پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » فضائل و مناقب » امام عصر (عج) »

منجى موعود عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف از نگاه نهج‌البلاغه(۱)

 حسین ایرانى

چه زیباست شخصیت خاتم الاوصیاء را در آینه بیان سید الاوصیاء مشاهده نمودن.

چه گویا و پر پیام است روش و منش منجى بشریت را از نهج‌البلاغه امیرالمومنین علیه‌‌السلام شنیدن.

چه دلنشین است قصه‌هاى یوسف زهرا سلام‌الله علیها را از زبان مظلومش على علیه‌‌السلام شنیدن.

چه سبز و بهارى است داستان بلبل بوستان انسانى را در ترنم و زمزمه‌هاى باغبان امید‌ها جستجو کردن.

چه عرفانى و جان آفرین است از کلام امام العارفین به سیره سیماى فروزنده فرزندش حضرت مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف راه یافتن.

چه پسندیده و پربهاست شیوه حکومت بزرگ حاکم آینده گیتى را از حکمت‌هاى برترین حاکمان تاریخ آموختن و زمامدارى حق و عدل مهدوى را از کتاب تبلور عدالت علوى به نظاره نشستن.

و چه مبارک و مقدس مى‌ نماید راهیابى نور از نور که مطمئن‌ترین طریق معرفت امامان نور مى‌ باشد و ان الایات یفسر بعضها بعضاً و نوشتار حاضر عهده‌دار این راه و رسالت است و به مهدى پژوهشى از مسیر نهج‌ البلاغه مى‌ پردازد. ان‌شاءالله مقبول حق و مفید حق طلبان افتد.

کلام اول

یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى و یعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأی۱

ترجمه: وقتى مصلح موعود قیام کند خواسته‌ها و هواهاى نفسانى را به هدایت برمى‌ گرداند(تابع وحى مى‌ کند) آنگاه که مردمان هدایت را تابع هواهاى خویشتن قرار دهند و نظریه‌ها و افکار مختلف را تابع قرآن مى‌ سازد هنگامى که تفسیر به رأى کنند و نظریه‌هاى خود را برترى دهند و به قرآن تحمیل نمایند.

توضیح و تفسیر

مفسرین نهج‌البلاغه این خطبه را یکى از پیشگویى‌ هاى امام على علیه‌‌السلام نسبت به حوادث عظیم آینده و قیام حضرت مهدى علیه‌‌السلام مى‌ دانند.۲

به طور کلى مى‌ توان این فراز از خطبه را به دو بخش تقسیم کرد:

الف) شرایط و وضعیت جامعه جهانى قبل از ظهور آن رهبر الهى که همان منزوى گشتن حقایق قرآنى و فراگیر شدن فساد و فتنه‌ها در همه زمینه‌هاى زندگى فردى و اجتماعى، فرهنگى، سیاسى واقتصادى و بدعت‌ها و تحریف‌ها در اندیشه و عمل و ادیان باشد.

البته همان گونه که على علیه‌‌السلام مى‌ فرماید: تمام مفاسد از اولین جنایتى که توسط قابیل رخ داد تا انواع ظلم‌ها و بى‌ بندوبارى‌ ها و بزرگ‌ترین جنگ‌هاى جاهلانه بشرى ریشه در پیروى از کشش‌هاى حیوانى و ترک تبعیت از عقل و وحى دارد۳ و این هواپرستى و تحریف‌ها و بدعت‌گذارى‌ در آخرالزمان آنقدر گسترش مى‌ یابد که امام صادق علیه‌‌السلام مى‌ فرماید:

هنگام قیام حضرت مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف مردم جاهل سخت‌تر از جاهلان عصر پیامبر صلى‌ ‌الله علیه‌وآله که سنگ و چوب مى‌ پرستیدند در برابر آن حضرت مى‌ ایستند و با تأویل و تحریف در کتاب خدا بر ضد او احتجاج مى‌ کنند.۴ و نیز در رابطه با نابسامانى‌ هاى جامعه، قبل از قیام حضرت مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف نزال بن‌سیره نقل مى‌ کند: روزى حضرت على علیه‌‌السلام ما را مخاطب قرار داده، بعد از حمد و ثناى الهى سه مرتبه، فرمود: بپرسید از من قبل از آنکه مرا نیابید، سپس صعصعه بن صوحان برخاست و گفت: اى امیرالمومنین علیه‌‌السلام دجال چه زمانى خروج مى‌ کند؟ حضرت فرمود: بخاطر بسپار علائم آن زمان را: هنگامى که نماز را بمیرانند(حرکات ظاهرى هست ولى روح و حیات نماز واقعى را ندارد) و امانت را ضایع کنند، کذب و دروغگویى را حلال و مجاز شمرند، رباخوار شوند، رشوه گرفتن رائج گردد، ساختمان‌هاى زیبا و برافراشته بسازند، دین را به دنیا بفروشند، نادانان ناصالح را بکار گمارند، زنان مشاور امور شوند، صله رحم و پیوندهاى خویشاوندى قطع گردد، دنبال هواهاى نفسانى، آرا و سلیقه‌هاى شخصى و گروهى روند، خون افراد بى‌ ارزش شود، قتل و خودکشى و کشتار انسان‌ها در جنگ و …، حلم و بردبارى ضعف و ناتوانى به حساب آید، ظلم و ستم مایه فخر و مباهات شود، گناهکاران امیر و کارگزار شوند و وزیران ظالم و عرفاء خائن و قاریان فاسق گردند. شهادت و گواهى دادن باطل ظاهر شود، قبح گناه برداشته و خلاف‌ها، تهمت و گناه و تجاوز علنى گردد.

قرآن‌ها و مسجدها بظاهر زیور و آراسته و مناره‌ها زیاد و بلند شود، اشرار و بدان مورد اکرام قرار گیرند، صف‌ها زیاد و ازدحام شود، هواها، آراء و قرائت‌ها مختلف، عهدها شکسته و موعود نزدیک گردد زنان در تجارت و امور اقتصادى با همسرانشان مشارکت مى‌ کنند بخاطر حرص و طمع دنیا، صداها و تبلیغات فاسقان بالا رود و همه جا شنیده شود (سایت‌ها و سى‌ دى‌ هاى ضداخلاقى در همه جا) و از افراد سبک‌سر و فرومایه سرپرست گروه و حزب شوند.

خلافکار حفظ ‌شود بخاطر ترس از شرش و دروغگو تصدیق شود و خائن امین شمرده شود. آوازها، ترانه‌ها و سرودها و آهنگ‌هاى قبیح و آلات موسیقى و بازى فراوان گردد، آخر امت، اولش را لعن کنند زنان زین‌ها سوار و راننده شوند. زنان متشبه به مردان و مردان به زنان خود را شبیه نمایند، شاهد بدون مشاهده چیزى شهادت مى‌ دهد.

و در نهایت اصبغ بن نباته مى‌ پرسد: اى امیرالمومنین، دجال کیست؟ و حضرت خصوصیات او را بیان نموده و مى‌ فرماید: سرانجام در روز جمعه آن که حضرت مسیح عیسى‌ بن مریم علیه‌‌السلام پشت سرش نماز مى‌ گذارد، امام دوازدهم از عترت پیامبر صلى‌ ‌الله علیه‌وآله نهمین فرزند حسین‌بن على علیه‌‌السلام خورشید فروزان بوده که مقابل رکن و مقام ظاهر مى‌ شود، زمینى را پاک گرداند و میزان را وضع و عدالت را استقرار بخشد پس هیچ‌کس ظلمى نکند و ستمى انجام نگیرد.۵

آرى آنگاه که در نبود نور و گرماى خورشید، بشریت در محاصره و تاریکى‌ ها و تهدیدها قرار گیرد امید و انتظار به مصلح خدایى پیدا نموده و با تمام وجود، ضرورت او را احساس مى‌ کند.

ب) برنامه‌هاى بلند عملى و اهداف آرمانى آن حضرت در همه ابعاد جامعه که هدایت همگان به سوى حق و عدل و قوانین قرآن و رهایى انسان‌ها از بند اسارت هواهاى حیوانى، فساد و فسق و فریبکارى‌ ها و یعطف الهوى على الهدی۰۰۰ به گونه‌اى که جهان خزان دیده و زمستان‌زده بى‌ برگ و خالى از عدل و آزادى با ظهور آن بهار راستین حق، سراسر بهاران شود، زیبا و لذت‌زا همان طور که در زیارت او مى‌ خوانیم: السلام على ربیع الانام و نضره الایام۶؛ سلام بر آن بهار مردمان و صفا و شادبخش روزگاران، آن منجى جهان بشریت، انسان‌هاى دور گشته از حقایق و گرفتار در گرداب مذاهب باطل و تئورى‌ هاى فاسد یا قرائت‌هاى مختلف فرقه‌اى و جناحى را به صراط مستقیم رهنمون مى‌ کند و همانند خورشید عالمتاب، با نور علم و منطق و اقتدار خدایى‌ اش و به مصداق آیه لیظهره على الدین کله۰۰۰۷، خداوند او را بر همه ادیان و افکار پیروز نماید و شریعت محمدى صلى‌ ‌الله علیه‌وآله را همه جا احیاء و حاکم گرداند.۸

مقداد بن اسود از پیامبر صلى‌ ‌الله علیه‌وآله نقل مى‌ کند که فرمود: در سراسر روى زمین خانه‌اى حتى از سنگ و گل یا خیمه‌اى از کرک و مورباقى نماند جز آنکه اسلام را وارد آن مى‌ کند.۹

منتظرم تا که فصل دى بسر آید

باغ شود سبز و باغبان به درآید

 

بلبل عاشق به پاى گلبن توحید

اشک فشان باش تا دم سحر آید

 

بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر

بار دگر روزگار چون شکر آید

 

آرى آن انسان کامل که تربیت و تعلیم یافته خالق هستى است ماهیت مردمان و هواهاى نفسانى و تمایلات حیوانى را مى‌ شناسد و مختصات هدایت و ارزش‌هاى الهى را مى‌ داند. او امت‌ها را آگاهى و اراده مى‌ دهد تا حیات و سعادت خود را در هدایت و اطاعت دستورات خدا بیایند و استعدادها و غرائز را در مسیر رشد و رسیدن به هدف عالى، تقرب به خدا و خداى‌ گونه‌ شدن قرار دهند. آن مرد الهى سیماى نورانى انسانیت را ظاهر و چهره حقیقى قرآن را روشن خواهد نمود در نتیجه نظریات ناصالح و انحرافى برخاسته از کشش‌هاى حیوانى و مغزهاى آلوده به سرعت توان رویارویى خود را در برابر قرآن و کلام خدا از دست مى‌ دهد و فروغ فطرت‌هاى پاک پدیدار و همه حق‌طلب و عدالت‌خواه شده مطیع رهبر عدالت‌گستر مى‌ شوند هم او که ولى‌ الله و کلام‌الله ناطق و پیام‌هایى خدایى دارد دل‌ها را متوجه و مرتبط با قرآن مى‌ کند تا همگان همگام با هستى مسیر عدل و عبودیت و اطاعت خدا را طى کنند چرا که «کل له قانتون۱۰» همه بالا و پستى از آن او و همه مطیع و سر به فرمان اویند، الم تر ان الله یسبح له ما فى السموات و الارض۱۱، آیا ندیدى هرچه و هرکس در آسمان‌ها و زمین است تسبیح‌گوى خداست.

در پایان، مى‌ توان پند و پیام تربیتى و اخلاقى بلندى را نیز نتیجه گرفت که در واقع منشور سعادت مسلمان در دوران غیبت محسوب مى‌ شود و آن پیروى از هدایت وحى و عترت و عقل و ترک تبعیت از تمایلات حیوانى و هواهاى نفسانى است چرا که هرزگى و هواپرستى عامل بدبختى، اختلاف و انحطاط فرد و جامعه بوده و امام زمان عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف با آنها مبارزه مى‌ کند تا جهان را به فلاح و صلاح رساند.

در نهج‌البلاغه حضرت على علیه‌‌السلام بارها پیروى هواى نفس را نکوهش کرده و از عوامل اساسى سقوط انسانیت مى‌ داند. از جمله در بیانى مى‌ فرماید:

ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان، اتباع الهوى و طول الامل فاما اتباع الهوى فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسى الآخره۱۲٫

اى انسان‌ها، بیش از هر چیز بر شما از دو چیز مى‌ ترسم، هواپرستى و آرزوهاى دراز، چرا که پیروى از خواهش‌هاى دل و نفس، انسان را از حق، حق‌جویى، حق‌گویى و حقایق باز مى‌ دارد و آرزوهاى طولانى، آخرت (مرگ، قبر، قیامت، روز حساب و زندگى جاوید) را از یاد و خاطر مى‌ برد و در نتیجه زمینه ارتکاب هر فساد و گناهى در آدمى بوجود مى‌ آید.

حتى تقوم الحرب بکم عن ساق بادیا نواجذها مملوه اخلافها خلوا رضاعها عاقبتها.۱۳

واژه‌ها: نواجذ، جمع ناجذ یعنى دندان بلوغ، انتهاى دندان‌ها، اخلاف (جمع خلف)، پستان، رفت و آمد و … علقم، حنظل و هرچیز تلخ، حلو، شیرین، رضاع، شیردان و شیرخوردن.

ترجمه: در ‌آینده جنگ با تمام شدت افروخته گردد و چنگ و دندان‌هایش را تا آخر نشان خواهد داد و به اوج مى‌ رسد آنهم با پستان‌هاى پر شیر که ابتدا دوشیدن و نوشیدن آن شیرین مى‌ نماید لیکن پایانى تلخ و زهرآگین دارد.

شرح و تفسیر: در این بخش حضرت به فتنه‌ها و جنگ سختى که در آستانه ظهور آن مصلح بشریت رخ مى‌ دهد، اشاره مى‌ کند و با کنایه و استعاره‌هاى زیبا، شدت آن نبرد و تداوم و گستردگى‌ اش را مى‌ رساند و حالت آن جنگ را تشبیه مى‌ کند به حال آنکه مى‌ ایستد با قدرت و ثبات، و نیز به شیر خشمگین که دندان‌هایش ظاهر مى‌ شود و شترى که با شیردار شدن و آماده کردنش براى فرزندش به کمال مى‌ رسد در واقع هر سه تشبیه بیانگر عظمت و قوت آن جنگ با شرائط و سلاح‌هاى مختلف مى‌ باشد. و مى‌ فرماید:

شروع این جنگ شیرین مى‌ نماید شاید به خاطر غلبه و غنائم خوشحالند ولى در پایان جز ذلت و هلاکت و سرانجام جهنم نمى‌ یابند.

آنچه از روایات استفاده مى‌ شود وقوع جنگ‌ها و کشتار انسان‌ها بوسیله نبردها و بیمارى‌ هاى ناشى از آن همانند طاعون با سلاح‌هاى میکروبى، قحطى و…است.

در حدیثى پیامبر صلى‌ ‌الله علیه‌وآله مى‌ فرماید: پس از من فتنه‌هاى پدید مى‌ آید که راه نجاتى از آنها نخواهد بود. در آنها جنگ، فرار و آوارگى است و بدنبال آن فتنه‌هایى شدیدتر یکى پس از دیگرى شعله‌ور بگونه‌اى که هیچ خانه‌اى از عرب‌ها نمى‌ ماند که آتش جنگ وارد آن نگشته و هیچ مسلمانى نمى‌ ماند که آن فتنه به او نرسیده باشد آنگاه مردى از خاندان من ظهور مى‌ کند.۱۴

و در بیانى دیگر مى‌ فرماید:

زمین از ستم و ظلم پر مى‌ گردد تا جایى که در هر خانه‌اى ترس و جنگ وارد شود.۱۵ همچنین از امام رضا علیه‌‌السلام نقل شده است: قبل از ظهور امام زمان علیه‌‌السلام کشتارهاى پیاپى رخ خواهد داد۱۶ و امیر مومنان علیه‌‌السلام مى‌ فرماید: پیش از ظهور حضرت قائم عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف جهان گرفتار دوگونه مرگ مى‌ گردد، مرگ سرخ با شمشیر و سلاح و مرگ سفید با طاعون و… ۱۷

و بسیارى از دانشمندان غرب نیز با استناد به کتاب مقدس و انجیل و… جنگ عظیمى را براى آینده عالم پیش‌بینى نموده‌اند.۱۸

الاوفى غد و سیاتى غد بما لاتعرفون، یاخذ الوالى من غیرها عمال‌ا على مساوى اعمالها و تخرج الارض افالیذ کبدها و تلقى الیه سلما مقالیدها فیرکم کیف عدل السیره و یحیى میت الکتاب و السنه.۱۹

واژه‌ها: غد، فردا، افالیذ(جمع افلاذ، افلاذ جمع فلذ، پاره‌ها، قطعات)، مقالید(جمع مقلاء، کلیدها، خزانه)، عمال(کارگزاران، جمع عامل)

ترجمه: آگاه باشید در فردا، فردایى که قطعاً واقع خواهد شد و هیچ شناختى از آن ندارید والى و زمامدارى از غیر آنها خاندان ستمگر و حکومت‌هاى امروزى کارگزاران حکومت‌ها را بر اعمال بدشان مؤاخذه و کیفر مى‌ کند، براى آن بزرگوار، زمین گنجینه‌هاى خود را بیرون مى‌ ریزد و کلیدهایش را به او تسلیم مى‌ نماید. پس عدالت را در روش حکومت حق به شما مى‌ نمایاند و قوانین متروک شده کتاب و سنت را زنده و اجرا مى‌ کند.

تفسیر و توضیح: در این قسمت به برخى از سیره و روش آن مصلح کل اشاره مى‌ فرماید و با جمله معترضه و سیأتى غد بما لاتعرفون، قطعى بودن وقوع فردا و عظمت و اهمیت حوادث و آنچه نمى‌ دانید را مى‌ رساند که به قول شارح معتزلی۲۰ این گونه جملات معترضه در قرآن نیز نمونه‌ها دارد مانند فلا اقسم بمواقع النجوم و انه اقسم لو تعلمون عظیم، انه لقرآن کریم۲۱ که و انه لقسم لو تعلمون عظیم، جمله معترضه بین قسم و جواب آن است بعلاوه لو تعلمون هم معترضه بین معترضه مى‌ باشد و …

به هر حال آن امام آخر الزمان، طاغیان ستمگر را دستگیر و کیفر مى‌ کند و موانع ایجاد عدل و قسط برداشته شود و دیگران نیز عبرت گرفته، ره ‌زشتى و ظلم نابود و براى تحقق عدالت در سراسر عالم همه عوامل آب و باد و ثروت‌ها و ذخائر زمین تحت فرمان او در آیند و اهل زمین مطیع اوامر آن پیشواى مهربان مى‌ شوند و عدل را در تمام ابعاد زندگى مى‌ نمایاند، بفرموده امام صادق علیه‌‌السلام: اما والله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و القر۲۲٫ آرى به خدا سوگند عدالت حضرت مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف به خانه‌ها و اتاق‌هاى آنها به درون زندگى فردى و خانوادگى نفوذ کند، همچنان که گرما و سرما وارد مى‌ شود.

کانى به قد نعق بالشام و فحص برایاته فى ضواحى کوفان فعطف علیها عطف الضرورس و فرش الارض بالرؤس قد فغرت فاغرته و ثقلت فى الارض و طاته بعید الجوله عظیم الصوله.

و الله لیشردنکم فى اطراف الارض حتى لایبقى منکم الا قلیل کالکحل فى العین.

فلا تزالون کذلک حتى توب الى العرب عوازب احلامها، فالزموا السنن القائمه و الآثار البینه و العهد القریب الذى علیه باقى النبوه و اعملوا ان الشیطان انما ینسنى لم طرقه لتتبعوا عقبه۲۳٫

واژه‌ها: نعق(فریاد زد)، فحص(به سرعت)، فغر(باز نمودن)، شرء(دور و تبعید کردن)، ضروس،(شتر بدخو)، عزب(دور و پنهان)، سنى(آسان و بازکردن)، ضواحى(جمع ضاحیه، نواحى آشکار و نزدیک)

ترجمه: گویى او را مى‌ بینم که از شام فریاد برآورد و با پرچم‌هاى خود به سرعت اطراف شهر کوفه را پرمى‌ کند، پس همانند شتر بدخو و گزنده(به دوشندگانش) و زمین را از سرها فرش نماید در حالى که دهانش گشاده و گام‌هایش سخت و سنگین بر زمین کوبد، حمله‌اش بى‌ امان و پایدار و جولان او دور و دراز مى‌ باشد.

بخدا سوگند(آیندگان) شما را اطراف زمین پراکنده کند تا جایى که از شما جز اندکى نماند همانند باقى‌ مانده سرمه اطراف چشم.

این وضع سخت، همچنان ادامه یابد تا آنکه عقل‌هاى از دست رفته و پنهان شده عرب برگردد. (پس براى رهایى از فتنه‌ها) باید بر سنت‌هاى پایدار و نشانه‌هاى آشکار و عهد و پیمان نزدیک که بقا و استمرار و اتمام نبوت بر آ‌ن استوار است، ملتزم باشید و بدانید که شیطان راه‌هایش را براى فریب شما هموار مى‌ نماید تا گام‌هاى قدمش نهادها و پیروى او کنید.

تفسیر: در این فصل از خطبه امام على علیه‌‌السلام اشاره به جنگى عظیم و خاص دارد که از منطقه شام آغاز و عراق را فرامى‌ گیرد و با جنایت و حملات نظامى، قدرت و سلطه خود را تثبیت مى‌ کند و حاکمیت ظالمانه او تداوم و توسعه مى‌ یابد تا جامعه عرب بیدار و خردهاى جمعى را بکار انداخته با اتحاد قیام کنند و آن حکومت جابرانه را از بین ببرند.

برخى از علما بزرگ مانند علامه مجلسى آن را مربوط به قیام سفیانى در هنگامه ظهور حضرت مهدى موعود عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف مى‌ دانند و جمعى از شارحین نهج‌البلاغه آن را ناظر بر حمله عبدالملک مروان دانسته که بعد از غلبه بر شام راهى کوفه شد و به آنجا و اطرافش یورش برد تا مصعب بن‌زیبر قاتل مختار بن ابى عبیده ثقفى را به قتل رساند و مردم با او بیعت نمودند و سپس حجاج بن‌یوسف را به مکه براى کشتن عبدالله بن‌زبیر فرستاد(در سال ۷۳ه) او کعبه را منهدم و جمع زیادى را به قتل رساند تا این که عباسیان با ابومسلم خراسانى و ایرانیان روى کار آمدند و بنى‌ امیه و بنى‌ مروان منقرض گشت.۲۴

به نظر مى‌ رسد قرائن موجود در این خطبه(قبل و بعد این بخش) و در دیگر روایات مؤید و مرجح سخن علامه مجلسى است، که ناظر به زمان ظهور امام مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف مى‌ باشد یعنى حضرت على علیه‌‌السلام بعد از بیان شیوه حکومت آن رهبر معصوم، مى‌ فرماید: این حکومت به آسانى فراهم نگردد بلکه در آستانه آن جنگ سختى با تهدیدها و تبلیغ‌هاى فریب‌کارانه و کشتار از منطقه شام که شامل فلسطین اشغالى یعنى مرکز این حمله و برنامه‌هاى جنگى بر ضد اسلام و ممالک اسلامى توسط سلطه‌گران غرب و صهیونیست‌ها نیز مى‌ شود آغاز شده کوفه و اطرافش را مى‌ کوبد (عراق را تصرف مى‌ کند) و … که این مى‌ تواند ناظر به حمله اخیر آمریکا به عراق و جنگ‌هایى در آینده خاصه با تئورى‌ صهیونیستى تشکیل خاورمیانه بزرگ و نقش ادعایى از نیل تا فرات، پیشگویى‌ هاى غربى‌ ها به این که بزرگ‌ترین جنگ جهانى در این منطقه رخ مى‌ دهد و حتى قیام سفیانى بزرگ‌ترین مخالف نهضت عادلانه مهدوى باشد.

با عنایت به این که کلام امیرالمومنین على علیه‌‌السلام اطلاق دارد و تصریحى به شخص و عصر خاصى ندارد، مضافاً با روى کار آمدن بنى‌ عباس و انقراض حکومت امویان، ظلم و فساد تمام نشد و رهبرى معصوم و عالم و عادل قیام نکرد تا قرآن و عترت و سنت را احیا کند، به علاوه اوصاف مذکور در فصل ۱و ۲ خطبه تنها قابل تطبیق بر حضرت مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف مى‌ باشد و در تایید این نظر مى‌ توان از جمله والعهد القریب۰۰۰ استفاده کرد با توجه به روایت امام صادق علیه‌‌السلام که مى‌ فرماید: نحن عهد الله فمن وفى بعهدنا فقد وفى بعهدالله ۲۵ … مائیم عهدالله پس آن که به عهد ما وفادار باشد. براستى به عهد و پیمان خدا وفا کرده است. و همچنین بیان آن حضرت در تفسیر آیه: و اوفوا بعهد الله۰۰۰ همان پذیرش ولایت على علیه‌‌السلام و ائمه معصومین علیهم‌السلام بعد از او باشد۲۶٫ و نیز از عهد در آیه «قال لا ینال عهدى الظالمین»۲۷ که مقصود امامت مى‌ باشد.۲۸

خلاصه تعهداتى به امام زمان، امام بحق و جانشین پیامبر صلى‌ الله علیه‌وآله داریم که باید شناخت(معرفت، محبت ولایت، اطاعت و…) و به آنها ملتزم شد. بعلاوه در زیارت حضرت مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف آمده است السلام علیک یا میثاق الله۲۹

در پایان، حضرت على علیه‌‌السلام براى مصونیت و رهایى از فتنه‌ها در هر عصر و زمینه‌سازى قیام امام مهدى عجل‌‌الله تعالى فرجه‌الشریف توجه و التزام به کتاب الله(قرآن) کتاب قانون سعادت‌بخش انسان و سنت پیامبر صلى‌ ‌الله علیه‌وآله حقایق اسلام و همراه شدن با ولایت و خلیفه الله که بقیه و عامل بقا و استمرار نبوت است را توصیه مى‌ کند. و نیز هشدار مى‌ دهد شیطان در کمین است مبادا غفلت نموده سراغتان آید و اسیر نیرنگ‌هاى به ظاهر زیباى او، عوامل مخفى، تهاجم فرهنگى و تبلیغات فریبکارانه شیاطین شرق و غرب با الفاظ بظاهر زیباى آزادى، دموکراسى، حقوق بشر و … شما را به فساد و گناه کشانند تا سلطه استعمارى خود را ادامه دهند، شوید که گرفتار بدبختى دنیا و آخرت خواهید شد.

و مشابه این کلام را در مورد حوادث سخت آینده منطقه شام و کوفه آورده مى‌ فرماید:

فوالذى فلق الحبه و برأ النسمه ان الذى انبئکم به عن النبى الامى ما کذب المبلغ و لا جهل السامع، لکانى انظر الى ضلیل قد نعق بالشام و محض برایاته فى ضواحى کوفان فاذا فغرت فاغرته ۳۰

ترجمه: پس سوگند به آن کسى که دانه را شکافت و انسان و جانداران را آفرید، آنچه به شما خبر مى‌ دهم از پیغمبر امى(با علوم خدایى نه دانش مدرسه‌ای) است مطمئناً نه گوینده دروغ گفته و نه شنونده ناآگاه بوده است.

گویا مى‌ بینم شخص سخت گمراهى که از شام فریاد زند و بتازد و پرچم‌هاى خود را اطراف کوفه نصب کند و چون دهان گشاید و سرکشى کند و پا زدنش(جاى پایش) بر زمین محکم گردد، فتنه و آشوب‌ها با دندان‌هایشان فرزندان و مردان زمانش را بگزد و آتش جنگ شعله‌ور گردد، روزها با چهره گرفته و عبوس، شب‌ها دلخراش با رنج و اندوه بگذرد.

 پى‌ نوشت‌ها:

۱– نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸٫

۲- منهاج البراعه، ج ۸ ، ص ۳۴۸ و شرح نهج‌البلاغه ابن ابى‌ الحدید، ج۹، ص ۴۰٫

۳- نهج‌البلاغه، خطبه۵۰ ، انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع، همواره سرآغاز فتنه‌ها پیروى از هواهاى آلوده نفسانى و قوانین انحرافى و اختراعى است.

۴- بحارالانوار، ج۵۲، ص ۳۶۲٫

۵- بحارالانوار، ج۵۲ ، ص ۱۹۲٫

۶- زیارتنامه حضرت صاحب الزمان(عجل‌الله تعالى فرجه‌الشریف)، بحارالانوار۱۰۲/۱۰۱ و مصباح الزائد، ص۴۴۱٫

۷- سوره فتح، آیه ۲۸٫

۸- تفسیر نورالثقلین، ج۵ ، ص ۷۹، تفسیر کنزالدقایق، ج۱۲ ، ص ۳۱۰٫

۹- مجمع‌البیان، ج۵ ، ص۲۵٫

۱۰- سوره روم، آیه ۲۶٫

۱۱- سوره نور، آیه ۴۱٫

۱۲- نهج‌البلاغه، خطبه ۴۲٫

۱۳- نهج‌البلاغه، خطبه ۱۳۸٫

۱۴- عقد الدرر فى اخبار المنتظر، ص ۵۰-۷۴٫

۱۵- کنزالعمال، ج۱۶، ص ۵۸۴٫

۱۶- غیبت نعمانى، ص ۲۱۷٫

۱۷- همان، ص۲۷۷، بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۱۱ و یوم الخلاص، ص۳۹۳٫

۱۸- ر. ک. به آرماگدون تدارک جنگ بزرگ.

۱۹- نهج‌البلاغه، خطبه ۱۳۸٫

۲۰- شرح النهج‌البلاغه ابن ابى‌ الحدید، ج۹، ص ۴۲٫

۲۱- سوره واقعه، آیات ۷۵-۷۷٫

۲۲- بحارالانوار، ج ۵۲ ، ص۳۶۲٫

۲۳- نهج‌البلاغه، خطبه ۱۳۸٫

۲۴- منهاج البراعه، ج۸ ، ص ۳۵۸، شرح نهج‌البلاغه(ابن ابى الحدید)، ج۹، ص ۴۰٫

۲۵- اصول کافى، ج۱، ص۲۲۱، فصلنامه انتظار، ج۱۱، ص ۱۲٫

۲۶- سوره نحل، آیه ۹۱٫

۲۷- سوره بقره، آیه ۱۲۴٫

۲۸- تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۲۲، قاموس قرآن، تفسیرالمیزان، ج۲، ص ۲۷۶٫

۲۹- بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۹۳، مفاتیح الجنان.

۳۰- نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۰

منبع:سایت سازمان تبلیغات اسلامی