معنای فارقلیط در انجیل یوحنا

این اسم پیامبر اسلام و بشارت به نبوت آن حضرت در کتاب های انجیل و تورات اصلی به شکل فراوان و آشکار وجود داشته است که در اثر تحریف این دو کتاب این موارد حذف شده اند؛ تقریباً بیشتر محققین یهودی و مسیحی و همه علمای مسلمان متفقند كه كتاب تورات تحریف شده است و تورات كنونی پس از اسارت بابلی و در دوره كاهنان (یعنی 500 سال قبل از میلاد و قرن ها بعد از وفات حضرت موسی) تألیف شده است[1] و قرآن نیز می فرماید یهودیان « … كلمات را از موردش تحریف می كنند …»[2] و «پس وای بر آن ها كه كتاب را با دست خود می نویسند، سپس می گویند: این از طرف خداست تا آن را به بهای كمی بفروشند …»[3]

در مورد انجیل هم مسلمانان معتقدند كه انجیل نازل شده بر حضرت عیسی از بین رفته و مسیحیان نیز اعتقاد دارند كه اصلاً كتابی بر حضرت عیسی نازل نشده چون وی خود وحی مجسم و كلمة الله است و انجیل های چهارگانه موجود كه از میان نزدیك به صد انجیل انتخاب شده اند تألیف حواریان و یا شاگردان حواریان حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ می باشند.[4]

با توجه به مقدمه فوق كه دال بر تحریف تورات و از بین رفتن انجیل می باشد و این امر مورد تأیید محققان یهودی و مسیحی است نباید انتظار داشت كه نام صریح پیامبر اسلام ـ‌ صلّی الله علیه و آله ـ به صورت صریح در تورات موجود و اناجیل وجود داشته باشد.

پس اینکه قرآن کریم می فرماید«وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیمَ یا بَنی‏ إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَی مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یأْتی‏ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبین‏؛ و عیسى بن مریم گفت: اى بنى اسرائیل، من پیامبر خدا بر شما هستم. توراتى را كه پیش از من بوده است تصدیق مى ‏كنم، و به پیامبرى كه بعد از من مى‏آید و نامش احمد است، بشارتتان مى ‏دهم. چون آن پیامبر با آیات روشن خود آمد، گفتند: این جادویى است آشكار»[5] مستند به جملاتی است که در انجیل واقعی وجود داشته است.

ولى با این حال شكی نیست كه قسمتى از تعلیمات  عیسى علیه السلام و محتواى كتاب آسمانى او در ضمن گفته ‏هاى پیروانشان به این كتابها انتقال یافته است، به همین دلیل نمى ‏توان همۀ آنچه را که در اناجیل آمده است پذیرفت، و نه همه آن قابل انكار است، بلكه مخلوطى است از تعلیمات این پیامبر بزرگ با افكار و اندیشه‏ هاى دیگران.

بنا بر این جای تعجبی ندارد که در انجیل یوحنا تعابیری وجود داشته باشد که بر پیامبر آخرالزمان مطابقت داشته باشد و لذا در كتابهاى موجود تعبیرات فراوانى كه بشارت به ظهور پیامبر بزرگى كه نشانه‏ هاى آن جز بر اسلام و آورنده آن تطبیق نمى ‏كند دیده مى‏ شود.[6]

 یکی از این موارد همین کلمۀ «پارقلیط یا فارقلیط» به زبان سریانی است که در انجیل یوحنا آمده است این کلمه در زبان عربی «فارقلیط» تلفظ شده است و در زبان یونانی «پریکلتوس» ترجمه شده است. در این سخن کسی نمی تواند تردید کند که حضرت مسیح علیه السلام بشارت آمدن کسی به نام پارقلیط یا پریکلتوس را بعد از خود داده است. بر حسب نقل انجیل، حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بعد از خود از شخصی خبر می دهد که شرعش ابدی و حکومتش برای همیشه باقی خواهد بود.

ما در اینجا برخی از این جملات را می آوریم:

 «و بسیار چیزهای دیگر دارم به شما بگویم لیکن اکنون طاقت تحمل آن ها را ندارید ولی چون او، یعنی روح راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمی کند بلکه به آن چه شنیده است سخن می گوید و از امور آینده به شما خبر می دهد.»[7]

«من از پدر خواهم خواست که او فارقلیطای دیگری به شما خواهد داد که تا ابد با شما باشد.»[8]

«چون بیاید آن پارقلیطا كه من سوی شما خواهم فرستاد از جانب پدر، روح راستی كه از جانب پدر می آید او درباره من شهادت خواهد داد.[9]»

«لیكن من راست می گویم به شما، كه شما را مفید است كه اگر من نروم پارقلیطا سوی شما نخواهد آمد اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.»

«و چون او بیایدجهان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد كرد… .»

«… و چون او بیاید شما را به تمام راستی ارشاد خواهد نمود زیرا كه او از پیش خود چیزی نخواهد گفت و هرچه خواهید شنید خواهد گفت و شما را به آینده خبر خواهد داد.»

«و او مرا جلال خواهد داد.»

هر آنچه پدر دارد از آنِ من است از همین سبب گفتم كه آنچه از من است خواهد یافت و شما را خبر خواهد داد.»[10]

پارقلیطا همان گونه که قبلا اشاره شد در زبان سریانی به معنای بسیار ستوده است که به زبان عربی به فارقلیطا تلفظ می شود. و معنای معادل عربی «احمد» را دارد که در قرآن به آن اشاره شده است. اصل اناجیل به زبان سریانی بوده و بعدا به زبانی یونانی برگردانده شده و کلمه پارقلیطا به پاریکلتوس یا پریکلتوس ترجمه شده است.

قبل از اسلام در این كه پارقلیطا پیامبر موعود انجیل است هیچ اختلافی بین علمای مسیح و مفسرین انجیل وجود نداشته است حتی افرادی از مسیحیان خود را موعود انجیل خواندند و به این لفظ تمسك جستند. ولیم میور در كتاب خود كه در سال 1848 میلادی نوشته، آورده است كه فردی از آسیای صغیر بنام «منتس» دعوی رسالت كرد و خود را پارقلیطای موعود انجیل خواند و گروهی هم وی را پذیرا شدند.[11]

اما علماء مسیحی بعد از اسلام وقتی به این آیات رسیدند فارقلیطا را بمعنی پاراكلتوس، كه بمعنی تسلی دهنده است و بر روح القدس اطلاق می شود ترجمه كردند تا بشارت ظهور محمدی را محو نمایند.

لكن می توان به ادله متعددی ثابت كرد كه فارقلیطا روح القدس نیست بلكه همان پیامبر موعود است كه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم باشد. نظریه علمای مسیحی به این دلیل مردود است که این آیات از آمدن کسی بعد از حضرت مسیح خبر می دهد که اولا مشروط به رفتن مسیح بوده و آمدن روح القدس مشروط به چنین شرطی نبوده است زیرا روح القدس بارها قبل از آن به حضور حضرت مسیح رسیده و پیام الهی آورده است و اگر چنین باشد سخن حضرت مسیح لغو خواهد بود كه فرمود تا من باشم او نخواهد آمد.

ثانیا او پارقلیطای دیگری است كه برای همیشه و تا انقراض جهان شخصیت و آئین اش بر بشریت حكومت می كند. اگر پارقلیطا روح القدس باشد پارقلیطای دیگر روح القدس دیگر است و این مطلب اعتقادات خود مسیحیان را زیر سؤال می برد كه می گویند خدا در سه جزء پدر و پسر و روح القدس جلوه گر است. زیرا عده اقانیم را از 3 به 4 و بیشتر افزایش می دهد و این خود مخالف تثلیث مورد ادعای آنهاست.

با نگاهی به سیره و خصوصیات اسلامی پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می بینیم تمام این ویژگی ها كه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ به آنها اشاره كرده و به مسیحیان سفارش پیروی از او نموده در پیامبر اسلام جمع است مانند:

پیامبر اسلام هم چو عیسی بشر و پیامبر است؛

از لقب های حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رئیس الخلائق یعنی رئیس جهان است؛

در قرآن بارها به حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و حقانیتش در رسالت گواهی داده است؛

هیچ گاه از پیش خود سخن نمی گوید و هر چه می گوید وحی الهی است كه توسط جبرئیل از خداوند دریافت كرده است.

به امور آینده هم خبر داده است همانند غلبه روم در اول سوره روم. و نیز روایاتی كه بر حوادث آخر الزمان دلالت دارند.

«فخر الاسلام» مؤلف كتاب «انیس الاعلام» كه خود یكى از كشیشان بنام مسیحى بوده، و تحصیلات خود را نزد كشیشان مسیحى به پایان رسانیده است و به مقام ارجمندى از نظر آنان نائل آمده در مقدمه این كتاب ماجراى عجیب اسلام آوردن خود را چنین شرح مى‏دهد:

 بعد از تجسس بسیار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرها كشیش والا مقامى رسیدم، كه از نظر زهد و تقوا ممتاز بود، من نزد او مدتى مذاهب مختلفه نصارا را فرا مى ‏گرفتم، او شاگردان فراوانى داشت، ولى در میان همه به من علاقه خاصى داشت. كلیدهاى منزل  همه در دست من بود فقط كلید یكى از صندوق خانه‏ ها را پیش خود نگاهداشته بود.

در این بین روزى كشیش مزبور را عارضه ‏اى رخ داد به من گفت به شاگردها بگو: حال تدریس ندارم. وقتى نزد شاگردان آمدم دیدم مشغول بحث در لفظ«فارقلیطا» در سریانى و « پریكلتوس» به زبان یونانى هستند.

وقتی که این داستان اختلاف بحث را به کشیش منتقل کردم بعد از چند سوال و جوابی بین من و کشیش گفت حق و واقع خلاف همه این اقوال است، زیرا حقیقت این را نمى‏ دانند مگر راسخان فى العلم، از آنها هم تعداد كمى با آن حقیقت آشنا هستند، من اصرار كردم كه معنى آن را برایم بگوئید، وى سخت گریست و گفت: هیچ چیز را از تو مضایقه نمى‏ كنم در فرا گرفتن معنى اسم اثر بزرگى است، ولى به مجرد انتشار، من و تو را خواهند كشت! چنانچه عهد كنى به كسى نگویى این معنى را اظهار مى ‏كنم من به تمام مقدسات قسم خوردم كه نام او را فاش نكنم، پس گفت: این اسم از اسماء پیامبر مسلمین است و به معنى« احمد» و« محمد» است.

پس از آن كلید آن اطاق كوچك را به من داد و گفت: درِ فلان صندوق را باز كن و فلان و فلان كتاب را بیاور، كتابها را نزد او آوردم، این دو كتاب به خط یونانى و سریانى پیش از ظهور پیامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود.

در هر دو كتاب لفظ« فارقلیطا» را به معنى، احمد و محمد، ترجمه نموده بودند سپس استاد اضافه كرد: علماء نصارا قبل از ظهور او اختلافى نداشتند كه«فارقلیطا» به معنى«احمد و محمد»است، ولى بعد از ظهور محمد (ص) براى بقاى ریاست خود و استفاده مادى، آن را تاویل كردند و معنى دیگر براى آن اختراع نمودند و آن معنى قطعا منظور صاحب انجیل نبوده است.[12]

پی نوشت ها:

[1] . ر.ك: عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، یهودیت، ص 191.

[2] . سوره مائده، آیه 13.

[3] . سوره بقره، آیه 79.

[4] . ر.ك: میشل توماس، كلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی (مركز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ  اول، 1377ش) ص 43 تا 50.

[5] .صف/6.

[6] . تفسیر نمونه، ج24ص75.

[7]. انجیل یوحنا، باب 16. آیه های 12و 13.

[8]. یوحنا. 14: 16.

[9]. همان فصل، آیه 26.

[10]. انجیل یوحنا، فصل سی و پنج، باب 16، آیات 7 تا 15،

[11]. بشارات عهدین، محمد صادقی، دارالكتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ص 231.

[12] . رک: تفسیر نمونه، ج1ص211-214.

نویسنده: حمیدالله رفیعی