مصحف فاطمه چیست؟

۱-مصحف فاطمه سلام الله علیها کتابی است که به املاء جبرئیل و خط امیر المؤمنین علیه السلام نوشته شده و در آن تمامی حوادث واتفاقات آینده عالم تا روز قیامت ثبت شده و چیزی در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد .

این مطلب از روایات فراوانی استفاده می‌شود که ما به دو روایت بسنده می‌کنیم :

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ تَظْهَرُ الزَّنَادِقَهُ فِی سَنَهِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِینَ وَ مِائَهٍ وَ ذَلِکَ أَنِّی نَظَرْتُ فِی مُصْحَفِ فَاطِمَهَ (علیها السلام) قَالَ قُلْتُ وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَهَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا قَبَضَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه وآله وسلم ) دَخَلَ عَلَى فَاطِمَهَ (علیها السلام) مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَیْهَا مَلَکاً یُسَلِّی غَمَّهَا وَ یُحَدِّثُهَا فَشَکَتْ ذَلِکَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِکِ وَ سَمِعْتِ الصَّوْتَ قُولِی لِی فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِکَ فَجَعَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَکْتُبُ کُلَّ مَا سَمِعَ حَتَّى أَثْبَتَ مِنْ ذَلِکَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‏ءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَکِنْ فِیهِ عِلْمُ مَا یَکُون‏ .الکافی ، ج‏۱ ، ص۲۴۰ .

حمادبن عثمان می گوید:

از امام صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود : در سال ۱۲۸ مخالفان مذهب و دعوت کنندگان به باطل اعلام وجود خواهند کرد. این موضوع را در مصحف فاطمه (سلام الله علیها) دیدم . پرسیدم : مصحف فاطمه چیست ؟ فرمود : با فوت رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم) غم واندوه فراوان فاطمه را فرا گرفتکه اندازه آن را خدا می داند . به همین جهت خداوند فرشته ای را نزد فاطمه فرستاد تا با هم سخن شدن با وی غم واندوهش زدوده شود . فاطمه(سلام الله علیها) جریان را به علی(علیه السلام) گزارش کرد علی(علیه السلام) فرمود : هر وقت آمدنش را احساس نمودی و صدایش را شنیدی به من خبر بده. فاطمه آمدن فرشته را به علی(علیه السلام) خبر داد. علی(علیه السلام) آنچه را می شنید می نوشت تا در نهایت همانند کتابی کامل گردید.

سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود :

در این کتاب ازحلال وحرام چیزی نیست ؛ بلکه آنچه درآن دیده می شود دانش وآگاهی از حوادث واخبار آینده است.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَهَ قَالَ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ … قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَهَ (علیها السلام) قَالَ فَسَکَتَ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّکُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمَّا تُرِیدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِیدُونَ إِنَّ فَاطِمَهَ مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) خَمْسَهً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِیدٌ عَلَى أَبِیهَا وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِکَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَهَ علیها السلام .الکافی، ج‏۱، ص: ۲۴۱ .

أبو عبیده می گوید :

بعضی از شیعیان از امام صادق علیه السلام سؤالاتی کردند ، از جمله سؤال کردند : مصحف فاطمه چیست ؟ حضرت مدتى سکوت کرد و سپس فرمود : شما از آنچه می خواهید و نمی خواهید بحث می کنید ( یعنى بعضى از پرسش ها به قصد فهمیدن نیست یا به دردت نمی خورد ) فاطمه بعد از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله هفتاد و پنج روز در دنیا بود و از فراق پدر بسیاراندوهگین بود. جبرئیل علیه السلام محضرش مى‏آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می داد و خوشحالش می کرد وغم واندوهش را تخفیف می داد و از احوال و مقام پدرش خبر می داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش می گفت و على علیه السلام آن مطالب را می نوشت که مجموع  آن نوشته‏ ها مصحف فاطمه علیها السلام شد.

امکان گفتگوی ملائکه با غیر انبیاء :

اهل تسنن از دیرباز اشکال می‌کنند که چگونه ممکن است که ملائکه با غیر پیامبر صحبت کند ، آیا این مطلب با خاتمیت پیامبر در تعارض نیست ؟

در جواب می‌گوییم : خود علمای اهل سنت از این شبهه جواب داده‌اند . آلوسی مفسر بزرگ اهل سنت بعد از نقل روایتی در همین باره می‌گوید :

والأخبار طافحه برؤیه الصحابه للملک وسماعهم کلامه، وکفی دلیلا لما نحن فیه قوله سبحانه: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلَّا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ [فصلت: ۳۰] الآیه فإن فیها نزول الملک على غیر الأنبیاء فی الدنیا وتکلیمه إیاه ولم یقل أحد من الناس: إن ذلک یستدعی النبوه وکون ذلک لأن النزول والتکلیم قبیل الموت غیر مفید کما لا یخفى،[۱]

روایات بسیاری وارد شده که صحابه ملائکه را می‌دیدند و سخن آنان می‌شنیدند . برای اثبات آن ، این دلیل کافی است که خداوند کریم فرموده است : « بى‏ تردید کسانى که گفتند : پروردگار ما خدا است سپس [ در میدان عمل بر این حقیقت ‏] استقامت ورزیدند ، فرشتگان بر آنان نازل مى ‏شوند [ و مى ‏گویند : ] مترسید و اندوهگین نباشید شما را به بهشتى که وعده داده شده اید ، بشارت باد . » این آیه ثابت می‌کند که ملائکه بر غیر انبیاء در دنیا نازل می‌شوند و با آن‌ها سخن می‌گویند ، و کسی هم نگفته است که این سخن گفتن مستلزم نبوت است و ازطرفی این گفتگو از قبیل مرگ است و فایده ای ندارد .

مصحف

مصافحه با ملائکه :

روایات بسیاری در منابع اهل سنت وارد شده است که اگر انسان آنگونه که خداوند می‌خواهد در این دنیا زندگی کند ، واجبات را انجام داده و از محرمات نیز پرهیز کند ، می‌تواند مستقیماً با ملائکه در ارتباط بوده و با آنان سخن بگوید .

مسلم نیشابوری ، نقل می‌کند: َ

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنْ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى مَا تَکُونُونَ عِنْدِی وَفِی الذِّکْرِ لَصَافَحَتْکُمْ الْمَلَائِکَهُ… .

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :

قسم به خدایی که جانم در دست او است ،‌ اگر شما همان حالتی را که اکنون دارید ، حفظ نمایید و بر آن استقامت ورزید ، ملائکه با شما دست خواهند داد .

صحبت با ملائکه

البانی ، که وهابیت از او به عنوان «بخاری دوران» تعبیر می‌کنند و بن باز مفتی اعظم عربستان سعودی گفته بود که ایشان را باید امام الحدیث بنامیم ، این روایت را در صحیح سنن ابن ماجه ، ج۲ ، ص۴۱۵-۴۱۶ و صحیح الجامع الصغیر ، ج۲ ، ص۹۳۱ و ۱۱۹۰ و سلسله الأحادیث الصحیحه ، ج۴ ، ص۶۰۶ صحیح دانسته است .

و باز در روایت دیگری مسلم نیشابوری می‌نویسد :

وَلَوْ کَانَتْ تَکُونُ قُلُوبُکُمْ کَمَا تَکُونُ عِنْدَ الذِّکْرِ، لَصَافَحَتْکُمُ الْمَلَائِکَهُ، حَتَّى تُسَلِّمَ عَلَیْکُمْ فِی الطُّرُقِ[۲]

اگر قلبتان را به همان حالی که در حال راز و نیاز با خداوند دارید ، حفظ کنید ، ملائکه با شما دست خواهند داد ؛ و حتی در راه‌ها به شما سلام خواهند کرد .

ملائکه

از این دو روایت استفاده می‌شود که اگر انسان تقوای الهی را حفظ کرده و دستورات الهی را انجام دهد ، می‌تواند با ملائکه در ارتباط باشد و با آن‌ها گفتگو کند . و فاطمه زهرا سلام الله علیها که قرآن در آیه تطهیر شهادت بر عصمت او داده و طبق نص صریح روایات صحیح بخاری و مسلم ، سیده زنان اهل بهشت است ، قطعاً دارای این مقام بوده است .

گفتگوی حضرت مریم با ملائکه :

قرآن کریم صراحت دارد که حضرت مریم سلام الله علیها با ملائکه صحبت می کرده ؛ در حالی که او نیز پیامبر نبوده است . خداوند در سوره مریم آیات ۱۶ تا ۲۱ می‌فرماید :

وَ اذْکُرْ فىِ الْکِتَابِ مَرْیمَ‏َ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکاَنًا شَرْقِیًّا . فَاتخََّذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا . قَالَتْ إِنىّ‏ِ أَعُوذُ بِالرَّحْمَانِ مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّا . قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَامًا زَکِیًّا . قَالَتْ أَنىَ‏ یَکُونُ لىِ غُلَامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنىِ بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا . قَالَ کَذَالِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلىَ‏َّ هَینِ‏ٌّ  وَ لِنَجْعَلَهُ ءَایَهً لِّلنَّاسِ وَ رَحْمَهً مِّنَّا  وَ کاَنَ أَمْرًا مَّقْضِیًّا .

و در این کتاب (آسمانى)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحیه شرقى (بیت المقدس) قرار گرفت‏ . و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم و او در شکل انسانى بی‏ عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد ! . او (سخت ترسید و) گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه می‏برم اگر پرهیزگارى! . گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاکیزه‏اى به تو ببخشم!» . گفت: «چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى که تا کنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام!» . گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را می ‏آفرینیم، تا قدرت خویش را آشکار سازیم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهیم و رحمتى باشد از سوى ما! و این امرى است پایان یافته (و جاى گفتگو ندارد)!» .

وقتی حضرت مریم سلام الله علیها بتواند با ملائکه در ارتباط باشد ، فاطمه زهرا سلام الله علیها که سیده تمامی زنان اهل بهشت و از جمله مریم بنت عمران است ، می‌تواند با ملائکه در ارتباط باشد .

سلام ملائکه به عمران بن حصین :

از روایات اهل سنت استفاده می‌شود که ملائکه با برخی از صحابه سلام و علیک داشته ، با آن‌ها مصافحه کرده اندو آن‌ها نیز ملائکه را با چشمان خود دیده‌اند . مسلم نیشابوری در صحیحش به نقل از عمران بن حصین می‌نویسد :

۱۶۷ – (۱۲۲۶) وحَدَّثَنِی عُبَیْدُ اللهِ بْنُ مُعَاذٍ، حَدَّثَنَا أَبِی، حَدَّثَنَا شُعْبَهُ، عَنْ حُمَیْدِ بْنِ هِلَالٍ، عَنْ مُطَرِّفٍ، قَالَ: قَالَ لِی عِمْرَانُ بْنُ حُصَیْنٍ أُحَدِّثُکَ حَدِیثًا عَسَى اللهُ أَنْ یَنْفَعَکَ بِهِ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ «جَمَعَ بَیْنَ حَجَّهٍ وَعُمْرَهٍ، ثُمَّ لَمْ یَنْهَ عَنْهُ حَتَّى مَاتَ، وَلَمْ یَنْزِلْ فِیهِ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ، وَقَدْ کَانَ یُسَلَّمُ عَلَیَّ، حَتَّى اکْتَوَیْتُ، فَتُرِکْتُ، ثُمَّ تَرَکْتُ الْکَیَّ فَعَادَ[۳]»

فرشته بر من سلام می کرد تا این که آلوده به گناه غیبت وعدم کنترل زبان شدم و او را نمی دیدم پس از آن که دست از این گناه کشیدم دوباره تماس بر قرار شد .

مصحف فاطمه

ابن حجر عسقلانی در ترجمه عمران بن حصین می‌نویسد :

عمران بن حصین … وکانت الملائکه تصافحه … .[۴]

عمران بن حصین کسی بود که ملائکه با او دست می‌دادند .

دست دادن ملائکه

همچنین ذهبی در ترجمه وی می‌نویسد :

عمران بن حصین … وکان ممن یسلم علیه الملائکه .[۵]

عمران بن حصین از کسانی بود که ملائکه بر او سلام می کردند .

سلام ملائکه

از این احادیث استفاده می‌شود که جمعی از صحابه توانسته‌اند با ملائکه ارتباط برقرار کرده ، آن‌ها را دیده و ملائکه به آن‌ها سلام می کرده‌اند . وقتی افرادی مثل عمران بن حصین که قطعاً مقام آن‌ها از مقام امیر المؤمنین و سیده زنان اهل بهشت علیهما السلام پایین تر است ، بتوانند کلام ملائکه را بشنوند و با آن ها ارتباط برقرار کنند ، چه انگیزه‌ای وجود دارد که اهل سنت اصرار بر انکار آن در حق امیر المؤمنین و صدیقه طاهره دارند ؟ آیا انکار آن در حق امیر المؤمنین و فاطمه زهرا علیهما السلام ، طعن آشکار به خاندان رسالت نیست ؟

سخن گفتن حذیفه با ملائکه :

روایات بسیاری در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که برخی از صحابه کلام ملائکه را شنیده‌ و با آن‌ها صحبت کرده‌اند .

احمد بن حنبل استاد بخاری و مسلم در مسندش می‌نویسد :

عَنْ حُذَیْفَهَ بْنِ الْیَمَانٍِ أَنَّهُ أَتَى النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ بَیْنَمَا أَنَا أُصَلِّی إِذْ سَمِعْتُ مُتَکَلِّمًا یَقُولُ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کُلُّهُ وَلَکَ الْمُلْکُ کُلُّهُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ کُلُّهُ إِلَیْکَ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ عَلَانِیَتُهُ وَسِرُّهُ فَأَهْلٌ أَنْ تُحْمَدَ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی جَمِیعَ مَا مَضَى مِنْ ذَنْبِی وَاعْصِمْنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمْرِی وَارْزُقْنِی عَمَلًا زَاکِیًا تَرْضَى بِهِ عَنِّی فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاکَ مَلَکٌ أَتَاکَ یُعَلِّمُکَ تَحْمِیدَ رَبِّکَ [۶].

نقل شده است که روزی حذیفه نزد نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمد وعرض کرد : من در حال نماز بودم ، شنیدم که گوینده ای می‌گفت : اللهم لک الحمد … . پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : آن شخص ملکی بوده که آمده به شما یاد دهد چگونه خداوند را حمد و سپاس بگویید .

مصحف فاطمه

سخن گفتن جبرئیل با ابی بن کعب :

هم چنین آلوسی مفسر معروف اهل سنت در تفسیرش می‌نویسد :

وأخرج ابن أبی الدنیا فی کتاب الذکر عن أنس قال : قال أبی بن کعب لأدخلن المسجد فلأصلین ولأحمدن الله تعالى بمحامد لم یحمده بها أحد فلما صلى وجلس لیحمد الله تعالى ویثنى علیه إذا هو بصوت عال من خلف یقول : اللهم لک الحمد کله ولک الملک کله وبیدک الخیر کله وإلیک یرجع الأمر کله علانیته وسره لک الحمد إنک على کل شیء قدیر اغفر لی ما مضى من ذنوبی واعصمنی فیما بقی من عمری وارزقنی أعمالا زاکیه ترضى بها عنی وتب علی فأتى رسول الله صلى الله علیه وسلم فقص علیه فقال : ذاک جبریل علیه السلام[۷] .

مصحف فاطمه

عمر بن خطاب صدای جبرئیل را می شنید !

از همه این‌ها گذشته بسیاری از علمای اهل سنت یکی از فضائل عمر بن الخطاب را شنیدن اذان از جبرئیل علیه السلام ذکر و آن را با آب و تاب فراوان نقل کرده‌اند . حارث بن أبی اسامه در مسندش می نویسد :

أَوَّلُ مَنْ أَذَّنَ بِالصَّلَاهِ جِبْرِیلُ فِی سَمَاءِ الدُّنْیَا فَسَمِعَهُ عُمَرُ وَبِلَالٌ فَسَبَقَ عُمَرُ بِلَالًا فَأَخْبَرَ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ جَاءَ بِلَالٌ فَقَالَ لَهُ سَبَقَکَ بِهَا عُمَرُ

فتح الباری – ابن حجر – ج ۲ – ص ۷۸ المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، الناشر: دار المعرفه – بیروت، ۱۳۷۹، رقم کتبه وأبوابه وأحادیثه: محمد فؤاد عبد الباقی، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدین الخطیب، علیه تعلیقات العلامه: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: ۱۳ بغیه الباحث عن زوائد مسند الحارث – الحارث بن أبی أسامه – ص ۵۱  و عمده القاری – العینی – ج ۵ – ص ۱۰۷ و تنویر الحلک – جلال الدین السیوطی – ص ۲۳ و السیره الحلبیه – الحلبی – ج ۲ – ص ۳۰۲ و …

نخستین کسی که در آسمان دنیا اذان گفت ، جبرئیل بود و عمر بن الخطاب و بلال آن را شنیدند !! عمر پیش دستی کرد و زودتر به پیامبر خبر داد ، بعد از او بلال آمد ، پیامبر فرمود : عمر زودتر از شما خبر داده است .

عجایب عمر

جالب این است که ابن حجر عسقلانی و عینی بعد از نقل حدیث هیچ حاشیه‌ای نمی‌زنند . سرّش این است که وقتی بحث فضائل عمر بن الخطاب باشد ، آن‌ها چشم و گوش بسته تمام آن چه را که نقل می‌شود می‌پذیرند ؛ اما اگر کسی عین همان را برای امیر المؤمنین و یا صدیقه طاهره علیهما السلام نقل کند ، فوراً او را متهم به کفر و غلو می‌کنند ، روایات او را نمی‌پذیرند و… .

اگر عمر بن الخطاب می‌توانست صدای جبرئیل را بشنود ، چه استبعادی دارد که فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آن را شنیده باشند ؟ .

عمر بن خطاب ، با ملائکه گفتگو می‌کرد :

محمد بن اسماعیل بخاری در صحیحش می‌نویسد :

عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ کَانَ فِیمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ رِجَالٌ یُکَلَّمُونَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَکُونُوا أَنْبِیَاءَ فَإِنْ یَکُنْ مِنْ أُمَّتِی مِنْهُمْ أَحَدٌ فَعُمَر .[۸]

أبوهریره گوید که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : به درستی که پیش از شما در میان بنی اسرائیل کسانی بودند که با ملائکه سخن می‌گفتند ؛ با این که پیامبر نبودند ، اگر در امت من چنین کسی باشد ، آن شخص عمر بن الخطاب است .

کرامات عمر

قسطلانی ، عالم معروف اهل سنت در شرح این روایت می‌نویسد :

لیس قوله ” فإن یکن ” للتردید بل للتأکید کقولک : إن یکن لی صدیق ففلان . إذ المراد اختصاصه بکمال الصداقه لا نفی الأصدقاء ، وإذا ثبت أن هذا وجد فی غیر الأمه المفضوله فوجوده فی هذه الأمه الفاضله أحرى .[۹]

این که پیامبر اسلام فرمود :

” فإن یکن = اگر باشد ” برای این نیست که بگوید عمر با ملائکه صحبت نمی‌کرده ؛ بلکه تأکید می‌کند که او حتماً این چنین بوده است . مثل این که شخصی بگوید : اگر من دوستی داشتم ، فلانی بود که در این صورت مراد وی این است که این شخص بهترین دوست من است نه این که من دوستی ندارم .

ونیز وقتی ثابت شود که در امت‌های گذشته چنین چیزی دیده شده ، در امت اسلامی که از امت‌های دیگر برتر است ، به طریق اولی یافت خواهد شد .

از این گذشته ، برخی از علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که عمر با ملائکه گفتگو می‌کرد . ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق و متقی هندی در کنز العمال می‌نویسند :

قال الشعبی إن لکل أمه محدثا وإن محدث هذه الأمه عمر بن الخطاب .[۱۰]

شعبی گفته است که هر امتی محدَّث (کسی که با ملائکه صحبت می‌کند) داشته است و محدث این امت عمر بن الخطاب است .

فضائل عمر

وقتی عمر بن الخطاب که تا سال هشتم بعثت هنوز مسلمان نشده بود و در صف مشرکین قرار داشت و در برابر اسلام موضع می‌گرفت ؛ تا جایی که بسیاری از مشرکین از ترس او نمی‌توانستند اسلام بیاورند ، بتواند با ملائکه هم سخن شود ، چرا امیر المؤمنین علی بن أبی طالب و فاطمه زهرا سلام الله علیهما ، که حتی لحظه‌ای به خدا شرک نورزیده‌اند ، نتوانند با ملائکه این رابطه را داشته باشند ؟

پی نوشت ها:

[۱] . تفسیر الآلوسی – الآلوسی – ج۱۱ ص۲۱۸ المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفى: ۱۲۷۰هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیه، الناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵ هـ، عدد الأجزاء: ۱۶ (۱۵ ومجلد فهارس)

[۲] . صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۴ ص۲۱۰۷ المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، عدد الأجزاء: ۵٫

[۳] . صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۲ ص۸۹۹ المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، عدد الأجزاء: ۵٫

[۴] . تهذیب التهذیب – ابن حجر – ج ۸ – ص ۱۲۶ المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفى: ۸۵۲هـ)، الناشر: مطبعه دائره المعارف النظامیه، الهند، الطبعه: الطبعه الأولى، ۱۳۲۶هـ، عدد الأجزاء: ۱۲٫

[۵] . تذکره الحفاظ – الذهبی – ج ۱ – ص ۲۶ المؤلف: شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایْماز الذهبی (المتوفى: ۷۴۸هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیه بیروت-لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م، عدد الأجزاء: ۴٫

[۶] . مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل ج ۳۸ ص۳۷۸ و ۳۷۹ المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی (المتوفى: ۲۴۱هـ)، المحقق: شعیب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: مؤسسه الرساله، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۱ هـ – ۲۰۰۱ م.

[۷] . تفسیر الآلوسی – الآلوسی – ج۱۱ ص۲۱۸ المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفى: ۱۲۷۰هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیه، الناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵ هـ، عدد الأجزاء: ۱۶ (۱۵ ومجلد فهارس)

[۸] . صحیح البخاری – البخاری – ج۵ ص۱۲ المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ، عدد الأجزاء: ۹٫

[۹] . إرشاد الساری شرح صحیح البخاری ، ج۶ ، ص ۹۹ .

[۱۰] . تاریخ مدینه دمشق – ابن عساکر – ج ۴۴ – ص ۹۵ المؤلف: أبو القاسم علی بن الحسن بن هبه الله المعروف بابن عساکر (المتوفى: ۵۷۱هـ)، المحقق: عمرو بن غرامه العمروی، الناشر: دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، عام النشر: ۱۴۱۵ هـ – ۱۹۹۵ م، عدد الأجزاء: ۸۰ (۷۴ و ۶ مجلدات فهارس) کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۲ – ص ۶۰۰ .