كشيد. گويا او در اواخر سده سوم هجرى از دنيا رفته است، گر چه زمان غروب اين ستاره تابناك  حديث، مانند زمان طلوعش روشن نيست – همچنان كه محل آرامگاه او معلوم نيست – شايد مانند ده ها محدّث  بزرگ شيعى، در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (سلام الله عليها) به خاك سپرده شده است.