مدرسه چهار باغ

مدرسه چهارباغ اصفهان، مدرسه علوم دینی است که به دستور شاه سلطان حسین صفوی در چهارباغ اصفهان بنا شد. این مدرسه را مدرسه سلطانیه و مادرشاه نیز نامیده‌اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این مدرسه به مدرسه امام صادق(ع) تغییر نام یافت.

دوره اوج آموزش علمی در این مدرسه در زمان صفویه بود و بعد از آن رو به افول گذاشت. اگرچه هم اکنون نیز طلابی در این مدرسه تحصیل می‌کنند اما در دوران معاصر این مدرسه بیشتر از جنبه تاریخی و هنری مورد توجه قرار دارد. از جمله اساتید بزرگ این مدرسه، میر محمدباقر خاتون آبادی، میرمعصوم خاتون‌ آبادی، میرابوالقاسم مدرّس خاتون‌آبادی، سید محمدباقر شفتی، شیخ ابوالقاسم نورائی سدهی، آقا محمدرضا قمشه‌ای، شیخ اسداللّه قمشه‌ای و میرعبدالحسین خاتون‌ آبادی بوده‌اند.

مدرسه چهارباغ از آثار ملی ایران محسوب می‌شود و معماری آن مورد توجه هنرمندان و گردشگران قرار دارد.

این مدرسه در قسمت‌های برجای مانده از وقف نامه آنجا، به نام «مدرسه سلطانی»[۱] و یک بار نیز «مدرسه سلطان حسینیه»[۲] خوانده شده و اگرچه نه در وقف نامه مذکور و نه در کتیبه‌های متعدد ساختمان مدرسه، نامی از مادر سلطان حسین به میان نیامده است، اما آنجا را مدرسه مادرْشاه نیز خوانده‌اند،[۳] زیرا مادرشاه دو بنای مجاور مدرسه، یعنی سرای فتحیه و بازار شاهی (یا بازارچه بلند)، را وقف مدرسه چهارباغ و طلاب آنجا کرد.[۴] این مدرسه، بدین جهت که در خیابان چهارباغ واقع شده است مدرسه چهارباغ نامیده می‌شود.

قدمت

به گزارش خاتون آبادی[۵] بنای مدرسه در ۱۱۱۶ شروع شد و در ۱۱۱۸ تقریبا به پایان رسید، اما تاریخ کتیبه‌های مدرسه متفاوت است؛ از ۱۱۰۴ که تاریخ کتیبه عمودی داخل گنبد است تا ۱۱۲۲ که بر کتیبه خارجی گنبد نوشته شده است.[۶] وقف نامه‌های متعدد مدرسه نیز اغلب در ۱۱۲۳ و ۱۱۲۴ تنظیم شده‌اند.[۷] در مجموع، بنای اصلی مدرسه در ۱۱۱۹ انجام یافته و در سالهای بعد بر تزیینات آن افزوده شده است.[۸] سلطان حسین در ذیحجه ۱۱۱۸ محمدباقر خاتون آبادی را به مدرّسی مدرسه برگزید،[۹] اما افتتاح رسمی مدرسه و آغاز تدریس در آن چند سال به تعویق افتاد.

جشن بازگشایی

مدرسه سلطانی روز جمعه ۱۰ رجب ۱۱۲۲، با حضور شاه و جمعی از علما و امرا و مشاهیر، به شکل رسمی افتتاح شد.[۱۰] خاتون آبادی[۱۱]شرح مفصّلی از این مراسم باشکوه ارائه کرده و اجتماع مجلس افتتاح را در دولت صفویه بی‌سابقه دانسته است. حجره‌های مدرسه در این مجلس، به تصدیق مدرّس مدرسه، میان طلاب تقسیم شد.

اولین استاد

مدرسه چهارباغ۲.JPG

سلطان حسین همچنین از خاتون آبادی خواست تا به عنوان مدرّس مدرسه، نخستین درس را آغاز کند، اما وی برای احترام و رعایت مقام علمی آقاجمال الدین خوانساری از او خواست که اولین درس را بگوید و سپس خود برخی کتابهای فقه و اصول را تدریس کرد.[۱۲]

مورد وقف

هدف از تأسیس این مدرسه، چنان که از وقف نامه آن برمی‌آید، تعلیم علوم دینی بود، اما متولی بر تعظیم برخی شعائر، هم چون برگزاری مجالس مذهبی در وفیات و اعیاد و افطار و احیا در رمضان، تأکید فراوان داشته و صدها تومان از درآمد موقوفات را به این امور اختصاص داده است.[۱۳] حجره‌ای نیز به نام سلطان حسین در این مدرسه ساخته شده بود که شاه‌گاه در آن جلوس و تدریس می‌کرد یا هنگام سرکشی به مدرسه در آن فرود می‌آمد.[۱۴] انتساب این حجره به شاه حاکی از اهمیت مدرسه سلطانی نزد اوست.

مسئولان مدرسه و وظایف آنان

نخستین متولی شرعی مدرسه سلطان حسین بود. او این سمت را پس از خود از آنِ پادشاه زمان دانسته است.[۱۵]

وقف نامه مدرسه، جزئیات مهمی از نظام اداره و شرایط و وظایف عمومی اهل مدرسه در اختیار می‌نهد: بالاترین مقام اداره کننده مدرسه متولی شرعی بود. او مدرّس، مستوفی سرکار موقوفات، خادم باشی (یا سرکارِ عمله) و کتابدار مدرسه را تعیین می‌کرد. مدرّس دومین مقام مدرسه بود. او علاوه بر نظارت بر گزینش طلاب و تقسیم حجره‌ها، «تفتیش احوال» و تصدیق «تدین و حسن خدمت» خدمه مدرسه را نیز برعهده داشت. مدرّس می‌توانست، به تشخیص خود، محصلان بی‌صلاحیت را از مدرسه اخراج کند.[۱۶] طبیب مدرسه نیز به میل او و سایر طلاب از میان اطبای دربار برگزیده می‌شد.[۱۷] اغلب قبوض مخارج و پرداخت ها نیز می‌بایست به مهر مدرّس می‌رسید.[۱۸]

حقوق و وظایف کارکنان

مدرّس در قبال این وظایف، سالیانه ۵۲ تومان و هفت هزار دینار حق التدریس، و بیست تومان نیز «علاوه بر حق التدریس» می‌گرفت.[۱۹] مستوفی سرکار موقوفات وظیفه نظارت بر موقوفات و تحصیل و ضبط درآمدهای آن و نظارت بر هزینه کردن این درآمدها در امور مقرر در وقف نامه را برعهده داشت و مقرری او سالیانه دوازده تومان بود.[۲۰]

خادم باشی، که سرکارِ عمله مدرسه بود، می‌بایست در اکثر یا تمام اوقات روز در مدرسه حاضر می‌بود و به نظم و پاکیزگی و حسن اجرای وظایف عمله رسیدگی می‌کرد. او هشت خدمتکار دائم و خدمه فصلی را سرپرستی می‌کرد و حقوقش سالیانه دوازده تومان و حقوق هر خدمتکار ۲۵ ریال بود. دو چراغی/ چراغچی، سه فراش، سه دربان، دو آب کش (حیاض)، یک باغبان و یک کفشدار نیز، با حقوق ۲۵ ریال در سال، زیر نظر خادم باشی مشغول به کار بودند.[۲۱]

کتابدار مدرسه، به دستور متولی انتخاب می‌شد. او می‌بایست در حفظ کتابهای وقفی می‌کوشید و در اکثر اوقات مطالعه طلاب در خدمت آنان می‌بود. حقوق کتابدار سالیانه هفت تومان بود.[۲۲]

تحویلدار مدرسه، یکی دیگر از کارکنان عالی منصب بود که سالیانه هفت تومان مقرری و سه تومان علاوه بر حق السعی دریافت می‌کرد و وظیفه‌اش ضبط فرشها، مسینه آلات و ظروف و سایر اشیایی بود که طلاب به امانت می‌بردند. وی هم چنین تقسیم سوخت میان اهالی مدرسه را برعهده داشت.[۲۳]

محصلان مدرسه سلطانی نیز از موقوفات مدرسه وظیفه می‌گرفتند، مشروط بر آنکه “از فرقه محقّه ناجیه شیعه اثناعشریه کثرهم اللّه و صحیح الاعتقاد و متدین و ظاهرالصلاح بوده، به فساد اعتقاد و شرارت موصوف نباشند و حجره خود را معطل نگذارند و به تحصیل علوم دینیه مشغول باشند و موافق عادت و متعارف در آنجا سکنی نمایند و مدرّس مدرسه مبارکه ایشان را در آن مدرسه جا داده، به جهت ایشان تعیین حجره نموده باشد”.[۲۴] واقف موقوفات مدرسه در دو جای وقف نامه[۲۵] مبالغی را برای تقسیم میان حجره‌های طلاب معین کرده است. از میزان این مبلغ چنین برمی‌آید که مدرسه ۱۴۲ حجره قابل سکونت داشته است.[۲۶] واقف در مجموع ۱۵۰۰ تومان تبریزی برای تقسیم میان حجره‌ها تعیین کرده است، بدین قرار که به هر حجره، فارغ از آنکه یک یا دو تن در آن ساکن باشد، روی هم رفته روزانه دویست دینار تعلق گیرد، مازاد این تقسیم نیز بالسویه میان حجره‌ها قسمت شود و اگر درآمد موقوفات کمتر از حد معین باشد مقرری طلاب و مدرّس به یک نسبت کاهش یابد.[۲۷] یک تن از محصلان نیز به صلاحدید و تصدیق مدرّس به عنوان «رئیس طلبه» برگزیده شود و روزانه صد دینار بیش از دیگران به او داده شود.[۲۸] بدین ترتیب، طلاب مدرسه سلطانی سالیانه در حدود ۷/۱ تومان مقرری داشته‌اند.

اگر گزارش خاتون آبادی[۲۹] از مقرری سالیانه طلاب یک مدرسه معمولی آن دوره را معتبر بشماریم، طلاب مدرسه سلطانی درحدود سه ونیم برابر سایر مدارس مقرری داشته‌اند.

آنان از مزایای دیگری نیز بهره‌مند بودند؛ سلطان حسین موقوفات جداگانه‌ای وقف مدرسه کرد تا مخارج درمان اهل مدرسه سلطانی از محل درآمدهای آن تأمین شود، یکی از پزشکان حاذق دربار را نیز به خدمت طلاب و مدرّس اختصاص داد.[۳۰] شاه به تأمین مایحتاج محصلان مدرسه اهتمامی ویژه داشت.[۳۱] بانوی بنیان گذار مدرسه نیز به همراه گروهی از زنان هفته‌ای یک بار به مدرسه می‌آمد، لباسهای چرک ساکنان مدرسه را جمع می‌کرد و به جای آن لباس تمیز می‌آورد.[۳۲] شام و ناهار طلاب نیز‌گاه از آشپزخانه خاصه فراهم می‌شد. بی‌جهت نیست که گفته‌اند آسایش اهل مدرسه سلطانی چندان بود که اغلب موجب خوش گذرانی و کاهلی آنان می‌شد.[۳۳] گوبینوی فرانسوی نیز با ستایش از زیبایی و شکوه مدرسه، آنجا را محلی نامناسب برای تعلیم آموزه بی‌ارزشی مال دنیا می‌داند.[۳۴]

درآمد مازاد بر مصرف

طبق وقف نامه مدرسه، مازادِ بر مصرف مقرر از درآمد موقوفات، زیرنظر مدرّس و متولی، می‌بایست در امور دینی (از جمله فرستادن چند نفر به حج نیابی و زیارت اماکن متبرکه، برگزاری مراسم سوکواری و افطاری دادن به افراد مستحق) به تفصیلی که در وقف نامه آمده، صرف می‌شد.[۳۵]

درس ها

علوم جایزالتدریس، بنابه وقف نامه، محدود بوده است به حدیث اهل بیت، تفسیر، فقه و اصول و مقدمات آنها هم چون صرف و نحو عربی و منطق و سایر علومی که تعلیم و تعلم آنها مشروع است، مدرّس مدرسه نیز از «مباحثه کتب حکمتِ صرف و تصوف» برحذر داشته شده و ضمنا تأکید گردیده است که حداقل یک درس از «کتب مشهوره احادیث شریفه اهل بیت» همواره در برنامه درسی مدرسه باشد.[۳۶] متولی، مقررات مندرج در وقف نامه را شرایط دائم تحصیل و سکونت در مدرسه دانسته و فقط به متولیان آینده اجازه داده است تا با حفظ این شرایط دائم، برای افزایش «نظم امور مدرسه و اشتغال طلاب به تحصیل» در نوبت تولیت خود شرایطی موقت وضع کنند.[۳۷] در هر صورت، در دوره‌های بعد گزارش هایی از تدریس حساب و هندسه و نجوم و هیئت و حتی حکمت در این مدرسه وجود دارد.[۳۸]

کتابخانه مدرسه

شاه سلطان حسین کتابخانه مفصّلی نیز وقف مدرسه سلطانی کرد.[۳۹] به گزارش تحویلدار کتابخانه، میرزاحسین خان، در زمان حمله افغانها به اصفهان، مدرّس مدرسه سلطانی کتابهای کتابخانه را در سرداب خانه خود پنهان کرد و بسیاری از آنها به مرور از بین رفت.[۴۰]

سرنوشت مدرسه، پس از صفویه

پس از برافتادن صفویه، به تدریج از عظمت مدرسه چهارباغ کاسته شد. بی‌تردید موقوفات پرشمار این مدرسه نیز آسیب و کاهش پذیرفت.[۴۱] اولیویه، دولتمرد و پزشک فرانسوی، کمتر از صد سال پس از تأسیس مدرسه آنجا را دیده است. به گزارش او،[۴۲] مدرسه چهارباغ که پیشتر قریب چهار پنج هزار طلبه داشته، در اوایل حکومت فتحعلی شاه حکومت: ۱۲۱۱۱۲۵۰ بیش از چهارصد طلبه نداشته است. اصفهانی[۴۳] نیز شمار ساکنان مدرسه را در ۱۳۰۲ش، ۵۵ تن ذکر کرده است. او هم چنین حکایتی از اوایل دوره قاجار نقل کرده که حاکی از افول حیات علمی مدرسه است. بنابر گزارش وی،[۴۴] هیچ یک از طلاب مدرسه نمی‌دانستند چگونه بر جنازه نماز میت بگزارند و یک بار که طلبه‌ای داوطلب این کار شد دو رکعت نماز مانند نماز صبح بر جنازه خواند و پس از آنکه این خبر به علمای نجف رسید، کسانی روانه اصفهان شدند و آموزش علوم دینی را احیا کردند.

مدرسه چهارباغ پس از شهریور ۱۳۲۰ بازگشایی شد[۴۵] و در ۱۳۲۳ش به جای کتابخانه قدیمی آن کتابخانه‌ای به نام کتابخانه فرهنگ ساخته شد.[۴۶]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نام مدرسه چهارباغ و کتابخانه آن به «مدرسه علمیه امام جعفرصادق» و «کتابخانه عمومی امام جعفرصادق» تغییر یافت. این مدرسه هم اکنون[۴۷] از مدارس طلبه نشین حوزه علمیه اصفهان است.

استادان برجسته

از مدرّسان مشهور مدرسه چهارباغ، علاوه بر میر محمدباقر خاتون آبادی و فرزندش میرمحمد که در ۱۱۲۳ به نیابت از او و پس از وفات پدر در ۱۱۲۷ رسما مدرّس مدرسه شد،[۴۸] میرمعصوم خاتون آبادی (متوفی ۱۱۵۵) و میرابوالقاسم مدرّس خاتون آبادی (متوفی ۱۲۰۳) بودند. خاتون آبادی را مدرّس رسمی انتصابی حکمت در مدرسه چهارباغ دانسته‌اند. حجت الاسلام سید محمدباقر شفتی، از مراجع تقلید (متوفی ۱۲۶۰)، شیخ ابوالقاسم نورائی سِدِهی، فقیه و اصولی (متوفی ۱۳۰۵/۱۲۶۷ش)، آقا محمدرضا قمشه ای، فیلسوف و عارف (متوفی ۱۳۰۶)، شیخ اسداللّه قمشه ای، مدرّس حکمت و ریاضیات (متوفی ۱۳۳۴/ ۱۲۹۵ش) و سرانجام میرعبدالحسین خاتون آبادی، مشهور به سیدالعراقین (متوفی ۱۳۵۰/۱۳۱۰ش) از مشهورترین مدرّسان این مدرسه تا پیش از تعطیلی آنجا در مدتی از دوره حکومت پهلوی اول بوده‌اند.[۴۹]

پی نوشت ها:

  1. رک. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، جاهای متعدد
  2. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، جاهای متعدد
  3. هنرفر، ص۶۸۵؛ نیز رک. گوبینو، ص۲۰۰
  4. قزوینی، ص۸۱؛ رفیعی مهرآبادی، ص۴۴۵
  5. تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۵۶
  6. برای گزارشی از اشعار، عبارتها و مادّه تاریخهای نگاشته بر کتیبه‌های مدرسه رک. رفیعی مهرآبادی، ص۴۴۵۴۶۶
  7. برای آگاهی از متن پانزده وقف نامه مدرسه رک. سپنتا، ص۱۲۰۲۸۶
  8. رفیعی مهرآبادی، ص۴۴۸
  9. خاتون آبادی، تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۵۶
  10. خاتون آبادی، تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۵۹۵۶۰؛ قس تبریزی، ص۲۹۱ رجب ۱۱۲۱
  11. خاتون آبادی، تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۵۹۵۶۰
  12. خاتون آبادی، تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۶۰۵۶۱
  13. رک. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۲۹۱۳۰، ۱۶۲ ۱۶۴، ۱۹۹
  14. رفیعی مهرآبادی، ص۴۶۶۴۶۷
  15. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۷۴
  16. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۷۱۷۰
  17. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۲۲۳
  18. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، جاهای متعدد
  19. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۹، ۱۹۸، ۲۷۶
  20. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۷، ۱۹۸
  21. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۷۱۶۹، ۱۸۶
  22. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۷
  23. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۷، ۱۸۶، ۱۹۰
  24. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۷۰
  25. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۹۱۷۰، ۱۹۷۱۹۸
  26. قس خاتون آبادی، تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۵۷، که شمار حجره‌های مدرسه را در زمان تأسیس ۱۵۰ باب دانسته است
  27. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، همانجاها
  28. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۹۱۷۰
  29. تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۵۶
  30. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۲۱۸۲۲۳
  31. رک. تبریزی، ص:۲۹۱
  32. گوبینو، ص۲۰۱
  33. رک. جابری انصاری، ص۲۹۹ ۳۰۰
  34. گوبینوی، ص۲۰۱۲۰۲
  35. رک. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۲۸۱۲۹، ۱۶۲۱۶۶، ۱۹۹، ۲۳۲۲۳۳
  36. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۶۹
  37. «رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، ص۱۷۰
  38. برای نمونه رک. اولیویه، ص۱۱۵
  39. برای وقفنامه کتابخانه رک. جعفریان، ج۲، ص۷۴۶ ۷۴۸
  40. تحویلدار، ص۸۱
  41. رک. جابری انصاری، ص۳۰۰، ۳۰۴
  42. اولیویه، ص۱۱۵
  43. اصفهانی، ص۸۴
  44. اصفهانی، ص۸۰
  45. موحد ابطحی، ج۲، ص۱۴۶
  46. موحد ابطحی، ج۲، ص۱۳۷
  47. ۱۳۸۶ش
  48. خاتون آبادی، تتمیم محمدسعید طباطبائی، ص۵۶۴، ۵۶۹
  49. رک. موحد ابطحی، ج۲، ص۱۴۱۱۴۹

منابع:

 اولیویه، گیوم آنتوان، سفرنامه اولیویه، ترجمه محمدطاهر میرزا، چاپ غلامرضا ورهرام، تهران، ۱۳۷۱ش.

تبریزی، محمدزمان بن کلبعلی، فرائد الفوائد: در احوال مدارس و مساجد، چاپ رسول جعفریان، تهران، ۱۳۷۳ش.

تحویلدار، حسین بن محمدابراهیم، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران، ۱۳۴۲ش.

جابری انصاری، محمدحسن، تاریخ اصفهان و ری و همه جهان، (اصفهان)، ۱۳۲۱ش.

جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، ۱۳۷۹ش.

جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، به کوشش محمدرضا ریاضی، تهران، ۱۳۷۶ش.

خاتون آبادی، عبدالحسین، وقایع السنین و الاعوام، یا، گزارشهای سالیانه از ابتدای خلقت تا سال ۱۱۹۵ هجری، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران، ۱۳۵۲ش.

رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آثار ملی اصفهان، تهران، ۱۳۵۲ش.

رونوشت وقفنامه مدرسه سلطانی اصفهان»، در عبدالحسین سپنتا، تاریخچه اوقاف اصفهان، اصفهان، ۱۳۴۶ش.

سپنتا، عبدالحسین، همان منبع.

قزوینی، ابوالحسن بن ابراهیم، فوایدالصفویه: تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، چاپ مریم میراحمدی، تهران، ۱۳۶۷ش.

گوبینو، ژوزف آرتور، سه سال در آسیا ۱۸۵۵ ۱۸۵۸، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ۱۳۶۷ش.

موحد ابطحی، حجت، ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ، اصفهان، ۱۴۱۸ق.

هنرفر، لطف اللّه، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ۱۳۵۰ش.

 منبع: ویکی شیعه