پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » حضرت زهرا علیها السلام »

منزلتهاى فاطمه زهرا (س)

حسین  سلطان محمدى

هدف از بیان منزلت و فضایل فاطمه زهرا علیها‏السلام ، بیان مطالب شگفت‏آور و غیرقابل وصول نیست، بلکه هدف از آن آگاهى بیشتر و درک عظمت وجود فاطمه زهرا علیها‏السلام و درس آموختن از مکتب پربار اوست.

حضرت زهرا علیها‏السلام از نظر زندگى مادى، بشرى چون دیگران است، اما از جنبه معنوى، بدانجا رسید که شناخت تمامى ابعاد شخصیتى آن حضرت بسى دشوار و دست‏یابى به همه جوانب آن مشکل می‏نماید. مقامى که آن بزرگوار در اثر بندگى خدا و شناخت و معرفت حضرت حق بدست آورد، مقامى بس عظیم و فضایل او بی‏شمار است. در این نوشته سعى خواهیم کرد برخى از فضایل و مناقب آن حضرت را بازگو نمائیم. باشد که زندگى آن حضرت را الگو و سرمشق خویش قرار دهیم.

علم فاطمه زهرا علیها‏السلام

رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: اِنّ اللّه‏َ جَعَلَ عَلِیا وَ زَوْجَتَهُ واَبْناءَهُ حُجَجَ عَلى خَلْقِهِ وهُمْ اَبوابُ العِلْمِ فى اُمَّتى مَنِ اهْتدى بِهِمْ هُدِى الى صِراطٍ مُسْتَقیم،۱

خداوند متعال على، همسر و فرزندانش را حجت بر مخلوقاتش قرار داده و آنان درهاى علم در میان امت من هستند. هر کس به وسیله آنان هدایت جوید، به راه راست هدایت یافته است.

در این حدیث، فاطمه زهرا علیها‏السلام مانند امیرالمؤمنین علیه‏السلام و سایر حضرات معصومین باب علم و عامل هدایت مردم شمرده شده است.

در حدیث دیگرى از امام صادق علیه‏السلام چنین رسیده است:

اِنّ فاطمهَ علیها‏السلام مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللّه‏ِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خمسَهً وَسَبعینَ یوما، وَکانَ دَخَلَها حُزْنٌ شَدیدٌ على ابیها وکانَ یأتیها جَبْرَئیلُ فَیحسِنُ عَزاءَها عَلى ابیها ویطَیبُ نَفسَها ویخْبِرُها عَن اَبیها ومکانِهِ وَیخْبرُها بِما یکونُ بَعْدَها فى ذُرّیتها وکانَ على یکتُبُ ذلک،۲

فاطمه علیها‏السلام پس از رحلت رسول خدا، هفتاد و پنج روز زندگى کرد و در این ایام بسیار محزون بود. در طول این مدت جبرئیل به حضورش می‏رسید، او را در عزاى پدر تسلیت می‏گفت و دلش را از غصه‏ها پاک می‏ساخت و او را از پدرش و جایگاه عظیم او آگاه می‏کرد، حتى اخبار آینده را در مورد فرزندانش به اطلاع او می‏رساند و امیرالمؤمنین علیه‏السلام آنها را می‏نوشت.

چنانچه از این حدیث بر می‏آید، حضرت فاطمه علیها‏السلام با جبرئیل ارتباط مستقیم و مداوم داشت و اخبارى از دنیا و آینده و عالم برزخ را از او دریافت می‏کرد. بدین وسیله میزان علم، اطلاع و آگاهیش، محدود به زمان و مکان خود نبوده است، بلکه علم او بسیار گسترده بود و از علم الهى سرچشمه می‏گرفت.

فاطمه زهرا علیها‏السلام بر امورى اِشراف داشتند که نزد دیگران پوشیده و پنهان بود. از جمله این موارد، علم حضرت به زمان مرگ خویش بود! چنانچه در روایتى اسماء بنت عمیس ـ همسر جعفر طیار ـ چنین می‏گوید:

حضرت زهرا علیها‏السلام هنگام وفات به من فرمودند: هنگام وفات پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، جبرئیل مقدارى کافور بهشتى براى رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آورد. پیامبر آن را سه قسم کرد، یک قسم آن را براى خود برداشت، قسم دیگر را براى على علیه‏السلام و قسم آخر را براى من گذاشت. اى اسماء! آن مقدار کافور را بیاور و کنار سرم بگذار، اندکى صبر کن و در انتظار من باش، پس مرا صدا بزن، اگر جوابت را ندادم، بدان که به پدرم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ملحق شده‏ام.

اسماء می‏گوید: اندکى صبر کردم و آنگاه فاطمه علیها‏السلام را صدا زدم، جوابى نشنیدم، دانستم که فاطمه علیها‏السلام به ملکوت اعلى پیوسته است.۳

همچنین سلمی‏ام بنى رافع نقل می‏کند: در واپسین لحظه‏هاى عمر حضرت زهرا علیها‏السلام که من در محضر آن بزرگوار بودم، ایشان از من آبى براى غسل و شستشوى بدنش خواست. آب را آماده کردم، سپس فرمود: لباسهاى نو را نیز بیاور. چنین کردم. آن بزرگوار پس از غسل، آن لباسها را بر تن کرد و در بستر رو به قبله خوابید. آنگاه خطاب به من فرمود: اى سلمی! من در همین لحظه قبض روح می‏شوم و به سوى پروردگارم خواهم رفت، بعد از مرگ من هیچ کس لباس مرا از تن برنگیرد.۴

عصمت فاطمه علیها‏السلام

در شأن نزول آیه تطهیر، روایات متواترى در دست است و حکایت از آن دارد که

آیه تطهیر در خانه ام‏سلمه نازل شده است. هنگام نزول آیه، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، فاطمه زهرا علیها‏السلام ، على علیه‏السلام و حسن و حسین علیهما‏السلام حضور داشتند. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عباى خویش را بر آنان افکند و بدین ترتیب آنان از باقى اهل خانه و دیگران جدا و مشخص شدند. آنگاه حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، دستها را به سوى آسمان بلند نمود و فرمود: خدایا اینان اهل بیت من هستند، پس بر اهل بیت من و آل او درود فرست. خداوند عزوجل این آیه را در شأن آنان نازل فرمود۵:

اِنّما یریدُ اللّه‏ُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا،۶

همانا خداوند اراده فرمود که زشتیها و پلیدیها را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک و مطهر گرداند.

استدلال به آیه تطهیر

چون خلیفه اول ـ پس از رحلت پیامبر خدا ـ فدک را غصب کرد و حضرت فاطمه زهرا علیها‏السلام با او به محاجّه و مناظره پرداخت، امیرالمؤمنین على علیه‏السلام نیز پس از سخنرانى و خطبه فاطمه زهرا علیها‏السلام (در مسجد)، به مسجد رفت و در سخنانش خطاب به ابوبکر فرمود:

یا ابابکر! بگو ببینم قرآن خوانده‏ای؟!

ابوبکر گفت: بلى خوانده‏ام.

على علیه‏السلام : بگو ببینم آیا آیه تطهیر اِنّما یریدُ اللّه‏ُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا در حق ما نازل شده یا در حق دیگران!؟

ابوبکر: در حق شما نازل شده.

على علیه‏السلام : اگر کسى شهادت دهد که فاطمه علیها‏السلام کار بدى انجام داده، چه می‏کنی؟ آیا شهادت او را می‏پذیرى یا نه؟

ابوبکر: بله می‏پذیرم و براى فاطمه علیها‏السلام مانند دیگران حدّ جارى می‏کنم.

على علیه‏السلام : در این صورت در پیشگاه خداوند کافر می‏شوی.

ابوبکر: چرا؟!

على علیه‏السلام : زیرا در این فرض تو شهادت خدا را که به پاکى فاطمه گواهى داده، قبول نکرده و گواهى مردم را پذیرفته‏اى، همان طور که شهادت خدا و پیامبر را در این مورد نادیده گرفته و فدک را از فاطمه علیها‏السلام به یغما برده‏ای! اى ابوبکر! مگر فدک در دست فاطمه علیها‏السلام نبود؟ چرا و چگونه چیزى را که در دست او است براى اثبات مالکیتش از او بینه و شاهد می‏خواهی!؟

مردم چون این مناظره و سخنان على علیه‏السلام و ابوبکر را شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده، گفتند: صَدَقَ واللّه‏ عَلِى بْنُ ابى طالِبٍ، سوگند به خدا که على راست می‏گوید.

در اینجا على علیه‏السلام با استفاده از آیه تطهیر بر عصمت فاطمه علیها‏السلام استدلال نمود و مهاجر و انصار نیز آنرا پذیرفته و مورد تأیید قرار داده‏اند.

گواهى ملائکه بر عصمت فاطمه علیها‏السلام

از روایات متعددى استفاده می‏شود که جبرئیل و سایر ملائکه آسمانها، بر حضرت فاطمه علیها‏السلام نازل شده و با وى به مکالمه و مصاحبه پرداخته و در ضمن سخنان خود، در مورد فضایل و مناقب آن بانوى گرامى، مطالبى می‏گفتند که عصمت آن بزرگوار از آنها ثابت می‏شود. در حدیثى از رسول گرامى اسلام آمده است:

…اِبْنَتى فاطِمَهُ، وَاِنَّها لَسَیدَهُ نِساءِ العالَمینَ، فقیلَ: یا رَسُولَ اللّه‏ِ! اَهِى سَیدَهُ نِساءِ عالَمِها؟ فَقالَ: ذاکَ لِمَرْیمَ بِنْتِ عِمْرانَ، فَاَمّا اِبْنَتى فاطِمَهُ فَهِى سَیدَهُ نِساءِ الْعالَمینَ مِنَ الاَْوَّلینَ والآخرینَ وانّها لَتَقومُ فى مِحْرابِها فَیسَلِّمُ عَلَیها سبعونَ اَلْف مَلَکٍ من المَلائِکَهِ المُقَرَّبینَ وَینادونَها بما نادَت بِهِ الملائِکَهُ مَریمَ فَیقُولونَ یا فاطمهُ! اِنَّ اللّه‏َ اصْطَفیکِ وَطَهّرَکِ وَاصْطَفیکِ على نساء العالمینَ،۷

…دخترم فاطمه سرور زنان جهان است. گفته شد: یا رسول‏اللّه‏! آیا او سرور زنان زمان خویش است؟ فرمودند: این [امتیاز محدود]، مربوط به مریم دختر عمران است، ولى دخترم فاطمه برترین زنان عالمیان از اولین تا آخرین است. بر او در محراب عبادتش، هفتاد هزار فرشته از مقربین درگاه الهى سلام می‏دهند و او را با آن جمله‏اى که مریم را مخاطب قرار داده بودند، مخاطب قرار می‏دهند و چنین می‏گویند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر تمام زنان عالمیان برترى داده است.

چنانچه در این حدیث ملاحظه شد، فرشتگان به وضوح طهارت و عصمت فاطمه زهرا علیها‏السلام را بیان نموده‏اند.

همچنین از شیعه و سنى نقل شده که حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنّى، فَمَنْ آذاها فَقَدْ آذانى، وَمَنْ آذانى فَقَدْ آذَى اللّه‏،

فاطمه پاره تن من است، هر کس او را آزار دهد مرا آزار نموده و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت نموده است.۸

آنچه که از این احادیث در رابطه با عصمت حضرت زهرا علیها‏السلام می‏توان استفاده کرد، این است که اگر فاطمه علیها‏السلام معصوم نبود، چگونه پیامبر خدا به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضاى او را رضاى الهى معرفى می‏کند؟! مگر می‏توان رضا و خشم اشخاص غیرمعصوم را ـ به طور مطلق ـ با رضا و خشم خدا مرتبط دانست!؟

شفاعت فاطمه علیها‏السلام

از مقامات حضرت زهرا علیها‏السلام شفاعت و بشارت امت به نجات است.

در حدیثى آمده است: روزى سلمان به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عرض کرد: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا از عظمت فاطمه در روز قیامت تعریفى بفرما.

پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با تبسم رو به سلمان کرد و فرمود: سوگند به آن آفریدگارى که جانم در دست اوست، فاطمه را در آن روز، بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت سوار می‏کنند، جبرئیل و میکائیل به ترتیب از راست و چپ او حرکت می‏کنند. على علیه‏السلام در پیشاپیش و حسن و حسین علیهما‏السلام از پشت سر، وى را همراهى می‏کنند، تا بدین طریق فاطمه از صراط می‏گذرد و پس از گفتگوهاى زیاد، خطاب می‏رسد، اى فاطمه علیها‏السلام ! هر چه می‏خواهى بخواه! دخترم عرض می‏کند:

اَسْأَلُکَ اَنْ لا تُعَذِّبَ مُحِبّى ومُحِبّى عِتْرَتى بِالنّارِ، فَیوحى اللّه‏ُ اِلَیها: یا فاطِمَهُ وَعِزَّتى وَجَلالى وارْتِفاعِ مَکانى، لَقَدْ آلَیتُ على نفسى مِنْ قَبلِ اَنْ اَخْلُقَ السَّمواتِ والاَْرْضِ بِاَلفَى عامٍ اَنْ لا اُعَذِّبَ مُحِبّیکِ وَمُحِبّى عِترَتِکِ بِالنّارِ،۹

بار الها از تو می‏خواهم علاقه‏مندان خود و فرزندانم را در آتش نسوزانی. خداوند به او وحى می‏کند: اى فاطمه! به عزت و جلالم و به بلندى موقعیتم سوگند، که دو هزار سال پیش از آنکه آسمانها و زمین را خلق کنم، بر خودم لازم کرده‏ام که علاقه‏مندان به تو و فرزندانت را با آتش عذاب نکنم.

همچنین جابر جعفى به حضور امام باقر علیه‏السلام رسیده و عرض کرد: فدایت شوم حدیثى در مورد فاطمه علیها‏السلام بفرمائید که با نقل آن، شیعیان را خوشحال کنم.

حضرت فرمودند: در رستاخیز منابرى از نور براى پیامبران نصب می‏گردد که منبر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از همه مجلل‏تر است و همچنین منبرهایى براى اوصیاء قرار می‏دهند که منبر على علیه‏السلام از همه مجلل‏تر است. آنگاه نوبت به فرزندان انبیاء می‏رسد که مقام حسن و حسین بس منیع‏تر است. سپس نوبت فاطمه علیها‏السلام فرا می‏رسد، او را با تجلیل و شکوه بی‏نظیر به محشر می‏آورند و در کنار در بهشت قرار می‏گیرد، ولى داخل آن نمی‏شود و می‏گوید: خدایا از تو مسئلت دارم که مقام مرا در چنین روزى براى اهل محشر معلوم کنی. از جانب خدا ندا می‏رسد، اى دختر پیامبر! به سوى اهل محشر برگرد و هر که را از علاقه‏مندان خود یافتى شفاعت کن.

امام باقر علیه‏السلام می‏فرمایند: به خدا سوگند! فاطمه شیعیان خویش را یکى پس از دیگرى انتخاب نموده و داخل بهشت می‏نماید، همان طورى که پرندگان دانه را برمی‏گزینند و سپس شیعیان آن حضرت نیز، خود شفاعت نموده و علاقه‏مندان فاطمه را به بهشت می‏برند. و سپس فرمودند:

واللّه‏ لا یبقى فِى النّاسِ اِلاّ شاکٌّ اَوْ کافِرٌ او منافقٌ،۱۰

سوگند به خدا! از میان مردم کسى باقى نمی‏ماند مگر افراد مذبذب، کافر و منافق، ولى سایر مردم مورد شفاعت فاطمه علیها‏السلام قرار می‏گیرند.

مودّت فاطمه علیها‏السلام

قرآن مجید محبت و مودت اهل‏بیت علیهم‏السلام را مزد رسالت دانسته و در سوره شورى آیه ۲۳، چنین می‏فرماید:

قُل لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ اَجْرا اِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُربى،

بگو من هیچ پاداشى از شما در برابر زحمات رسالتم به جز دوست داشتن اهل بیتم نمی‏خواهم.

هنگامى که آیه فوق نازل شد، جمعى از صحابه از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سؤال کردند: اى پیامبر خدا، آنان چه کسانند که خداوند محبتشان را بر ما واجب نموده است؟ حضرت در جواب فرمودند: على و فاطمه و دوفرزندانشان.۱۱

همچنین پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله محبت اهلبیت را اساس اسلام دانسته و می‏فرمایند:

یا عَلى اِنَّ الاِسْلامَ عُریانٌ لِباسُهُ التَّقوی… واَساسُ الاِْسْلامِ حُبّى وحُبُّ أهْلِ بَیتی۱۲،

یاعلی! همانا اسلام عریان است و تقوى و پرهیزکارى لباس آن می‏باشد… اساس اسلام، محبت من و اهل بیت من است. پس محبت فاطمه علیها‏السلام نیز به عنوان اهل بیت پیامبر اساس اسلام می‏باشد.

در روایت دیگرى حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پیرامون مودت فاطمه علیها‏السلام و همسر و فرزندانش چنین می‏فرماید:

اَنَا حَربٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ. قالَهُ لِعَلى وفاطمهَ والحسنِ والحسینِ،۱۳

من دشمن کسى هستم که با شما دشمنى کند و یار کسى هستم که با شما از در مسالمت درآید. (این مطلب را پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به على و فاطمه و حسن و حسین علیهما‏السلام فرمود.)

همچنین آن حضرت در حدیث دیگرى چنین می‏فرماید:

یا سلمانُ! مَن اَحَبَّ فاطِمَهَ بِنْتى فَهُوَ فِى الْجَنَّهِ مَعى وَمَن اَبْغَضَها فَهُوَ فِى النّارِ، یا سَلمانُ! حُبُّ فاطِمَهَ ینْفَعُ فى مِأَهٍ مِنَ الْمَواطِنِ، اَیسَرُ ذالِکَ الْمَواطِنِ: اَلْمَوْتُ وَالْقَبْرُ وَالمیزانُ وَالْمَحْشَرُ وَالصِّراطُ وَالمُحاسَبَهُ،۱۴

اى سلمان! هر کس دخترم فاطمه علیها‏السلام را دوست بدارد، او در بهشت با من خواهد بود و چنانچه کسى او را به خشم آورد، جایگاهش آتش است.

اى سلمان! محبت فاطمه علیها‏السلام در صد جا اثر خواهد داشت که راحت‏ترین آن جاها، مرگ و عالم قبر و میزان و محشر و صراط و محاسبه اعمال است.

نزول مائده براى فاطمه علیها‏السلام

حضرت فاطمه علیها‏السلام در پیشگاه خدا آن چنان عزیز بود که بارها موردعنایت خاص خداوند قرار گرفت. به یک نمونه از این عنایتها اشاره می‏کنیم:

پیامبر عالی‏قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى شدیدى به او روى آورده بود، به خانه دخترش فاطمه علیها‏السلام رفت تا در آن‏جا مقدارى غذا میل کند، ولى فاطمه علیها‏السلام و فرزندانش نیز گرسنه بودند، رسول خدا خانه دخترش را ترک کرد و هنوز چند قدمى از منزل دخترش نگذشته بود که یکى از همسایگان او مختصر طعامى براى فاطمه علیها‏السلام فرستاد. در این هنگام فاطمه علیها‏السلام با خود گفت، سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه می‏مانیم، ولى این مختصر غذا را براى پدرم نگاه می‏دارم. بنابراین یکى از فرزندانش را به دنبال پدر فرستاد و او را به خانه‏اش دعوت کرد. فاطمه علیها‏السلام اهدایى همسایه را که دو تکه نان و مختصر گوشتى بود در یک ظرف سرپوشیده قرار داد و چون پدرش بازگشت آن را در مقابل رسول خدا قرار داد. در این هنگام فاطمه علیها‏السلام دید ظرف پر از غذا شده است و از این رو تعجب کرد و خیره خیره به آن نگاه می‏کرد.

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به دخترش گفت: اى فاطمه! این طعام را چگونه و از کجا بدست آورده‏ای؟ فاطمه در جواب گفت:

هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّه‏، اِنَّ اللّه‏َ یرزُقُ مَنْ یشاءُ بِغَیرِ حسابٍ، فقالَ اَلْحَمْدُ للّه‏ِ الَّذى جَعَلَکِ شبیههً بسیدَهِ نِساءِ بنى اسرائیلَ فَانّها کانَتْ اذا رَزَقَهَا اللّه‏ُ شَیئا فَسُئِلَتْ عَنْهُ قالَتْ: هُوَ مِنْ عِنْد اللّه‏ِ اِنَّ اللّه‏َ یرْزُقُ مَنْ یشاءُ بِغَیرِ حِسابٍ،۱۵

این از برکات الهى است که خداوند به هر کسى که بخواهد بدون محدودیت عطا می‏کند.

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله [چون سخن دخترش را شنید] فرمود: سپاس خدایى که تو را همانند مریم، سرور زنان بنى اسرائیل قرار داده، زیرا او نیز هرگاه خداوند برایش چیزى می‏فرستاد و از او درباره آن سؤال می‏شد، می‏گفت: این طعام از جانب خداست و خداوند به هر کسى که بخواهد روزى بی‏حساب می‏دهد.۱۶

آنگاه رسول خدا على را نیز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند و زنان و اهل بیت نیز دعوت شدند و خوردند در حالى که غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود، حتى فاطمه براى همسایگان نیز از طعام آسمانى که از الطاف خفیه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت.۱۷

در پایان و به مناسبت سالگرد شهادت فاطمه زهرا شعرى را در این زمینه تقدیم می‏داریم.

 

عطر گل یاس

یاس بوى مهربانى می‏دهد

عطر دوران جوانى می‏دهد

یاس مثل عطر پاک نیت است

یاس استنشاق معصومیت است

یاس یک شب را گل ایوان ماست

یاس تنها یک سحر مهمان ماست

بعد روى صبح پرپر می‏شود

راهى شبهاى دیگر می‏شود

یاس را آئینه‏ها رو کرده‏اند

یاس را پیغمبران بو کرده‏اند

یاسها یادآور پروانه‏اند

یاسها پیغمبران خانه‏اند

یاس خوشبوى محمد داغ دید

صد فدک زخم از گل این باغ دید

باید از فقدان گل خونجوش بود

در فراق یاس مِشکى پوش بود

حضرت زهرا دلش از یاس بود

دانه‏هاى اشکش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

می‏چکانید اشک حیدر را به چاه

اشک می‏ریزد على مانند رود

بر تن زهرا گل یاس کبود

شعر از احمد عزیزى

پاورقى ها:

۱٫عوالم العلوم، شیخ عبداللّه‏ بحرانى اصفهانى، ج۱۱، ص۷۸، انتشارات انصاریان، ص ۱۴۱۱٫

۲٫ اصول کافى، محمد بن یعقوب کلینى، ج۱، ص۴۵۸، انتشارات عمید تهران.

۳٫ محمد دشتى، نهج الحیاه فرهنگ سخنان فاطمه علیها‏السلام ، چ ششم، قم، مؤسسه تحقیقاتى امیرالمؤمنین علیه‏السلام ۱۳۷۳، ص۲۳۶٫

۴٫ همان، ص۲۲۸٫

۵٫ انصارى زنجانى، اسماعیل، فاطمه در آینه کتاب، ص۱۰ ـ ۱۱، موسسه نشر الهادى قم.

۶٫ احزاب/۳۳٫

۷٫ عوالم العلوم، علامه بحرانى، ج۱۱، ص۹۹، انتشارات انصاریان، ۱۴۱۱٫

۸٫ محجه البیضاء، محسن فیض کاشانى، ج۴، ص۲۱۰، چاپ دوم، دفتر انتشارات اسلامى، قم، شرح نهج البلاغه، ابوحامد عبدالحمید بن هبه اللّه‏ المدائنى (ابن ابى الحدید)، ج۱۶، ص۲۷۳، دارالاحیاء التراث العربى، بیروت، ۱۴۰۹٫

۹٫ سفینه البحار، ج۲، ص۳۷۵، حاج شیخ على نمازى شاهرودى، مؤسسه نشر اسلامى، ۱۴۱۹٫

۰٫ بحارالانوار، ج۴۳، ص۶۵، علامه محمد باقر مجلسى، مؤسسه الوفاء بیروت، ۱۴۰۴ ق.

۱۱٫ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینى خراسانى، مؤسسه المحمودى، بیروت، چاپ اول، ۱۳۹۸ه·· .ق، ج۲، ص۱۳، ش۳۵۹٫

۱۲٫ کنز العمال، ج۱۲، ص۱۰۵٫

۱۳٫ همان، ص۹۷٫

۱۴٫ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینى خراسانى، ج۲، ص۶۷، مؤسسه المحمودى، بیروت، چاپ اول، ۱۳۹۸ه·· .ق.

۱۵٫ آل عمران/۳۷٫

۱۶٫ مناقب آل ابى طالب، ج۳، ص۳۳۹، ابن شهرآشوب، المطبعه العلمیه، قم، بی‏تا.

۱۷٫ فرائد السمطین، ج۲، ص۵۱ و ۵۲، ابراهیم بن محمد جوینى خراسانى، مؤسسه المحمودى، بیروت، چاپ اول، ۱۳۹۸ه·· .ق.