شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عرفان و معنویت »

مقصود از چشم دل در کلام عارفان و بزرگان اخلاق.

اشاره:

چشم دل آن گونه که در ادامه مدارکی بر وجود آن در منابع دینی ارائه می شود، مقاماتی باطنی و روحی است که باعث می شود تا دارنده آن چشم، به حقایق مربوط به امور دنیا و مسائلی که موجب سعادت او در دنیا و آخرت می شود آگاه شود و بتواند آن اموری که واقعا به صلاح اوست را درک کند. به عنوان مثال روایت منقول از امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ دالّ بر این است که انسان ها علاوه بر چشم ظاهری که دارند و محسوسات را درک می کنند، در ضمیر خود قدرتی دارند که اگر از مسیر درست به پرورش آن بپردازند، می توانند حقایقی را درک و مشاهده کنند.

 

 از امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ پرسیده شد که: «یا امیر المؤمنین خدای خود را دیده ای؟ فرمود، تا خدا را ندیدم، هرگز او را عبادت نکردم، سائل پرسید که خدا را به چه کیفیّت دیدی؟ فرمود که: خطا کردی، به چشم ندیدم، و چشم او را نتواند دید و لیکن دل او را به حقیقت ایمان و یقین دیده است».(۱) کلام امیرالمومنین به وضوح بیان می کندکه قدرتی به واسطه ایمان و یقین برای انسان حاصل می شود که انسان می تواند حقایقی را به وضوح درک کند و این وضوحِ درک، توسط دل یا قلب است که به دیده دل تعبیر می شود. و به همین مطلب علامه مجلسی در عین الحیاه اشاره کرده است: «بدان که رؤیت را بر دیدن به چشم اطلاق می کنند و بر نهایت انکشاف و ظهور نیز اطلاق می کنند گو که به چشم دیده نشود».(۲) پس طبق نقل علامه، رؤیت و دیدن دو گونه است: گاهی با چشم و آن دیدن محسوسات است و گاهی به مطلبی که در نهایت ظهور و انکشاف باشد نیز رؤیت اطلاق می شود. هر چند که با چشم دیده نشود.

و به طور خلاصه می توان گفت: « چشم ظاهر از عالم حس و شهود است و چشم باطن از عالم غیر از حس و شهود که به آن عالم ملکوت گفته می شود ـ و برای هر یک از دو چشم، خورشیدی و نوری است که به واسطه آن نور، این چشم ها به چشمان بینا تبدیل می شوند، یکی از آن دو خورشید، خورشید ظاهر است و دیگری خورشید باطن، خورشید ظاهر همین خورشیدِ محسوس است و خورشیدِ باطنی از عالم ملکوت است و آن خورشید ملکوتی، قرآن و کتاب های الهی است که آن ها را نازل کرده است (تمام تعالیم انبیاء به حق است و ما به آنها ایمان داریم. البته تعالیم فعلی که از انبیای گذشته نقل می شود، مورد تحریف واقع شده و حق و باطل مخلوط گردیده است به غیر از قرآن که خود اعلام کرده است که هیچ تحریفی در آن وارد نمی شود و خداوند خود عهده دار حفظ آن شده است) و هر زمان که این مطلب برای تو مشخص شود، البته به وضوح تام و تمام به تحقیق اولین باب از ابواب ملکوت برای تو باز شده است).(۳)

پس انسان علاوه بر چشم ظاهری که محسوسات را می بیند، دارای قلبی است که قدرتِ درک حقایق مافوق مادی را دارد و در قرآن از آن به بصر یاد می شود و آنجا که حق تعالی می فرمایند: یُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِک لَعِبْرَهً لِّأُوْلِی الْأَبْصَارِ(۴). خداوند شب و روز را دگرگون می کند(یعنی شب را به روز و روز را به شب تبدیل می کند) همانا در آن عبرتی است بر کسانی که صاحبان بصیرتند (یعنی چشم دل آنان باز شده است)

و در تبیین بصر این گونه بیان شده است (القلب و الفؤاد).(۵) یعنی همان قلب و دل انسان که بتواند حقایق واقعی را از امور محسوس درک کند. و این همان مدلول آیه مذکور است. زیرا شب و روز را همه می بینند ولی عبره و نشانه ها را صاحبان قلب و بصیره درک می کند.

از آنچه گذشت به این نتیجه می رسیم که چشم دل، همان قدرت بر دریافت اموری مجرد از ماده است که درک آن ها به شدتی از وضوح و یقین باشد تا به آن رؤیت اطلاق شود ـ و این مرحله حاصل نمی شود مگر به تحصیل در مدرسه کتاب های ملکوتی که خداوند بر انبیاء خود نازل کرده است.

پی نوشت:

  1. مجلسی، محمّد باقر، عین الحیاه، تصحیح رفیعی، سید علی محمّد، انتشارات قدیانی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش، ص۲۴۷٫
  2. عین الحیاه، همان، ص۲۴۶٫
  3. رفیع المعجم، سلسله موسوعات المصطلحات العربیه، الاسلامیه، موسوعه مصطلحات التصوف الاسلامی، لبنان، ناشرون، ۱۹۹۹م، ص۱۴۸٫
  4. نور : ۴۴٫
  5. سلسله موسوعات المصطلحات العربیه، لغت بصر.