شیعه شناسی » اعتقادات » امام شناسی »

مقصود از شناخت در حدیث معرفت امام

اشاره:

مقصود از معرفت امام در اینجا شناخت مصداقى امام هر عصر است، نه معرفت به مقام ولایت کلیه امام. بنابر این ما باید بدانیم چه کسى در حال حاضر حجت خدا بر ما است و پیشوایى اُمت اسلامى را بر عهده دارد و در نتیجه قول، فعل و تقریر او و احکام و فرامین او بر ما حجت است و تبعیت از او بر ما لازم و واجب است و در هنگام حیرت و سرگردانى و جهل به حکم خدا قول او باید تبعیت شود زیرا تبعیت از او انسان را از تاریکى جهل به نور علم رهنمون مى سازد و اوست که بیان کننده احکام الهى و مفسر و مبیّن دین خداست.

امام صرفاً یک حاکم یا سلطانى که امور سیاسى مردم را در دست دارد، نیست بلکه او واسطه فیض الهى است و خداوند بوسیله او دینش رایارى مى کند و بر هر مسلمانى واجب است که او را در هر عصرى بنام بشناسد و اطاعتش را بر خود لازم بداند و او را جانشین بر حقّ رسول خدا(صلى الله علیه وآله)بداند. و معتقد باشد که او از هر گونه گناه و خطا و اشتباه معصوم و مصون است و در او ضلالت و گمراهى و نادانى راه ندارد.

پس در نتیجه در همه شؤون فردى و اجتماعى، دنیوى و اُخروى باید از او تبعیت کرد. که او حجت خدا بر روى زمین بعد از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است.

و بطور حتم باید براى شناخت چنین شخصى که خداوند در آیه کریمه «أَطیعُواْ اللَّهَ وَ أَطیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُولِى الأَمْرِ مِنْکُمْ»(۱) «اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر(خدا) و پیشوایان (معصوم) را» اطاعت او را قرین اطاعت خود و رسولش قرار داده، راهى درست و روشى قطعى را در پیش گرفت به گونه اى که عقل انسان به آن إقرار کند و قلب و دل به آن مطمئن شود تا در شناخت او دچار اشتباه نشویم.

و راه ظنّ و گمان و وَهْم براى چنین موضوع مهمّى که صلاح دین و دنیاى مردم در آن است و سعادت دنیا و آخرت مسلمانان بسته به آن است کافى نیست.

انسان باید با ادله قطعى و براهین عقلى و نقلى غیر قابل خدشه امام زمان خود را بشناسد تا حجتى بین او و خدایش باشد و صرفِ گمان و ظن و شهرت یک مطلب میان مردم یا اجماع مردم در چیزى که از حیطه عقل آنها خارج است براى رسیدن به یک عقیده دینى کافى نخواهد بود.

چنانکه همه علماى اسلام به این مطلب اذعان دارند که هر کس باید خود عقائدش را از راه استدلال و اقامه برهان بدست آورد و تقلید و پیروى از دیگران در عقائد و اصول جایز نیست.

همان طور که آیات فراوانى در باب مذمّت پیروى از ظن و گمان وارد شده مثل آیه کریمه:«وَ لاتَقْفُ مَالَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»(۲) «از آنچه به آن آگاهى ندارى، پیروى مکن». یا « وَ إنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِى الْأَرضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبیلِ اللَّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إلاَّ یَخْرُصُونَ»(۳) « و اگر از بیشتر کسانى که در روى زمین هستند اطاعت کنى، تو را از راه خدا گمراه مى کنند؛ (زیرا) آنها از گمان پیروى مى نمایند، و تخمین و حدس (واهى) مى زنند».

واین مهم حاصل نمى شود مگر با شناخت شخص امام و این شناخت حاصل نمى شود مگر از راه ادله عقلى و نقلى و از راه نصوص وارده بر او از طریق رسول خدا(صلى الله علیه وآله) یا کسى که رسول او را به عنوان امام وجانشین معرفى کرده است.

پی نوشت:

۱. سوره نساء، آیه ۵۹.

۲. سوره اسراء، آیه ۳۶.

۳. سوره انعام، آیه ۱۱۶.