معناى توحيد در صفات

 بى شك خداوند متعال به صفاتى متصف مى شود كه گوياى كمال در ذات اوست، مثلا گفته مى شود او دانا، توانا و زنده است.

انسان نيز به همين صفات موصوف است. او نيز ـ به اذن خدا ـ دانا، توانا و زنده است، ليكن وصف خدا به اين صفات و وصف ديگران از دو جهت متفاوت است :

اوّل : اين صفات (علم، قدرت و حيات) مفهوم متفاوتى دارند، ولى از نظر وجود و تحقّق در خداى متعال، يكى هستند. در ذات خداوند، حيثيّت علم جدا از حيثيت قدرت نيست و اين دو غير از حيثيت حيات نيستند. ذات خداى سبحان همه اش علم و قدرت و حيات است. بر خلاف انسان كه مفاهيم اين صفات در او متفاوت است، واقعيت و تحقّق آن ها نيز در او متفاوت است. واقعيت علم و شعور در انسان، غير از واقعيت قدرت است و دانايى و توانايى انسان غير از زنده بودن اوست. نتيجه آنكه صفات خداى سبحان با هم متحدند و ميان صفات او تغاير و جدايى در وجود نيست.

دوم : همچنان كه واقعيت صفات خدا با هم تفاوت ندارند، صفات و ذات خدا هم جدا از هم نيستند. صفات خدا عين ذات اوست نه چيزى افزون برآن. بر خلاف انسان كه صفاتش زايد براوست، چون كه انسان بوده ولى عالم و قادر نبوده، بلكه علم و قدرت را به دست آورده است.(1)

 1-سيماى عقايد شيعه، ص55.