«مهدى موعود (عج) در احاديث قدسي»

احاديث و روايات در فرهنگ اسلامى از ديرباز و همزمان با نخستين روزهاى طلوع خورشيد عالمتاب اسلام، جايگاه ويژه‌اى را به خود اختصاص داده و از اهميت والايى برخوردار بوده است تا جايى كه در فقه اسلامى در كنار قرآن، اجماع و عقل، يكى از منابع مهم فقهى محسوب مي‌شود.

در ميان احاديث فراوانى كه از زبان مبارك حضرات معصومين عليهم السلام بيان شده است، بخشى از آنها به «حديث قدسي» مشهور گشته‌اند كه علماى علم حديث شناسى و به تعبير دقيق‌تر «علم الحديث» در معرفى اين نوع از احاديث چنين گفته‌اند:

«حديث قدسى عبارت از حديثى است كه پيغمبر از خداوند اخبار كند. بدين گونه كه معنى و مضمون آن بر قلب پيغمبر القاء مي‌شود و پيغمبر با لفظ خود اداء مي‌نمايد، لذا در الفاظ آن تحدى و اعجازى نيست، به خلاف قرآن كه به الفاظ مخصوص وحى شده كه تغيير آن به لفظ ديگرى جائز نيست و ديگران در آوردن مثل آن عاجزند.»

حديث قدسى از نظر موضوع و محتوا در برگيرنده مباحث متنوع و گوناگونى است، از مواعظ و پند و اندرز گرفته، تا تاريخ انبياء و… از جمله مطالبى كه در خلال احاديث قدسي بدان اشاره شده، موضوع زندگي، ويژگي‌ها و حوادث دوران غيبت و ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است كه در نوشتار حاضر به برخى از اين مطالب و موضوعات مهدوى اشاره شده است.

وصايت و امامت حضرت مهدى (علیه السلام)

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در طول حيات پر بركت خويش به مسئله جانشينى بعد از خود عنايتى تام و تمام داشته و در موارد گوناگون، اين مطلب و اسامى جانشينان و امامان بعد از خود را متذكر مي‌شده‌اند. البته اين موضوع در احاديث قدسى نيز مورد يادآورى و تأكيد قرار گرفته است و از آنجا كه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان آخرين جانشين پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب ايشان معرفى شده بودند در احاديث قدسى نيز به موضوع امامت و وصايت آن حضرت (علیه السلام) تصريح گرديده كه از اين ميان حديث زير قابل توجه مي‌باشد:

«… سلامه از ابوسليمان، چوپان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه گفت: من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنيدم كه فرمود: وقتى در شب معراج به آسمان رفتم، خداوند جل جلاله به من فرمود: … اى محمد، من تو و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان از نسل آنها را از نور خود آفريدم و ولايت شما را به همه اهل آسمان‌ها و زمين عرضه كردم. هر كس آن را قبول كند در نزد من مؤمن است و هر كس انكار كند كافر مي‌باشد… اى محمد آيا مي‌خواهي آن امامان بعد از خود را ببيني؟ گفتم: بلى اى خداى بزرگ! خطاب آمد: پس به سمت راست عرش نگاه كن، وقتى كه نگاه كردم ديدم علي، فاطمه، حسن، حسين و على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و مهدى كه در ميان انوار زيادى مي‌درخشيد، به حال ايستاده نماز مي‌خوانند و در ميان آنها نور مهدى از همه درخشان‌تر است…»

ويژگي‌ها و خصال حضرت مهدى (علیه السلام)

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان آخرين حجت خداوند در زمين و كسى كه مأموريت برپا داشتن عدالت حقيقى را برعهده دارد، از ويژگي‌ها و خصالى برخوردار است كه تنها شايسته و برازنده اوست و كس ديگرى را در اين خصال ياراى مشاركت با او نيست مگر انبياء الهى و ائمه معصومين عليهم السلام، در پاره‌اى از احاديث قدسى ضمن اشاره به مطالبى از قبيل امامت و وصايت آن حضرت (علیه السلام) به اين ويژگي‌هاى آسمانى اشاره شده:

«… ابوعبدالله (علیه السلام) (امام صادق) فرمود: روزى جابر بن عبدالله انصارى با پدرم تنها بودند، من هم حضور داشتم. پدرم به جابر گفت: اى جابر، به من از لوحى خبر بده كه تو در نزد مادرم فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ديده‌اي…

جابر عرض كرد: خداوند را شاهد مي‌گيرم كه من روزى به نزد فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شدم تا تولد حسين (علیه السلام) را به وى تهنيت بگويم. در دست ايشان يك لوح سبز رنگ ديدم. من تصور كردم كه از زمرد است و در داخل آن لوح، نوشته‌هاى سفيدى ديدم كه شبيه نور خورشيد بودند و مي‌درخشيدند… حضرت (س) به من فرمود: اين لوحى است كه خداوند به رسولش محمد (صلی الله علیه و آله) هديه كرده است كه در آن نام شوهرم على و نام دو فرزندانم (حسن و حسين) و نام ساير امامان از نسل من نوشته شده است…

بعد جابر گفت: من خداوند را شاهد مي‌گيرم كه در لوح، اين مطالب نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحيم، اين كتابى است از جانب خداوند عزيز و حكيم براى محمد نبي‌اش و نورش و سفيرش… و من (خداوند) اين امامت را با دادن (م ح م د) به حسن (عسكرى (علیه السلام)) تكميل مي‌نمايم او رحمت براى همه جهانيان است. در او كمال موسى و روشنى عيسى و صبر ايوب هست…»

ولايت مهدى (علیه السلام) شرط ورود در بهشت

براساس آيات قرآن كريم و احاديث وارده از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه عليهم السلام، مهمترين شرط براى ورود در بهشت و رضوان الهى و دست يافتن به سعادت ابدي، تمسك به حبل المتين ولايت و دوستى اهل بيت عليهم السلام است كه وجود مبارك امام زمان «ع» نيز از اين شجره طيبه بوده و در نتيجه بدون حب و دوستى آن حضرت (علیه السلام) وارد شدن در بهشت و مشمول رحمت و غفران الهى شدن امرى محال و غير ممكن است، چرا كه:

«… امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از اميرالمؤمنين عليه السلام از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى در شب معراج به آسمان‌ها عروج كردم، خداوند به من وحى فرمود:… اى محمد، اگر بنده‌اى براى من آنقدر عبادت كند تا بميرد و مانند چوب، خشك بشود ولي با حال انكار ولايت امامان با من ملاقات كند، من او را به بهشتم راه نمي‌دهم و نمي‌گذارم زير سايه عرش من باشد.»

ملائكه الهى ياوران مهدى (علیه السلام) به هنگام ظهور

پيامبران الهى و از جمله پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به هنگام قيام بر عليه جباران و سركشان زمان خود در مواقعى از حيات و نهضت خويش به وسيله ملائكه خداوند مورد حمايت و پشتيبانى قرار مي‌گرفته‌اند كه ماجراى اين حمايت‌هاى الهى در كتب روائى و تاريخى به وفور ذكر شده و حتى رد پاى آن را در كتب آسمانى و از جمله قرآن كريم هم مي‌توان مشاهده كرد كه نمونه بارز آن حضور ملائكه بي‌شمار از جانب خداوند جهت يارى سپاه مسلمانان در جنگ بدر است كه در آيات 123 و 124 سوره مباركه آل عمران بدان اشاره شده است.

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نيز به عنوان آخرين سفير الهى در جهت تحقق اهداف عاليه انبياء و برپا داشتن كلمه توحيد و عدل در كره زمين، در مأموريت آسمانى خود از تائيدات الهى و از جمله حضور فرشتگان به عنوان ياوران آن حضرت (علیه السلام) برخوردار است كه در حديث قدسى زير بدان تصريح گرديده:

«… ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى در شب معراج به آسمان هفتم رسيدم و از آنجا به سدره المنتهى و از آنجا هم به سوى حجاب‌هاى نورى رفتم، خداوند مرا ندا داد كه: اى محمد، تو بنده منى و من خداى تو هستم… و به وسيله او (مهدي قائم) روى زمين را از دشمنانم پاك مي‌كنم… و با ملائكه خودم، او را تأييد مي‌نمايم تا بتواند امر مرا در روى زمين نافذ كند و دين مرا رفيع گرداند.»

مهدى (علیه السلام)، منتقم خون امام حسين (علیه السلام)

بدون ترديد حادثه دردناك عاشوراى سال 60 هجري، كه در آن يكى از پاك‌ترين انسان‌هاى هستي و فرزند گرامى و برومند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، حضرت امام حسين (علیه السلام) به همراه جمعى از اصحاب باوفاى خود به شهادت رسيد، تلخترين حادثه‌اى است كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در عالم اسلام روى داد و براى ابد آزادگان جهان را در اندوهى جانكاه فرو برد.

پس از آن حادثه هولناك، همواره يكى از آرزوهاى شيعيان خاندان رسالت اين بوده كه به نوعى انتقام اين جنايت بي‌بديل از مسببان و عاملانش ستانده شود. هر چند پس از نهضت كربلا تلاش‌هايى در اين جهت از جانب دوستداران اهل بيت عليهم السلام صورت گرفت ولي مطابق احاديث اسلامي، انتقام حقيقى اين ماجرا تنها با ظهور امام زمان عليه السلام گرفته خواهد شد و تنها وجود مقدس حضرت مهدى (علیه السلام) است كه شايسته عنوان «منتقم حسين (علیه السلام)» مي‌باشد از همين روست كه در دعاى شريف ندبه، اين عبارت را با آرزوى تمام و از صميم دل و جان بر زبان جارى مي‌كنيم كه: اين الطالب بدم المقتول بكربلاء و اين موضوع نيز از جمله مطالبى است كه در احاديث قدسى مورد اشاره واقع شده، كه از جمله مي‌توان به حديث زير اشاره كرد:

«… ابوحمزه ثمالى از امام باقر (علیه السلام) نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى حضرت امام حسين عليه السلام كشته شد، ملائكه شيون و زارى كردند و گفتند: اى خداوند و مولاى ما، آيا از كسى كه برگزيده تو و فرزند برگزيده تو را كشته غفلت مي‌كني؟

از جانب خداوند وحى آمد: اى ملائكه من! خوشحال باشيد، قسم به عزت و جلالم، من از قاتلين حسين انتقام خواهم كشيد… بعد هم پرده غيبى كنار رفت و ملائكه، امامانى را كه از صلب حسين بودند ديدند و خوشحال شدند و ديدند كه يكى از آنها برخاسته نماز مي‌خواند. پس خداوند فرمود: من با اين قائمم، انتقام خون حسين را خواهم گرفت.»

حوادث و ويژگي‌هاى دوران غيبت

از سال 329 هجري، در تاريخ امامت شيعه دورانى آغاز شد و تاكنون ادامه دارد كه از آن با عنوان «غيبت كبري» ياد مي‌شود. مهمترين خصوصيت و ويژگى اين دوران عدم ظهور (و نه حضور) امام معصوم در ميان جامعه اسلامى است. اين دوران كه تا زمان ما شامل يازده قرن و به تعبير ديگر 1100 سال شده و معلوم هم نيست تا چه زمانى ادامه يابد، به واقع دوران غربت و مظلوميت مسلمانان و بالخصوص شيعيان است. دورانى بسيار سخت و تنش‌زا و همراه با انواع و اقسام زحمات جسمى و روحى و مادى و معنوي، كه در عين حال دوران آزمايش و امتحان بوده و سبب جدا شدن صفوف مومنان حقيقى از منافقان و كفار مي‌گردد.

در برخى از احاديث قدسى بدين دوران پر مشقت اشاراتى شده و از پاره‌اى از حوادث ناگوار اين دوران ياد شده است. از جمله در حديث سابق الذكر پيرامون لوح آسمانى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در نزد حضرت زهرا (س) از قول جابر، چنين مي‌خوانيم:

«… جابر گفت: من خداوند را شاهد مي‌گيرم كه در لوح، اين مطالب نوشته شده بود:… در زمان (غيبت مهدي) اولياء من خوار مي‌شوند… آنها كشته مي‌شوند و آنها را مي‌سوزانند و هميشه آنها از دشمنانشان مرعوب و ترسناك مي‌شوند. زمين با خون آنان رنگين مي‌شود و در ميان خانواده آنان ماتم و شيون مي‌اندازند. آنها اولياى واقعى من هستند…»

از عبارات فوق استفاده مي‌شود كه دوران غيبت، دوران سختي‌ها و مشقات است و نه دوران تن پرورى و شادكامي، و مومنان و اولياى حقيقى خداوند كسانى هستند كه اين سختي‌ها را متحمل شده و از سر مي‌گذرانند و همين تحمل سختي‌هاست كه آنها را اميدوار از اعماق وجود خود، خواهان طلوع خورشيد ظهور امام (علیه السلام) شده و صميمانه منتظر فرج و گشايش باشند و براى ظهور آخرين حجت الهى خاضعانه دعا كنند.

پاداش مومنان در دوران غيبت مهدى (علیه السلام)

در فراز قبلى اين نوشتار، به اين مطلب اشاره كرديم كه دوران غيبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، براي پيروان راستين آن حضرت (علیه السلام)، دورانى همراه با انواع و اقسام مشكلات و مصائب بوده و تنها آن دسته از شيعيان حقيقى اهل بيت عليهم السلام كه به راه ايشان ايمان حقيقي دارند مي‌توانند در اين دوران پر غوغا، صبر و شكيبايى پيشه كرده و اين سختي‌ها را پشت سرگذارند. ولى بايد دانست هر چقدر سختي‌ها و مشقات اين دوران شديد و سنگين باشد، پاداش و ثوابى هم كه در برابر آنها نصيب بندگان حقيقى و صابر خداوند مي‌شود، بي‌بديل و والاست. زيرا همان طور كه «افضل الاعمال انتظار الفرج» است، يقينا پاداش اين افضل اعمال نيز برتر از پاداش تمام اعمال ديگر خواهد بود. اين پاداش عظيم منتظران حقيقي، در حديث قدسى زير اين چنين مورد اشاره قرار گرفته است:

«… مفضل بن صالح از جابر از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: زمانى مي‌آيد كه امام مردم غايب مي‌شود. پس خوشا به حال كسانى كه در آن زمان در امر امامت ما استوار بمانند. چون كمترين ثواب آنها اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌دهد و مي‌فرمايد: اى بندگان و اى كنيزان من، شما به سر من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق كرديد. پس من بهترين ثواب را به شما مژده مي‌دهم. شما بندگان و كنيزان من هستيد و بر من حق است كه عبادت‌هاى شما را قبول كنم و از تقصيرات شما بگذرم و به خاطر شما به بندگان باران نازل مي‌كنم و به خاطر شما بلاها را از بندگانم دفع مي‌كنم. اگر شما نبوديد هر آينه من عذاب خود را بر آنان نازل مي‌كردم.»

برخى از علائم ظهور مهدى (علیه السلام)

ظهور موعود آسمانى كه پيام آور رحمت و رافت و برپاكننده عدالت مي‌باشد، آرزويى است بس بزرگ كه تنها مختص شيعيان نبوده و تمامى معتقدان به اديان آسمانى در انتظار تحقق آن بسر مي‌برند. چرا كه تنها با تحقق اين اميد و آرزوى بزرگ است كه بشريت پس از قرون متمادى مي‌تواند جمال سعادت را در اين جهان مشاهده كند و حياتى توام با صلح و آرامش را در اين كره خاكى تجربه نمايد. اما اينكه اين آرزوى ديرينه بشر چه زماني محقق خواهد شد، بر علم بشر پوشيده است و كسى را جز خداوند به لحظه وقوع آن آگاهي نيست. تنها چيزى كه از روايات و اخبار مي‌توان در اين زمينه استفاده كرد اين است كه علائمى براى زمان ظهور برشمرده‌اند كه با مراجعه به آنها مي‌توان تا حدودى به اين نكته اذعان كرد كه لحظه ظهور موعود آسمانى چندان دور نبوده و در آينده‌اى نه چندان دور اين حادثه سترگ اتفاق خواهد افتاد.

در احاديث قدسى نيز به اين مطلب اشاراتى شده و علائمى براى هنگامه ظهور ذكر گرديده كه از آن ميان، توجه به حديث قدسى زير خالى از لطف نيست:

«… ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى من در شب معراج به آسمان‌ها رفتم و به مقام قرب رسيدم، خداوند ندا داد: «… اى محمد! به درستى كه على بعد از تو خليفه و جانشين است و قومى از امت تو، با او مخالفت مي‌كنند اما بدانند كه بهشت بر كسانى كه با على مخالفت كنند و با وى دشمنى نمايند، حرام است و من به زودى از صلب على يازده نقيب بيرون مي‌آورم كه يكى از آنها آقايى است كه مسيح در پشت سر او نماز مي‌خواند و او روى زمين را پس از اين كه مملو از جور و ستم شده پر از عدل و داد مي‌كند. من گفتم: خداوندا، اين كار چه موقعى صورت مي‌گيرد؟

خداوند فرمود: وقتى كه علم واقعى از ميان مردم برداشته شود و جهل زيادتر گردد و خوانندگان قرآن زياد باشد ولى علما كم بشوند و فقها كمتر باشند و شعرا زيادتر شوند و فسق و فجور زيادتر بشود. مرد با مرد هم بستر شود و زن با زن. امنا و حكمرانان امت خائن باشند و يارى كنندگان آن حكمرانان به مردم ستم كنند. در آن هنگام من يك خسوف در مشرق و يك خسوف در مغرب به وجود مي‌آورم و سپس دجال در مشرق ظهور مي‌كند…»

همانطور كه گفته شد با توجه به حديث فوق و احاديث مشابه مي‌توان اميدوار بود كه ايام ظهور حضرت مهدى (عج) چندان دور نيست. چرا كه توجه به مفاد اين حديث و اوضاع فعلى دنيا ثابت كننده اين مسئله است.

سرگرداني مردم جهان، عدم توجه به معانى و مفاهيم قرآن كريم و در مقابل، اهتمام بيش از حد به ظاهر و قرائت اين كتاب آسماني، و وفور علماى بيسواد و دربارى در عالم اسلام و از دست رفتن فقيهان عاليقدر كه مطابق روايات قلعه‌هاى اسلام‌اند، رواج بي‌بند و باري و فساد اخلاقى تا سر حد جنون نظير همجنس بازى و…، حاكمان خيانتكار كه بر امت اسلام در اقصى نقاط عالم حكمرانى مي‌كنند و ثروت‌هاى مسلمانان را به كام بيگانگان مي‌ريزند و… همه علائمى هستند كه امروزه در سطح جهان به سهولت قابل مشاهده بوده و تائيدكننده مضامين حديث فوق است. از همين رو به نظر مي‌رسد دوران ظهور چندان دور نيست و برماست كه به قدر طاقت، خود را براى آن دوران آماده كنيم، هر چند تذكر اين نكته را هم ضرورى مي‌دانيم كه تعيين زمان دقيق ظهور از جانب هر كس امرى باطل و خلاف فرامين الهى و معصومين عليهم الاسلام است.

اتفاقات و حوادث بعد از ظهور مهدى (علیه السلام)

دوران ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، برخلاف دوران غيبت كه دوران رنج و مشقت بود و مردم عالم و به ويژه مؤمنان حقيقى و شيعيان آن حضرت از سوى سركشان و ستمگران متحمل رنج‌ها و سختي‌هاي بسيار مي‌شدند، ايام صلح و صفا و آرامش، فراوانى نعمت، امنيت و آسايش، عبوديت و بندگي، خوارى كفار و ستمگران و عزت و سربلندى مؤمنان و مستضعفان خواهد بود. دوراني است كه تحت فرمانروايى حجت بر حق خداوند، كسى را بر كسى ياراى ستم نيست و همگان از «شراباً طهورا»ى رفاه و آزادى به معناى حقيقى برخوردار خواهند بود و بدين گونه نمونه‌اى از بهشت ابدى در روى كره خاكى فرصت تحقق پيدا مي‌كند و احاديث قدسى تائيد كننده اين مدعاست:

«… رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: وقتى در شب معراج به آسمان هفتم رسيدم، خداوند مرا ندا داد و فرمود: … و به وسيله قائم از شما، زمين خود را آباد مي‌كنم كه تسبيح و تقديس و تكبير و تمجيد من در زمان او زيادتر مي‌شود و به وسيله او (مهدى قائم) روى زمين را از دشمنانم پاك مي‌كنم و اولياى خود را وارث زمين مي‌كنم و به وسيله او سخنان كافران را پايين مي‌آورم و كلمه من والاتر مي‌شود و به خاطر او من بندگان كشورها را دوست مي‌دارم و به خاطر او با مشيت خودم همه خزاين و دفينه‌هاى داخل زمين را بيرون مي‌ريزم و با اراده خودم او را به پنهاني‌ها و آشكارها آگاه مي‌كنم…»

و در حديث ديگر:

«… (از جانب خداوند) خطاب آمد: … و اين نور آخرى (مهدى «عج») حجت من است كه روي زمين را پر از عدل و داد مي‌كند و قلب مؤمنان را شفا مي‌بخشد.»

و در حديث ديگر:

«… و اين قائم را كه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام نگه مي‌دارد، من به وسيله او از دشمنانم انتقام مي‌گيرم مهدي، راحت قلب اولياى من است. و اوست كه دل شيعيان تو را كه از جانب ظالمان و منكران و كافران در رنج و عذاب بوده شفا مي‌دهد.»

بدين ترتيب با اراده قاهر الهى و به وسيله آخرين خليفه خداوند در زمين، بشريت، دوران آرامش و آسايش خود را آغاز مي‌كند و پس از قرن‌ها ناآرامى و ستمكشي، ايام شادماني رنجديدگان و مستضعفان فرا مي‌رسد و اين همان وعده الهى است كه در آيه پنجم از سوره مباركه قصص يادآورى شده كه: «و نريد انمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين»

محتشم مؤمنى