خانواده شیعی » پدر و مادر »

مواهب رعایت حقوق والدین

شخصی با فضیلت که از بندگان خالص خدا بود، هر روز پای مادر را می بوسید، روزی دیرتر از موقع معیّن به نزد برادران خود رفت، گفتند چرا دیر آمدی؟ گفت: در باغ های بهشت غلطان بودم؛ زیرا به ما رسیده که بهشت زیرپای مادران است.

جایگاه پدر و مادر بسیار والاست که انسان قادر به درک این عظمت نمی باشد. پدر و مادر واسطه آفرینش فرزند و مسؤول تربیت و پرورش او می باشند، بدین سبب در دین مقدس اسلام بالاترین تأکید در اطاعت و احترام به آنان شده است تا جایی که خداوند متعال در قرآن کریم نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و پس از دستور به شکرگزاری خود، بر لزوم قدردانی از آنان تأکید می نماید و می فرماید:آری به او توصیه کردم که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت [همه شما] به سوی من است! و هر گاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری [بلکه می دانی باطل است]، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن و از راه کسانی پیروی کن که توبه کنان به سوی من آمده اند سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل می کردید آگاه می کنم.(لقمان/۱۴-۱۵)

رعایت حقوق پدر و مادر و احترام به آنها مواهب و برکات بسیار زیادی دارد که قابل احصاء و شمارش نیست، امّا به چند مورد آن بر اساس روایات اشاره می کنیم. باشد که همه ی ما از این برکات بهره مند گردیم.
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: ـ کسی که طولانی شدن عمر و وسعت رزق، خوشحالش می کند، به پدر و مادر و نیز ارحامش صله نماید

۱ـ رضایت حق

ـ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: رضای خداوند در رضایت والدین و خشم خداوند در خشم آنهاست.[۱]

ـ امام علی(علیه السّلام) می فرماید: نیکی به پدر و مادر، بزرگ ترین وظیفه ماست و ارجمندترین خصلت هاست.[۲]

۲ـ ثواب حجّ مقبول

ـ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:

هیچ کسی نیست که نگاه رحمت آمیز به والدین خود کند، مگر این که خداوند به اندازه ی هر نگاه، حجّ قبول شده ای در نامه اعمال او می نویسد.[۳]

اصحاب عرض کردند: حتّی اگر در روز صدبار نگاه کند؟ فرمود: بلی! حتّی اگر در روز صدبار نگاه کند.

۳ـ افزایش عمر و روزی

رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:

ـ کسی که طولانی شدن عمر و وسعت رزق، خوشحالش می کند، به پدر و مادر و نیز ارحامش صله نماید.[۴]

ـ و در روایت دیگری مشابه روایت فوق می فرماید: به پدر و مادر و نیز ارحام صله کرده و به همسایگان احترام کند.[۵]

۴ـ مقابله به مثل

ـ در دو روایت هم از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و هم از امیرالمؤمنین(علیه السّلام) نقل شده که فرمودند:

به پدر و مادر خود نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.[۶]

ـ امام صادق(علیه السّلام) می فرماید: با پدرانتان خوش رفتاری کنید تا فرزندانتان با شما خوش رفتاری کنند.[۷]

۵ـ آسانی حساب در روز قیامت

ـ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: نیکی به پدر و مادر و صله ی ارحام، حساب قیامت را سبک می گرداند.[۸]

ـ شخصی از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسید: حق پدر و مادر چیست؟ فرمود: آن دو بهشت و دوزخ تو هستند.[۹]

نگریستن به سه چیز عبادت است:

۱ـ صورت پدر و مادر

۲ـ به آیات قرآن

۳ـ نگاه به دریا، زیرا انسان با نگاه به دریا به عظمت خالق و حقارت مخلوق بیشتر پی می برد

۶ـ مجوز ورود به بهشت

ـ شخصی به محضر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمد و در مورد شرکت در جهاد نظر خواهی کرد؟

حضرت فرمود: آیا پدر و مادرت زنده اند؟ عرض کرد: آری!

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: نزد آنان بمان که بهشت زیر پای آن دو است.[۱۰]

ـ البتّه بدیهی است شرکت در جهاد زمانی اختیاری است که واجب کفایی باشد و شرکت ضروری و واجب عینی نباشد، والاّ حضور در جبهه برای دفاع از اسلام بر همگان واجب است.

ـ پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در شب معراج صدای زیبای قرآن خواندن را شنید، پرسید صدای کیست؟

عرض کردند صدای حارثه بن نعمان است؛ زیرا او نیکوکارترین مردم نسبت به مادرش بود.[۱۱]

ـ پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید: نگریستن به سه چیز عبادت است:

۱ـ صورت پدر و مادر

۲ـ به آیات قرآن

۳ـ نگاه به دریا[۱۲]( زیرا انسان با نگاه به دریا به عظمت خالق و حقارت مخلوق بیشتر پی می برد.)

ـ در کتاب راه رستگاری ضمن بیان آثار مثبت احترام به پدر و مادر به داستان زیبایی از قرآن ذیل آیات ۶۹ الی ۷۳ سوره بقره اشاره می کند:

یکی از ثروتمندان بنی اسرائیل ثروت هنگفتی داشت ولی از نعمت فرزند محروم و تنها وارثش برادر زاده اش بود. برادرزاده هر چه صبر کرد تا عمویش بمیرد، فایده ای نداشت تا این که نقشه قتل عمویش را کشید و قصدش را عملی نمود.(جسدش را بین بنی اسرائیل رها کرد و برای پرده پوشی و یا به طمع بیشتر(گرفتن دیه) نزد حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام آمد و گفت قاتل او نامعلوم است و باید او را پیدا کنید تا قصاص شود و یا دیه بپردازد.

(البتّه بعضی از تفاسیر، علّت قتل را رد تقاضای ازدواج با دختر عمو ذکر کرده اند) موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام منتظر وحی الهی بود و بعد از وحی فرمود: گاوی را ذبح کنید و قسمتی از بدن او را به میّت بزنید. به فرمان خداوند حقایق را آشکار می کند. بنی اسرائیل دائماً از نشانه های گاو بهانه تراشیدند و آن قدر از خصوصیات گاو سؤال کردند تا این که پیدا کردن گاوی با آن مشخّصات زیاد، مشکل شد.

سرانجام که گاو با آن خصوصیات را پیدا کردند، با قیمت زیادی صاحب آن را راضی کردند که بفروشد و خریدند و ذبح کردند و به میّت زدند و فرمایش موسی(علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) تحقّق پیدا کرد. حال صاحب گاو که بود؟ صاحب گاو کسی بود تاجر و به پدرش بسیار احترام می کرد، روزی معامله ی پرسودی برایش مهیّا شد ولی کلید انبار اجناس در دست پدر بوده و پدر هم در خواب به سر می برد. از معامله گذشت ولی حاضر به بیدار کردن پدر نشد. وقتی پدر از خواب بیدار شد و موضوع را فهمید، برای تشکّر از او گاوی را به فرزندش هدیه کرد.

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در پایان این داستان می فرماید:

اُنظُرُو اِلَی البِّرِ مَا بَلَغَ بِاَهْلِهِ؛ نگاه کنید که نیکی، با اهل خود(نیکوکاران) چه می کند.[۱۳]

ـ امام باقر(علیه السّلام) می فرماید: موسی بن عمران(علیه السّلام) عرض کرد: پروردگارا! مرا سفارشی فرما.

فرمود: اُوصِیکَ باُمِّکَ؛ تو را سفارش به مادرت می کنم و این تقاضا را سه مرتبه کرد و همین جواب را شنید. در دفعه چهارم فرمود: اُوصِیکَ بابیِکَ؛ تو را درباره ی پدرت سفارش می کنم.[۱۴]

ـ در کتاب عرفان اسلامی آمده است:

شخصی با فضیلت که از بندگان خالص خدا بود، هر روز پای مادر را می بوسید، روزی دیرتر از موقع معیّن به نزد برادران خود رفت، گفتند چرا دیر آمدی؟ گفت: در باغ های بهشت غلطان بودم؛ زیرا به ما رسیده که بهشت زیرپای مادران است.

ـ یحیی دولت آبادی، چه زیبا در وصف مادر می سراید:

مادری پیر و پریشان احوال عمـر او بـود فـزون از پنـجاه

زن بی شوهر و از حاصل عمر یک پسر داشت شرور و خودخواه

روز و شب در پی اوباشی خویش بی خبر از شرف و عزّت و جاه

دیـده بـود او ببـر مـادر پیر یک گره بسته ی زرّ گاه بـگاه

شبـی آمـد که ستاند آن زر بکنـد صـرف عمـل های تباه

مـادر از دادن زر کرد ابا گفت رو، کـه گناه اسـت گناه

این ذخیره است مرا ای فرزند بهـر دامـادیـت انشـاء الله

حمله آورده پسر تا گیـرد آن گره بسته ی زر خواه مخواه

مادر از جور پسر شیون کرد بـود از چـاره چو دستش کوتاه

پسـر افشـرد گلـوی مادر سخت چندان که رخش گشت سیاه

نیمه جان پیکر مادر بگرفت بـر سـر دوش و بیفتاد به راه

بـرد در چـاه عمیقی افکنـد کـز جنـایـت نشـود کس آگاه

شد سرازیر پس از واقعه او تـا نمـایـد بـه تـه چـاه نگـاه

از تـه چـاه به گوشش آمـد نـالـه ی زار حـزینی نـاگـاه

آخرین گفته ی مادر این بـود آه! فـرزنـد نیفتـی در چـاه

ـ مردی خدمت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رسید و گفت: مادرم پیر شده، او را به دوش می کشم، غذایش می دهم، آلودگیها را از او دور می کنم و به خاطر حیا چهره ام را بر می گردانم، آیا این اعمال در احترام گذاری کفایت می کند؟

فرمود: خیر! چون شکم او ظرف تو بود، پستان او محل نوشیدن، پاهای وی کفش تو بود، دستش از تو نگه داری می کرد، دامنش محل امن تو بود، همه این ها را انجام می داد ولی آرزوی زنده ماندن تو را داشت ولی تو این ها را انجام می دهی و آرزوی مرگش را داری. [۱۵]

پی نوشت ها

[۱] ـ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۵

[۲] ـ میزان الحکمه، ج۱۴، ص۷۰۹۱

[۳] ـ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۰۴

[۴] ـ همان مدرک، ص۲۰۲

[۵] ـ همان مدرک، ص۱۷۵

[۶] ـ ره رستگاری، ج۳، ص۶۴ و مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۵

[۷] ـ میزان الحکمه، ج۱۴، ص۷۰۹۳ و بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۵

[۸] ـ مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۷

[۹] ـ میزان الحکمه، ج۱۴،ص۷۰۹۱ ، الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۳۱۷

[۱۰] ـ همان مدرک

[۱۱] ـ همان مدرک، ج۱۴، ص ۷۰۹۷

[۱۲] ـ ره رستگاری، ج۳، ص۶۳ به نقل از بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۶۸

[۱۳] ـ تفسیر نورالثّقلین، ج۱، ص۸۸

[۱۴] ـ میزان الحکمه، ج۱۴، ص۷۰۹۵، مشکوه الانوار، ص۱۶۲

[۱۵] – مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۸۰

 

بخش دین تبیان؛ فرآوری: بصیرت


منابع: معارف قرآن

پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام حاتمی پوری کرمانی