نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه اسلام با سائر ادیان »

مقایسه یهودیت و مسیحیت با اسلام از حیث کمال

اشاره:

ممکن است برخی قائل به پلورالیسم بوده و بر این باور باشند که همه ادیان به نحوی مایه کمال و رشد انسانی می شوند و به خصوص ادیان توحیدی و ابراهیمی از نظر آنان در این جهت تفاوتی نداشته باشند. حتی برخی گفته اند راه هدایت به سوی خداوند به اندازه نفوس انسانها متعدد است و همگی به یک سان مایه کمال و تقرب به خدا هستند. در این مقاله مختصر  به این مقایسه پرداخته شده است.

 

    به حکم عقل و آیات قرآن و احادیث معصومین(علیهم‌السلام)آن دینی کامل و مایه سعادت و کمال انسان می شود که حق باشد یعنی از طرف خداوند برای هدایت بشر ارسال شده باشد. پس ادیانی که ساخته دست و تفکرات بشر است و ناشی از اسطوره های افسانه ای باشد مانند دین هندوئیسم، جینیسم، بودیسم، شینتو، کنفوسیوس، بهائیت، و امثال اینها، هیچ گونه صلاحیت هدایت گری و نجات بخشی انسان را ندارد، زیرا اولاً شخصی که آیینی را اختراع نموده خودش مانند سایر انسان ها، انسان است و از هیچ نوع علم و قدرت فوق بشری برخوردار نمی باشد.

ثانیاً انسان قدرت و صلاحیت ساختن دین را برای بشر ندارد زیرا او نه به حقیقت انسان آگاهی دارد و نه از مقتضیات فطری و احتیاجات درونی و معنوی انسان چیزی می داند.

ثالثاً به حکم عقل عملی، معقول نیست که انسان از دینی پیروی کند که انسان دیگری آن را ساخته و پرداخته باشد. زیرا پیروی از این گونه آیین در حقیقت پیروی از مؤسس آن است که در واقع از مصادیق عبادت و پرستش او به شمار می آید و این ظلم آشکار است که انسانی، انسان دیگر را بپرستد، قرآن کریم در این زمینه خطاب به اهل کتاب می گوید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیئاً وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ[۱]» «بگو: ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را ـ غیر از خدای یگانه ـ به خدایی نپذیرد».

پس با توجه به این مطالب، ادیان غیر آسمانی هیچ کدام قابلیت هدایت گری را نداشته و نه تنها مایه سعادت و کمال انسان نمی گردد بلکه انسان را از حقایق دور نموده و او را به سوی تعالیم و آموزه های ناقص و گمراه کننده را سوق می دهند.  و لذا پیروی از این گونه ادیان بر طبق معیارهای عقل تحقق پذیر نیست و آنهایی که از آیین های ساخته دست بشر پیروی می کنند به یقین از عقل خود کمک نگرفته اند و کور کورانه پیرو آیینی شده اند که مایه نجات و سعادت آنان نمی‌شوند.

اما ادیان ابراهیمی و آسمانی که عبارتند از دین اسلام، مسیحیت، یهودیت و ساخته دست بشر نمی باشند، هر کدام در زمان خود به شرطی که از اصل خود منحرف نشده باشد و از طرف کسی که آن را برای هدایت و کمال بشر فرستاده منسوخ نشده باشد مایه کمال و سعادت انسان هستند؛ به دلیل اینکه همه آنها یک دین با شرایع مختلف می باشند. لذا خداوند می فرماید: «دین در نزد خدا اسلام است…»[۲] و نیز می فرماید: «هر کس جز اسلام، آیینی برای خود انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان کاران است».

ولی از میان این سه دین، دین مسیحیت و یهودیت که دین حضرت مسیح و حضرت موسی (علیه‌السلام) می باشند به دو دلیل نمی توانند پیروان خود را به کمال و سعادت برسانند:

۱. دلیل اول این است که آنها بر اصل خود باقی نمانده و مورد دستبرد و تحریف قرار گرفته اند و با داخل شدن آموزه های افکار بشری و انحرافی در متون آنها این ادیان نیز به ادیان ساخته­ی دست بشر تبدیل شده اند و نه تنها نمی توانند مایه هدایت و سعادت بشر باشند بلکه پیرو خود را از سعادت و کمال که همان قرب الهی باشد به سوی پرتگاه نقص و شقاوت دور می کنند.

۲. دلیل دوم این است که دین حضرت موسی(علیه‌السلام) با آمدن دین حضرت مسیح (علیه‌السلام) و دین حضرت مسیح (علیه‌السلام) با آمدن دین پیامبر آخرالزمان (ص) از طرف خداوندمنسوخ شده و از رسمیت افتاده و با فرض اینکه این دو دین مورد تحریف هم قرار نمی گرفتند  از این جهت در زمان دین پیامبر آخر الزمان سعادت انسان را نمی توانند تامین کنند.

بنابراین تنها دینی که انسان به سعادت واقعی می رساند دین پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ  است که آخرین دین خدا است و از طرف خداوند برای هدایت همه انسان‌ها تا پایان تاریخ فرستاده شده است و دلیل آن این است‌که این دین از هر جهت بی عیب و نقص بوده و هیچ گونه تحریفی در آن را پیدا نکرده است پس با این وصف دین اسلام جواب گوی تمام نیازمندی های بشر در راستای هدایت و سعادت بشر و منطبق بر تمام مقتضیات زمان تا روز رستاخیز است و دیگر نیازی نیست که خداوند دین دیگری و کامل تر از آن برای بشر بفرستد چون دین کامل تر از آن وجود ندارد.

ناگفته نماند همان گونه که اشاره شد دین های پیامبران گذشته با در نظر گرفتن مقتضیات زمان های خودشان نیز دین های کاملی بوده اند. و جوامع بشری به چیزی بیشتر از آن نیازی نداشته اند تا خداوند برای آنان بفرستد. پس گمان نشود که نقصی در دین پیامبران گذشته وجود داشته است. بلی دین های پیامبران گذشته جواب گوی نیازهای معنوی و مادی مردم تا روز قیامت نبوده است، بلکه فقط برای همان زمان خودشان دین کامل بوده اند.

بنابراین به حکم عقل، دین اسلام با شریعت محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم)  که کامل و ماندگار و جوابگوی بشر تا پایان تاریخ است، دین نجات بخش و هدایت گر می باشد و در نزد خدا ادیان دیگر آسمانی که خودش آنها را برای هدایت بشر فرستاده بعد از فرستادن دین اسلام از رسمیت بیرون رفته و کارایی ندارد.

پی نوشت:

[۱] . آل عمران/۶۴.

[۲] . ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، قم، نشر جامعه مدرسین، ج۵، ص۳۵۰ ـ ۳۵۱.