پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اهل بیت در آیینه شعر »

مدح اهل بیت در شعر خواجوی کرمانی.

اشاره:

کمال‌الدین ابوالعطاء محمودبن علی‌بن محمود، معروف به «خواجوی کرمانی» (زاده: ۶۸۹ ه‍.ق در کرمان – درگذشت: ۷۵۲ ه‍. ق در شیراز) یکی از شاعران بزرگ نیمهٔ اول قرن هشتم است. آرامگاه خواجو در تنگ الله اکبر شیراز است. وی از شاعران عهد مغول است و اشعاری در مدح سلاطین منطقه فارس در کارنامهٔ خود دارد. خواجوی کرمانی که به نخل‌بند شاعران نیز شهرت دارد. در اواخر سدهٔ هفتم هجری در کرمان زاده شد. زمان زایش او را به اختلاف بین ۶۶۹–۶۸۹ هجری ثبت کرده‌اند .

ابوالعطا کمال الدین محمود مرشدی متولد به سال ۶۸۹ و متوفی بسال ۷۵۳ هجری قمری.

روشنان قصر کحلی گرد خاک پای او

سرمه ی چشم جهان بین ثریا کرده اند

با وجود شمسه ی گردون عصمت فاطمه

زهره را این تیره روزان نام زهرا کرده اند

خون او را تحفه سوی باغ رضوان برده اند

تا از آن گلگونه ی رخسار حورا کرده اند

باز دیگر بر عروس چرخ زیور بسته اند

پرده ی زر بفت بر ایوان اخضر بسته اند

چرخ کحلی پوش را بند قبا بگشوده اند

کوه آهن چنگ را زرین کمر در بسته اند

اطلس گلریز این سیما بگون خرگاه را

نقش پردازان چینی نقش ششتر بسته اند

مهد خاتون قیامت می برند از بهر آن

دیده بانان فلک را دیده ها بربسته اند

[ صفحه ۲۲۴]

دانه ریزان کبوتر خانه ی روحانیان

نام اهل بیت بر بال کبوتر بسته اند

دل در آن تازی غازی بند کاندر غَزِو روم

تازیانش شیهه اندر قصر قیصر بسته اند

(دیوان. ص ۱۳۳- ۱۳۴)

منظومه ی محبت زهر او آل او

بر خاطر کواکب از هر نوشته اند

دوشیزگان پرده نشین حریم قدس

نام بتول بر سر معجز نوشته اند

(دیوان. ص ۵۸۴)

از آن بوصلت او زهره شد بدلالی

که از شرف قمرش در سراچه دربان بود

چون شمع مشرقی از چشم سایر انجم

ز بس اشعه ی انوار خویش پنهان بود

نگشت عمر وی از حی [۴۳۰] فزون ز روی حساب

چرا که زندگی او بحِّی حنّان بود

ورای ذروه ی افلاک آستانه اوست

زمرغزار فردایس آب و دانه اوست

بدسته بند ریاحین باغ پیغمبر

که بود نَیِّره ی برج قدس را خاور

[ صفحه ۲۲۵]

عروس نه تُتُقِ [۴۳۱] لاله برگ هفت چمن [۴۳۲]

تذرو هشت گلستان [۴۳۳] و شمع شش منظر

ز نام او شده نامی سه فرع [۴۳۴] و چار اصول [۴۳۵] .

بیمن او شده سامی دو کاخ و پنج قمر [۴۳۶] .

کهینه سوری [۴۳۷] بیت العروس اوساره ی [۴۳۸]

کمینه جاریه ی خانه دار او هاجر [۴۳۹] .

بمطبخش فلک دود خورده را در پیش

زمه طبقچه ی سیم وزمهر هاون زر

ز سفره ی انا املح [۴۴۰] طعام او نمکین

ز شکر انا افصح [۴۴۱] کلام او شیرین

(دیوان ص ۵۱۶)

[ صفحه ۲۲۶]

برگرفته از کتاب زندگانی فاطمه زهرا(س)نوشته آقای جعفر شهیدی