مقایسه بین عزاداری شیعیان و جشن پاک مسیحیان

پرسش:

همان طور که می دانید اهل کتاب جشنی به دلیل کشته شدن حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ به نام عید پاک دارند و ۴۰ روز شادمانی می کنند پس چرا ما برای حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ به مدت ۲ ماه محرم و صفر و در روزهای دیگر سال عزاداری می کنیم؟

پاسخ:

در پاسخ این سؤال لازم است در ابتداء اشاره اجمالی به برخی از عقاید مسیحیان درباره حضرت مسیح شود.
۱٫ آنان معتقدند که آدم ابو البشر با خوردن از درخت ممنوعه مرتکب گناه شد و در اثر این گناه مجازات آدم و نسل او این بود که آنان از مقام پسر بودن برای خدا، به مقام عبد بودن تنزل یافتند و وظیفه این عبد این بود که به شریعت سنگینی که از جانب خدا توسط پیامبران آمده بود عمل کند و راه نجات بر این عبد به هیچ وجه و طریقی باز نبود تا این که خدا پسر یگانه خود عیسی روح الله را فرستاد تا به دار رفته و کشته شود برای آن که فدیه و کفاره گناهان آدم و امت قرار گیرد، چون مسیحیان بر این باورند که حضرت مسیح مانند سائر انبیاء برای هدایت و تربیت نیامده است بلکه آمده است تا فادی امت باشد و گناهان بشر را باز خرید نموده و با قربانی خویش آنان را از گناه شستشو دهد لذا یکی از القاب مسیح ـ علیه السلام ـ به زعم مسیحیان «فادی» است.(۱)
۲٫ مطلب دیگری که از شعائر مقدس مسیحیان به شمار می آید و به آن اعتقاد دارند «عشاء ربانی» است که پیوند نزدیکی با مسأله نجات و رستگاری انسان دارد زیرا به اعتقاد آنان آن چه در شب آخر عمر حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ اتفاق افتاده و ایشان همراه حواریون خویش از نان و شرابی بهره مند شدند، این امر به زعم مسیحیان سمبل و تجسد الهی به شمار می رود بنا بر این نان و شرابی که در عشاء ربانی به کار گرفته می شود به اعتقاد مسیحیان به نحو معجزه آسائی با خون و جسم عیسی ـ علیه السلام ـ تغییر ماهیت می دهد هر چند این تغییر ماهیت را حواس ما درک نکند.(۲) یعنی نان و شرابی که عیسی به حواریان داد به عنوان خون و جسم خود به آن ها عطا نمود.
۳٫ بالاخره عمر عیسی ـ علیه السلام ـ به پایان رسید و حضرت با اصرار سران یهودی و با خیانت یکی از حواریان به نام «یهودای اسخریوطی» دستگیر شد و در روز جمعه به دار آویخته شد و در صبح روز یکشنبه (سه روز بعد از مصلوب شدن) معلوم شد که عیسی ـ علیه السلام ـ قیام نموده و از میان مردگان بر خواسته و لذا این روز به نام رستاخیز عیسی خوانده می شود بعد از این حادثه حضرت مسیح بر افراد متعددی ظاهر می شد تا این که بعد از پنجاه روز عروج نموده و به آسمان رفت و وعده داد که به زودی رجعت خواهد کرد.(۳)
روز رستاخیز عیسی یعنی سه روز پس از مصلوب شدنش را مسیحیان جشن می گیرند و این جشن که به اسم عید پاک شهرت دارد از اعیاد مذهبی آنان است و آن را به عنوان روز پیروزی عیسی ـ علیه السلام ـ بر مرگ تلقی می کنند و از مهم ترین جشن های مذهبی آنان به شمار می رود همان طوری که روز به صلیب کشیدن مسیح ـ علیه السلام ـ از غم انگیز ترین روزها در آئین مسیحیت به شمار می آید و لذا روز جمعه قبل عید پاک خاطره مرگ عیسی را گرامی میدارند زمان رستاخیز عیسی و عید پاک مسیحیان اولین یکشنبه پس از اولین مرحله کامل شدن قرص ماه بعد از اعتدال ربیعی می باشد و در فاصله روزهای ۲۲ ماه مارس تا ۲۵ ماه آوریل بوقوع می پیوندد که مصادف است با دوم فروردین تا پنجم اردیبهشت.
برخی از مراسم این عید مهم مسیحیان عبارت است از شب زنده داری، تلاوت کتب مقدسه، مناجات و دعا و برگزاری مراسم عشاء ربانی، جستجوی نمایشی جسد عیسی ـ علیه السلام ـ و اعلام رستاخیز وی، جشن و چراغانی و اهدای تخم مرغ و در عصر حاضر این مراسم مختصر شده و فقط دو تا چهار ساعت طول می کشد و در این مراسم تازه مسیحی ها پیوستن خود را به جامعه مسیحیت اعلام می کنند و تعمید می گیرند و مسیحیان قدیمی ایمان خود را با تعهد به زندگی مسیحی راستین تجدید می کنند.
بنابراین عید پاک و مراسم که تحت این عنوان برگزار می شود فقط همان روز یکشنبه است البته قبل از عید پاک هفته ای به اسم هفته مقدس را نیز جشن می گیرند و نیز چهارشنبه آغاز ایام روزه و پرهیز را جشن می گیرند که چهل روز قبل از عید پاک و سرآغاز دوره چهل روز عبادت و روزه مسیحی است.(۴)
از آن چه گفته شد معلوم شد که مقایسه جشن پاک مسیحیان با عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ درست نیست زیرا اولا جشن آن ها بخاطر مرگ و دار رفتن حضرت مسیح ـ علیه السلام ـ نیست بلکه بخاطر برخاستن مسیح از میان مردگان و پیروزی وی بر مرگ می باشد ثانیا جمعه قبل از عید پاک را از غم انگیز ترین روزها دانسته و آن را به یاد مصلوب شدن حضرت مسیح گرامی می دارند.
امّا مسأله عزاداری برای أبا عبد الله ـ علیه السلام ـ و اشک ریختن در مصائب آن حضرت از دو زاویه و دید قابل دقت است و با دو مقیاس می توان آن را مورد تأمل قرار داد:
۱٫ از نظر شخصی جای تردیدی نیست که شهادت برای شهید بالاترین موفقیت و افتخار است و در این هیچ گونه شبهه و تردیدی وجود ندارد چون آیات و روایات بسیاری بر عظمت مقام شهید دلالت می کند و هر کسی به این فوز عظیم نائل شود به نعمت عظمائی دست یافته است همان نعمتی که امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در مورد آن فرموده است: «همانا هزار ضربه شمشیر برای من از مردن در بستر آسان تر است»(۵)
از این جهت گریه بر شهید و عزاداری برای آن مورد تاکید پیامبر و سفارش ائمه ـ علیه السلام ـ نبوده است.
۲٫ امّا از نظر اجتماعی باید گفت شهادت شهید شکست جامعه است چون شهید شدن کسی معنایش آن است که طرف مقابل آن قدر تنزل یافته و پست شده که برای رسیدن به مطامع دنیوی و اهداف زود گذر خود حتی همنوعان و به خصوص الگو های عالی انسانیت را نمی توانند تحمل کند و لذا آنان را به شهادت می رسانند.
جامعه ای که امام حسین ـ علیه السلام ـ در آن زندگی می کرد آن اندازه منحط شده بود که نمی توانست امام حسین ـ علیه السلام ـ را تحمّل کند و لذا حضرت فرمود: «من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمی بینم».(۶)
و به همین جهت که جامعه انسانی در مقابل هوی و هوس و نیز دشمنان بیرونی خود شکست خورده و دچار مصیبت شده و الگو های خود را از دست داده، باید عزا بگیرد و از این زاویه شادمانی و جشن وجهی ندارد و از جهت مصالح اجتماعی و تجدید حیات و احیاء روح مبارزه و نبرد در راه حق نیز جای شکی نیست که عزاداری و گریه بر خوبان و سر مشق های عالی جامعه مفیدتر و مؤثرتر است زیرا باعث حب و بغض منطقی می شود و محبت، جامعه را نسبت به مظاهر عالی انسانیت و بغض، آنان را نسبت به مظاهر ظلم و کفر تقویت می کند و به انگیزه ظلم ستیزی جامعه قوت می بخشد لذا ما شیعیان بر اساس روایات و تاکیدات معصومین ـ علیهم السلام ـ بر زنده نگه داشتن عاشورا روز شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ را عزا می گیریم برای آن که می خواهیم به ائمه ـ علیهم السلام ـ اقتدا کرده باشیم و نیز در این روز می خواهیم تجدید حیات نموده و روح خود را در کوثر حسینی شستشو داده وحس امر به معروف و نهی از منکر راکه عمده عامل نهضت آن حضرت بوده را در خود تقویت کنیم.
با این عزاداری و گریه بر مظلومیت امام حسین که بغض ما را نسبت به دشمنان تقویت می کند می خواهیم احساس فدا کاری و جهاد در راه حق در جامعه فراموش نشده و فضای بی مسؤلیتی بر جامعه حاکم نشود لذا می توان گفت گریه بر امام حسین ـ علیه السلام ـ فقط گریه حزن و اندوه نیست بلکه گریه شوق نیز هست چون وقتی از آزادی و آزادی خواهی، از صبر و استقامت و از ایمان کامل، از مردانگی و عزت نفس، از رضا و تسلیم و طمأنینه آن حضرت یاد می کنیم، درس عزت و آزادی خواهی می آموزیم و اشک شوق ما جاری می شود که باعث محبت و علاقه ما به امام حسین ـ علیه السلام ـ می شود.
و راز تاکید ائمه ـ علیهم السلام ـ بر زنده نگه داشتن خاطره عاشورا و یاد نمودن از مصائب امام حسین و اشک ریختن بر آن حضرت نیز در همین نکته نهفته است که: «این عزاداری ها عواطف انسانی را علیه ظلم و بیداد تحریک می کند و همان گونه که در طول تاریخ عامل نابودی کاخ های ظلم، شده، باعث نابودی ستمگران و ظالمان می گردد و لذا امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ وصیت نموده که «به مدت ده سال بعد از حضرت در منی مراسم عزاداری بر پا شود.»(۷)
تجلیل از قیام و شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ در شکل عزاداری برای همین امور است نه این که امام نعوذ بالله باب گناه را بر روی مردم باز کرده باشد به این معنی که هرکس در طول سال هر چه دلش می خواهد و تا می تواند گناه کند و بعد در مجلس عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ شرکت کند و گناهانش بخشیده شود چون از مسلمات دین اسلام است که راه ارتکاب گناه هیچ گاه بر روی مردم باز نبوده و نیست زیرا فتح باب گناه با فلسفه تشریع سازگاری ندارد و لذا به اعتقاد شیعیان شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ و گریه بر او بهانه برای رفع تکلیف نبوده و نیست و دستورات اسلام در هیچ دوره تعطیل نمی شود و مردم مکلف اند به آن عمل کنند. آری با شرکت در مجلس عزای ابا عبدالله ـ علیه السلام ـ آنگاه گناه آمرزیده می شود که روح شرکت کنندگان با روح آن حضرت پیوندی بخورد و پرتوی از معنویت و روحانیت، آزادی خواهی امام حسین ـ علیه السلام ـ بر آن بتابد و نشانه این پیوند و ارتباط آن است که دیگر انسان دنبال گناه نرود و راه امام خویش را در پیش گیرد، و با ایمان و عمل صالح راه نجات بپیماید.(۸)

پی نوشت ها:

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج۴، ص۲۰۰ و ج۲، ص۵۶۸٫ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، آیت عشق (سیری در ادیان زنده جهان)، چاپ اول، ۱۳۸۳ش، ص۲۱۹٫ انجیل مرقس، الاصحاح العاشر فقره ۴۴ به نقل از کتاب مقارنه الادیان، دکتر احمد شلبی.
۲٫ ریچارد بوش و دیگران، جهان مذهبی، ترجمه دکتر عبد الرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴ش، ص۷۸۷٫
۳٫ سیری در ادیان زنده جهان، ص۲۰۳٫
۴٫ جهان مذهبی، همان، ص۷۹۸٫ توفیقی، حسین، آشنائی با ادیان بزرگ، تهران، سمت، چاپ پنجم، ۱۳۸۱، ص۱۵۲ به بعد.
۵٫ مغنیه, محمد جواد، الشقیه فی المیزان، بیروت, دارالشروق، چاپ چهارم، ۱۳۹۹ق، ص۳۹۶٫
۶٫ همان.
۷٫ علامه حلی، منتهی المطلب، تبریز، حاج احمد، ۱۴۳۳ق، ج۱، ص۴۶۷٫
۸٫ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا, چاپ پنجم، ۱۳۸۱ش، ج۱۷، ص۵۵۹٫