مهدويت در منظر امام خمينى(ره)

معرفى اجمالى:

«مهدويت در منظر امام خمينى(ره)» اثر ابوالفضل هدايتى، گردآورى و تحليل گزيده‌هايى از سخنرانى‌ها، آراء و نوشته‌هاى امام خمينى(ره) درباره مهدويت و اهميت انتظار و ظهور حضرت مهدى(عج) است كه درسال 1387ش به زبان فارسى نوشته شده است.

ساختار:

كتاب با مقدمه مؤلف در اشاره‌اى به جايگاه امام خمينى(ره) در زنده شدن ياد مهدويت در جهان، آغاز شده است. مطالب متن كتاب در چهار بخش و هر بخش در چندين فصل تدوين شده است. در هر فصل ابتدا سخنان امام راحل(ره) بيان و سپس تحليل و بررسى مؤلف ارائه گرديده است.

نويسنده در تحليل‌هاى مختلف، انقلاب اسلامى را در امتداد حكومت مهدى(عج) توصيف كرده و اهداف حكومت اسلامى را زمينه‌سازى براى رسيدن به حكومت عدل مهدوى دانسته است.

گزارش محتوا:

بخش‌هايى از گفتار امام خمينى(ره) به مهدى‌شناسى يا سيماى مهدى(عج) در آيات و روايات اختصاص يافته است كه در طرح كلى مى‌توان اين‌گونه از آنها ياد كرد:

1- مهدى(ع) از خاندان پيامبر اسلام(ص) و وارث علم و رسالت ايشان است.

2- او ذخيره الهى و ظاهر كننده تمام شريعت خداوند است.

3- ايشان مكمل دين پيامبران ابراهيمى و منجى امت‌هاى آخرالزمان است.

گزاره‌هاى ياد شده، كه در فصول بخش نخست، در كلام امام(ره) بررسى شده، نتايج زير را به دست مى‌دهد:

1- هرچند اعتقاد به ظهور مهدى(عج) در معارف شيعى نمود ويژه‌اى يافته، اما اين مسئله، مسئله‌اى اسلامى است و شيعه به آن اختصاص ندارد.

2- همان‌گونه كه ساير امامان(ع)، وارث اخلاق و رسالت پيامبر(ص) بودند، مهدى(ع) نيز از اين اوصاف برخوردار است.

3- ولايت و امامت اوصياى معصوم(ع) با ييشوايى ايشان به خاتميت مى‌رسد.

4- مهدى(عج) كه در قرآن بقيةالله خوانده شده، اسلام را بر ساير مكاتب چيره مى‌گرداند.

در بخش دوم كتاب، كه غيبت حضرت مهدى(عج) در كلام امام(ره) مورد تحليل قرار گرفته، به بررسى و تحقيق پيرامون مفاهيم نيابت مهدى موعود(ع) و انتظار پرداخته است.

مؤلف، انتظار در ديدگاه امام خمينى(ره) را در حقيقت بيان يك تكليف اعتقادى و اجتماعى معرفى كرده و به نظر او، امام(ره) در نقد مفهوم انتظارى كه غالباً منتظران در يك نظام طاغوتى دارند، منتظر حقيقى را عامل به وظيفه شرعى خويش در قبال جامعه و روند آن مى‌داند.

نيابت خاص و عام و مفهوم و گستره نيابت عامه، آزمون الهى در عصر غيبت، دفاع در تكليف‌گرايى امام خمينى(ره)، فلسفه رهبرى در اسلام، روحانيت در عصر غيبت، تكليف در عرصه مراقبه و ضرورت گرايش جمعى به آن، منتظران در نگاه انتقادى امام(ره) و تكليف آنان و نيز ملاقات منتظران صالح با امام مهدى(عج) از ديگر مباحث مطرح شده در اين بخش است.

در بخش سوم، قيام و ظهور مهدى موعود(عج) را تحقق آرمان‌هاى پيامبران دانسته و ابتدا با آوردن سخنان امام(ره) كه از حضرت ابراهيم(ع) به عنوان پدر توحيد ياد كرده، به اين نكته اشاره دارد كه شريعت‌هايى كه موسى(ع)، عيسى(ع) و محمد(ص) به امت‌هاى خويش ارائه دادند، همگى ريشه در آيين حنيف ابراهيم(ع) داشته و دعوت بنيادى آن‌ها به يكتاگرايى است.

در مبحث حضرت مهدى(ع) و بعثت خاتم پيامبران، حضرت ولى‌عصر(عج) ثمره بزرگ بعثت خاتم انبياء معرفى شده و چنين مطرح گرديده كه از ديدگاه امام خمينى(ره) هدف انبياء چنان‌كه بايد محقق نشده است؛ حتى رسول اكرم(ص) نيز در دوران بعثت خويش نتوانست به تمام اهداف و مقاصد اصلى‌اش در ارتباط با امت‌ها دست يابد.

با توجه به اين مطالب، شخصيت و نهضت مهدى(ع) از علائم شادمانى و موفقيت انبياء دانسته شده؛ زيرا اوست كه به تمام مطلوب‌هاى علمى و عملى اولياءالله دست خواهد يافت.

از ديگر عناوين بحث شده در اين بخش است: امام مهدى(ع) تابع اسلام و تكميل كننده نهضت توحيدى، مهدى(ع) فريادگر و پيشواى وحدت مسلمانان و مستضعفان، ويژگى‌هاى عصر ظهور از جمله تربيت و عدالت در آن.

در بخش چهارم، درپى نشان دادن پيوند امام مهدى(عج) با عاشورا و انقلاب اسلامى، مؤلف بيان مى‌كند كه نهضت‌هاى توحيدى حضرت مهدى(عج) و امام حسين(ع) با يكديگر همخوانى داشته و در امتداد نهضت الهى خاتم پيامبران(ص) است.

وى اشاره مى‌كند كه امام خمينى(ره)، هدف نهايى قيام اين دو امام را همان هدف بنيادى پيامبران ابراهيمى مى‌شمارد كه عبارت است از اقامه عدل.

مؤلف معتقد است صراحت در كلام امام(ره)، رويارويى دو ديدگاه ولايى را مى‌نماياند كه يكى امام معصوم را طاغوت ستيز مى‌خواند و ديگرى او را بى اعتناء به حاكميت جامعه مى‌داند.

از ديدگاه او، رهبر كبير انقلاب، كربلا را حلقه واسطه‌اى ميان بعثت و مهدويت مى‌داند و با توجه به دو ديدگاه تحليلى در مورد حركت امام حسين(ع) از مدينه و مكه به سوى عراق، يعنى حركت براى شهادت يا حركت براى حكومت، آشكارا از هدف حكومت در قيام امام(ع) جانبدارى كرده و بدين جهت نتيجه‌گيرى مى‌نمايد كه همراهى نهضت‌هاى مهدى موعود و امام حسين(ع) نشان مى‌دهد كه مسلمانان در آخرالزمان، تكليف دينى-سياسى دارند و انتظارشان در مورد آينده جهان نمى‌توان بيگانه از روند ظلم ستيزانه انبياء باشد.

امام خمينى(ره) از آغاز قيام خويش، نظام سياسى مطلوب خود را در پرتو دين مى‌جست. مؤلف به دنبال نشان دادن رابطه انقلاب اسلامى و حضرت مهدى(عج)، در گفتارى از امام راحل(ره) كه حاكى از اسلام‌گرايى نظام و حاكميت انقلاب اسلامى است، مسائل زير را خاطرنشان مى‌كند:

1- ملت مسلمان ايران، با طرح خواسته‌اى به نام جمهورى اسلامى در كنار آزادى و استقلال كشور، بر اسلاميت نظام سياسى مطلوب خود اصرار مى‌ورزند.

2- اسلاميت جمهورى اسلامى چيزى جز بنيادگرايى در بستر احكام و حدود الهى اسلام و قرآن نيست.

3- معيار اسلامى بودن يك نظام سياسى، قبول و تأييد آن از جانب پيامبر اكرم(ص) و امام زمان(عج) است.

از اين همه مى‌توان دريافت كه امام خمينى(ره) نظام سياسى موجود كشور را متكى به ايمان و اسلام دانسته و رضايت ولى‌عصر(عج) از وضع قوانين و اجراى آن در جمهورى اسلامى را يك اصل انكارناپذير مى‌شمارد.

وضعيت كتاب

فهرست مطالب در ابتدا و فهرست منابع در انتهاى كتاب آمده است.

پاورقى‌ها بيشتر به ذكر منابعى كه گفتار امام(ره) از آنها ذكر شده اختصاص دارد.

منابع مقاله:

1- مقدمه و متن كتاب.

2- پارسا با مشاركت بنياد فرهنگى حضرت مهدى موعود(عج) و انتشارات مسجد جمكران، (1388)،«امام مهدى(عج) در آينه قلم كارنامه منابع پيرامون امام مهدى(عليه‌السلام) و مهدويت»، قم، مؤسسه اطلاع‌رسانى اسلامى مرجع، ج2 ص420.