مقدمه‌ای بر هنر و تمدن شیعی

درآمد

«هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى»[۱]

هنر و تمدن شیعی، هر چند در گستره فرهنگ و تمدن اسلامی قرار می‌گیرد، در عین حال به دلیل ویژگی خاص خود از جمله حکمت، عرفان، ادب و بهره‌گرفتن از سرچشمه ناب مذهب اهل‌بیت(ع) شایستگی دارد به عنوان موضوعی مستقل مورد مطالعه و پژوهش واقع شود، چنان‌که به تعبیر محی‌الدین عربی، سرّ و باطن وحی و نبوت در ولایت است و به تعبیر هانری کربن، ولایت در شیعه، معنوی‌ترین تفسیر را از وحی دارد و به بیان علامه قیصری، ولایت، مانند توحید و نبوت از اصول دین و عرفان است. هنر شیعی نیز در اصل از نور حکمت عرشی و نور عرفانی ولایت سرچشمه گرفته است. در چنین فضایی همه چیز با ملکوت و آسمان پیوند خورده و با آن نسبت پیدا کرده و هنر شیعی در چنین هوایی تنفس نموده است.

هنر شیعی از لحاظ مبانی معرفتی مبتنی بر حکمت ذوقی (متعالیه) و اصل ولایت است و از نظر قوه خیال و ابداع هنری نیز بر اصل تجرد خیال که از اصول حکمت متعالیه است، مبتنی می‌باشد؛ و از طریق همین قاعده است که هنر و زیبایی با هستی‌شناسی (آنتولوژی) پیوندی دقیق دارد.

از وجهی دیگر برای شناخت ماهیت هنر شیعی باید توجه داشت که اصل ولایت براساس عشق و زیبایی و سیر هدایت باطنی و تکامل وجودی طراحی شده که در غایت به جمال و کمال حق بازگشت می‌کند و از لحاظ معرفت‌شناسی همین خصوصیات است که هنر شیعی را به عنوان هنر جهانی و انسانی مطرح می‌کند.

نمونه‌ هنرهای زیبای شیعی را می‌توان در صنایع و هنرهای تجسمی مانند تذهیب، نقاشی مینیاتور، نگارگری،‌ ضریح‌سازی، معماری (به ویژه در بنای مساجد، ‌زیارتگاه‌ها و مدرسه‌ها)، تعزیه، ادبیات و شعر ولایی (به ویژه نوع تراژدی و درام آن)، موسیقی سنتی (به ویژه موسیقی نقاره‌ای، مداحی اهلبیت(ع)، قرائت قرآن و اذان و دعا) نظاره‌گر بود.

اگر تشیع را مذهب عشق و محبت و ولایت بدانیم، بین عشق و ولایت، زیبایی و پیوند ذاتی وجود دارد؛ زیرا عشق، زیبایی و ولایت از سنت‌ها و قوانین جهان هستی‌اند. اگر دین و مذهب را از سنخ زیبایی بدانیم، پس هنرهای زیبا و معنوی شیعی یکی از بهترین روش‌ها برای معرفی فرهنگ و تفکر شیعی در جهان است.

در اینجا به پاره‌ای از این هنرها اشاره می‌کنیم و تفصیل بحث را به کتب مربوط ارجاع می‌دهیم.

خوشنویسی، تذهیب، مینیاتور

خوشنویسی و خطاطی، هنری است که در بین هنرهای اسلامی ـ شیعی از مرتبه‌ای والا برخوردار است. قلم و خطی که هنرمند خوشنویس می‌نگارد، ودیعه‌ای آسمانی و قدسی است که از جانب حضرت حق به اشرف مخلوقات هدیه شده و خالق هستی به آن سوگند خورده است که «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ»[۲].

بورکهارت در کتاب «هنر مقدس» می‌نویسد: صورت و ترکیب خطوط عربی و تزئینات و تذهیب بر روی کتیبه‌ها و اطراف محراب،‌ علاوه بر زیبایی بی‌حدّ و معانی آسمانی آن، مخاطب را متوجه صورت و قالب روحانی و انوار فیض و جلال الهی نیز می‌نماید.

تذهیب از مهم‌ترین هنرهایی است که جنبه رمز و سمبولیسم دارد و برای تزئین و زیباسازی حواشی قرآن مجید، آیات و سوره‌های آن و دیوان‌های ادب عرفانی استفاده می‌شود. نقش و نگارهای هنر نقاشی ایرانی مینیاتور، جلوه دیگری به صفحات کتیبه‌ها و کتاب‌های عرفانی ـ معنوی داده است. مینیاتورهای کمال‌الدین بهزاد، برجسته‌ترین نقاش و مینیاتور ایرانی دوره تیموری، در حاشیه خمسه نظامی و بوستان سعدی از آثار برجسته یک هنرمند شیعی به شمار می‌رود.

ضریح سازی

ضریح‌سازی هنری است که در تمدن شیعی جایگاه خاصی دارد. هنر ضریح‌سازی در واقع تلفیقی از هنر نگارگری، خطاطی،‌ قلم‌زنی، منبت‌کاری،‌ طلاکاری و فلزکاری است که اوج زیبایی هنر اسلامی را در سبک معماری قدسی، در بقاع متبرکه و حرم‌های شریف امامان و امام‌زادگان شیعه، به نمایش می‌گذارد.

در دوران ما رؤیت طراحی ضریح مقدس حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) و حضرت امام رضا(ع) به وسیله نقاش و نگارگر بزرگ معاصر استاد فرشچیان، روایت قدسی بودن هنر شیعی را فرایاد می‌آورد.[۳]

شعر و ادب (حافظ و مولوی)

در هنر شعر و ادبیات، چهره‌های برجسته‌ای در تمدن شیعی ظهور کرده‌اند که سید رضی، خلیل بن احمد فراهیدی، حسان بن ثابت، فرزدق و محتشم کاشانی از آن جمله‌اند.

در اینجا به شکل خاص از حافظ و مولانا یاد می‌کنیم و هرچند درباره گرایش مذهبی آنان معماهای حل ناشده‌ای وجود دارد، نوع اندیشه و آموزه‌هایشان می‌تواند با تفکرات ناب شیعی سازگار باشد.

حافظ، عالی‌ترین معانی عرفانی و شیدایی را در بهترین سبک و قالب بیان ادبی، یعنی غزل ارائه می‌کند. مبنای معرفتی و حکمی ادب عرفانی او و مولانا، بر اساس حکمت ذوقی، متعالی و عرفان ابن عربی است.

همگان حدیث «لولاک»‌ را شنیده‌ایم. خداوند از یُمن وجود پیامبر اسلام(ص) – که درود خدا بر او و خاندانش باد – دست به آفرینش زد و بساط هستی را گسترانید. به نظر می‌رسد که حافظ از پیامبر(ص) تحت عنوان حضرت «عشق» یاد می‌کند و شورمندانه می‌گوید:

طفیل هستی عشق‌اند آدمی و پری

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

انسان عاشق، بنده ارباب امانت شد، امانتی را که جنّ و جهان از پذیرش آن طفره رفتند، انسان عاشق بر دوش کشید: «عاشقان بنده ارباب امانت باشند».

اما مولوی، در باب حضرت عدالت چنان و چندان شیرین می‌گوید که گویی خداوند فقط در او تجلی یافته است. او «مولا» را در حدیث غدیر به «دوست» تأویل می‌برد و می گوید:

گفت هر کس را منم مولا و دوست

ابن عم من علی مولای اوست

اما بلافاصله می‌گوید: این دوست و مولا، رسالت پیامبری دارد و چنان‌که پیامبران غل و زنجیر از جان مردم می‌گسستند، باید مولا نیز آدمی را سبک‌پا سازد تا امکان گشت و گذار او در فراز، به اشتیاق بدل شود:

کیست مولا؟ آن که آزادت کند

بند رقیت زپایت بر کند

شیفتگی مولانا به مولا چنان است که او را «میزان» (متقارب با مفهوم «میزان‌الاعمال» بودن در تفکر شیعه)، بل دو زبانه میزان احدی بر می‌شمرد. به نظر می‌رسد که کمتر هنرمند شیعه‌ای، علی(ع) را این‌گونه توصیف کرده باشد:

تو ترازوی احد خو بوده‌ای

بل زبانه هر ترازو بوده‌ای

‌نوحه و تعزیه

هنر نوحه‌خوانی از گذشته، به ویژه از دوره آل‌بویه و سپس صفویه رواج گسترده‌ای پیدا کرده است. همچنین روضه‌خوانی با رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران دوره صفوی، جلوه یافت. این هنر مانند نوحه‌خوانی از سبک و شیوه‌ای خاص و البته آهنگی محزون برخوردار است.

در نمایش تعزیه نیز باید از سادگی،‌ صفا و خلوص آن سخن گفت. فرید ریش‌روزن در مقدمه‌ای که بر کتاب «تعزیه در ایران»، تألیف لیتن نوشته، می‌گوید: در هیچ‌جا نمایشنامه و درامی آن‌گونه که تعزیه و سرنوشت قهرمانان آن در ایران بر احساسات فطری و انسانی تأثیر می‌گذارند، در هیچ نقطه از جهان و یا در تأتر و یا در نمایشنامه دیگر وجود ندارد.

موسیقی مذهبی و نقاره‌ای

موسیقی در شیعه، اشکال متنوعی داشته است که مؤذنان، قاریان،‌ نوحه‌سرایان، دعاخوانان، زیارت‌خوانان، روضه‌خوانان و تعزیه‌خوانان اجرا می‌کردند.  اذان و تلاوت قرآن یکی از این قالب‌های موسیقی هنری در هنر اسلامی و شیعی است.

از امام سجاد(ع) به عنوان یکی از خوش آواترین قاریان مدینه نام برده‌اند که وقتی با صدای دلپذیر و جان‌افزا قرآن می‌خواند، غلامانی که مشک آب بر دوش گرفته بودند، پشت در خانه حضرت توقف می‌کردند و آن صوت بهشتی را با گوش جان می‌شنیدند.

یکی از انواع موسیقی مذهبی، که از دوره صفوی در دربار امرا و حاکمان آن دوره نیز معمول بوده، موسیقی نقاره‌ای است که در تشریفات مختلف اجرا می‌شده است. نقاره‌چیان برای اعلام برخی موارد خاص مانند وقت نماز و اعلام اخبار مهم از این وسیله استفاده می‌کردند. امروزه نیز در حرم حضرت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) نقاره‌چیان بالای مناره می‌روند و از این ساز نقاره‌ در اوقات ویژه بهره می‌برند.

پی‌نوشت‌ها:

 [۱]. حشر: ۲۴.

[۲] . قلم: ۱ و ۲.

[۳]. در مورد امامزاده‌ها،‌ زیارتگاه‌ها،‌ مقبره‌ها رجوع شود به مقاله دکتر حسین قره‌چانلو در دایره المعارف تشیع.

دکتر مجتبی مطهری (الهامی) (استادیار هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی.)

فصلنامه معارف رهبری شماره ۱۰۹.

منبع: خبرگزاری فارس