«مروری نقادانه بر دو اثر پژوهشی دانشگاهی در غرب درباره مهدویت»

اشاره

مقاله حاضر دو اثر علمی دانشگاهی در غرب را که درباره مهدویت نوشته شده مرور کرده و نقادی می کند. این دو اثر را یکی از اساتید ارشد مسلمان شیعه بنام دکتر عبدالعزیز عبدالحسین ساشدینا تحقیق کرده است. اثر اول که برخاسته از پایان نامه دوره دکتری اوست، مطالعه ای جامع درباره عقیده مهدویت به عنوان منجی اسلام است که راهنمایی ارزشمند برای طلاب علوم دینی و اسلامی و دانشجویان تاریخ و سیاست به شمارمی آید و این اعتقاد کلیدی و تکامل آئین آن را در منافع اصیل امامیه بررسی می نماید.

اثر دوم بررسی جایگاه رهبری عادل در تشیع در دوران غیبت کبرای آن حضرت می پردازد و نظریه سیاسی اجتماعی شیعه را در این دوران موشکافانه تبیین نموده و آن را در چارچوب ولایت مطلقه فقیه ارائه می دهد و سیر تاریخی موضوع را از آغاز غیبت تا عصر حاضر با توجه به آراء فقهای معاصر و در پرتو تشکیل نظام سیاسی ایران در پی انقلاب اسلامی معاینه می نماید در این مقاله هر دو اثر مورد نقادی قرار گرفته و زمینه را برای ترجمه کامل آن دو فراهم آورده است.

تا حدود سه دهه پیش بیش تر پژوهش ها درباره تشیع در جوامع غربی و به دست پژوهشگران مسیحی و یهودی انجام می گرفت و کرسی های درسی دانشگاهی درباره این موضوع، نیز در این جوامع و در اختیار دانشمندان و استادان آن ها بود. یافته های این گونه پژوهش ها نیز از روش های مکانیسم تاریخی استفاده می کرد و محتوای آن ها هم اساسا بر منابع دست دوم تکیه داشت.

در سال های (1981 و 1988) دو اثر پژوهشی در غرب منتشر شد که نویسنده هر دو، از مسلمانان شیعه و مقیم غرب است. وی دکتر عبدالعزیز عبدالحسین ساشرینا، نام دارد که در سال (1942 میلادی) متولد شده و اصالتا از شیعیان اثنی عشری آفریقاست. او تحصیلات دوره کارشناسی خود را در ایران گذرانده، دوره دکترای مطالعات مذهبی را در دانشگاه تورنتوی کانادا سپری کرده و در سال 1976 از پایان نامه خود که درباره مهدویت می باشد، دفاع کرده است(1). وی به زبان های فارسی، عربی و انگلیسی آشنایی کامل دارد و سیر پژوهش خود را در این زمینه ادامه داده و نخستین اثر خود را به صورت کتابی بر پایه تحقیقات دوره دکتری خود، منتشر کرده است(2) (که در این نقد از آن به عنوان «اثر اول» یاد می شود). او پس از آن، طرح پژوهشی دیگری را آغاز می کند و چندین دوره فرصت مطالعاتی را در ایران، عراق و اردن می گذراند که نتیجه آن به صورت کتاب دیگری منتشر می شود.(3) (در این نقد آن را «اثر دوم» می نامیم.) او مقدمه این اثر را با این فراز از دعای افتتاح پایان می برد: «اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمه تعزبه الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاة الی طاعته والقاده الی سبیله و ترزقنا به کرامة الدنیا والاخرة».

وی اثر اول را به فاطمه، همسرش و اثر دوم را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر(عج) (السلطان العادل المنتظر) تقدیم می کند و از دو پسرش علی رضا و محمدرضا که او را در این پژوهش همراهی کرده اند، سپاسگزاری می نماید.

اثر نخست با نام «منجی اسلامی: اعتقاد به امام مهدی(عج) در تشیع اثنی عشری» در قطع وزیری و در 230 صفحه، با قلم نسبتا ریز منتشر شده و از یک پیش گفتار، شش فصل، یک ضمیمه، یک نمودار و یادداشت ها، کتابنامه و فهرست اعلام تشکیل شده است.

فصل های کتاب به شرح زیر طرح ریزی شده است:

فصل اول: مقدمه: مهدی (عج)، منجی اسلامی؛

فصل دوم: قائم المهدی، امام منجی دوازدهم؛

فصل سوم: غیبت امام دوازدهم؛

فصل چهارم: امامت امام غایب؛

فصل پنجم: رجعت امام مهدی(عج)؛

فصل ششم: نتیجه گیری؛

ضمیمه: ویژگی های امام و نظام امامت مستند به کتاب الحجة علامه کلینی؛

فرهنگ اصطلاحات.

نمودار: سلسله امامت در تشیع اثنی عشری و تشیع اسماعیلی.

یادداشت ها

اختصارات و کتاب نامه انتخابی

نویسنده در پیش گفتار این اثر می نویسد:

«دانشمندان متأخر غربی، در موضوع مهدویت، تقریبا چیزی ننوشته اند و همین امر انگیزه انجام این پژوهش و نگارش این اثر علمی شد؛ طی پژوهش پایان نامه دوره دکتری ام، ضرورت بررسی متون غنی و گسترده در این موضوع را احساس کردم، یافته های خود را بر علمای دینی عرضه داشتم و با آنها مباحثه کردم، بی آن که توجه دقیق به مبانی علمی جدید را نادیده انگارم. امری که مرا به وصول به این هدف آماده کرد همکاری در گسترده و بی دریغ استادها، دانشمندان، دوستان و همکارانی بود که در تورنتو، مشهد مقدس و نجف اشرف داشتم.»

این اثر برای درک تحولات معاصر ایران ـ که با پیروزی انقلاب اسلامی به تشکیل نظام جمهوری اسلامی انجامید ـ نیز تحولاتی که در دیگر نواحی جهان اسلام که شیعه از نیروی اجتماعی و سیاسی برخوردارست، اهمیت زیادی دارد. به طور کلی احادیث اسلامی درباره ظهور مهدی(عج)، رهبر نجات بخش و هدایتگر الهی که از نسل پیامبر بزرگ اسلام(ص) است، سخن گفته اند. در تشیع اعتقاد به مهدی(عج) ستونی است که تمام بنای روحانی و باطنی دین بر آن استوار است. در این اثر، ساشرینا با این هدف که عقیده مهدویت جنبه محوری و کلیدی دارد، موضوع را با روش علمی در منابع اصلی امامیه بررسی و تکامل آیینی این ایده را موشکافانه مطالعه می کند. او مفهوم منجی در مذاهب یهودی و مسیحی را با یکدیگر مقایسه کرده و با مفهوم شیعی آن مطالعه ای تطبیقی انجام می دهد سپس رابطه بسط یافته آن را بین مسلمانان شیعی و نظام های سیاسی مقایسه می کند. منابع اصلی وی در بسط نظریه های آئینی مهدویت، بر پایه آثار دانشمندان صدر اول امامیه ـ که تا زمان غیبت امام(ع) فاصله چندانی نداشته و اندیشه های خود را در زمانی گسترش داده اند که در جهان اسلام در اقلیت محض بوده اند ـ بنا شده است.

این اثر با روش شناسی مطالعه تاریخ اعتقاد به مهدویت ـ و نه خود اعتقاد به مهدویت ـ موضوع را مورد مطالعه علمی قرار داده است. به همین دلیل: خواننده معتقد و مؤمن باید به این نکته توجه داشته باشد که نگرش نویسنده به موضوع به عنوان یک پژوهشگر مطرح است نه به عنوان یک معتقد و با شیوه تعقل تاریخی موضوع را بررسی می کند، نه از جنبه اعتقادی. به عبارت دیگر؛ پژوهش او با هدف تهیه تفسیر مطلوبی از چگونگی یک جامعه مذهبی که تحت نظر جنبه های اجتماعی ـ سیاسی، از اعتقاد به مهدویت حمایت می کند انجام شده است.

نویسنده با تکیه بر تعالیم امامان معصوم(ع) ـ که یکی از مؤلفه های ایمان را عقلی دانسته اند که به بصیرت و معرفت دینی می انجامد ـ این پژوهش را به پایان برده است. این روش در آثار بزرگان فقها و علماء شیعه پیشینه داشته است. به عنوان مثال می توان به رساله «مسئلة الوجیزه فی الغیبه» اثر علی بن حسین معروف به سید مرتضی (متوفی 436 ه .ق) اشاره کرد که با روش استدلالی درباره طول عمر امام غایب(ع) به بحث پرداخته است. این رساله ارزشمند که در سال 1955 میلادی در بغداد به چاپ رسیده توسط خود ساشرینا به زبان انگلیسی ترجمه شده است.(4)

تحت تأثیر فضای معنوی و شور و حال ایمان مذهبی آن قرار گرفته است.

این اثر کتاب نامه نسبتا جامعی دارد که مآخذ آن می تواند دانشمندان، دانشجویان و پژوهشگران را در به دست آوردن اطلاعات بیشتر در زمینه مطالعاتی با موضوع مهدویت، یاری بخشد. هم چنین این اثر یک واژه نامه فنی را به همراه دارد که مفاهیم و اصطلاحات فنی مرتبط با مهدویت را با تعریف دقیق آئینی، کلامی و فقهی آن ارایه می دهد و خواننده را از مراجعه به آثار متعدد و فرهنگ نامه های گوناگون بی نیاز می سازد.

نویسنده در ضمیمه این اثر، با نام «ویژگی های امام و امامت»، باب های کتاب الحجة کافی را (بیش از 130 باب) با یک طبقه بندی ابتکاری و علمی، با آوردن عناوین اصلی و فرعی رعایت ترتیب روایت ها، این کار وی انگیزه مطالعه عمیق تر را تقویت می کند و مراجعه به منبع اصلی و به علاوه روایت ها را آسان می سازد.

در عین حال، در اصل پایان نامه دکتری ساشرینا نکته هایی ذکر شده که قابل تأمل است و نیاز به نقادی دارد که در این جا به بررسی آن می پردازیم (مأخذ شماره 1):

ساشرینا اعتقاد دارد (صفحه 137). انتصاب ابوالقاسم حسین ابن روح نوبختی به عنوان سفیر سوم امام دوازهم(ع)، «باید زیر نفوذ عضو برجسته دیگری از خاندان نوبخت، با نام ابوسهل اسماعیل بن علی(5)، صورت گرفته باشد» این نظر، محلی از اعراب ندارد؛ زیرا مدرک زیر ثابت می کنند که ابن روح بیش تر به دلیل شایستگی، وفاداری و هوشیاری، به سفارت ارتقاء یافته است؛ عده ای از امامیه از ابوسهل نوبختی، علت این که وی به جای ابن روح به سفارت نرسیده است را جویا شدند و او پاسخ داد:

«آنان ـ امامان(ع) ـ بهتر از هر کس می دانند که چه کسی را به این سمت برگزینند؛ من آدمی هستم که با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان به بحث می نشینم. اگر آن چه را که ابوالقاسم (ابن روح) درباره امام می داند، می دانستم شاید در حین بحث با دشمنان، می کوشیدم تا دلایلی بنیادی بر وجود امام، ارایه دهم و در نتیجه جای اقامت او را آشکار سازم، ولی اگر ابوالقاسم امام را در زیر جامه خود نیز، پنهان داشته باشد، بدنش را قطعه قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد».(6)

تقسیم بندی، احادیث یا ابداع، یا تفسیر شده اند تا وضعیت را آن چنان که ظاهر شده، با آن تطبیق دهند.»

نظر به ساشرینا از دقت لازم برخوردار نیست؛ زیرا اعتقاد به دو غیبت، پس از رحلت سفیر چهارم (329 هجری قمری) به وجود نیامده، و توسط نعمانی و عالمانی چون: صدوق، خزار، مفید (متوفی 413 هجری قمری) و طوسی (متوفی 460 هجری قمری) که دنباله رو او بودند، ابداع نشده است. آنان تنها کاری که کرده اند این است که تطابق بین دو غیبت امام دوازدهم و احادیثی که این اتفاق را پیش بینی می کند، تبیین کرده اند.(7) از نقطه نظر تاریخی اخبار زیادی وجود دارد که نشان می دهد، احادیثی که درباره غیبت وجود دارند، قبل از سال 329 هـ . ق، یعنی آغاز غیبت کبری، توسط امامیه به کار می رفته است. خوشبختانه، کلینی ـ که در دوران غیبت صغری می زیست ـ این احادیث را در کتاب کافی آورده است.

ساشرینا درباره کاربرد لقب «مهدی» برای امام دوازدهم(ع)، معتقد است که (صفحه 83) «…مهدویت امام دوازدهم امامیه، بسط بعدی نظریه امامت امام غایب بود که عقیده معروف ظهور مهدی و ایجاد عدالت و مساوات در جهان را با غیبت طولانی امام دوازدهم، ترکیب می کرد».

او، پس از بررسی کتاب های زیارات ـ که جزو آثار علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار می باشد ـ به این نتیجه رسیده است. بنا به گفته ساشرینا، قدیمی ترین این زیارات به سلسله اسناد از شخص امام دوازدهم و در پاسخ نامه ای که عبدالله حمیری (متوفی 290 هجری قمری) به محضر آن حضرت نوشته، روایت می شود. ساشرینا می گوید: (صفحات 87 ـ 86)

«من متن این زیارت را به دقت بررسی کردم؛ هیچ ذکری از عنوان مهدی دیده نمی شود و توسط پیامبر(ص)، امام دوازدهم به عنوان مهدی موعود خطاب نشده است. این نخستین زیارتی است که در این بخش از کتاب زیارات ذکر شده است».

از نقطه نظر تاریخی، در نظریه ساشرینا چندین نکته وجود دارد که محل تأمل است.

نخست: بنابه سخنان منسوب به امام باقر(ع) و امام جواد(ع)، همه امامان عنوان قائم داشته اند؛ بدین معنا که اجرا و اقامه فرامین الهی به آن ها سپرده شده است (کلنا قائمون بامرالله). به علاوه همگی به عنوان مهدی لقب یافته اند؛ با این مفهوم که وظیفه ایشان هدایت مردم به سوی دین خدا بوده است (کلنا نهدی الی دین الله)(8). به همین دلیل، در می یابیم که در کتاب های مربوط به حج یا زیارات، به تمام امامان، «الائمه الراشدون المهدیون» گفته می شود.(9) در نتیجه، امام دوازدهم نیز در این معنا عنوان مهدی را داشته است، گرچه این کلمه معنای کاملاً متفاوتی از لقب قائم مهدی که به معنی موعود پیامبر(ص) که قیام به سیف خواهد کرد، دارد.(10)

حضرت پاسخ می فرماید: «بلی».(11)

شود. این پاسخ، برای درک موقعیت کتاب یاد شده و فهم مطالب آن راه گشای خوبی به شمار می آید.

ترجمه این اثر به زبان فارسی، هم می تواند مورد استفاده پژوهشگران حوزه و دانشگاه قرار گیرد و هم به عنوان یک اثر علمی در این مجامع تدریس شود و هم، برای عموم جامعه که از سطح تحصیلات متوسط به بالا برخوردار باشند، مفید افتد.

او خود درباره اثر دوم با نام «فرمانروای دادگر در تشیع: ولایت مطلقه فقیه در فقه امامیه» می نویسد:

«… اندیشه پژوهش در این مورد، زمانی به ذهنم خطور کرد که مشغول نگارش اثر قبلی ام درباره منجی اسلامی(2) در مشهد بودم و آن، زمانی بود که انقلاب اسلامی ایران به اوج خود می رسید (1357). در این شرایط فرصت ناچیزی داشتم که در بسیاری از بحث های علمی و عمومی درباره موضوع حکومت اسلامی و ولایت فقیه در دوران غیبت امام دوازدهم(ع) ـ که بحث روز بود ـ شرکت کنم. بنابراین، یک طرح پژوهشی در موضوع فرمانروای عادل (السلطان العادل) در شیعه دوازده امامی، نوشتم و در سال 1983 (63-1362) به ایران بازگشتم تا با عالمان دین به مباحثه بپردازم و از کتابخانه های غنی آستان قدس رضوی در مشهد و دیگر کتابخانه ها در قم، تهران و مشهد بهره جویم. سه سال پیش از آن بدین نتیجه رسیدم که پژوهش کتابخانه ای در این موضوع، بی آن که وارد مباحث عمده، با فقیهان امامیه در ایران شوم، ناقص است. بدین منظور، با بسیاری دانشمندان و اساتید دانشگاه هایی که رشته های معارف اسلامی و الهیات دارند، مباحثه هایی انجام دادم. آن چه در این اثر می آید، یافته تحلیلی این مباحث را بازگو می کند.»

این اثر از یک مقدمه، شش فصل، یک ضمیمه، یک واژه نامه فنی، یادداشت ها و کتابنانه انتخابی تشکیل شده است و در 281 صفحه؛ با قلم ریز و در قطع وزیری به چاپ رسیده است. فصل های کتاب به ترتیب زیر ارایه شده اند:

1ـ نیابت امامان شیعه.

2ـ فقیهان شیعه: رهبران امامیه.

3ـ نظریه امامت درباره اقتدار سیاسی.

4ـ نیابت فقیهان در ولایت قضا.

5ـ ولایت مطلقه فقیه.

6ـ نتیجه گیری.

ضمیمه: سهم امام و خمس در دوران غیبت.

این اثر، نظریه سیاسی جانشینی و نیابت عام امام عصر(عج) در دوران غیبت کبری را با شیوه ای منقّح و علمی و با پژوهشی دانشگاهی که هم محتوای اصیل آثار و آرای فقیهان را از آغاز غیبت کبری تا عصر حاضر مرور کرده، ارایه می دهد. تشکیل دولت اسلامی، با رهبری آیت الله العظمی امام خمینی(ره)، در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، اوج تفکر شیعی را به وجود حاکم عادل در دوران غیبت ـ که از منابع فقهی و الهیات کلاسیک نشأت می گرفت ـ باز می تاباند. اعتقاد به ظهور حاکم عادل معصوم و نجات بخش در آخرالزمان، شرایط سیاسی و اجتماعی و اعتقادهای شخصی بعضی از نخبگان، فقها را آماده می سازد تا مسئولیت ناشی از نقش حاکم عادل را به عهده گیرند. این حرکت که بر پایه نظریه ولایت فقیه عادل قرار دارد، به بهترین شکل، نظم عمومی و اجتماعی را بر پایه ارزش های دینی برقرار می کند. ساشرینا با پژوهشی فراگیر در فقه شیعه و سنی و معارف مذهبی آنان به بررسی آثار هر دو مذهب در کتابخانه های اردن و ایران می پردازد و با دانشمندان و فقهای مطرح و رهبری کننده هر دو جامعه، به بحث می نشیند و اهمیت بنیادگرایی اسلامی مدرن، احیاگری دین و بازتاب آن را در مفهوم ایرانی آن شرح می دهد. او نگاهی کم نظیر به آثار فکری و کاربردی فقه اسلامی می افکند و ارتباط آن را با مفهوم اجتماعی ـ سیاسی جامعه اسلامی مطرح می سازد.

این اثر، جامع ترین تحلیل بر یک پدیده اسلامی که از اهمیت حیاتی در زمینه سیاسی ـ اجتماعی،در جهان معاصر برخوردار است، را تهیه و مبانی ولایت فقیه را در آثار فقهاء شیعه مطرح ساخته و گستره و چگونگی تکوین آن را بررسی می کند. این اثر می تواند برای طلاب علوم دینی، دانشجویان الهیات، علوم سیاسی، تاریخ، سیاست خاورمیانه و مطالعات اسلامی و پژوهشگران حوزه و دانشگاهی هم به عنوان کتاب درسی و هم کتاب مرجع مطرح باشد، علاوه بر آن که برای عموم جامعه که از سطح دانش متوسط به بالایی برخوردارند، مفید واقع گردد.

گرچه این اثر ادعای جامعیت دارد، ولی از برخی نظریه های فعال در ولایت مطلقه فقیه که در اوایل قرن چهاردهم هجری مطرح شد و به تشکیل حکومت اسلامی در برهه ای از زمان و مکان انجامید، غفلت ورزیده است(12). این موضوع را با نویسنده حضوری در میان گذاشتم و خود آن را پذیرفت که این مطلب را در تکمیل بررسی های او، در ترجمه فارسی این اثر می توان بر آن افزود.

حامد آلگارات، استاد دانشگاه کالیفرنیای آمریکا درباره این کتاب می نویسد:

«مسأله ولایت سیاسی و فقهی در دوره غیبت امام دوازدهم(ع) از اهمیت محوری در تشیع برخوردار است. این اثر در موضوع یاد شده، دیدی گسترده و فقهی دارد که بر پایه نقادی آگاهانه و موشکافانه از منابع اصلی استوار است و نقش عمده ای را در مطالعات شیعی ایفا می کند».

فضل الرحمن، استاد دانشگاه شیکاگو می نویسد:

«این اثر به وضوح و سادگی سبط های پیچیده در فقه سیاسی شیعه را از آغاز تا عصر حاضر تفسیر می کند که به فهم روشنی از موقعیت معاصر ایران می انجامد و عطیه ای است که موضوع ولایت سیاسی را به روشنی روز در شیعه مطرح می سازد و به آگاهی دانشجویان می انجامد.»

دکتر ساشرینا سال هاست که به درجه استادی در بخش مطالعات مذهبی ارتقاء یافته و در دانشگاه های کانادا و آمریکا تدریس و تحقیق می کند وی این دو اثر را در حالی که سمت استادی مطالعات مذهبی دانشگاه ویرجینای آمریکا را به عهده داشت، منتشر ساخته است.

گرچه همانند هر اثر علمی دیگر، آثار او از نقد علمی مبرّا نیست، ولی تلاش و خدمت این دانشمند شیعی در ارایه این آثار ارزشمند ـ که ترجمه آن ها می تواند برای فارسی زبانان مفید باشد ـ شایسته تقدیر است.

در پایان، باید به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر(عج) عذر تقصیر آورد و سخن استاد سخن سعدی شیرازی را درباره خدای بزرگ که آیینه تمام نمای او ـ حضرت مهدی(عج) ـ را نیز سزاست، زمزمه کرد و در مطالعه این آثار هم مد نظر داشت:

ای برتر از خیال و گمان و قیاس و وهم از هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم

شیراز ـ شب هجرت حضرت رسول اکرم(ص) (لیلة المبیت) اول ربیع الاول 1424

دکتر سید محمدتقی آیت اللهی، استاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز


1. Sachedina AA(1979): The Doctorine of “Mahdism in Imami Shiism” .Ph.D.Thesis/University of Toronto, Canada.

2. Sachedina AA(1981): Islamic Messianism: The Idea of the Mahdi in Twelver Shiism. New York: State University of New York Press.

3. Sachedina AA (1988): The Just Ruler in Shiite Islam. The Comprehensive Authority of the Jurist in Imamate Jurisprudence.

New York: Oxford University Press.

4. Sachedina AA (1978): A treatise on Occultation Of the twelfth Imamite Imam, Studia Islamica, 98: 109-124.

5. از رهبران امامیه که در روزهای آخر عمر سفیر دوم برای تعیین ابوالقاسم به سفارت، حضور داشت.

6. طوسی، محمدبن حسن، الغیبه، ص 255، تبریز، 1322 هجری قمری.

7. همان، ص 110.

8. الکافی، ج 1، ص 307 و 536؛ کمال، ص 263؛ الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 249-250، اثبات، ص 178-179.

9. من لایحضره الفقیه، صدوق، ج 2، ص 371؛ التهذیب، طوسی، ج 6، ص 114؛ الغیبه، نعمانی، ص 45.

10. بصائرالدرجات، محمد حسن صفار (متوفی 290 هجری قمری)، کتابخانه مرکزی، دانشگاه تهران کتاب خطی شماره 657، پاورقی 50 الف؛ الکافی، ج 1، ص 243.

11. الغیبه، محمدبن حسن، طوسی، ص 296، نجف اشرف، 1965 م .

12. آیت اللهی، سید محمدتقی، ولایت فقیه، زیربنای فکری مشروطه مشروعه، سیری در آثار و افکار سیدعبدالحسین لاری، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1363.

منبع :انتظار – تابستان و پاییز 1382، شماره 8 –