مراتب سرعت عبور مردم از صراط در قيامت

 عبور پيامبران از جهنم هم چون برق

آن کسانى که مانند پيامبران در دنيا مى آيند و ميروند و هيچ آلوده نمى شوند، و رنگ و بوى دنيا را بخود نمى گيرند، و زَن و فرزند و کسب و تجارت آنها را از خدا باز نمى دارد؛ آنان بسرعت برق از آن عبور مى کنند. و به مصداق آيه 37 سوره نور («رِجِالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَـ’رَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِکْرِ اللَهِ وَ إِقَامِ الصَّلَـ’وةِ وَ إِيتَآءِ الزَّکَـ’وةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الاْبْصَـ’رُ؛ مردانى هستند که هيچ خريد و فروش و کسب و کار آنان را از ياد خدا و اقامه نماز و دادن زکات باز نمي دارد، و از روزى که دلها و چشم ها در آن روز دگرگون مي شود سخت در هراسند») أبداً از دنيا آلوده نشده اند، و دنيا نتوانسته است آنان را بخود سوق دهد و گرايش دهد. و بنابراين چون از طرفى در دنيا آمده و رفته اند پس در جهنّم آمده اند و خارج شده اند؛ و از طرف ديگر چون در اينجا محبّت دنيا را بخود نخريدند و آلوده نشدند لذا در اين دنيا وقوف نکرده اند و چون برق گذشتند.

رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم در اين جهان يعنى در روى زمين شصت و سه سال درنگ فرمود، ولى يک لحظه در دنيا نبود. دنيا يعنى تعلّق و محبّت به غير خدا و دلبستگى به زينت هاى آن، و گرايش به عالم غرور و باطل. پس پيامبر در روى زمين درنگ کرد ولى در دنيا درنگ نکرد. و چون روى زمين آمد بدون يک لحظه تأمّل و توقّف بر رياست و جاه و حبّ مال و سائر تعلّقات دنيويّه، کَالبَرقِ الخاطِف به سرعت از آن عبور کرد. دنيا يعنى عالم اعتبار، حقائق را کنار زدن، و به اعتباريّات مشغول شدن، و پشت حجاب ظلمانى ماندن، و از سطح انسانيّت تنازل نمودن و در حدود افکار بهائم و شياطين زيست کردن. چقدر زندگى رسول الله اين چنين بوده است؟ هيچ هيچ. اصلاً زندگانى پيغمبر اکرم اين چنين نبوده است. پيامبر اکرم در تمام مدّت عمر تا هنگام رحلت يک دقيقه مانند مردم دنيا روى هدف و مقصد دنيا زندگى نکرد.

در روايت داريم که انبياء و اولياء از صراط کالبرقِ الخاطِف مي گذرند. شما هنگام برق زدن آسمان، آسمان را ديده ايد؟ چگونه آن برق به شما ميرسد و چشم را خيره مي کند؛ با همين سرعت آنها از صراط عبور مي کنند. دنيا پل است و حتماً بايد از جهنّم بگذرند؛ انبياء که به عالم اعتبار وارد شدند وليکن عبورشان زمانى طول نکشيد، چون دل ندادند؛ در آنجا هم از صراط چون برق مي گذرند. از انبياء و ائمّه و اولياء گذشته، افراد ديگر که در درجات مختلف پائين ترى هستند و به دنيا دل داده اند، به حسب اختلاف درجات و بستگى آنها به دنيا عبورشان مختلف است.

نحوه عبور مومنان و اصحاب يميين و ساير افراد از جهنم

افرادى در دنيا آمده اند و مؤمن هم بوده اند وليکن براى وصول به مقام توحيد و قطع علاقه کلّيّه از دنيا دچار ابتلائاتى مى شده اند؛ آنان هم از صراط عبور مي کنند، غاية الامر نه به آن سرعت بلکه به سرعت باد. افرادى اهل آخرت هستند و نمى توان آنان را از اشقياء شمرد، بلکه از اصحاب اليمين اند، اهل گناه هم نيستند، ولى آن عشق و شور و جذبه اهل توحيد که چون جرقه آتش، اوهام و اعتبارات را بسوزانند در سرشان نيست، و دنبال خدا هم مى گشته اند ولى نه با آن همّت بُرّنده و عزم کوبنده و با آن سرعت قاطع؛ اينها از روى صراط مانند آدم اسب سوار عبور مى کنند، آتش هم به آنها نمي رسد؛ امّا به همان مقدارى که چون اسب سوارى از پلى عبور کند و در زير آن آتش باشد به او حرارت ميرسد، به همان مقدار اصحاب اليمين در طول عبور از صراط گرماى آتش را احساس مى نمايند. و بعضى ديگر در عين آنکه از اصحاب اليمين هستند امّا به اين قدر پاک و پاکيزه نيستند قدرى تقصير و خطا هم نموده و گناهانى هم داشته اند و خداوند آنان را آمرزيده، اينها از روى پل مانند آدم پياده عبور مي کنند.

«الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ کَبَـ’ئِرَ الاْءِثْمِ وَ الْفَوَ’حِشَ إِلاَّ اللَمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وَ’سِعُ الْمَغْفِرَةِ؛ آن کسانى که از گناهان کبيره و قبائح اعمال اجتناب مى ورزند مگر از خطاها و گناهان کوچک. چون پروردگار تو اى پيغمبر مقام مغفرتش بسيار باز و وسيع است» (آيه 32 سوره والنجم). اينچنين افرادى بدون شفاعت به بهشت ميروند، ولى البتّه مانند کسى که بخواهد مثلاً پياده از روى چنين پلى عبور کند البتّه مشکلتر است از کسى که با اسب مي رود. لابدّ منظرۀ آتش را بيشتر مى بيند، و از حرارت آن بيشتر متأثّر مي گردد. بعضى از افراد مرتکب گناهان کبيره شده اند ولى چون داراى ايمان راسخ بوده اند مورد شفاعت قرار گرفته اند، اينها آهسته و لنگان مي گذرند. و افراد ظالم و کافر به جهنّم مى افتند، و چقدر جهنّمشان طول بکشد خدا ميداند. البتّه درجات ظلم و کفر مختلف است؛ آنقدر بايد بمانند تا آتش آنها را تطهير کند: يک ماه، دو ماه، يک سال، دو سال، ده سال، هزار سال، خدا مي داند چقدر مى مانند؛ چون روز قيامت پنجاه هزار سال است و بالاخره بايد آنقدر بمانند تا بيرون آيند. مگر افرادى که در آتش مخلّدند يعنى بطور جاودان بايد بمانند؛ آنان افرادى هستند که وجودشان آتش شده است. کسانى که از آتش بيرون مى آيند، در حوض کوثر غسل مى کنند و آن تاريکى ها و خرابى ها به برکت ولايت از بين ميرود و پاک و پاکيزه به بهشت مي روند.

منبع:کتاب معاد شناسى 8 صفحه 24 تا 27