معنویت در دوران جدید و معاصر

با کمال تأسف در دوران و عصر جدید ماجرای معنویت به انحراف گراییده و این انحراف نتیجه ی فاصله گرفتن از قرآن و اهل بیت رسول خدا(ص) می باشد. مسئله معنویت از دو جهت مورد آسیب و چالش قرار گرفته است. از یک طرف معنویت اسلامی و واقعی در میان جامعه اسلامی کم رنگ تر شده است و اکثریت مسلمانان با تأثیر پذیری از امور مادی و تجملات دنیایی از مسائل معنوی که در قالب زهد، عبادت، تقوی و قناعت و رعایت سایر امور اخلاقی قابل تحقق می باشد، دور شده اند و از طرف دیگر کسانی که به مسائل معنوی علاقه مند هستند گرفتار فرقه های نوظهور و یا سنتی انحرافی شده اند و نه تنها با گرایش و جذب در این گروه ها، راه معنویت را نمی پیمایند، بلکه به مراتب از کسانی که اصلا تمایل به مسائل معنوی ندارند، از معنویت و خدا جویی فاصله گرفته و به بهانه معنویت گرایی گرفتار هوا و هوس گرایی شده و در دامن اباحه گری افتاده اند. البته خستگی از مادیات و تجملات دنیایی فراگیر بوده و در میان پیروان ادیان مختلف احساس فرار از این امور و گرایش به سوی معنویت به وجود آمده لکن این معنویت و عرفانهای کاذب هستند که آنان را به سوی خود جذب می کنند. گروه ها و فرقه های مختلفی که در سطح جهان متصدی این امر شده و برخی از آنها در داخل کشور ایران نیزکم و بیش فعالیت دارند. عرفان بودیسم، رام الله، اوشو، اکنکار، سای بابا، در حوزه شرقی و جنوب شرقی جهان حضور دارند. عرفانهای که مبتنی بر سحر و جادو و امثال اینها است مانند پائیلو کوئیلو، فالون دافا، مدی تیشن، وین دایر و امثال اینها از غرب سر درآورده اند و عرفانهای شاهدان یهوه و قبالا یا کبالا منسوب به پیروان ادیان مسیحیت و یهودیت می باشند. و عرفانهای خانقاهی صوفیه در قالب گروه های مختلف مانند ذهبیه، گنابادیه، چشتیه، نقشبندیه، قادریه، خاکساریه، اویسیه، و امثال اینها در میان مسلمانان شیعه و سنی قعالیت دیرینه دارند و عرفان کیهانی هم که در این چند سال اخیر به وجود آمده و عده ای را به خود مشغول کرده است.

تمام این مکاتب معنوی که نام برده شدند مبتنی بر معنویت اصیل خدا جویانه نمی باشند. بلکه هر کدام دکانی است برای اهداف مادی و شهوانی و امثال اینها.

فرقه های معنوی اسلامی به علت فاصله گرفته از قرآن و اهل بیت و آموزه های اسلامی به انحراف رفته و اموری را به عنوان معنویت اسلامی به خورد مریدان و هوادران خود می دهند که با موازین عقاید و شریعت اسلام منافات دارند.

اینکه عرفان و معنویت اصیل اسلامی کمتر مورد توجه معنویت گرایان قرار می گیرد و به سوی عرفان های کاذب می روند علت آن اولا انگیزه معنویت گرایان می باشد، زیرا اکثر معنویت دوستان به دنبال این می باشند که قدرت ایجاد کارهای خارق العاده مثل شفا دادن به مریض، خوردن شیشه، فرو کردن خنجر در شکم و گردن و امثال اینها را به دست آورند و این امور با عرفان و معنویت اصیل اسلامی قابل حصول نمی باشند، آنان غافل اند از اینکه هدف معنویت گرایی و عرفان این اموری که غالبا با تردستی و شعبده بازی و سحر و جادو محقق می شوند، نمی باشد بلکه غایت عرفان و پرداختن به امور معنوی حصول کمال انسانی و تقرب جستن به خدا است تا از یک طرف اعمال عبادی در قالب نماز و روزه و خدمت به مردم و … با میل و اشتیاق درونی انجام شوند و از طرف دیگر نتایجی در قیامت داشته باشد ودر دار ابدی مایه تنعم ابدی گردد. و این اموری خارق العاده ای که برخی می خواهند توسط معنویت گرایی به دست آورند هیچ مشکلی از مشکلات دنیایی و اخروی را حل نمی کنند بلکه با قرار گرفتن در معرض دید دیگران یک نوع سرگرمی به حساب می آیند.

ثانیا چون عرفان و معنویت اسلامی با عمل به شریعت و انجام تکالیف عقلی و شرعی قابل تحقق است، معمولا بسیاری به این امور تکلیف آور علاقه نشان نمی دهند بلکه در صدد این هستند که بدون تکلیف و پرداختن به امور شرعی و عقلی و فقط با سیر در باطن به معنویت برسند، در حالی که چنین چیزی امکان عقلی و شرعی ندارد.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.