منظور از بداء در مورد خداوند

 در اصول کافى جلد 1 بابى تحت همين عنوان آمده است

حقيقت بداء تعبير ديگرى است از “یمحو الله ما يشاء و يثبت و عنده أمّ الکتاب؛[1] خداوند محو و اثبات مي‌‌ کند آن چه را که مي‌‌ خواهد و نزد او است امّ الکتاب”. يهود عقيده داشتند که دست خدا بسته است؛ به اين معنا که خدا آسمان و زمين و زمان و انسان و موجودات را خلق کرده و آن ها را به خود واگذاشته و ديگر کارى به آنان ندارد و دست از هر کارى کشيده و عالَم خود به خود در جريان است. خداوند براى دفع اين اشتباه فرمود: اين چنين نيست که يهود مي‌‌‌ پندارند، بلکه دستان [قدرت] الهى باز است و هرگونه که بخواهد ، انفاق مي‌‌‌ کند.[2] به اين معنا که در نگه دارى و چرخش عالم و نزول رحمت و نقمت، توسعه در رزق و روزى و نده دارى انسان ها و طولانى و کم کردن عمر انسان ها و موجودات، زنده کردن و ميراندن و خلاصه در خلق و أمر و چرخش عالم نقش اساسى ايفا مي‌‌ کند و اين چنين که يهود فکر مي‌‌ کنند نيست. بداء در حقيقت همين تغييرات و دگرگونى ها در عالم محو و اثبات و به معناى تقديرات امور است، مثلاً يکى صلة رحم مي‌ کند، عمرش را طولانى مي‌ کند؛ يکى قطع رحم مي‌‌‌‌‌‌‌‌ کند ، عمرش را کوتاه مي‌‌‌‌‌‌‌‌ کند؛ يکى صدقه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دهد، بلا هاى ناگهانى و بد را از او دفع مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کند؛ يکى که بايد از ديگران دستگيرى کند ، ولى نمى کند، دچار عقوبتى مي‌‌ شود. بدا با توضيحى که داده شد ، مورد اتفاق تمامى مذاهب اسلامى است. اهل سنّت نيز عالم محو اثبات و دگرگونى هايى را که ايجاد مى شود ، قبول دارند. احمد حنبل از ثوبان نقل مي‌ کند که پيامبر (ص) فرمود: ” گاهى انسانى به خاطر گناهى که انجام داده، از رزق محروم مي‌ شود. قدر و اندازه ها ردّ نمى شود مگر به واسطة دعا و مدّت عمر را طولانى نمى کند مگر نيکي؛ يعنى دعا مقدّرات را عوض مي‌‌‌ کند و نيکوکارى عمر را زياد مي‌‌‌ کند.[3] پس بداء به معناى محو و اثبات و تغيير و تبديل است و اعتقاد به اين که خداوند همان طورى که در خلق عالم نقش داشته، در نگهدارى و چرخش آن و تدبير عالم و کم و زياد کردن نيز نقش دارد. بداء از نظر لغت به معناى ظاهر و معلوم شدن است و دربارة خدا به اين معنا است که مثلاً براى فردى مقدر شده که اگر گناه انجام ندهد، 20 سال ديگر عمر کند، ولى اگر گناه کرد، عمر او به 15 سال تقليل يابد؛ يعنى در عالم لوح محفوظ مقدّرات مشخص شده و در عالم لوح ، محو و اثبات آن مشخص شده و مقدّرات تغيير مي‌‌يابد و کم و زياد مي‌‌ شود.[4]

پی نوشت ها:

[1] رعد (13) آيه 39.

[2] مائده (5) آيه 64.

[3] جعفر سبحانى ، مع الشيعهْْ الاماميه، ص 118 ، به نقل از تفسير ابن کثير ، ج 2، ص 520.

[4] همان، با تلخيص و اضافات.