خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

مدیریت پدر در تربیت کودک‏

مدیری که سخن از مدیریت اوست، دو شأن دارد، شأن مردانگی که به او اقتدار، قاطعیت و صلابت می‏‌بخشد و شأن پدری که وی را سرشار از مهر و شفقت نسبت به فرزند می‏‌نماید و پدر در مسیر تربیت، به این هر دو امر نیازمند است.

محبتی که او را به سهل‏‌گیری و آزاد و رهاگذاشتن کودک ترغیب می‏‌نماید و قاطعیتی برخواسته از دوراندیشی و ژرف‏‌نگری که او را معتقد به استحکام و سختگیری می‏‌کند.

«تربیت کودک باید حول دو محور متفاوت و در عین حال متجانس شکل گیرد. یکی سهل‌‏گیری و واگذاری و دیگری سختگیری و کنترل، ضمن رعایت حد اعتدال در این دو شیوه متضاد. رمز بزرگ و هنر ظریف تربیت متعادل برای پرورش شخصیت متعالی کودک توسعه‏‌یافتگی این دو محور متضاد است.»(۱)

مدیریت پدر باید بر پایه این دو اصل کلی بنا شود و پدر وظایف خود را در حیطه تربیت با رعایت اعتدال و بکارگیری درست و منطقی این دو اصل مهم انجام دهد.

نقش مهر پدری در تربیت کودک‏

پدر از طرق مختلفی می‏‌تواند مهر خود را به فرزند بنمایاند. اما در دوران طفولیت، نمایش مهر و محبت، بیشتر از دو طریق محبت محسوس و با صراحت و محبت از طریق بازی قابل اجراست.

۱- محبت محسوس و با صراحت

شأن مدیریت پدر، ضرورت محبت را  بیشتر می‏‌سازد، زیرا خوی مدیریت همواره با نوعی هیبت و تسلط همراه است که اگر با محبت درهم نیامیزد، خشک و آزاردهنده می‌‏گردد و حاصلی جز مطیع ساختن مقطعی کودک ندارد.

«اگر بخواهیم ادب از درون سرچشمه گیرد، ضروری است که با کودک مهربان باشیم و این محبت را به گونه‌‏ای به او نشان دهیم.»(۲)

محبت پدر به نوزاد

پدر باید محبت به کودک را از همان روزهای بعد از تولد آغاز نماید زیرا پدر نیز مانند مادر از طریق وراثت با کودک پیوند دارد و همین پیوند به وی امکان می‏‌دهد که در همان ایام نوزادی با فرزندش ارتباط برقرار نماید. نوازش طفل، اثری درازمدت در رابطه پدر و کودک دارد. ضمن آن که موجب افزایش علاقه پدر به کودک نیز می‌‏گردد.

دکتر «ویلیام سیرز» معتقد است که: «بیشتر نوزادان، در حالت هوشیاری خاموش به سر می‏‌برند… این حالتی است که بعد از آن هرگز تکرار نمی‏‌شود؛ چشم‏هاشان گشاده و باز است و نسبت به محیط اطراف خود حالتی پذیرنده دارند، این لحظه‏‌های پیوند اولیه نباید از دست برود. در این زمان با نوزاد حرف بزنید و بیان احساسات را آزاد بگذارید؛ سلام عزیزم، من پدرت هستم…»(۳)

در قیاسی که بین نوزادان به دنیا آمده در دو روش زایمان -طبیعی و سزارین- صورت گرفته گزارش شده است: نوزادانی که به طریق سزارین به دنیا آمده‌‏اند، بعدها رابطه بهتری با پدران خود دارند. زیرا در هنگام تولد، پدر به حکم ضرورت نزد ایشان حضور یافته است (طبق قوانین بیمارستان) این پدرها در پرورش و مهرورزی به اطفال خود نقش فعال‏‌تری داشته‌‏اند. در حقیقت، ایجاد پیوند با نوزاد، منافع درازمدت در رابطه بین آن دو در برخواهد داشت.(۴)

در روایات نیز آمده است که ائمه معصومین(علیهم السلام) در هنگام تولد فرزندانشان حضور داشتند و نوزاد را طلب کرده و می‏‌بوسیدند و در همان لحظات نخستین در گوش‏شان اذان و اقامه می‏‌گفتند … .(۵)

پدر و کودک شیرخواره‏

پدر در دوران شیرخوارگی نیز می‏‌تواند با محبت کردن به کودک، او را به همراهی، مدیریت و حکمروایی خود عادت بدهد. پدری که در این دوران نسبت به طفل بی‏تفاوت بوده و بعد از گذشت دو، سه سال، تازه می‏خواهد در امر تربیت و پرورش کودک دخالت کند، توفیق کمتری می‏یابد زیرا کودک به دلیل نبود اُنس قبلی، با دیدن پدر به وجد نمی‏آید و شادمان نمی‏‌شود، در این صورت پدر چاره‏ای ندارد جز این که یا با زحمت بیشتری گذشته را جبران نماید و مورد اعتماد و محبوب کودک شود و یا آن که راه آسان‏تری را برگزیند و تربیت را با خشونت درهم بیامیزد که راه دوم به هیچ وجه پسندیده نیست.

«در مورد پدری که سال اول، وقت خود را صرف پرورش کودک نکرده، پذیرفتنی است  که انضباط را همان تنبیه بدنی به حساب بیاورد و به صورت نامعقولی در دام کتک زدن بیفتد.»(۶)

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از کودکان در این دوران غافل نبوده بلکه با وجود مسئولیت‏‌های فراوان گاهی متحمل زحمت شده و مسافتی را طی می‌‏کردند تا نزد کودک خود بروند و او را از مهر پدری سیراب نمایند. «انس بن مالک» می‌‏گوید: هیچ کس را نسبت به کودکان خود مهربانتر از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ندیدم. آن حضرت در دوران شیرخوارگیِ فرزندش ابراهیم، او را به دایه‌‏ای در اطراف مدینه سپرده بود و با این که خانه دایه در اثر شغل آهنگری همسرش پر از دوده بود، پیامبر به آنجا می‏رفت و کودکش را می‌‏بوسید.(۷)

آن حضرت نه تنها خود کودکان را می‏‌بوسید. بلکه دیگران را نیز به بوسیدن کودکان – که صریح‏ترین راه ابراز محبت به کودک است سفارش می‏‌فرمودند:

«هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او یک حسنه می‏‌نویسد.»(۸)

«فرزندان خود را ببوسید زیرا به هر بوسه‌‏ای، رتبه‏‌ای در بهشت است و فاصله دو رتبه از یکدیگر پانصد سال است.»(۹)

پدر و کودک خردسال‏

بعد از گذشت دوران شیرخوارگی، دایره محبت به کودک وسیع‏تر شده و محبت از طریق کلام، قوت می‌‏گیرد. از این پس وابستگی کودک به مادر کاهش می‏‌یابد او بیش از گذشته به سمت پدر می‌‏رود. متأسفانه برخی از پدران بعد از گذشت این دوران از توجه و محبت خود به کودک می‏‌کاهند. زیرا کودک، دیگر آن جذابیت رفتار و شیرینی قبل را ندارد. این دوری پدر، برای کودک بسیار گران است و می‏‌تواند موجب عقده‏‌های روانی و ناهنجاری‏‌های رفتاری گردد. مخصوصاً که او اکنون بزرگتر شده و مسائل عاطفی را بهتر درک می‏‌کند و طالب محبت بیشتری است. البته طبیعی است که در کیفیت محبت تغییراتی ایجاد شود، اما اصل آن باید محفوظ و محسوس بماند. از این پس، پدر می‏‌تواند از عامل تعریف و تأثیر نیز بهره بگیرد.

تعریف، تمجید و تأیید کودک‏

انرژی مثبت کلمات طیب و پسندیده، بر روح و روان کودک تأثیر گذاشته و احساس خوشایندی در او نسبت به گوینده ایجاد می‏‌کند. تعریف از کودک به تقویت عزت نفس او نیز کمک خواهد کرد.

از آنجا که پدر در نظر کودک، مظهر قدرت و شجاعت است و معمولاً در نظر کودکان، پدر بیش از مادر از هیبت و ابهت برخوردار است، تعریف از کودک، توسط پدر برای او بسیار ارزشمند و لذت‏بخش خواهد بود. شایسته است که پدر در مسیر تربیت، از عامل تعریف بهره گیرد و روح کودک را با نسیم کلمات نوازش دهد. اگر پدر قصد پند و نصیحت و یا انتقاد از کودک را دارد، ابتدا می‏‌تواند از طریق تعریف، فضای دوستانه‏‌ای را ایجاد نماید و زمینه را برای تأثیر بیشتر کلام خود مهیا سازد.(۱۰)

جملاتی همچون «از وقتی تو به دنیا آمده‌‏ای زندگی ما شیرین‏‌تر شده» و یا «تو گلی هستی که خداوند به ما هدیه داده است» چه احساسی در کودک می‌‏آفریند؟ آیا این‏ گونه جملات در میزان حرف‏‌شنوی و همراهی کودک با پدر مؤثر نخواهد بود؟

البته تعریف و تمجید در صورتی مطلوب است که غیر واقعی و غیرمنطقی نباشد و کودک را دچار توهم و کبر و غرور نسازد. رعایت اندازه نیز در آن شرط است. افراط در تعریف، ارزش آن را نزد کودک از بین خواهد برد.

پرهیز از زیاده‏روی در محبت‏

نکته مهم در محبت به فرزند، دقت در اندازه و تشخیص جای درست برای محبت نمودن است.

معنای محبت عبارتست از: دوست داشتن واقعی و ابراز این علاقه به گونه‌‏ای که با مصالح و منافع محبوب در زمان حال و آینده متضاد نباشد.(۱۱)

طبق این تعریف، بسیاری از رفتارها که به قصد محبت انجام می‌‏شود اما متحمل ضرری برای کودک است جزء محبت به حساب نمی‏‌آید. تأیید رفتارهای نادرست کودک، با خندیدن به حرف‏‌های ناشایست، بخشیدن‌‏های بی‏‌حساب و … نمونه‏‌هایی از انحراف در محبت هستند. گاهی مخفی ساختن محبت، از محبت ناشی می‌‏شود.

محبت نباید فرصت‏‌های مناسبی را که در دوران کودکی می‏‌تواند موجب تجربه‏ اندوزی و سخت کوشی فرزندان گردد، را سلب کند. با یاری رساندن احمقانه، کودک به خدمت دیگران عادت می‏‌کند. اظهار نگرانی شدید به هنگام یک حادثه معمولی، مشکلی را حل نمی‏‌کند و  فقط کودک را از فهم درست وقایع محروم می‏‌سازد.

امام باقر می‏‌فرماید: «بدترین پدران کسانی هستند که در محبت و نیکی به فرزندان زیاده‌‏روی می‏ نمایند.»(۱۲)

۲-بازی دوستانه با کودک‏

بازی، مجموعه فعالیت‏‌هایی است که کودکان به منظور سرگرمی، تفریح، فرار از غم و کدورت و کشف مجهولات بدان روی می‌‏آورند و در حین آن، انرژی‏‌های فراوان خود را تخلیه می‏‌کنند.

«طفل چه تنها و چه در میان جمع، دائماً در جست و خیز، دویدن، خندیدن، گریستن، حرف زدن، ادا درآوردن، ساختن و ویران کردن است. از این و آن در همه مسائل تقلید می‏‌کند و براین اساس حواس خود را مهارت می ‏بخشد. به توانایی‌‏ها و نقاط ضعف خود پی می‌‏برد، از اسرار جهان و پدیده‌‏ها سر درمی‌‏آورد و موضع خود را در برابر امور و جریانات مشخص می‏‌کند.»(۱۳)

«بازی کودک، نشانه سلامت روانی اوست. امروزه ثابت شده کودکانی که به اندازه و به درستی بازی نمی‏‌کنند. از رشد ذهنی بهره کمی دارند و در بزرگی منزوی می‌‏گردند.»(۱۴)

جایگاه پدر در بازی کودک‏

پدر از دو طریق عمده می‏‌تواند در مسیر بازی، مدیریت تربیتی خود را اعمال نموده و به نحوی مطلوب و مطابق با ویژگی‏های کودک، او را در مسیر هدایت سوق دهد. این دو طریق عبارتند از:

۱- ایجاد زمینه و فضای مناسب برای بازی و تهیه اسباب‌بازی‏‌های مفید.

۲- بازی با کودک و دخالت مستقیم در بازی.

پدر موظف است فضای سالمی را جهت بازی کودک فراهم نماید و به ایشان فرصت و مجال بازی بدهد. این فضای مناسب در اغلب خانواده‏‌ها، همان محیط خانه است اما در برخی خانواده‏‌ها که به دلیل کوچکی خانه و یا وجود فرد بیمار و … امکان بازی کودکان در منزل نیست و مجبورند برای بازی به کوچه و یا پارک مراجعه کنند، این وظیفه پدر است که از سلامت محل، اطمینان یافته و جای مناسب را برای بازی کودکان فراهم نماید. نه این که به بهانه نبودن جای مناسب دائماً مزاحم بازی کودکان شده و ایشان را مضطرب سازند. گاهی دیده می‏‌شود که برخی از والدین از روی خودخواهی و یا تفکر نادرستی که از تربیت دارند، مزاحم بازی کودکان می‏‌شوند. یا آن که به بازی اطفال بها نمی‏‌دهند و حتی بعضاً بازی را عملی بیهوده و یا نوعی بدرفتاری و اهانت به خود دانسته و دائماً با ملامت و عکس‌‏العمل‏‌های منفی بازی اطفال را خراب می‏‌کنند. و به شدت موجب نفرت و ناراحتی و حتی ایجاد حس انتقام‏‌جویی در کودکان می‏‌شوند:

«هرگاه بخواهیم از دیدگاه ارزش‏‌های رایج جامعه بزرگسالان و عدم توجه به شرایط روحی خاص کودک، فعالیت‏‌هایی را که تحت عنوان بازی از کودک سر می‏زند، سرکوب نماییم، کودک به شیطنت و خرابکاری، دروغگویی و غیره متوسل می‏‌شود که این اعمال خود طرد بیشتری را از جانب والدین باعث می‏‌شود و این عامل به عقیده هورنای، زمینه را برای پیدایش اضطراب اساسی فراهم می‏‌کند»(۱۵)

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که: بگذار فرزندت تا هفت سال بازی کند.(۱۶)

همچنین پدر موظف است با تهیه اسباب‏‌بازی‏‌های مناسب و بی‏‌خطر، طفل را جهت بازی بهتر و شاداب‌‏تر یاری نماید. در این خصوص بهتر است که نوع وسایل بازی به گونه‌‏ای باشد که کودک با تلاش و فعالیت خود از آنها لذت ببرد تا هم انرژی بیشتری صرف بازی کند و هم از فکر و خلاقیت و ابتکار استفاده نماید. برای یک پسر بچه، داشتن کامیونی که بر آن باری حمل کند و سپس حمل آن را خالی نماید بسیار لذت‏بخش‏‌تر است از یک ماشین کوکی که خودش حرکت کند و بایستد و او فقط نظاره‏‌گر باشد. تهیه این گونه وسایل آسانتر و ارزانتر نیز هست.

چنانچه کودکان تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار نگیرند و سلیقه بزرگترها هم به آنها تحمیل نشود، خود به این گونه وسایل بازی روی می‏‌آورند: «موریس دبس» مربی معروف فرانسوی می‌گوید:

«غالباً ما بزرگسالان وقتی می‏‌بینیم که کودک، عروسک بی‌‏ریخت یا اسب چوبی رنگ‌‏رفته و کهنه را می ‏پسندد، به نظرمان عجیب و نامفهوم می‌‏آید. اما باید این کار کودک برای ما درسی باشد. اسباب‏‌بازی‏‌های گرانبها و پر زرق و برق، تنها خودستایی و خودنمایی کسی را ارضاء می‏‌کند که آنها را به کودک هدیه کرده است.»(۱۷)

«باید توجه داشت که با تهیه وسایل غیرضروری و گران قیمت که معمولاً اطفال دیگر از آن بی‏ بهره‌اند، روحیه اشرافی و رفاه‏‌زده در کودک ایجاد نشود تهیه وسایل گرانبها که غالباً از کشورهای صنعتی و به قیمت‏‌های گزاف وارد می‏‌شوند، نتیجه‏‌ای جز پر کردن جیب سرمایه‌داران خارجی و تضعیف اقتصاد ملی خودمان را به دنبال ندارد.»(۱۸)

بازی با کودک و دخالت مستقیم در بازی

حضور مستقیم پدر در بازی کودک، مسئله مهمی در تربیت محسوب می‏‌شود. بازی با کودک برای پدر راهگشای مسیر تربیت بوده و قواعد سخت تربیتی در کلاس بازی برای مربی و متربی آسان و ممکن خواهد شد.

علاقه زیاد کودک به بازی موجب علاقمندی او به همبازی نیز خواهد شد. هر کسی به راحتی می‏‌تواند از طریق بازی، دل ساده و پاک کودک را به دست آورده و با محبوبیتی که کسب می‏‌کند بر روح و روان وی تأثیر بگذارد. پدر در امر تربیت علاوه بر نیازی که به این محبوبیت دارد، به شناختی هم که از طریق بازی نسبت به کودک به دست می ‏آورد نیازمند است در حقیقت: «بازی وسیله‌‏ای است برای کشف دنیای پنهان کودک و شناخت دنیای وجودی او. چه بسیارند خوی‏ها و رفتارها، حب و بغض‏ها، کین و مهرها که در کودک پنهانند و مربی را به شناخت آن دسترسی نیست مگر آنگاه که او را به بازی وادارد و یا بازی او را با خود و دیگران مشاهده کند … در سایه این کشف‏‌هاست که می‏‌توان، در پی اصلاحش کوشید و عوارض و نابسامانی‌‏ها را در او اصلاح کرد و یا جنبه‌‏های مثبت او را تقویت نمود. حتی در اصلاح و درمان نابسامانی‏‌های کودک یکی از راه‏‌ها و شیوه‏‌ها، شیوه بازی‌درمانی است که در سایه آن می‏‌توان بسیاری از اختلالات را از بین برد.»(۱۹)

همچنین پدر می‌‏بایست در ضمن بازی، هدف تربیتی خویش را مد نظر داشته و در سایه بازی به کودک درس بیاموزد. خلاقیت و تفکر را در او بوجود آورد، نه آن که صرفاً کودک را هیجان‌‏زده نموده و فقط موجبات خنده و شادی او را فراهم آورد. توجه به این اصل مهم تا حد زیادی نوع بازی‏‌ها را مشخص می‏‌نماید که متأسفانه کمتر به این مقوله در بازی با کودکان توجه می‏‌شود.

در بازی کودک با پدر، تفاوت‏‌های آشکاری نسبت به بازی کودک و مادر و حتی همسالان دیده می‏‌شود. بازی کودک و پدر، معمولاً دارای هیجان، تحرک و فعالیت و شور بیشتری بوده و از دیگر بازی‏‌ها متمایز است. لذا ذکر این نکته لازم به نظر می‏‌رسد که: هر چند قوام بازی، به ایجاد شادی و نشاط برای کودک است، اما ممکن است پدر، ناخواسته از طریق بازی‏‌های جنجالی و هیجان‏‌زا، موجبات ضعف اعصاب و بدخوابی کودک را فراهم کند.

در حین بازی توجه به سن کودک، توانایی‏‌ها و ظرفیت و افکار کودکانه ضروری است. شرکت دادن کودکان در بازی‏‌های سخت، ترسناک و یا بازی‏‌های ویژه افراد بزرگتر، موجب قویتر شدن و یا رشد عقلانی سریع‏تر کودک نمی‏ شود بلکه ممکن است طفل را دچار تضاد و اختلال کند.

برای هر پدری با هر میزان از اطلاعات و فرهنگ، بازی کردن با کودک، بهتر از ترک بازی است. گاهی تصور نادرست از مردانگی، بی ‏حوصلگی و کسالت و یا خستگی و درگیری بیش از حد در مسائل کاری، پدر را از بازی با کودک باز می‏‌دارد و موجب ایجاد شکاف عاطفی بین پدر و کودک می‌‏گردد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که الگوی انسانیت بود، با وجود مشغولیت‏‌های فراوان و مسئولیت‏‌های سنگین، گاهی اوقات با کودکان همبازی می‌‏شدند و آن قدر از این طریق به آنان محبت می‏‌نمودند که همواره محبوب کودکان بودند. ابن ابی ‏نجیح می‏‌گوید: «امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) بر پشت پیامبر سوار می‏‌شدند و حل حل می‏‌گفتند و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏‌فرمودند: نیکو شتری است شتر شما.»(۲۰)

آن حضرت از اشکال مختلف بازی با کودکان ابائی نداشتند و آن را مخالف شأن خود نمی‏‌دانستند و خطاب به اصحاب نیز می‏‌فرمودند: «هر کس کودکی دارد، باید با او کودکانه رفتار نماید.»(۲۱)

انسیه نوش ‏آبادی

پی‏‌نوشت‌ها
۱) عبدالعظیم کریمی، هشدارها و نکته‏های تربیتی، ص ۷۱
۲) دکتر علی قائمی، تربیت و بازسازی کودکان، ص ۲۷۹
۳) ویلیام سیرز، پدر و پرورش فرزند، ترجمه پروین فرهادی، ص ۲۷
۴) همان، خلاصه ص‏۳۰
۵) حاج شیخ عباس قمی، نگاهی بر زندگی چهارده معصوم، ص ۵۲۲
۶) ویلیام سیرز، همان، ص ۱۳۳
۷) حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت، محمدجواد طبری به نقل از العیال، ص‏۹۳
۸) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‏۱۵، ص‏۱۹۴
۹) همان، ص‏۲۰۳
۱۰) غلامعلی افروز، خلاصه مقالات تربیت دینی کودکان، ص‏۴۲
۱۱) علیرضا رجایی تهرانی، سیمای کودک نوجوان و جوان در آثار شهید مطهری، ص ۴۶- اقتباس.
۱۲) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج‏۹۵، ص‏۸۷
۱۳) دکتر قائمی، همان، ص‏۱۷۴
۱۴) بهرام احمدیان، حقوق فرزندان از دیدگاه اسلام، ص‏۱۲۳
۱۵) دکتر سیامک رضا مهجور، روانشناسی بازی، ص‏۱۲۱
۱۶) مجلسی، اصول کافی، ج‏۲، ص‏۹۴
۱۷) محمدعلی سادات، راهنمای پدران و مادران، ص‏۵۱-
۱۸) همان، اقتباس از ص‏۵۱ و ۵۲-
۱۹) دکتر علی قائمی، نقش پدر در تربیت، ص‏۱۹۲
۲۰) بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۲۸۵
۲۱) شیخ حر عاملی، همان، ج‏۲۱، ص‏۴۸۶
منبع: پیام زن؛ شماره ۲۱۰