شیعه شناسی » درباره شیعه » امتیازات شیعه » دوری از خشونت »

مفهوم شناسی تروریسم در اسلام

 بر اساس داده های تاریخی، ترور و ناامنی از گذشته های بسیار دور یکی از موانع جدی و مهم بر سر راه تثبیت حاکمیت دولت ها و تحکیم امنیت جوامع بوده است. یکی از معضلات جوامع امروزی که دولت ها و نوع بشر به ویژه در سده اخیر با آن درگیر بوده و در تاریخ اسلام نیز بسیاری از بزرگان از جمله امامان معصوم(علیهم السلام) و عده کثیری از رهروان راستین آن ها قربانی این پدیده شوم شدند اقدامات ناجوانمردانه و به تعبیر امروز، تروریستی است. در این مقاله به مفهوم شناسی تروریسم از طریق بررسی برخی عناوین مجرمانه مذموم در اسلام می پردازیم.

ارائه یک تعریف دقیق و کامل از مفهوم تروریسم کار تقریبا بسیار دشوار و مشکلی است. این واژه نوپا به دلیل برداشت هایی که ممکن است هر کشور و یا تفکری از آن داشته باشد نه تنها نتوانسته هنوز به یک معنا و نظم واحد دست پیدا کند بلکه خیلی اوقات مستمسکی برای سرکوب استقلال طلبی، نفی وابستگی و محرومیت، ایستادگی و مقاومت در برابر زورگویی ابرقدرت ها و قیام های مردمی در برابر دیکتاتوری رژیم های وابسته می‌شود و در عین حال بعضاً به عنوان پوششی برای استتار شیوه های تهدید ارعابی که ابرقدرت ها به منظور پیشبرد سیاست های سلطه گرانه و تجاوزگرانه خود در جهان به وجود آورده اند مورد استفاده قرار می گیرد. به همین دلیل است آن کسی که از نظر یک شخص تروریست محسوب می شود بعضاً از نظر دیگری یک مبارز راه آزادی است.

از لحاظ لغوی ترور به معنای ترس زیاد، هراس، خوف و وحشت است. برخی نیز قائلند که واژه تروریسم با مفهوم بی‏رحمی، قساوت، ترس و وحشت مرتبط می باشد. مرحوم دهخدا واژه تروریسم را مأخوذ از حقوق فرانسه و به معنای قتل سیاسی با اسلحه دانسته و معتقد است تروریست یعنی طرفدار خشونت و عامل ایجاد رعب و ترس. در فرهنگ معین نیز آمده ترور یعنی ترس زیاد، بیم، هراس، خوف و وحشت. در اصطلاح سیاسی یعنی کشتن و از بین بردن مخالفان و ایجاد رعب و عامل ترور؛ یعنی طرفدار ترور و آدم کشی، آن کس که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافل گیر بکشد یا ایجاد هراس و وحشت کند. تروریسم روش کسانی است که آدم کشی و تهدید مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریقی که باشد، برای رسیدن به اهداف سیاسی خود؛ از قبیل تغییر حکومت یا در دست گرفتن زمام امور، لازم و مباح می دانند.

نکته قابل ذکر اینکه واژه ترور در فارسی معادل ندارد، لکن از آنجایی که جانمایه تعریف تروریسم (ایجاد وحشت در بین مردم برای تحت فشار گذاشتن حکومت ها می باشد) به همین جهت می توان از اصطلاح مناسب «اقدام دهشت‌افکنی» یا «وحشت افکنی» در فارسی استفاده نمود.

در مفهوم شناسی تروریسم از دیدگاه اسلامی قبل از ورود به بیان اصطلاحات معادل واژه ترور در فقه اسلامی باید گفت، از آن جایی که این واژه یک اصطلاح جدید در حوزه سیاست و حقوق بین الملل است، تعریف و تبیین آن امروزه عمدتاً ناظر به موارد و مصادیق آن است. به عنوان مثال سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان یکی از نهادهای بین المللی، در بند دو ماده ۱کنوانسیون مقابله با تروریسم بین المللی، تروریسم را اینگونه تبیین نموده: تروریسم به هر نوع عمل خشونت‌آمیز یا تهدیدکننده ای، اطلاق می شود که صرف نظر از مقاصد یا انگیزه مرتکبین آن، به منظور اجرای یک طرح مجرمانه فردی و یا گروهی و با هدف ایجاد رعب و ترس میان مردم، تهدید به آسیب یا به خطر انداختن جان، حیثیت، آزادی، امنیت یا حقوق آنان یا به خطر انداختن محیط زیست یا هرگونه تأسیسات، اموال عمومی یا خصوصی یا اشغال یا تصرف آن ها یا به خطر انداختن منابع ملی یا تأسیسات بین المللی یا تهدید کردن ثبات، تمامیت ارضی، وحدت سیاسی یا حاکمیت کشورهای مستقل انجام گیرد.

اما جدا از تعریف مصطلح فوق، آنچه که ما در مبانی فقهی و حقوقی اسلامی خودمان به آن برخورد می کنیم بیانگر این است که مفهوم ترور را به شکل مطرح امروزی، در جامعه بین المللی نداریم و در واقع ترور و تروریسم به عنوان یک مکتب ضد بشری در حقیقت از داده های فرهنگ غربی و از ابزارهای اصلی فاشیسم، ماکیاولیسم و سایر مکاتب منحرف مادی گرایانه می باشد که تنها دلیل وجودی آن ها نیل به اهداف سیاسی خویش تحت هر شرایطی هر چند ضد بشری است، نه از چیزهایی که در جهان اسلام بوده است و به قول برخی اندیشمندان اسلامی، فرهنگ غنی اسلام به شدت با این عمل (ترور) مخالف بوده و در جهان اسلام هم به عنوان یک جریان و مکتب سابقه نداشته؛ چرا که از نظر ادبیات و فرهنگ و اعتقادات اسلامی و قرآنی ممنوع بوده است. بررسی دیدگاه اسلام در خصوص مفهوم شناسی تروریسم بیانگر این است که اسلام نه تروریسم را قبول ندارد و نه به هیچ کس اجازه عملیات تروریستی را می دهد. اسلام هیچ وقت قبول ندارد، بلکه حتی رضایت هم ندارد که فرد بی‌گناهی کشته شود، اسلام دین حقیقت و منادی دعوت به امنیت و سلامت بوده و بیش از همه ادیان و مکاتب حقوق بشری بر حفظ جان و امنیت انسان ها تأکید دارد. اسلام اصل نخستین در روابط میان انسان ها را رابطه توأم با صلح و صفا می داند و در مقابل، گروگان گیری و راه زنی را ممنوع می داند، انهدام غیرضروری اماکن و دارایی های دشمنان را قدغن شمرده و حتی برای هدف عالیه تبلیغ دین و یا جهاد در راه خدا، اَعمال تروریستی را مجاز نمی داند. طبق دستور پیامبر اسلام (ص) خداوند مقرر کرده است که در هر کاری جانب انصاف را نگهدارید؛ پس اگر حتی کسی را باید بکشید، این کار را به شکل منصفانه ای انجام دهید. به عبارت دیگر، تروریسم با مشخصاتی که بیان شد در اسلام نه تنها مورد تأیید نیست، بلکه جرمی بزرگ و از گناهان کبیره می باشد که در دنیا و آخرت مجازات شدیدی برای آن تعیین شده است.

با عنایت به اینکه در اسلام مفهومی تحت عنوان واژه ترور و تروریسم نداریم، بنابراین با پرداختن به مفاهیمی که به اقدامات تروریستی امروزی نزدیک هستند مشخص می گردد که شریعت اسلام درباره اقداماتی که به نوعی مبین تروریسم هستند، هر چند با ادبیات خاص خود دارای موضع مشخص و بیان روشنی است. این مفاهیم که تبیین آن هادر یک جمع بندی، کمک به مفهوم شناسی تروریسم است عبارتند از: فتک، ارهاب، غدر، بغی، محاربه و اغتیال یا غبله.

الف: فَتَکَ

فَتَکَ بر وزن اَمَرَ و به معنای کشتن ناجوانمردانه و از روی مکر و نیرنگ و فریب است. در کتاب فرهنگ اصطلاحات معاصر، «فَتَکَ» به معنای ترور، کشتن، از میان بردن و به قتل رساندن آمده است. در لسان العرب «فَتَکَ» یعنی شخصی، فردی را بی خبر و غافلگیرانه بکشد و نیز به معنای شخصی است که از غفلت فرد دیگری استفاده کند و او را بکشد و مجروح سازد. فتک یعنی انسان در مکانی پنهان شود؛ سپس از مخفیگاه خارج و به کسی حمله آورد و او را بی محابا و بدون ترس به قتل رساند بنابراین در زبان عرب، فَتَکَ مصداق دقیق ترور است.

محکومیت این نوع اقدام علاوه بر متون دینی در حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی و معاهدات حقوق بشر دوستانه و پروتکل های ژنو نیز مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال در پروتکل نخست از پروتکل های چهارگانه ژنو آمده که: کشتن، مجروح کردن و به اسارت گرفتن طرف مقابل با استفاده از نیرنگ ممنوع است؛ و نیرنگ عبارت از اَعمالی است که به موجب آن، اعتماد طرف مقابل به گونه ای جلب شود که وی باور کند حق دارد از حمایت های موضوع حقوق مخاصمات مسلحانه بهره مند شود یا آن که موظف است چنین حمایت هایی را اعطاء نماید؛ با این قصد که به این اعتماد خیانت نشود.

از بررسی مفهومی واژه فَتَکَ در متون دینی به این نتیجه می رسیم که فَتَکَ دارای ارکان و مقدماتی است که به اجمال عبارتند از: الف: اقدامی است از روی میل و خواست نفسانی و نه بر مبنای قاعده و قانون؛ ب: عملی است خودسرانه؛ ج: اغراض شخصی همراه با لجاجت و پافشاری دخالت دارند. د: النهایه اینکه جرأت داشتن و جری بودن نیز در معنای آن نهفته است.

همان گونه که ملاحظه گردید، نیرنگ، خشونت و سوءاستفاده از اعتماد طرف مقابل، در کنار غرض شخصی و لجاجت و جری بودن عناصر اساسی ارتکاب این جنایت هستند و فرد مرتکب با بهره برداری از آن ها به نابودی یا ضربه زدن به رقیب مبادرت می ورزد. بنابراین اصطلاح «فَتَکَ» از مفاهیم بسیار نزدیک و کاملاً مرتبط با موضوع مورد بحث ما است و تبیین آن کمک خوبی است به شناخت بهتر مفهوم تروریسم و از این جهت، می تواند بازتاب دهنده مفهوم ترور بوده و بلکه از مصادیق آشکار آن به شمار آید.

ب: ارهاب

این کلمه و مشتقات آن، در ادبیات قدیم عرب به معنای ترس، ترساندن و دچار هراس نمودن بوده که قرآن هم بر همین معنا تأکید دارد. (به عنوان مثال آیه چهلم سوره بقره). «الارهابی» یعنی کسی که برای بر پاداشتن قدرت و سلطه خود به ترساندن متوسل می شود. در کتاب فرهنگ اصطلاحات معاصر ارهاب، به معنای ترساندن، ایجاد ترس و وحشت، تهدید، ترور، هشدار مسلحانه، خشونت، اِرعاب و تروریسم به کار می رود و نیز «ارهاب الدولی» به تروریسم دولتی یا بین‌المللی،« شبکه ارهاب» به باند ترور و «شبکه ترور ارهابی»، به تروریست و تروریستی ترجمه شده است.

ج: غدر

غدر در لغت به معنای نقض عهد و ترک وفا و پیمان است و در اصطلاح نیز به کشتن و تجاوز بعد از امان دادن به دشمن گفته می شود. به عبارتی غَدر یکی از عناوین مجرمانه در جنگ است که بیانگر مکر و حیله ای است که در جنگ به کار می برند. به این نحو که به افرادی از دشمن امان می دهند تا وارد قلمروشان شوند؛ سپس آن ها را غافل گیر می نموده و به قتل می رساندند. بنابراین، هرگونه مکر و حیله و خدعه در قول و پیمان و عهد با دیگران غدر به شمار می آید. فقهای شیعه به حرمت و عدم جواز «غدر» به کفار تصریح کرده اند. مرحوم علامه حلی در این باره می فرماید: «و یحَرِّم الغَدرُ بالکُفّار.» برخی دیگر از فقها با همین مضمون، به انجام ندادن آن اشاره کرده اند: «ولا یجوزُ التمثیلُ بِالکفّار ولا الغَدَر بهم ولا الغلولُ مِنهم.» قاضی ابن براج به جای واژه «کفّار» واژه «عدو» را آورده است: ولا یجوز التمثیل بالعدو ولا الغدر به. صاحب جواهر نیز معتقد است که: غدر به کفار جایز نیست؛ این گونه که پس از امان دادن، آنان را به قتل برسانیم. ایشان در علت ناروایی غدر به برخی روایات و ملازمات شرعی استناد نموده اند و از جمله روایتی از امام محمد باقر(ع) که فرمودند: «ما مِن رَجُلٍ آمَنَ رجلآ علی دَمِهِ ثُمَّ قَتَلَها اِلّا جاءَ یَوم القیامه یَحمِل لَواء الغَدَر». هیچ کس نیست که به دیگری (دشمن) امان دهد و سپس او را بکشد؛ مگر آن که روز قیامت پرچم نیرنگ حمل نماید.

حضرت علی(ع) نیز در تقبیح این حرکت در یکی از خطبه های نهج البلاغه به ناپسند بودن «غدر» اشاره نموده و آن را گناهی بزرگ می شمارد که مرتکب آن کافر است. «والله، ما معاویه بادهی مِنّی ولکَّنه یغدرُ و یفجُر، و لولا کراهیه الغدرِ لکنتُ مِن ادهی الناسِ، ولکن کلُّ غدره فجرهٌ، و کلٌ فجره کفرهٌ، و لکلِ غادرٍ لواءٌ یعرف به یومَ القیامه»; به خدا قسم! معاویه از من سیاست مدارتر نیست، بلکه معاویه حیله گر و جنایت کار است. اگر نیرنگ ناپسند نبود من زیرک ترین افراد بودم، اما هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و انکار است. روز رستاخیز در دست هر حیله گری پرچمی است که با آن شناخته می شود. به خدا سوگند! من با فریب کاری غافلگیر نمی شوم و با سخت گیری ناتوان نخواهم شد.

قابل توجه اینکه که فتک با غدر متفاوت است. غدر یکی از عناوین مجرمانه در جنگ و در ردیف خیانت به عهد و پیمان، کشتن ناجوانمردانه و به نوعی ترور در میدان جنگ است و چیزی غیر از نقشه جنگی و شیوه های نظامی است که در حالت اعلام وضعیت جنگی صورت می گیرد، مانند کمین کردن در جنگ که شیوه ای عقلایی برای غلبه بر دشمن متجاوز است. لکن فتک غافلگیری و وقوع قتل در غیر از رویارویی جنگی است و آن کشتن خودسرانه و بدون مجوز شرعی فرد بی گناه بر اساس انگیزه های مادی و شخصی است مانند یاغی گری و راه زنی.

د: بغی

بغی در لغت به معنای از حد گذشتن یا از حد گذراندن و ستم و تجاوز به منظور تصاحب چیزی است. در اصطلاح حقوق اسلامی به تجاوز مسلحانه و سازماندهی شده به منظور غصب حقی اطلاق می گردد. از نظر فقهی نیز بغی به معنای خروج بر امام عادل و برافراشتن پرچم مخالفت با حاکمیت مشروع دینی است و کسانی که به این کار اقدام می کنند، باغی خوانده می شوند.

بر اساس آموزه ها و احکام شریعت مقدس اسلام، بغی دارای عناصر و ارکانی است که از شرایط تحقق آن به شمار می آیند، به طوری که بدون این عناصر و مؤلفه ها تحقق بعضی به اشکال بر می خورد. این شرایط، با قطع نظر از اختلافات جزئی در مورد کم و کیف آن هاعبارتند از:۱٫ قیام مسلحانه در برابر حکومت مشروع اسلامی. ۲٫داشتن قدرت سیاسی و نظامی و برخورداری از تشکیلات منظم و سازماندهی منسجم، به طوری که مقابله با آن هاجز از طریق هجوم مسلحانه و لشکر کشی از سوی دولت اسلامی ممکن نباشد. ۳٫داشتن ایدئولوژی: به این معنا که باغیان باید در اثر فهم و برداشت خاص از اسلام و آموزه های دینی به این نتیجه رسیده باشند که حکومت موجود مشروعیت ندارد و باید سرنگون شود.

در صورت تحقق این شرایط با توجه به مشترکات بغاوت و ترور از قبیل نظم سازمانی، کشتار، ایجاد ناامنی، نابودی یا ضربه زدن و تضعیف حاکمیت و تعقیب اهداف سیاسی، می توان گفت بغاوت نوعی از ترور است که به صورت سازمان یافته و تشکیلاتی، رهبری و اجرا می شود و شاهد عینی بغاوت در تاریخ اسلام ترور حضرت امیرالمؤمنین(ع) به دست خوارج است.

ه: محاربه

محاربه از ماده حرب به معنای جنگ است و در اصطلاح فقهای اسلامی به معنای اسلحه کشیدن در میان مردم به قصد ایجاد ترس و وحشت و ارعاب است، چه در خشکی، چه در دریا، چه در شب، چه در روز، چه در شهر و چه در غیر آن. «المحاربُ کلُّ مَن جرَّد السلاحَ لاِخافهِ الناسِ فی برٍّ او بحر لیلا او نهاراً فی مصر و غیره.» تعریف فوق از محاربه که توسط صاحب جواهر بیان شده با اختلافات جزئی از سوی اکثر فقهای اسلام از جمله علامه حلی در ارشادالاذهان، محقق اردبیلی در مجمع الفائده، محقق حلی در شرائع، فاضل مقداد در ریاض، شهید ثانی در مسالک الافهام، کاشف الغطاء در کتاب کشف الغطاء، راوندی در فقه القرآن، مرحوم سلار در کتاب مراسم، قاضی ابن براج در مهذب، ابن حمزه در کتاب وسیله، ابن ادریس در سرائر و فخرالمحققین در ایضاح الفوائد نیز مورد پذیرش قرار گرفته است. حضرت امام خمینی(ره) در بیان محارب قائلند که: محارب هر کسی است که شمشیرش را برهنه یا آن را تجهیز کند تا مردم را بترساند و بخواهد در زمین فساد نماید؛ در خشکی یا در دریا، شب یا روز، شهر یا غیر آن.فقها در تعریف و تبیین محاربه، عناصری را مطرح کرده اند که مهمترین آن هاعبارتند از:

  1. تجریدالسلاح: به همراه داشتن سلاح به تنهایی بر محارب بودن کفایت نمی کند، بلکه باید سلاح برهنه و کشیده باشد تا اصطلاح محارب در مورد آن صدق کند.
  2. مکان و زمان: در تعریف فقها، مکان و زمان خاصی برای محارب لحاظ نشده است بلکه در هر زمان و مکانی ممکن است اتفاق افتد.
  3. قصد ایجاد هراس: کشیدن سلاح به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه باید حامل سلاح قصد ترسانیدن و ایجاد رعب و وحشت میان مردم را نیز داشته باشد.
  4. ترسانیدن مردم: صرف برهنه کردن سلاح بر صدق عنوان مزبور کافی نیست، بلکه باید این عمل در مواجهه با مردم انجام گیرد. بنابراین چنانچه کسی چنین عملی را در خانه، یا در بیابان و یا در هر مکان دیگری که در منظر و مواجهه با مردم نباشد و در نتیجه، در اثر آن مردم احساس ترس و دلهره ننمایند، نمی توان او را «محارب» نامید.

با توجه به عناصر فوق اگر خواسته باشیم محاربه را به تعبیر امروزی یک عمل تروریستی قلمداد کنیم باید در تحقق آن وجود دو عنصر مادی و معنوی را بیابیم. الف: سلاح کشیدن و توسل به خشونت غیر قانونی. (عنصر مادی جرم). ب: انگیزه ایجاد رعب و وحشت در مردم. (عنصر معنوی جرم).

نکته مهم دیگر در بحث محاربه این است که این هنجار شکنی و دست بردن به سلاح اختصاص به بلاد اسلامی ندارد و همین که به قصد ایجاد فساد فی الارض باشد کفایت می کند. بنابراین عنوان محاربه در فقه اسلامی امروزه بر بسیاری از جرایم تروریستی از جمله هواپیماربایی، گروگانگیری، غارت گری، آدم ربایی، بمب گذاری و کشتار انسان های بی‌گناه صدق می کند.

آخرین نکته در این مورد این است که، در اسلام مسئولیت مقابله با تهدید و ارعاب واجب کفایی است و باید همه انسان ها و مسلمین در برابر تهدید و ارعاب بایستند و در این مورد سخن مولای متقیان حضرت علی (ع) بر تارک وجودی عالم می درخشد که: «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عونا».

و: اغتیال و غیله

غیله در لغت به معنای به ناگاه کشتن است و اغتیال را به معنای سوء قصد و طرح ترور و توطئه ترور معنی کرده‌اند. اغتیال و غیله از اقدامات ضد امنیتی است که در اسلام حرام و به عنوان عمل مجرمانه تلقی شده است. غیله و اغتیال ماهیتی همانند فتک دارد؛ با این تفاوت که در غیله و اغتیال، عملیات در میدان جنگ به صورت کمین و فریب انجام می‌گیرد، به گونه ای که مقتول، فریفته و غافلگیر شود و قدرت انجام هیچ کاری را نداشته باشد و فرق آن با غدر این است که در غدر افرادی از دشمن را امان می دادند که وارد قلمروشان شوند سپس آن ها را غافلگیر نموده و به قتل می رساندند.

نتیجه

هر چند ما در متون اسلامی تعریفی در زمینه شناخت مفهوم امروزی ترور و تروریسم که واژه هائی نوپا هستند نداریم، لکن با توجه به نگاه اسلام در مقابله با مجرمین هنجار شکن و متجاوزین به حقوق ملت ها و انسان های بی گناه و مظلوم از یک طرف و مؤلفه های موجود در بحث مفهوم تروریسم از جمله خشونت، تنش زایی و ارعاب، پی گیری اهداف نامشروع، فعل غافل گیرانه، مخفیانه و ظالمانه و…..از طرف دیگر، می توان با تبیین یکسری اقدامات مذموم در اسلام از جمله محاربه، فتک، غدر، بغی، ارهاب و اغتیال برخی اقدامات تروریستی را شناخت، هر چند ممکن است نتوان ترور را به طور کامل منطبق بر عناوین فوق دانست، زیرا در اکثر و بلکه همه این عناوین بین آن هاعموم و خصوص من وجه برقرار است. لکن با تحلیل مفهومی می توان وجه حرمت در آن عناوین را کشف و در مصادیق ترور و تروریسم امروزی ساری و جاری نمود.

نکته آخر اینکه که تعالیم اسلام، که سرمنشأ آن ها آیات قرآن و روایات ائمه است یک نتیجه قطعی را به همراه دارند و آن محکومیت تروریسم و اقدامات تروریستی است. مبانی شریعت اسلامی با کنار هم قرار دادن آموزه هایی ناب در یک نتیجه گیری منصفانه و مسلم ثابت می نماید که اقدامات تروریستی به عنوان پدیده ای ضد بشری و مخرب از دیدگاه اسلامی، نامشروع تلقی می گردند و نهایت اینکه اسلام به عنوان نخستین عامل بازدارنده، همه  انسان ها را دعوت به صلح و هم‌زیستی مسالمت آمیز می کند تا از درگیری و اعِمال خشونت آمیز جلوگیری نماید.

منابع:

  1. ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه فتک.
  2. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۲، دارالکتاب اسلامیه، ص۴۹۲٫
  3. جمعی از نویسندگان، حقوق بشر از نظر اندیشمندان، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰، ص ۵۸۴٫
  4. حسن بشیر، رویکرد گفتمان غربی و اسلامی در خصوص مفهوم تروریسم، همایش اسلام و حقوق بشردوستانه بین المللی.
  5. حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۷، ص ۴۳٫
  6. حسین میر محمد صادقی، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، چاپ اول، میزان، ۱۳۸۰٫
  7. سید ابراهیم حسینی، مفهوم تروریسم و دیدگاه اسلام درباره آن، همایش اسلام و حقوق بشر دوستانه بین المللی
  8. شیخ صدوق، من لایحضره الفتنه، قم،جامعه مدرسین، چاپ سوم، ۱۴۱۳، ج ۳، ص ۹۶۹، حدیث ۴۹٫
  9. شیخ طوسی، النهایه فی مجرّد الفقه و الفتوی، بیروت، دارالاندلس، ص ۲۹۹٫
  10. عبدالعلی محمدی، ساز و کارحقوقی مبارزه با ترور در شریعت اسلام، همایش اسلام و حقوق بشردوستانه بین المللی.
  11. علامه حلی، قواعد الاحکام، قم، مؤسسه النشرالاسلامی. ۱۴۱۳، ج ۱، ص ۴۸۷٫
  12. علی اکبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، تهران، چاپ و نشر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱، ذیل لغت ترور.
  13. قاضی ابن براج، المهذب، قم، جامعه  المدرسین، ۱۴۰۶، ج ۱، ص ۳۰۳٫
  14. محمد جعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج ۲، چاپ دوم، گنج دانش، ۱۳۸۱٫
  15. محمد دشتی، ترجمه نهج البلاغه، قم، اوج علم، ۱۳۸۰، خطبه ۲۲،ص ۴۲۳٫
  16. محمد عارف حسینی، دیدگاه حقوق و تعالیم اسلامی در خصوص تروریسم، همایش اسلام و حقوق بشردوستانه بین المللی.
  17. محمد علی ابراهیم، مفهوم تروریسم و دیدگاه اسلامی در این خصوص، همایش اسلام و حقوق بشردوستانه بین المللی.
  18. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، بیروت، دارالتعاریف، ج ۲۱، ص ۷۸
  19. محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳، ج ۴۱، ص۵۶۳ و ۵۶۴٫
  20. محمود هاشمی شاهرودی، سخنرانی افتتاحیه تروریسم و دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بین الملل، هفته نامه پگاه، ش۳۶،ص۱۳٫
  21. نجف علی میرزایی، فرهنگ اصطلاحات معاصر، قم، دارالاعتصام، ۱۳۷۶، ذیل کلمه فتک.

منبع: ماهنامه راه نما (هابیلیان)

نویسنده: دکتر احمد فدوی بنده قرائی (پژوهشگر حقوق بین الملل)