نقد و بررسی ادیان و فرق » الحاد و بی دینی »

مسیر الحاد و بی دینی یا راه دین داری؟

اشاره:

دین داری و بی دینی در مقابل هم قرار دارند. الحاد و بی ینی معمولا بر انکار خداوند و عالم غیب اطلاق می شود هرچند بی دین شامل نفی هر نوع دین  اعم از دین آسمانی و غیر آسمانی است. اما در عین حال ملحدین و بی دینان بیتشر بر نفی آدیان اسمانی و به خصوص نفی خداوند و عالم غیب توجه دارند و در برار ادیان غیر آسمانی چندان حساسیت نشان نمی دهند. در این مقاله کوتاه مطالبی در این خصوص ارائه شده است.

 

آفریننده کیست؟

در آغاز انسان تلاش می کند تا پرسش های بالا را به دو شیوه پاسخ دهد: نخست شیوه الحاد و بی دینی ؛ به این معنی که هیچ معبودی نیست و ماده همه چیز هستی است. و شیوه دیگر، بر این باور است که الله آفریننده همه چیز است، در ذیل این دو پاسخ پرسش های زیادی مطرح می شود، از آن جمله:

– آیا ممکن است در ازل این هستی در نتیجه فعل و انفعالاتی که به سبب تصادف حادث شده اند – بدون محدودیت زمانی – خودبخود بوجود آمده باشد؟

– آیا منطقی است تصادف کورکورانه این عالم منظم را بوجود آورده باشد؟

– آیا آن چه را انسان از آغاز آفرینش تا حال در طول تاریخ بدست آورده، به شکل تصادف محض و دگرگونی کورکورانه بوده است؟ و ما جز به مانند پری در مسیر باد نیستیم که کاملا به شکل تصادفی و بدون هیچ برنامه ای می چرخد؟

– آیا انسان آن معبود قانون گذار و آفریننده ای است که همه کاره بوده و چیزی در ورای آن نیست؟

– آیا ماوراء الطبیعه و امور غیبی سرابی هستند که باید در برابر هجوم موج بی دینی و عالم محسوسات رنگ بازند و محو شوند؟

– آیا انسان موجودی صرفا مادی و عاری از هر گونه جنبه غیر مادی است که برابر با قانون تکامل؛ اصالتش به میمون بر می گردد و به مرور زمان به این شکل در آمده است؟

– چگونه ماده بی جان می تواند انسان را با این صفات عالی، فضایل ارجمند و ترکیب شگفت انگیز بیافریند؟ چگونه امکان دارد چیزی را به کسی بدهید که هرگز آن را ندارید؟

راز وجود زندگی

– آیا فقط هدف انسان دنیاست و آن بالاترین خواسته و آرزوی اوست و هیچ اعتنایی نباید به گفته ادیان الهی نمود که می گویند در این هستی نیروهای دیگری جز انسان و حیاتی دیگر جز این حیات هم وجود دارد؟

خدای بلند مرتبه در باره اندیشه اینان چنین گفته است {و گفتند: آن [زندگی] جز زندگانی این جهانی ما نیست. می میریم و زنده می شویم و جز زمانه ما را هلاک نمی سازد و آنان به این [امر] هیچ دانشی ندارند.} [سوره جاثیه آیه ۲۴٫]

و خدای بلند مرتبه در باره کسانی که قرآن را تکذیب و انکار می کنند می فرماید { و آن]ها[ را در حالی که دلهایشان آن]ها[ را باور داشته بود، از روی ستم و سرکشی انکار کردند. پس بنگر سرانجام فسادکاران چگونه بود}[ سوره نمل آیه۱۴ ].

ملحدین به ناتوانی و عجز کامل خود در شناخت راز هستی اعتراف دارند و اقرار می کنند که آنان قادر به زنده کردن کسی که زندگی را وداع گفته و روح از بدنش خارج شده، نیستند. پس ماده، که با تمام توان می خواهند آن را بوجود آورنده هستی قلمداد کنند، کجاست؟ چرا برای برگرداندن روح به بدن بعد از اینکه از تب و تاب افتاد، به آن متوسل نمی شوند؟

چطور امکان دارد تمام بشریت به دینداری و تدین احترام بگذارد، اگر ادعای بی دینان درست بود که دینداری مجموعه ای از توهمات است؟ چرا پیغمبران در طول حیاتشان موفق شدند و پیام آنان در دل مردم زنده باقی ماند؟ در حالی که اندیشه های بشری از یاد می روند و می میرند. بلکه بدتر از آن، با وجود فصاحت و بلاغت در آنان، به مرور زمان خسته کننده و ملالت بار می شوند.

چطور می توان میان نیکوکاران و بدکاران تفاوت قایل شد؟ چه چیز مانع انجام کار بد می گردد؟ چه چیز سبب دلسوزی ثروتمند به فقیر می شود؟ چه چیز مانع سرقت، خیانت، فریب و اعتیاد می شود؟ چه چیز این مردم را از برآورده کردن خواسته هایشان باز می دارد؟

جامعه بی دین به مانند گله گرگ، ستمکار، خودخواه و شهوات طلب است، به همین سبب الحاد و بی دینی از مهمترین اسباب بدبختی ، فقر، کینه ورزی و پریشانی بشمار می رود، خدای بلند مرتبه می فرماید {و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگانی ای تنگ خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا برانگیزیم}[ سوره طه آیه ۱۲۴]

الحاد اندیشه ای باطل است و عقل، منطق و فطرت آن را نمی پذیرد. این باور با علم و دانش سازگار نیست، به همین سبب دانشمندان آن را شدیدا رد کرده اند، همانگونه که منطق نیز نمی تواند با آن موافق باشد، چرا که بر بی منطقی در زندگی پی ریزی شده است و ادعا می کند که تمام این هستی بی نظیر، نتیجه یک تصادف بوده است ، فطرت نیز با این اندیشه نمی خواند فطرت – حتی در نزد بی دینان – به تدین فرا می خواند { و آن[ها ] را در حالی که دلهایشان آن[ها] را باور داشته بود، از روی ستم و سرکشی انکار کردند. پس بنگر سرانجام فسادکاران چگونه بود} [سوره نمل آیه ۱۴] .

تا هنوز به این پرسش ها دقیقا پاسخ داده نشده است

انسان بیهوده سعی می کند تا پاسخ این پرسش ها را بدون یاری و کمک از بیرون خود بیابد، دانش جدید نتوانسته به هیچ کدام از این پرسش ها پاسخ بدهد. زیرا این امور در دایره مباحث دینی قرار می گیرند و به همین سبب تحلیل پیرامون پاسخ به این پرسش ها یکسان نیست و در این زمینه خرافات و افسانه های زیادی بوجود آمده که باعث افزایش سرگردانی و پریشانی آدمی گشته است.

آدمی نمی تواند به پاسخ شفاف و دقیق این پرسش ها دست یابد مگر اینکه خداوند او را به راه راست هدایت کند . راهی که از آن به ساحل امنیت، آرامش، خوشبختی و راحتی دست می یابد.

فقط ادیان به چنین مباحثی می پردازند، زیرا این مباحث از جمله قضایای غیبی به شمار می آیند و پاسخ درست و سخن راست نشانه درستی و حقانیت یک دین بشمار می رود. زیرا فقط خداوند می تواند پاسخ درست را به بشر بدهد و آن را به پیامبرانش وحی نموده است؛ خدای بلند مرتبه می فرماید { بگو: هدایت خداست که هدایت] واقعی[ است}[ سوره بقره آیه ۱۲۰]

و خدای بلند مرتبه می فرماید { بگو هدایت ] حقیقی[ هدایت خداست} [سوره آل عمران آیه ۷۳٫]

به همین سبب بر انسان لازم است تا به سمت دین حق رفته و آن را بیاموزد. به آن ایمان بیاورد تا سرگشتگی او پایان پذیرفته و تردید و دودلی از او رخت بر بندد و به راه مستقیم ، راه آرامش و خوشبختی رهنمون شود.

به چه شکل می توان به این پرسش ها پاسخ داد؟

چرا آفریده شده ایم؟ و به کجا می رویم؟

خدای بلند مرتبه می فرماید {و به راستی انسان را از چکیده گل آفریدیم(۱۲) سپس او را در قرار گاهی استوار نطفه ای قرار دادیم (۱۳)سپس نطفه را به خون بسته گردانیدیم، آنگاه]آن[خون بسته را]به صورت[ گوشت پاره ای در آوردیم. آنگاه ]آن[ گوشت پاره را استخوان هایی ساختیم. سپس بر آن استخوان ها گوشت پوشاندیم. آنگاه او را ]به[آفرینشی دیگر آفریدیم. بزرگ است خداوند، بهترین آفرینندگان.(۱۴) سپس شما پس از این خواهید مرد (۱۵) آنگاه قطعا شما روز قیامت بر انگیخته شوید (۱۶)} [سوره مومنون آیه ۱۶-۱۲]

پس سرانجام این گشت و گذار برانگیخته شدن دوباره و بازگشت به سوی باری تعالی است. این آفرینش بیهوده نیست. خدای بلند مرتبه از بیهوده کاری پاک و منزه است. بلکه در آن حکمتی بس بزرگ است. خدای بلند مرتبه می فرماید: {آیا پنداشتید که ما شما را بیهوده آفریده ایم و شما به سوی ما بازگردانیده نمی شوید؟} [سوره مومنون آیه ۱۱۵]

خداوند انسان و جن را بیهوده نیافرید. بلکه آنان را آفرید تا فقط او را – بدون هیچ گونه شریکی – عبادت کنند. عبادت و بندگی او مفهومی شامل و فراگیر دارد و با انجام دادن هر آنچه او دوست دارد و به آن خشنود است از فرایض، نماز، ذکر، آبادانی زمین و سود رساندن به مردم محقق می شود. خدای بلند مرتبه می فرماید { و جن و انس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریده ام} [سوره ذاریات آیه ۵۶]

همه آدمیان به سوی او باز می گردند و سرانجام همگی به سوی اوست، خدای بلند مرتبه می فرماید { و بازگشت به سوی خداست} [سوره آل عمران آیه ۲۸٫]

این یقین، بیهودگی را از زندگی می زداید و به حیات آنان معنی می دهد و خوشی و راحتی را به قلوب آنان وارد می کند؛ خدای بلند مرتبه می فرماید {آیا بی آفریدگار آفریده شده اند، یا اینکه خود آفرینندگانند؟ (۳۵) آیا آسمانها و زمین را آفریده اند؟]نه[بلکه آنان یقین نمی کنند (۳۶)} [سوره طور آیه ۳۶-۳۵]

آنگاه که آدمی از شناخت راز این هستی ناتوان گشت و شروع به تفکر در آفرینش خداوند در زمین، ستارگان و دیگر سیارگان نمود و به حرکت شب و روز و زندگی و مرگ توجه کرد و به دیگر آفریدگان خداوند دقت کرد… آن گاه که انسان ژرف تر در این هستی تفکر نمود به فطرتش به این باور می رسد که این هستی را بوجود آورنده ای بسیار تواناست که از او بسیار توانمندتر است و سزاوار است که در برابر او کرنش کرده و مطیع و بنده او گردد و و به پاداش او امیدوار و از مجازات و کیفر او بترسد، تفکر در هر یک از آیات فوق فرد را به آن می رساند که به آفریننده بزرگ و توانا و حکیم اعتراف کند و به این نتیجه برسد که ماده فقط یکی از مخلوقات خداوند است که آن را بوجود آورده و پیش از آن نبوده است.

این پروردگار معبود و تواناست که خود را به بندگانش معرفی و آیات موجود در هستی را دلیل و گواه بر خود قرار داده – در حالی که او از این بی نیاز است- و خود را با صفات کمال توصیف کرده است. وحی آسمانی بر وجود او و ربوبیت و الوهیت او دلالت نموده و عقل و فطرت آن را پذیرفته و اجماع تمام ملت ها بر ضرورت آن صورت گرفته است

منبع: سایت الطریق الی السعاده.