شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

مراد از اخلاق الله

اخلاق الله

از امام معصوم ـ علیه السلام ـ رسیده است: «تخلقوا باخلاق الله». یعنی متخلق به اخلاق خداشوید. برای اینکه مراد از اخلاق الله روشن شود مطالب زیر قابل توجه است:

«تخلقوا» یعنی «ایجاد کنید درخود» «بیارایید خودتان را»(۱) به اخلاق الهی. کلمه «اخلاق» جمع «خلق» می باشد که در لغت به معنای «فطرت، سرشت و طبع» آمده است.(۲) و در اصطلاح ملکه نفسانی است، که افعال بدنی آنچه مطابق اقتضای آن ملکه از آدمی سر می زند آسان باشد حال چه اینکه آن ملکه از فضایل باشد، مانند عفت و شجاعت و چه از رذایل مانند: ترس.(۳)

راغب اصفهانی کلمه «خلق» را چه با فتحه و چه با ضمه خاء، در اصل به یک معنا می داند. اما در اثر کثرت استعمال «خَلق» به معنای صورت ظاهر، قیافه و هیئت را که با چشم دیده می شود گویند.

و «خُلق» معنای خوی و سجایای اخلاقی را که با بصیرت و چشم دل احساس می شود را می رساند.(۴)

پس معنای حدیث چنین است که در نفس و جان و سرشت خود، اخلاق الهی را ایجاد کنید.

و به ملکه نفسانی به مانند آنچه در اخلاق خداوندی است دست پیدا نمایید.

با توجه به مطالب فوق، باید گفت: منظور از «اخلاق الله» جمیع صفات ربوبی و اخلاقی می باشد. مانند علم، برّ، احسان، لطف، خیر، رحمت و…(۵) که عبد با توجه به صفات رب خویش، آن ها را در خود ایجاد نماید.

مثلاً یکی از نام ها و صفت خدا«ستار العیوب» است. با توجه به این خلق خدا، بنده نیز هیچ کس را رسوا و عیب های او را نزد مردم آشکار نکند. همان طوری که خداوند مهربان، عیب های بنده خویش را پوشانیده و به احدی از آن خبر ندارد. انسان نیز از این اخلاق خداوند تبعیت نموده و اسرار دوستان و سایر مخلوقات الهی را اظهار و علنی نکند.(۶)

پس بطور کلی و در یک کلمه، منظور از اخلاق الله. جمیع صفات جلالیه و جمالیه خداوند است.(۷)

که در دعای جوشن کبیر بطور مفصل بیان گردیده است(۸) و اسماء و صفات الهی در آن ذکر شده.

تفکر و تأمل درباره تک تک این صفات الهی و سپس مراجعه به خود و کارهای نفس، می توان آن ها را در خود ایجاد و ملکه نماییم.

پی نوشتها

  1. نامعلوم، «المنجد فی اللغه و الاعلام»، دار المشرق، بیروت، ۱۹۷۳ م. ص۱۹۳٫
  2. ابن منظور،لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول ۱۴۰۸ق، ج ۴، ص ۱۹۴
  3. علامه طباطبائی (ره)، تفسیر المیزان، مترجم موسوی همدانی، محمد باقر، بنیاد علمی و فکری علامه، ۱۳۶۳، ج ۲۰، ص ۴۹
  4. علامه راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، قم، ذوی القربی، چاپ چهارم، ۱۴۲۵ق، ص ۲۹۷
  5. نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، نعمان، نجف، ج ۳، ۱۱۶
  6. گیلانی، عبد الرزاق، مصباح الشریعه، پیام حق، تهران، ۱۳۷۷، چاپ اول، ص ۷۳
  7. سبزواری. ملا هادی، شرح الاسماء الحسنی، بصیرتی. ج ۲، ص ۴۱
  8. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، مترجم الهی قمشه ای، رجاءو موسسه جهانی خدمات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۹، ص ۱۶۰